وزارت خارجه آمریکا در تازهترین واکنش به افشای برخی از دارندگان خط سفید در ایران، جمهوری اسلامی را به ریاکاری متهم کرده و نوشته است که جمهوری اسلامی به طور علنی اینترنت را به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی و اخلاق عمومی اعلام میکند در حالیکه «مقامات رژیم» از «اینترنت سفید» بهرهمند میشوند که کنترلهای دولتی را دور میزند.
این نهادسیاسی در صفحه ایکس خود در روز جمعه ۲۸ نوامبر (۷ آذر) نگاشته است: «مردم ایران برای دسترسی به اینترنت جهانی با مشکلات فراوان روبهرو هستند، در حالی که رژیم حداقل چهار و نیم میلیارد دلار برای سرکوب دسترسی به اطلاعات دیجیتال صرف میکند به جای اینکه به نیازهای فوری مردم ایران مانند افزایش هزینههای زندگی، حفاظت از محیط زیست و خدمات بهداشتی رسیدگی کند.»
طی روزهای گذشته، ایجاد قابلیت جدید ایکس که به گفته مدیران آن، مکان حضور کاربران را مشخص میکند، موجی از واکنشها را در شبکههای اجتماعی برانگیخته است.
براساس گزارشها، این ویژگی جدید به همه کاربران ایکس امکان میدهد تا تشخیص دهند یک حساب کاربری با چه ابزاری به پلتفرم ایکس وصل میشود و حساب کاربری از کجا اداره میشود؛ معمولا نام یک کشور یا منطقه را نشان میدهد. این قابلیت از روز جمعه گذشته فعال شد.
با این حال، فعال شدن قابلیت جدید ایکس بار دیگر بحث استفاده از «اینترنت طبقاتی» را مطرح کرده است، مفهومی که به گفته برخی صاحبنظران شباهت زیادی با شیوه نظارت و کنترل مردم در سیستمهای کمونیستی و سوسیالیستی دارد.
دردسرهای فیلترشکن و امکانات خط سفید
در قابلیت جدید ایکس، مکان استقرار برخی از کاربران «ایران» درج شده است. کاربران شبکههای اجتماعی با استدلال اینکه شبکه اجتماعی ایکس در ایران فیلتر است و کاربران باید برای اتصال به این شبکه از ویپیان یا همان فیلترشکن استفاده کنند و موقعیت خود را کشوری غیر از ایران انتخاب کنند، معتقدند کاربران با موقعیتیابی ایران از «اینترنت طبقاتی» یا «خط سفید» استفاده کردهاند، که مختص افراد خاص مرتبط با حکومت است.
گلشن فتحی در صفحه ایکس خود نوشته است: «صبح فیلترشکن روشن میکنم که از اینستاگرام خرید آنلاین کنم، خاموش میکنم میروم، توی سایت پرداخت. روشن میکنم فیش میفرستم، خاموش میکنم اسنپ میگیرم بروم دانشگاه. روشن میکنم گروه تلگرام کلاس را ببینم، خاموش میکنم وارد سایت دانشگاه شوم؛ این یک برش از زندگی ما معمولیهاست.»
آرتور هوسپیان، کارآفرین نیز نوشت: «تولیدکنندهایم، فناور هستیم، روی لبه دانش حرکت میکنیم تا این کشور را بسازیم. اما بهجای حمایت، اینترنت و یوتیوبمان را بریدید، ابزارهایمان را بستید و سنگ انداختید… ما مستحقتر بودیم. هنوز هم مستحقتریم.»
در میان کسانی که براساس مکانیابی ایکس، مکان دسترسیشان به اینترنت، «ایران» ذکر شده است، شماری از مقامات، اعضای مجلس شورای اسلامی، کارشناسان سیاسی و افراد نزدیک به حکومت با نام حقیقی یا مستعار، برخی خبرنگاران و حتی تعدادی از زندانیان سابق سیاسی هستند.
تعدادی از این کاربران اعتراف کردهاند که با خط سفید و بدون نیاز به فیلترشکن به ایکس وصل میشدهاند. در این میان نام تعدادی از مقامات که مدعی استفاده از فیلترشکن بودند، همچنین اعضای مجلس موافق و مخالف فیلترینگ به همراه چند تن از فعالان سیاسی منتقد حکومت دیده میشود.
در این جریان، بحث چند هفته گذشته جلال رشیدی کوچی، عضو سابق مجلس شورای اسلامی، و حمید رسایی، عضو فعلی مجلس، درباره فیلترینگ اینترنت مورد توجه کاربران قرار گرفت. رشیدی کوچی، رسایی را متهم به داشتن خط سفید کرد، که رسایی آن را تکذیب کرد و کوچی نیز داشتن خط سفید خود را منوط به زمان نمایندگی مجلس اعلام کرد.
پس از مشخص شدن قابلیت مکانیابی، برخی کاربران ایکس این دو را متهم به استفاده از اینترنت رانتی جمهوری اسلامی کردند و بحث مناظره آنها درباره فیلترینگ را صرفا «نمایش ساختگی» برای «جذب مخاطب» خواندند.
همچنین کاربران، یکی از پستهای احسان چیتساز، معاون وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات جمهوری اسلامی، را منتشر کردهاند که در آن گفته بود: «وزارت ارتباطات به صراحت اعلام کرده و بارها تأکید داشته که اصلا قائل به اینترنت طبقاتی نیست. اینترنت طبقاتی یعنی تبعیض؛ یعنی محدودسازی گروهی از شهروندان به نفع عدهای خاص.»
نیما اکبرپور، روزنامهنگار، با اشاره به سخن این مسئول جمهوری اسلامی و اشتراکگذاری تصویر موقعیت مکانی حساب کاربری او، با لحنی کنایهآمیز نوشته است که وزارت ارتباطات اصلا قائل به اینترنت طبقاتی نیست. این مقام جمهوری اسلامی تاکنون واکنشی به بحثهای ناشی از موقعیت مکانی خود و دیگر افراد مرتبط نشان نداده است.
برخی کاربران شبکههای اجتماعی بعد از مشخص شدن استفادهشان از خط سفید، از فالوورهایشان عذرخواهی کردهاند و برخی نیز مدعی شدند ایکس «باگ» دارد که به اشتباه مکان آنها را «ایران» تشخیص داده است.
چرا ایکس موقعیت مکانی کاربران را نشان داد؟
نیکیتا بیر، رئیس بخش محصول شبکه اجتماعی ایکس در اکتبر امسال اعلام کرده بود که ابزار موقعیت مکانی در حال راهاندازی است. او در پستی نوشت: «وقتی محتوایی را در ایکس میخوانید، باید بتوانید اصالت آن را بررسی کنید. این موضوع برای تشخیص مسائل مهم جهان، ضروری است.»
او افزود: «در این راستا، ما در حال آزمایش نمایش اطلاعات جدید در پروفایلها هستیم، از جمله اینکه یک حساب کاربری در کدام کشور مستقر است.»
چند هفته بعد، برخی کاربران از بیر خواستند این قابلیت را عمومی کند، چون «رباتهای خارجی» آمریکا را دچار شکاف اجتماعی کردهاند. او پاسخ داد: «به من ۷۲ ساعت وقت دهید.» این قابلیت آخر هفته گذشته بهصورت جهانی فعال شد.
بیر گفت این ویژگی نخستین گام در «تأمین یکپارچگی میدان جهانی گفتگو» است و افزود: «ما برنامه داریم روشهای بیشتری برای تأیید اصالت محتوای ایکس در اختیار کاربران قرار دهیم.»
براساس گزارش ایبیسی نیوز، دنیل آنگِس، مدیر مرکز تحقیقات رسانه دیجیتال دانشگاه کوئینزلند، این ابزار را نوعی «بیزمینهسازی سلاحگونه» توصیف کرد و توضیح داد: «برای مثال، ممکن است یک کاربر با ویپیان محل خود را پنهان کرده باشد یا مکان خود را بهروزرسانی نکرده باشد. بنابراین اطلاعات مکان، لزوماً دقیق نیست و لزوماً نشان نمیدهد فرد الان در کجا حضور دارد.»
اینترنت طبقاتی و امتیاز شهروندی به سبک مدل کمونیستی؟
دسترسی به اینترنت آزاد امکانی است که در بسیاری از کشورهای جهان به تمام شهروندان تعلق دارد و ربطی به طبقه اجتماعی افراد ندارد. همه میتوانند بدون نیاز به فیلترشکن و با سرعت مناسب از آن استفاده کنند، اما مفهوم اینترنت طبقاتی در ایران به نحوه تخصیص اینترنت و امکانات آن براساس جایگاه اجتماعی افراد و نزدیکیشان به حکومت اشاره دارد.
از زمان مطرح شدن بحث اینترنت طبقاتی طی سه سال گذشته، برخی منابع خبری در ایران، چین کمونیستی را الگوی جمهوری اسلامی برای ایجاد محدودیت بر اینترنت ایران دانستهاند.
در روزهای پایانی سال ۱۴۰۰، با مطرح شدن «طرح صیانت از فضای مجازی» در مجلس شورای اسلامی، رسانه داخلی اقتصاد در یادداشتی تحت عنوان «اینترنت چینی چه شکلی است؟/ اینترنت طبقاتی در راه است؟» نوشت: «قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین که هنوز حتی یک کلمه از آن به رسانهها درز پیدا نکرده، این احتمال را به وجود آورده که چینیها علاوه بر همکاریهای اقتصادی با ایران، شبکه ملی اینترنت را نیز در کشورمان راهاندازی کنند.»
این رسانه همچنین به استفاده یک گروه خاص از اینترنت در چین اشاره کرد و افزود: «در چین، مسیرهای دسترسی به اینترنت متعلق به دولت است. شرکتهای خصوصی نیز میتوانند پهنای باند مورد نیاز خود را از دولت اجاره کنند. تعداد DSPها از تعداد انگشتان دست فراتر نمیرود.»
اجاره پهنای باند توسط شرکتهای خصوصی به این معناست که زیرساخت اصلی اینترنت در چین در اختیار دولت یا شرکتهای تحت کنترل دولت است و شرکتهای خصوصی مجبورند از شبکههای مجاز و تحت کنترل دولت پهنای باند و اتصال تهیه کنند.
خبرآنلاین در مقالهای با عنوان «چینیهای خوبی میشویم؟/ اینترنت طبقاتی و ویرانشهر ارتباطی» در دیماه ۱۴۰۱ نوشت: «بخشی از کاربران اینترنت از این وضعیت وحشت کردهاند و میگویند که شبکهای مثل شبکه داخلی چین در انتظار مردم ایران است؛ شبکهای که صرفاً ابزارهای فضای مجازی داخلی و بومی خود را دارد، فقط به ابزارها و سایتهای خارجیای که در یک فهرست سفید مشخص میشوند، دسترسی دارد و یک دیوار آهنین آن را از بقیه شبکه جهانی جدا میکند. هیچ بعید نیست که نزدیکی راهبردی ایران به چین باعث شود فناوریها و زیرساختهای ایجاد این دیوار آهنین در ایران نیز پیادهسازی شود و به تدریج مردم در یک شبکه داخلی دیجیتالی محصور شوند.»
این رسانه با اشاره به طرح «ویپیان قانونی» که اکنون به عنوان «خط سفید» شناخته میشود، افزود: «این همان ساختاری است که به آن «اینترنت طبقاتی» میگویند. در واقع، دستهای از ناظران پیشبینی میکنند که اینترنت ایران ترکیبی از دیوار آهنین چین و اینترنت طبقاتی شود.»
امتیاز به رفتارهای «کمونیستپسند»
مسعود یوسف حصیرچین، مترجم و روزنامهنگار که خود را در شبکههای اجتماعی به عنوان ساکن «زیرزمین اینترنت طبقاتی» معرفی میکند، در سخنانی در کانال یوتیوب خود اینترنت طبقاتی را ذاتا «طرحی کمونیستی» میداند، زیرا در چنین سیستمی افراد برای دریافت سطح خاصی از اینترنت باید نزد دولت بروند، هویت و پیشزمینهشان بررسی شود و سپس دولت تعیین کند هر فرد چه سرعت، چه سطح دسترسی و چه نوع اینترنتی «حق دارد» داشته باشد.
او این رویکرد را مشابه رفتار دولتهای کمونیستی مانند کوبای کاسترو میداند، که در آن دولت تصمیم میگیرد مردم چقدر به کالا یا حتی غذا نیاز دارند و اگر کسی بیش از سهمیه بخواهد، با این منطق مواجه میشود که «حق نداری دولت را زیر سؤال ببری.»
حصیرچین تأکید میکند که مفهوم «اینترنت آزادتر برای برخی کسبوکارها» مبهم و خطرناک است: یا اینترنت آزاد است، یا نیست. اگر گروهی اینترنت آزادتر بگیرند، یعنی اینترنت دیگران آزاد نیست. او میپرسد چرا دولت باید تعیین کند چه کسی به دسترسی علمی نیاز دارد؛ مثلا چرا پزشک مجاز باشد اما فردی که تحصیلات پایینتر دارد نتواند منابع علمی را ببیند.
به باور او، این فرایند به رانتدهی منجر میشود و کسانی که با دولت همراهند یا برایش «سودمند» جلوه میکنند، اینترنت آزادتر دریافت خواهند کرد.
او برای نمونه به چین اشاره میکند که یک اپلیکیشن خبری محبوب پس از انتقاد رسانه وابسته به حزب کمونیست مجبور شد کاملا ایدئولوژیک شود و بخش ویژهای فقط برای پوشش اخبار شیجینپینگ ایجاد کند. حصیرچین هشدار میدهد اینترنت طبقاتی میتواند ابزار فشار بر مردم شود؛ کسانی که اینترنت آزادتر دارند، برای حفظ امتیازشان مطابق خواست دولت عمل میکنند. او اعطای اینترنت آزاد به خبرنگاران را نیز تناقضآمیز میداند، زیرا دولت اطلاعات را برای مردم فیلتر میکند؛ پس چگونه ممکن است از خبرنگار بخواهد همان اخبار فیلترشده را آزادانه پوشش دهد؟ مگر اینکه دولت به خبرنگار بگوید کدام خبرها را میتواند پوشش دهد.
حصیرچین با اشاره به سخنی از یان لیانکه، نویسنده و دگراندیش چینی نوشته است که در چین تحت سیطره کمونیسم، نسیان یک ورزش ملی است و دولت از آن حمایت می کند. «اگر به موقع رو برگردانید، چیزی را نباید بگویید، به زبان نیاورید و عملکرد قابل قبولی داشته باشید، پاداش خوبی می گیرید، برای رفتارهای بد هم که مجازات همیشه هست.»
او با اشاره به «نظام اعتبار اجتماعی» افزود بر همین اساس رفتارهای «کمونیستپسند» به شهروندان امتیاز مثبت میدهد و رفتارهای متفاوت از کمونیستی، امتیاز منفی میگیرد.
















