Search
Asset 2

حمله ساحل بوندای چه تصویری از وضعیت کنونی تروریسم ارائه می‌دهد؟

حمله ساحل بوندای و بازگشت تروریسم جهادی؛ بررسی نقش داعش، خلأهای امنیتی غرب و پیامدهای نادیده‌گرفتن تهدید اسلام‌گرایان افراطی.
نیروهای امداد زنی را در پی حادثه تیراندازی در ساحل بوندای در سیدنیِ استرالیا با برانکارد به آمبولانس منتقل می‌کنند؛ ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵. (Saeed KHAN / AFP via Getty Images)

نویسنده: فیل گورسکی

متعاقب تهدیدات طولانی‌مدت و خرابکاری و چند طرح تروریستی ناموفق (در کانادا، آمریکا، آلمان، لهستان و غیره)، حادثه‌ای رخ داد که اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید.

ما شاهد اولین- احتمالاً نه آخرین- حمله پرتلفات علیه یهودیان در دوران پس از جنگ غزه بوده‌ایم (نتیجه اقدام شنیع حماس علیه اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳- که بیش از هزار و ۲۰۰ نفر را به کام مرگ کشاند- و واکنش نظامی بعدی اسرائیل در غزه، که حماس عملیات خود را از آن‌جا شروع کرده بود.) منظورم حادثه تیراندازی به استرالیایی‌ها در ساحل بوندای درحوالی سیدنی است که مشغول برگزاری جشن حنوکا بودند. تعداد قربانیان این حادثه تا زمان نگارش این مقاله ۱۵ نفر است و ۴۰ نفر دیگر هم زخمی شده‌اند.

مهاجمان پدر و پسر بودند که در گروه تروریستی داعش عضویت داشتند و پرچم داعش را در اتومبیل خود حمل می‌کردند. پدر متولد هند و پسر شهروند استرالیا بود. جالب این‌جاست که پسر از سال ۲۰۱۹ از سوی سازمان اطلاعات امنیتی استرالیا زیر نظر قرار داشت، اما در آن مقطع جزو تهدیدات بالقوه به حساب نمی‌آمد.

پرسش‌های بسیاری پیرامون این حادثه وجود دارد. چرا پدرِ یک فرد افراطی به سلاح گرم دسترسی داشت؟ چرا سازمان نتیجه گرفت که پسر نیازی به کنترل بیشتر ندارد؟ چرا این‌دو پیش از حادثه تیراندازی به فیلیپین سفر کردند و با چه کسانی ملاقات داشتند؟ اگر پای جهادی‌ها در میان بوده است، در چه زمینه‌ای به این‌دو کمک کرده‌اند (آموزش، برنامه‌ریزی، تأمین مالی)؟

به‌رغم این موارد نامعلوم، همچنان می‌توانیم درباره این حمله و رویکرد استرالیا (و به‌طور کلی غرب) در قبال تروریسم نتیجه‌گیری کنیم.

اولین و به‌مراتب مهم‌ترین نکته این است که حمله بوندای چه ارتباطی با داعش داشته است. به‌رغم دیدگاه‌های رایج، داعش هرگز از بین نرفته است. درست است که «خلافت» خودخوانده این گروه سال‌ها پیش از میان رفت، اما کلیت این سازمان تروریستی و شاخه‌های وابسته به آن در آفریقا، خاورمیانه و آسیا تقریباً هرروز عملیات انجام می‌دهند و این روند در نیم‌دهه گذشته ادامه داشته است.

از عملیات خودِ داعش که بگذریم، در سال‌های اخیر با شمار زیادی از حملاتی روبه‌رو بوده‌ایم که گفته می‌شود طراحان و مجریان آن‌ها از داعش الهام گرفته‌اند. این‌ها اشخاص یا گروه‌های کوچکی هستند که با اعلام وفاداری به داعش به نام آن دست به عملیات می‌زنند و اغلب هم از پرچم‌های داعش به‌عنوان نماد خود استفاده می‌کنند (مانند حادثه سیدنی). این افراد ممکن است مستقیماً هیچ ارتباطی با داعش نداشته باشند، اما می‌خواهند خودشان را به‌عنوان نماینده این گروه معرفی کنند.

داعش هم از مرگ و تباهی استقبال می‌کند، زیرا هردو به اشاعه نام و هویت این گروه کمک می‌کنند. برحسب به اطلاعاتی که درباره سفر مهاجمان به فیلیپین منتشر خواهد شد، کشتار ساحل بوندای می‌تواند نمونه بارز مرگ، تباهی یا هردو باشد (دولت فیلیپین اعلام کرده که این پدر و پسر در خاک این کشور تحت هیچ آموزشی قرار نگرفته‌اند).

کشتار ساحل بوندای نشان می‌دهد که حملات در کشورهای غربی تمامی ندارند. سال گذشته در نیواورلئان، فرانسه، بریتانیا، آلمان و نقاط دیگر حوادثی رخ داد که به‌نوعی با داعش مرتبط بودند. حملات دیگری هم بوده که با تلاش نهادهای اطلاعاتی و مأموران پلیس خنثی شده‌اند که از جمله می‌توان به طرح حمله در لهستان اشاره کرد.

این طرح‌ها به‌وضوح نشان می‌دهند که تروریسم اسلام‌گرایانه همچنان جدی‌ترین تهدید برای امنیت عمومی جهان است. به‌رغم تمام سخنانی که درباره ظهور دوباره جریان‌های راست افراطی (مانند نئونازی‌ها، حامیان برترپنداری نژاد سفید و پوچ‌گرایان) مطرح می‌شود، افرادی که پیرو این ایدئولوژی‌های پراکنده هستند، هنوز نتوانسته‌اند کاری در حد و اندازه جهادی‌ها انجام دهند. البته ممکن است وضعیت دستخوش تغییر شود و این جریان‌ها هم باید زیر نظر باشند. با این‌حال، نباید از صرف منابع لازم برای افراطی‌های اسلام‌گرا غافل شد.

غرب در کمال تعجب می‌خواهد تهدید جهادی‌ها را «پایان‌یافته» تلقی کند. دولت‌ها از صحبت درباره این مسئله اجتناب می‌کنند. در کانادا حتی نمی‌توان از اصطلاح «تروریسم اسلام‌گرا» استفاده کرد، زیرا این باور نادرست وجود دارد که صحبت کردن درباره این مسئله مصداق «نژادپرستی» یا «اسلام‌هراسی» است. وقتی این وضعیت با آزادی گسترده در تجمع حامیان فلسطین در غرب همراه می‌شود، جسارت و اعتمادبه‌نفسی در این افراد شکل می‌گیرد که باعث می‌شود از اعتراض به خشونت روی بیاورند. حادثه ساحل بوندای تازه‌ترین نتیجه این روند است.

«کارشناسان» فعالیت‌های تروریستی را به اقدامات افراد دارای مشکلات روانی تقلیل می‌دهند؛ افرادی که به عقیده آن‌ها از سوی جوامع غربی مورد ظلم و ستم قرار گرفته‌اند و رفتارشان نتیجه منطقی استعمار و رفتار تبعیض‌آمیز غرب است. تا وقتی که برداشت درستی از این افراد و گروه‌ها نداشته باشیم، آن‌ها را به انجام کارهای تروریستی تشویق خواهیم کرد و باعث خواهیم شد که کل جامعه احساس بیگانگی کند؛ جامعه‌ای که در آن یک تعداد معدود به شکل ناعادلانه زندگی شهروندان قانون‌مدار را تحت‌الشعاع قرار داده‌اند. احتمال می‌رود که کشتار سیدنی با واکنش تلافی‌جویانه دیگر افراد و سازمان‌های ایدئولوژیک ادامه پیدا کند و این چرخه به حملات متقابل بیشتری بیانجامد.

ما باید این پدیده را با نام واقعی‌اش خطاب کنیم: تروریسم جهادی یا اسلام‌گرا که امنیت عمومی غرب را به خطر انداخته است. زمان نادیده‌گرفتن، توجیه‌کردن و تظاهر به پایان‌یافتن تهدیدات به سر رسیده است. اگر به همین شکل ادامه دهیم، این تهدید از میان نخواهد رفت. دولت‌ها و جوامع غربی باید تصمیم بگیرند: در برابر تهدید ایستادگی کنند یا پیامدهای آن را به جان بخرند.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: فیل گورسکی ۳۲ سال در سازمان‌های اطلاعاتی کانادا خدمت کرده و کارشناس تروریسم است. او شش کتاب در زمینه تروریسم تألیف کرده است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی