ویدیوی پاره کردن پرچم حزب کمونیست نپال که مانند تمام پرچمهای احزاب کمونیست جهان، تصویری از داس و چکش را داشت، طی دو روز به طور وسیعی در شبکههای اجتماعی جهان همرسانی شد، این تصویر یادآور روز تاریخی در ۲۵ دسامبر ۱۹۹۱ بود که پرچم داس و چکش شوروی از کاخ کرملین پایین آورده شد که نشاندهنده پایان عمر بلوک شرق کمونیستی و انحلال اتحاد جماهیر شوروی سابق بود، با این تفاوت که نپال کشوری فقیر و محصور میان هند و چین است و دو دهه از حضور احزاب کمونیستی نپال در قدرت میگذرد.
در تازهترین تحولات سیاسی در نپال، رویترز به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد که احتمالا سوشیلا کارکی، رئیس سابق دیوان عالی نپال به عنوان نخستوزیر موقت این کشور در روز جمعه ۱۲ سپتامبر (۲۱ شهریور) منصوب میشود.
اعتراضاتی که از ۱۷ شهریور (۸ سپتامبر) به عنوان واکنش به محدودیتهای اینترنت و تصویب قانون بحثبرانگیز رسانههای اجتماعی آغاز شد، اکنون به بحرانی سیاسی و اجتماعی برای دولت نپال بدل شده است.
نسل جدیدی از جوانان نپال، موسوم به «نسل زد»، خیابانهای کاتماندو و دیگر شهرهای بزرگ را به صحنهای برای بیان نارضایتی عمیق خود از وضعیت موجود تبدیل کردهاند.
برخی این خیزش را صرفاً واکنشی به ممنوعیت شبکههای اجتماعی میدانند، اما ریشههای آن بسیار عمیقتر است.
نسل زد نپال علیه کمونیسم
رسانه پیپلز دیسپچ در تحلیل اعتراضات نسل زد نوشته است کاتماندو بهخاطر «اپلیکیشنها» دچار التهاب نشده، بلکه بهخاطر نسلی است که با وعده دموکراسی و تحرک اجتماعی رشد کرده، اما با اقتصاد و نظم سیاسی روبهرو شده که همه درها را به رویش بسته است.
براساس این تحلیل، سرکوب اعتراضات زیر نظر نخستوزیری از حزب کمونیست نپال (UML) رخ داد که آن را به یک فاجعه استراتژیک برای چپ نپال تبدیل میکند. سالها اختلافات جناحی، ائتلافهای فرصتطلبانه و بیثباتی سیاسی، اعتبار چپها را نزد جوانان نپال از بین برد. این شرایط فضا را بر راست گرایی پادشاهیخواه فراهم کرده است.
ارتش نپال روز پنجشنبه، ۲۰ شهریور (۱۱ سپتامبر) اعلام کرد که گفتوگوها با معترضان جوان موسوم به نسل «زد» برای تعیین رهبر موقت این کشور از سر گرفته میشود. این مذاکرات پس از اعتراضات گستردهای آغاز شده است که براساس گزارش رویترز، تاکنون دستکم ۵۱ کشته و بیش از هزار مجروح برجای گذاشته و به استعفای نخستوزیر کمونیست منجر شده است.
در جریان یکی از اعتراضات که ویدیوی آن بهصورت گسترده در شبکههای اجتماعی و به زبانهای مختلف منتشر شد، گروهی از معترضان، پرچم حزب کمونیست نپال را پایین کشیدند و آن را به آتش کشیدند. این نماد که زمانی نماینده ایدئولوژی چپگرا در این کشور بود، حالا به نشانهای از انحصارگرایی، سرکوب و ناکارآمدی تعبیر میشود.
جوانان معترض، این پرچم را نهتنها نماد یک حزب خاص، بلکه نماد کل سیستمی میدانند که سالهاست وعده پیشرفت داده ولی چیزی جز فساد، نپوتیسم (امتیازات آقازادگی) و محدودیتهای اجتماعی به بار نیاورده است.
در دهههای گذشته قدرتگیری حزبهای کمونیستی با گرایشهای مائوئیستی باعث چالشهای بزرگ برای این کشور شد.
در فوریه ۱۹۹۶، حزب مائوئیست اعلام کرد که جنگ مسلحانه علیه دولت را آغاز کرده است. این جنگ ابتدا با حملات به تأسیسات دولتی، پلیس و ارتش آغاز شد. گروههای مائوئیستی برای ترویج ایدههای کمونیستی خود به استفاده از جنگ چریکی روی آوردند.
کمونیستها به دنبال یک انقلاب ایدئولوژیکی و ایجاد یک حکومت سوسیالیستی بودند. این جنگ که ده سال بین کمونیستها و نظام پادشاهی مشروطه طول کشید، باعث کشته شدن ۱۳ هزار نفر عمدتا غیرنظامی، آوارگی هزاران نفر و مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی شد. این جنگ در سال ۲۰۰۶ با انعقاد توافقنامه صلح به پایان رسید. براساس این توافقنامه گیانندرا، پادشاه این کشور مجبور به کنارهگیری از قدرت شد و دو سال بعد به طور رسمی حکومت پادشاهی در نپال منحل شد و «جمهوری دموکراتیک» با اکثریت احزاب کمونیستی روی کار آمد.
با پایان جنگ و به قدرت رسیدن کمونیستها که با وعده عدالت اجتماعی، توزیع عادلانه ثروت و ازبینبردن نابرابریهای اجتماعی توانسته بودند حمایت بسیاری از مردم نپال را به خود جلب کنند، اولین جمهوری با رویکرد کمونیستی را در این کشور بنیان گذاشتند.
بعد از سرنگونی نظام پادشاهی، احزاب کمونیستی نقش مهمی در سیاست کشور داشته و دولتهای خود را تشکیل دادهاند. با گذشت زمان، ضعفهای ساختاری و ناکارآمدی این دولتها در حل بحرانهای اقتصادی و اجتماعی این کشور آشکار شد.
در این میان چین به عنوان همسایه کمونیست نپال در دو دهه گذشته برای تداوم کمونیسم در نپال تلاش کرده است. رسانه دیپلمات در مه ۲۰۲۰ در تحلیلی نوشت که حضور احزاب سیاسی ایدئولوژیک کمونیستی در رأس قدرت نپال باعث شده تا چین بتواند به راحتی برنامه سیاسی خود را در این کشور پیش ببرد. حزب کمونیست چین در سال ۲۰۱۹ آموزشهایی در مورد «اندیشههای شی جینپینگ» به حزب کمونیست نپال ارائه داد. در زمانی که شی به نپال سفر کرد، «اندیشههای شی» بهطور غیررسمی به عنوان دکترین رسمی برای حزب کمونیست نپال محسوب میشد و رهبر حزب کمونیست چین در حال تبدیل شدن به رهبر غیررسمی حزب کمونیست نپال بود، مانند دورهای که مائو بهعنوان رهبر عالی برخی از احزاب کمونیستی نپال و هند مطرح شده بود.
براساس گزارشی از تایمز ایندیا، از زمان لغو پادشاهی در سال ۲۰۰۸، نپال شاهد به قدرت رسیدن رهبرانی با گرایشهای مختلف کمونیستی بوده است، هر چند معتقدان به اصول کمونیسم معتقدند هیچ کمونیست واقعی به جای انقلاب مسلحانه، در دموکراسی شرکت نمیکند.
از زمان استعفای پادشاه نپال، این کشور شاهد بیثباتی مداوم بوده است، بیش از ۱۰ نخستوزیر تغییر کردهاند، اما به طور واقعی «تغییر رژیم» اتفاق نیفتاده است.
«شاه را برگردانید»
در اعتراضات نسل زد، پلاکاردهایی با عبارتهایی نظیر «نه به آقازادگی»، «کشور ما را پس دهید» و «پادشاهی را احیا کنید» در میان جمعیت دیده شده است. بیشتر معترضان اصرار دارند جنبششان سیاسی نیست و هیچ وابستگی حزبی ندارد، اما وجود شعارهای پادشاهیخواهی نشان میدهد که دستکم بخشی از مردم به نظام پادشاهی به چشم جایگزین احتمالی برای نظام کنونی نگاه میکنند.
گیانندرا شاه، پادشاه مستعفی نپال که در سال ۲۰۰۸ با سرنگونی سلطنت از تخت پادشاهی کنار رفت، در بیانیهای گفت: «کشتن و زخمی کردن صدها نفر بدون رسیدگی به خواستههای واقعی جوانان به شدت محکوم است. این خلاف ارزشهای جامعه صلحدوست نپال است.»
نظام پادشاهی در نپال از دیرباز اهمیت خاص داشته است، به دلیل اینکه نپال از قرنها پیش تحت سلطنت شاهان مختلف قرار داشت. پادشاه نپال نهتنها یک مقام سیاسی به شمار میآمد، بلکه دارای نقش مذهبی و فرهنگی نیز بود. نظام پادشاهی مشروطه در سال ۱۹۵۱ در این کشور شکل گرفت و پادشاه در راس حکومت ماند و قدرت سیاسی را به دولت و پارلمان تفویض کرد. پیش از آن پادشاه نپال صاحب قدرت مطلقه بود.
با این حال اعتراضات اخیر نسل زد نپال، هنوز بدون رهبری متمرکز و ساختار سازمانیافته است.
در چنین شرایطی، احتمالاً باید انتظار داشت که فریادهای «شاه را بازگردانید» و از بین بردن پرچمهای حزبی نه یک بازگشت تمامعیار به پادشاهی، بلکه نمادی باشد از جستجوی نسلی برای امید، عدالت و آیندهای متفاوت از گذشتهای که به آن وعده داده شده بود، ولی هرگز محقق نشد.

















