Search
Asset 2

حزب کمونیست چین با پول و فناوری از تروریسم جمهوری اسلامی حمایت می‌کند

حمایت چین از ایران با پول و فناوری؛ نقش حزب کمونیست چین در جنگ و تهدید اقتصاد جهانی
نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در میدان انقلاب تهران در تاریخ ۵ آوریل ۲۰۲۶.(Majid Saeedi/Getty Images)

نویسنده: اندرس کور

جمهوری اسلامی ایران به کشوری تبدیل شده که شکست‌دادن آن دشوار است. پس از آنکه تقریباً همه اهداف آشکار، از جمله رهبری ارشد کشور، نیروی دریایی، نیروی هوایی و پرتابگرهای موشک‌های بالستیک نابود شده‌اند، نیروهای نخبه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پراکنده شده و به زیرزمین رفته‌اند.

نیروهای نظامی ایران—که عناصر وابسته به سپاه پاسداران که از سوی برخی کشورها به‌عنوان گروه تروریستی شناخته می‌شوند مهم‌ترین بخش آن را تشکیل می‌دهند—به‌طور مقطعی ظاهر می‌شوند تا عبور و مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز را مختل کنند و به اسرائیل و تأسیسات نفتی کشورهای عربی حمله کنند. آن‌ها به همان سرعتی که ظاهر می‌شوند، ناپدید می‌شوند. این راهبرد «ضربه و پنهان‌شدن» برای متوقف‌کردن کشتیرانی در تنگه و افزایش متوسط قیمت بنزین در ایالات متحده به بیش از ۴ دلار در هر گالن کافی بوده است.

میانجی‌های ارشد جمهوری اسلامی در ۷ آوریل ادعا کردند که ایران همچنان ۴۵ هزار پهپاد و ۱۵ هزار موشک بالستیک در اختیار دارد تا بتواند این رویکرد را برای مدت نامحدود ادامه دهد. هرچند این ارقام احتمالاً اغراق‌آمیز است، اما ایران همچنان مهمات کافی برای به گروگان گرفتن نفت جهان در اختیار دارد.

جمهوری اسلامی هرچه بیشتر شبیه یک دولت شکست‌خورده به نظر می‌رسد که در آن گروه‌های تروریستی آزادانه فعالیت می‌کنند. همان‌طور که رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ اشاره کرده، مذاکره با کشوری که عملاً رهبری منسجمی ندارد دشوار است. این به معنای ضرورت جنگ با مردم یا تمدن ایران نیست؛ چنین رویکردی می‌تواند افکار عمومی جهان را علیه ایالات متحده بسیج کند.

گزینه‌های دیگری نیز وجود دارد. جنوب لبنان که تحت کنترل حزب‌الله است، به‌دلیل نیاز اسرائیل به ایجاد منطقه حائل در برابر موشک‌های تأمین‌شده توسط جمهوری اسلامی، در حال کوچک‌تر شدن است. حوثی‌ها که در عملیات مشترک با جمهوری اسلامی و حزب‌الله وارد جنگ شده‌اند نیز می‌توانند هدف قرار گیرند. همچنین صادرات نفت ایران می‌تواند از طریق عوارضی که ترامپ در ۶ آوریل پیشنهاد داد، تا حدی مشمول مالیات شود که سودآوری آن کاهش یابد.

کنترل بر نفت ایران—برای مثال از طریق تصرف جزیره خارگ—می‌تواند به ایالات متحده اهرم فشاری در برابر چین بدهد؛ کشوری که با دور زدن تحریم‌ها و خرید نفت، از نظر مالی جمهوری اسلامی را سرپا نگه داشته است. چین از پالایشگاه‌های کوچک موسوم به «تی‌پات»، بانک‌های کوچک و شرکت‌های پوششی در هنگ‌کنگ و سایر نقاط استفاده می‌کند تا ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را وارد کند و یوانی را که در پرداخت اولیه دریافت می‌کند، به هر ارز دیگری تبدیل کند.

چین و روسیه به‌دلیل حمایت و تشویق حکومت ایران در سال‌های گذشته، در وقوع این جنگ مسئول هستند و این حمایت همچنان ادامه دارد. آن‌ها در ۷ آوریل قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را که برای بازگشایی تنگه هرمز ارائه شده بود، وتو کردند. این قطعنامه از ایران می‌خواست حمله به کشتیرانی و تهدید همسایگان خود را متوقف کند. این قطعنامه توسط بحرین ارائه شده بود که هشدار داد بسته‌شدن این تنگه می‌تواند اقتصاد جهانی را بی‌ثبات کرده و ناامنی غذایی را تشدید کند. از این تنگه نه‌تنها نفت، بلکه کود شیمیایی نیز عبور می‌کند.

ایالات متحده از قطعنامه بحرین حمایت کرد و روسیه و چین را به‌دلیل تحمل این وضعیت که جمهوری اسلامی «اقتصاد جهانی را در معرض تهدید اسلحه قرار داده است» محکوم کرد.

مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد، اعلام کرد: «نهادهای چینی مقادیر قابل‌توجهی از قطعات مورد استفاده در پهپادهای تهاجمی و فناوری‌هایی که می‌توانند در موشک‌های بالستیک به‌کار روند را به ایران صادر کرده‌اند.» این انتقال‌ها گاهی نه‌تنها از طریق شرکت‌های چینی، بلکه از طریق شرکت‌های پوششی ایرانی، مالزیایی و هنگ‌کنگی انجام می‌شود. چین همچنین موشک‌های کروز ضدکشتی و موشک‌های زمین‌به‌هوا در اختیار ایران قرار داده است. در اوایل آوریل، جمهوری اسلامی دو هواپیمای جنگی آمریکا—یک اف-۱۵ئی و یک ای-۱۰—را سرنگون کرد.

حزب کمونیست چین به حمایت از ارتش ایران در جریان جنگ ادامه می‌دهد؛ از جمله از طریق تأمین پیش‌سازهای سوخت موشکی، اطلاعات نظامی مبتنی بر هوش مصنوعی و کمک‌های فنی برای بازسازی سامانه‌های موشک‌های بالستیک. این پیش‌سازها شامل پرکلرات سدیم هستند که از چین با حداکثر چهار کشتی با پرچم ایران ارسال شده‌اند. گوردون چانگ، کارشناس چین، توصیه کرده است که ایالات متحده این کشتی‌ها را توقیف کند و به شبکه فاکس‌نیوز گفته است: «این مسئله به اراده آمریکا برای تحمیل هزینه به چین بستگی دارد.»

اطلاعات نظامی مبتنی بر هوش مصنوعی چین—که تصاویر ماهواره‌ای، داده‌های کشتیرانی و رهگیری پروازها را تحلیل می‌کند—برای ایران حیاتی است تا بتواند دارایی‌های نظامی آمریکا و متحدانش را در فواصل دور به‌دقت هدف قرار دهد. گفته می‌شود شرکت‌های خصوصی چینی مرتبط با ارتش این کشور، مسیر انتقال این اطلاعات هدف‌گیری به جمهوری اسلامی را فراهم می‌کنند. این اطلاعات شامل داده‌های مکانی درباره ناوهای هواپیمابر آمریکا و دیگر تمرکزهای قدرت هوایی این کشور است.

با وجود اینکه این شرکت‌های چینی از نظر فنی خصوصی هستند، اما تحت کنترل حزب کمونیست چین قرار دارند؛ همان‌طور که بیشتر شرکت‌هایی که فعالیتشان به چین وابسته است نیز چنین وضعیتی دارند. این شرکت‌ها هرگز نمی‌توانند چنین اطلاعاتی را بدون رضایت و احتمالاً هدایت مقامات عالی‌رتبه حزب کمونیست چین—که به‌احتمال زیاد شامل شی جین‌پینگ نیز می‌شود—در اختیار ایران قرار دهند.

چین همچنین منابع مالی و فناوری‌های دوگانه نظامی در اختیار ایران قرار می‌دهد که برای تولید موشک‌های بالستیک و پهپادهای مسلح استفاده می‌شوند. با وجود وابستگی چین به نفت و گاز خاورمیانه، به‌نظر می‌رسد این کشور مایل است با ادامه واردات انرژی از ایران، به تداوم جنگ کمک کند. احتمالاً پکن به افزایش قیمت هیدروکربن‌ها کمتر اهمیت می‌دهد؛ زیرا در فناوری‌های انرژی‌های تجدیدپذیر برتری دارد. از زمان آغاز جنگ، بخش‌های پنل‌های خورشیدی و خودروهای برقی چین رشد چشمگیری داشته‌اند.

تا زمانی که حزب کمونیست چین شکست نخورد، دشمنان ایالات متحده که از سوی این حزب حمایت می‌شوند—از جمله سپاه پاسداران—همچنان تهدیدی برای آمریکا باقی خواهند ماند. شکست‌دادن حزب کمونیست چین مستلزم اعمال تحریم‌ها علیه کل بخش‌های اقتصادی این کشور، از جمله بخش بانکی و انرژی است؛ نه رویکردهای پراکنده‌ای که صرفاً افراد یا شرکت‌های کوچک دخیل در دور زدن تحریم‌ها را هدف قرار می‌دهند.

مرکز شبکه جهانی کشورهای سرکش و تروریسم در پکن قرار دارد؛ همان‌گونه که حمایت چین از جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داده است. اگر یک کشور دشمن شکست داده شود، جنگ در جایی دیگر ادامه خواهد یافت؛ اما اگر تأمین‌کننده مالی و لجستیکی این شبکه شکست بخورد، خودِ جنگ نیز می‌تواند پایان یابد.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: آندرس کور دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه ییل (۲۰۰۱) و مدرک دکترای دولتی از دانشگاه هاروارد (۲۰۰۸) است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی