Search
Asset 2

تهدید جهادی تحول یافته؛ آیا داعش از بین رفته است؟

حدود یک دهه از آن‌روزها می‌گذرد که داعش جهان را با خلافت بی‌رحمانه‌اش در سوریه و عراق به حیرت انداخت و امروز سیاست‌گذاران دیگر توجهی به آن ندارند. جهان به رقابت قدرت‌های بزرگ، مقررات هوش مصنوعی و دو جنگ اوکراین و غزه چشم دوخته است. با این‌حال، تروریسمِ جهادی در خفا جهش یافته و کشورها آمادگی رویارویی با آن را ندارند.
پرچم گروه دولت اسلامی (داعش) در ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۴ در منطقه رشاد، در جاده بین کرکوک و تکریت. (JM LOPEZ/AFP via Getty Images)

حدود یک دهه از آن‌روزها می‌گذرد که داعش جهان را با خلافت بی‌رحمانه‌اش در سوریه و عراق به حیرت انداخت و امروز سیاست‌گذاران دیگر توجهی به آن ندارند. جهان به رقابت قدرت‌های بزرگ، مقررات هوش مصنوعی و دو جنگ اوکراین و غزه چشم دوخته است. با این‌حال، تروریسمِ جهادی در خفا جهش یافته و کشورها آمادگی رویارویی با آن را ندارند.

قتل‌عام ۲۰۲۴ در تالار کراکوس سیتی مسکو، که به داعش خراسان نسبت داده شده، به مرگ ۱۴۵ تماشاچی انجامید. این حادثه یکی از مرگبارترین حملات تروریستی در سال‌های اخیر بوده است. سلطه طالبان در افغانستان رو به کاهش بود و داعش خراسان بمب‌گذاری علیه اقلیت‌های شیعه و اهداف خارجی را تشدید کرد. شورشیان جهادی در آفریقای جنوب صحرا با استفاده از ضعف دولت‌ها در مناطق ساحلی و شاخ آفریقا در حال پیشروی هستند.

ایدئولوژی هرگز از بین نمی‌رود، بلکه صرفاً خودش را تطبیق می‌دهد و دوباره وارد میدان می‌شود.

از بازگشت ایدئولوژی جهادی نباید شگفت‌زده شویم. خطر ایدئولوژی جهادی برطرف نشده و صرفاً تغییر شکل پیدا کرده است. خطر این ایدئولوژی در سال ۲۰۲۵ گسترش یافته و پراکنده‌تر، پنهانی‌تر و شاید خطرناک‌تر شده است.

جهان باید راهبردی جامع و پیشگیرانه برای مقابله با تروریسم در پیش بگیرد که با چشم‌انداز تهدیدات امروزی سازگار باشد. این راهبرد می‌بایست از شش رکن برخوردار باشد که هرکدام به دیگری متکی هستند: آموزش، قانون‌گذاری، اطلاعات، اجرای قانون، بازدارندگی و دفاع.

اکوسیستم جهادی امروزی دیگر بر رقه یا موصل متمرکز نیست، بلکه به‌صورت یک مجموعه غیرمتمرکز عمل می‌کند که از بخش‌ها، ایدئولوگ‌ها و افراطی‌ها تشکیل شده است. چیزی که همه این‌ها را به هم پیوند می‌دهد، نه یک سلسله‌مراتب، که دکترین شورشِ مستمر است.

در سوریه شاهد هستیم که داعش بی‌سروصدا در استان‌های شرقی دیرالزور و حسکه از نو شروع به فعالیت کرده است؛ مناطقی که حکمرانی ضعیف، تنش‌های طایفه‌ای و بازداشتگاه‌های متروکه، بستری مساعد برای رشد آن مهیا کرده‌اند. پیکارجویان داعش در یک سال گذشته بارها ترورهای هدفمند انجام داده‌اند، با بمب‌های دست‌ساز دست به حمله زده و نیروهای تحت رهبری کردها را غافل‌گیر کرده‌اند. این درحالی است که عوامل داعش در فضای مجازی پیام‌های این گروه را در فضای سایبری بی‌قانون سوریه اشاعه می‌دهند. خیال خامِ سوریه «پساداعش» جای خود را به تهدیدی پنهانی و خطرناک‌تر داده است؛ تهدیدی که ما را به یاد دوران ظهور این گروه در ده سال پیش می‌اندازد.

قتل‌عام اخیر غیرنظامیان دروزی در جنوب سوریه به ما یادآوری می‌کند که ایدئولوژی جهادی همچنان از خشونت گسترده علیه اقلیت‌های آسیب‌پذیر الهام می‌گیرد. چه این حملات به دست بازماندگان داعش انجام بگیرند و چه به دست شبه‌نظامیان افراطی و گروه‌های فرصت‌طلب که از هرج‌و‌مرج سوءاستفاده می‌کنند، نتیجه یکسان است: کشتار هدفمند برای ایجاد ترس، تفرقه و بی‌ثباتی. سکوت یا درماندگی غرب در قبال این فجایع نه‌تنها زمینه‌سازِ حملات آتی می‌شود، بلکه اعتبار اخلاقی و نفوذ غرب در منطقه را نیز زیر سؤال می‌برد. مقابله با تروریسم در گرو حفاظت از جان مردمی است که در خطر هستند، نه آن‌که عاملان فاجعه بعد از وقوع حادثه تحت تعقیب قرار بگیرند.

داعش از یک گروه منطقه‌ای به تهدیدی فراملی و پنهان‌کار تبدیل شده است. این گروه هنوز در فضای مجازی جولان می‌دهد و دستگاه تبلیغاتی قدرتمندی دارد. عوامل داعش در جنگل‌های آفریقا، مناطق زیرزمینی کابل و حومه فرانسه حضور دارند. جذب نیرو، هماهنگی و شست‌و‌شوی مغزی به پلتفرم‌های رمزنگاری‌شده مانند تلگرام، دیسکورد و حتی بازی‌های آنلاین کشیده شده است.

نکته مهم این است که جهادی‌ها از ناکامی‌های خود درس می‌گیرند. حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل به جهان نشان داد که فرضیه‌های اطلاعاتی در آنِ واحد فرومی‌پاشند و تمهیدات دفاع مرزی مدرن نیز ممکن است در کمال شگفتی به دست دشمنان متعهد درهم شکسته شوند. حماس تا حدی از شیوه داعش و القاعده استفاده کرد: هماهنگ، همگام با رسانه‌ها، ایدئولوژی‌محور و در بهترین زمان ممکن.

تصورِ این‌که تهدید تروریسم جهادی از بین رفته باشد، خیالی خام و خطرناک است.

آموزش: تضعیف ایدئولوژی

تروریسم در ذهن مردم شکل می‌گیرد و بعدها به تولید بمب منجر می‌شود. ما باید در زمینه مقابله با ایدئولوژی سرمایه‌گذاری کنیم و دستگاه تبلیغاتی جهادی را در مناطق درگیری و فضای مجازی بی‌اعتبار کنیم.

بسیاری از جوانانی که در بازداشتگاه‌های شمال شرق سوریه به سر می‌برند، والدین داعشی دارند و بدون برخورداری از آموزش، حکومت یا حق انتخاب بزرگ می‌شوند. این خلأها خالی نمی‌مانند. جوامع حاشیه‌نشین اروپا و خاورمیانه نیز در معرض باورهای افراطی قرار دارند که از طریق تیک‌تاک، اپلیکیشن‌های پیام‌رسان و بازی‌های آنلاین اشاعه داده می‌شود.

مقامات محلی و جامعه مدنی باید تقویت شوند و برنامه‌های مقابله با افراطی‌گرایی را به‌ویژه برای گروه‌های آسیب‌پذیر مانند جوامع کم‌برخوردار اهل سنت، پناهجویان جوان و اقلیت‌هایی مانند دروزی‌ها، که قربانی ایدئولوژی جهادی شده‌اند، توسعه دهند.

زندان‌ها نیز باید در این مبارزه در نظر گرفته شوند. زندان‌ها می‌توانند بسته به سیاست‌هایی که در پیش گرفته می‌شوند، به رشد خشونت دامن بزنند یا جایی برای توان‌بخشی باشند.

قانون‌گذاری: پر کردن شکاف‌های قانونی

سیر تحول جنبش جهادی سریع‌تر از چارچوب‌های قانونی کشورها است. بسیاری از کشورها هنوز برای تعقیب پیکارجویان خارجی، تفرقه‌اندازان فضای مجازی یا حامیان لجستیکی آن‌ها که هرگز دست به اسلحه نمی‌برند، ابزارهای قانونی لازم را توسعه نداده‌اند.

پناهجویان سوری همچنان قوانین را دور می‌زنند. بعضی از آن‌ها به‌رغم ارتباط مستقیم با داعش آزادانه در حومه اروپا زندگی می‌کنند. دیگران از جمله زنان و کودکان به لحاظ حقوقی در بلاتکلیفی به سر می‌برند.

فجایعی مانند قتل‌عام دروزی‌ها باید مکانیزم‌های پاسخگویی را به‌طور خودکار فعال کنند. اگر دادگاه‌های محلی قادر به تعقیب قضایی نباشند، دادگاه‌های منطقه‌ای یا بین‌المللی باید وارد عمل شوند. سکوت و بی‌تفاوتی زمینه‌سازِ پیامدهای خطرناکی هستند.

پلتفرم‌های دیجیتال نیز باید پاسخگوی قانون باشند. مسئولیت‌پذیری در قبال انتشار مطالب افراطی به‌ویژه بعد از دریافت هشدارهای مکرر باید در قانون گنجانده شود، نه آن‌که تازه بعد از وقوع فاجعه مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

تروریسم از بین نمی‌رود، بلکه پیوسته گسترش پیدا می‌کند. گروه‌های جهادی از آفریقا تا آسیا و غرب در حال بازآرایی هستند و قصد عقب‌نشینی ندارند. حمله بعدی آن‌ها نه با تاکتیک‌های قدیمی، که با ابزارهای نوین، و از طریق نقاط ضعف دیگران صورت خواهد گرفت.

غرب نباید موفقیت تاکتیکی را با پایان تهدید اشتباه بگیرد.

راهبرد شش‌گانه مبتنی بر آموزش، قانون‌گذاری، اطلاعات، اجرای قانون، بازدارندگی و دفاع صرفاً یک انتخاب سیاسی نیست. اتخاذ این راهبرد یک ضرورت است.

این مقاله از سایت ریل‌کلیروایر است و بخشی از آن ویرایش و در اینجا به زبان فارسی منتشر می‌‏شود.

نویسنده: ایال تزیر کوهن، پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنیت ملی

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی