نیاز وسواسگونه انسان به عجلهکردن «سندرم عجله» نامیده میشود.
شاید فکر کنید به استراحت بیشتری نیاز ندارید یا خستگی مفرط بهایِ زحمتی است که هرروز میکشید. اما ممکن است حتی در یک عصر آرام و بیدغدغه هم درگیرِ کارهای فردا باشید.
این احساس مداوم که هرگز وقت کافی ندارید، در پژوهشها «سندرم عجله» نامیده میشود. این وضعیت جزو بیماریها نیست، بلکه بهمنزله عجله مداوم، بیصبری، انجام همزمان چند کار مختلف و احساس اضطرار و اضطراب است. این عارضه باعث میشود چیزی از درون شما را به عجلهکردن و انجام کارهای بیشتر ترغیب کند و موجب میشود حتی یک لحظه هم بیکار نمانید. افراد مبتلا به این عارضه از بیرون توانمند و موفق به نظر میرسند، اما بدنشان مدام درگیرِ استرس است.
آگاهی از اینکه سندرم عجله در زندگی ما نهادینه میشود و به مرور زمان روی بدن اثر میگذارد، کمک میکند که راهی برای پیشگیری از آن بیابیم یا بعد از مواجهه با این الگو برای رهایی از آن دست به کار شویم.
آگاهی از سندرم عجله
سندرم عجله زمانی شکل میگیرد که احساس کمبود وقت با سبک زندگیمان عجین شود. به این ترتیب، بهجای آنکه صرفاً به ضربالاجلها یا شرایط اضطراری واکنش نشان دهیم، کارهای روزمره- پاسخ دادن به پیامها، رفتوآمد، پختن شام یا نشستن پای حرف دیگران- را هم به چشم کارهای فوری و ضروری میبینیم.
مسئولیتهای زندگی- از ساعتهای کاری طولانی و مراقبت از دیگران گرفته تا فشارهای مالی و دیگر وظایف- به شکلگیری این الگو دامن میزنند. از این گذشته، فرهنگی که مشغله را ملاک قرار میدهد و تلفنهای همراه و پلتفرمهای دیجیتال که باعث شدهاند تصور کنیم افراد همیشه در دسترس ما قرار دارند، در این امر دخیل هستند.
حس رقابت هم در این مورد بیتأثیر نیست. خوزه یانگ و همکارانش بر این باورند که زندگی مدرن به این احساس دامن میزند که دیگران ما را زیر ذرهبین قرار دادهاند، نسبت به ما زندگی بهتری دارند یا از ما پیشی گرفتهاند. این غریزه زمانی به ایجاد تعامل در جوامع کوچک کمک میکرد، اما حالا فقط تحت تأثیر زندگی، موفقیت و جایگاهِ نمایشی افراد در شبکههای اجتماعی قرار دارد.
یانگ به اپک تایمز گفت: «رقابت پدیده جدیدی نیست، اما زندگی مدرن باعث میشود که حس کنیم مدام درحال رقابت با یکدیگر هستیم.»
تأثیر سندرم عجله بر بدن
یانگ گفت بدن میتواند فشارهای کوتاهمدت را تحمل کند، اما بعد از آن به استراحت و بازیابی نیاز دارد؛ اما زندگی مدرن به بدن فرصت بازیابی نمیدهد. ایمیلها، ضربالاجلهای کاری، فشارهای مالی و مقایسه خود با دیگران همگی حالت تهدیدآمیز دارند و سامانه واکنش به استرس را فعال نگهمیدارند.
احساس اضطرار شاید در کوتاهمدت مفید به نظر برسد: مغز متوجه فشار میشود و آدرنالین و کورتیزول ترشح میکند تا بدن واکنش نشان دهد. همزمان ضربان قلب و فشار خون بالا میرود، عضلات منقبض میشوند، تنفس سرعت میگیرد و توجهمان به کارهای بعدی معطوف میشود. این واکنش در شرایط اضطراری مفید است، اما در مواجهه با خواستهها و فشارهای ناتمام زندگی راه به جایی نمیبرد.
یانگ گفت: «قضیه این نیست که دچار استرس میشویم، مسئله این است که استرس حتی بعد از رفع خطر هم تمامی ندارد.»
فشار ناشی از کمبود وقت به مرور زمان دستگاه عصبی را در وضعیت آمادهباش دائم نگهمیدارد. به این ترتیب، ممکن است نسبت به یک تأخیر جزئی واکنش تندتری نشان دهید، به انجام کارهای همزمان روی بیاورید و نتوانید تمرکز کنید و درست تصمیم بگیرید.
وقتی بدن با فشار مضاعف مواجه میشود
یکی از جنبههای فریبنده استرس مزمن این است که عادی به نظر میرسد. ممکن است احساس فشار و اضطراب نکنید، اما دائماً احساس خستگی کنید و آرام و قرار نداشته باشید.
ممکن است خوابتان سبکتر شود و بارها از خواب بپرید یا بعد از یک شب خواب کامل همچنان احساس خستگی کنید. خواب جزو اولین چیزهایی است که لطمه میبیند و این مسئله روی خلقوخو، حافظه، اشتها و تنظیم هیجانات اثر میگذارد. گرفتگی عضلات، تغییرات گوارشی، تحریکپذیری، عدم تمرکز و چککردن مداوم تلفن همراه یا ایمیل نشان میدهند که دستگاه عصبی درحالت آمادهباش گرفتار شده است. این علائم بهتدریج ظاهر میشوند و ممکن است آنها را به مشغله روزانه یا بدخوابی نسبت دهید.
شاید به همین دلیل است که خیلیها خوابیدن و استراحتکردن را به چشم یک نیاز ضروری نمیبینند و آن را نشانه ضعف تلقی میکنند. در فرهنگی که سرعت پاسخگویی را ملاک قرار میدهد، اضطراب، تنش، خستگی و آمادهباش دائمی به مقولهای عادی و بدیهی تبدیل میشود.
یانگ گفت: «وقتی استرس مزمن به حالت پیشفرض بدن تبدیل میشود، ممکن است استرس داشته باشید و همچنان حس کنید حالتان خوب است.»
چه چیزی تغییر کرده است؟
زندگی مدرن بهنحوی پیش میرود که بازگشت به حالت عادی دشوار است. نور مصنوعی و صفحهنمایشها زمان خواب و استراحت را به تعویق میاندازند و زمانی که مغز باید آرام و قرار بگیرد، همچنان باعث تحریک آن میشوند. از این گذشته، پشتمیزنیشنی از میزان تحرک طبیعی که زمانی بدن را خسته و آماده خواب میکرد میکاهد.
زندگی اجتماعی به فضای مجازی انتقال یافته است؛ وضعیتی که شاید آدمها را با یکدیگر در ارتباط نگهدارد، اما لزوماً باعث رضایت و آرامش نمیشود. لحظات کوتاهی که زمانی صرف استراحت و فراغت میشدند، حالا به گشتوگذار در فضای مجازی، پیامدادن یا انجام کارهای روزمره اختصاص مییابند. وقتی فرصت کوتاه استراحت از زندگی روزمره حذف میشود، بدن دیگر فرصت نمیکند بهطور طبیعی از حالت آمادهباش خارج شود و بهجای چرخه طبیعی فعالیت و استراحت دائماً درحالت هوشیاری و آمادهباش میماند.
یانگ گفت: «توجه انسان از نظر زیستی محدودیت دارد و پلتفرمهای دیجیتال برای جلبتوجه ما با هم رقابت میکنند.»
یانگ بر نقش محرکهای مصنوعی هم تأکید دارد. ابزارهای سرگرمی، غذاهای فوقفرآوریشده و مواد مصنوعی و شیمیایی مانند محرکهای «غیرطبیعی» عمل میکنند و مغز را به فعالیت و برانگیختگی عادت میدهند. این وضعیت به مرور زمان باعث میشود که شیوه طبیعی استراحتکردن مانند قدمزدن در فضای باز، سپریکردن یک عصر آرام یا پیادهروی در ساحل به کاری بیروح یا ناخوشایند تبدیل شود.
اگر به این مشکل رسیدگی نکنید، ترکیبِ واکنش بدن به استرس و عدم بازیابی و حضور در محیطی که روند بازیابی را مختل میکند، باعث شکلگیری روتینی میشود که فرصت چندانی برای بازگشت به حالت عادی باقی نمیگذارد. تبعات این وضعیت در خواب و خلقوخو خلاصه نمیشود، بلکه عملکرد دستگاه ایمنی و سلامت قلب را هم تحت تأثیر قرار میدهد.
چگونه از سندرم عجله پیشگیری کنیم یا از آن رهایی یابیم؟
خوشبختانه بدن همانقدر که به فشار و خستگی واکنش نشان میدهد، به بازیابی هم پاسخ میدهد. سندرم عجله تا ابد پابرجا نمیماند، اما بهبودی از آن به چیزی فراتر از یک تعطیلات کوتاه یا هفته کاری آرام و بیدغدغه نیاز دارد. اگر در زندگی روزمره خود تغییر ایجاد کنیم و صرفاً منتظر رسیدن به نقطه استیصال نمانیم، دستگاه عصبی از حالت فشار مزمن خارج خواهد شد.
۱. خواب را در اولویت بگذارید
یانگ میگوید خواب باید در اولویت باشد، نه آنکه صرفاً در وقت بیکاری سراغ آن بروید. او افزود: «خوابیدن به مغز و بدن فرصت بازیابی میدهد.»
وقتی میخوابید، بدن از فشارهای روزانه رها میشود و خودش را بازیابی میکند. اگر ساعت مشخصی برای خواب و بیداری داشته باشید و قبل از خواب سراغ صفحهنمایش نروید، مغزتان شبها بهطور خودکار متوجه میشود که روز به پایان رسیده است.
نتایج یک مطالعه نشان داد داوطلبانی که گزارش کرده بودند ۵ ساعت یا کمتر میخوابند، در مقایسه با افرادی که ۶ تا ۸ ساعت خواب میخوابیدند، روزهای زیادی را با شرایط نامطلوب روانی و جسمانی پشت سر میگذاشتند و اغلب با افسردگی دستبهگریبان بودند. کمخوابی مداوم به احساس استرس دامن میزند و همزمان بر خلقوخو، تمرکز و تصمیمگیری اثر میگذارد. به همین دلیل است که به بزرگسالها توصیه میشود هرشب حدود ۷ ساعت بخوابند.
۲. برای بازیابی وقت بگذارید
یانگ افزود: «بازیابی اختیاری نیست، بلکه بخشی از سازوکار طبیعی بدن است.» بهجای اینکه فقط بعد از خستگی مفرط استراحت کنید، میتوانید وقفههای کوتاهی را در طول روز در برنامه خود بگنجانید: قبل از بازکردن ایمیلها چند نفس عمیق بکشید، در فاصله بین دو جلسه کمی قدم بزنید و یا بهمدت ۵ دقیقه سراغ تلفن همراهتان نروید. شاید این کارها ناچیز به نظر برسند، اما چرخه کارهای فوری را متوقف میکنند.
۳. تحرکتان را بیشتر کنید، اما به خودتان فشار نیاورید
بدن از تحرک روزمره که تأثیر پشتمیزنشینی را خنثی میکند سود میبرد و لزوماً به ورزش و تمرین برنامهریزیشده نیاز ندارد. راهرفتن، بلندشدن و وقتگذراندن در فضای باز به توقف چرخه بیتحرکی ناشی از کار مدرن و استفاده از صفحهنمایشها کمک میکنند. انجام حرکات کششی، باغبانی یا انتخاب مسیر طولانی برای قدمزدن فواید مشابهی دارند. پژوهشها نشان میدهند که وقتگذراندن در طبیعت سطح استرس را کاهش میدهد و برخی از شاخصهای جسمانی استرس را بهبود میبخشد.
۴. برای خود حد و مرز تعیین کنید
گاهی در دسترس نباشید، به پیامها پاسخ ندهید و همزمان سراغ کارهای مختلف نروید تا ذهن و جسمتان آرام بگیرد. یک بازه زمانی برای خودتان در نظر بگیرید و فقط روی یک کار تمرکز کنید. میتوانید پیادهروی ۱۰ دقیقهای بدون تلفن همراه را امتحان کنید یا شبها از ساعت مشخصی به بعد سراغ تلفن همراهتان نروید. قرار نیست از زندگی مدرن فاصله بگیرید. هدف این است که به خودتان فرصت بدهید تا ذهن و جسمتان احساس امنیت کنند.
۵. با دیگران در ارتباط بمانید
روابط اجتماعی نقش محافظتی قابلتوجهی دارند. عجله مزمن باعث میشود زندگیتان در کار و مسئولیت خلاصه شود، اما صحبتکردن با یک دوست قابل اعتماد، غذاخوردن در کنار دیگران یا وقتگذراندن در جمع میتواند انزوای ناشی از استرس را به حداقل برساند. روشهای آرامسازی مانند تنفس آهسته، مدیتیشن، رهاسازی و منقبضکردن تدریجی عضلات یا حمام آب گرم هم به کاهش تنش جسمانی کمک میکنند و باعث میشوند کنترل امور را به دست بگیرید.
زمانی که باید کمک بگیرید
اگر بهرغم ایجاد تغییر همچنان احساس اضطراب یا افسردگی میکنید، نمیتوانید بخوابید یا سرعت زندگی را کم کنید، دریافت کمک تخصصی میتواند مؤثر باشد. با مراجعه به رواندرمانگر یا پزشک متخصص میتوانید فشارها و الگوهای فکری مرتبط با حالت آمادهباش دائمی را بشناسید و توصیههای لازم را دریافت کنید.
یانگ و همکارانش میگویند محیطهای کاری، شهرها و فضاهای مجازی باید بهنحوی طراحی شوند که دائماً توجه ما را به خودشان جلب نکنند. این روند بهمنزله مواجهه با اعلانهای کمتر، اطلاعات کمتر، برنامه کاری منعطفتر، حضور بیشتر در فضای سبز و برخورداری از فرصت بیشتر برای ارتباط با دیگران است. آنها افزودند که بزرگی یا کوچکی شهرها اهمیتی ندارد. مهم این است که در محیط مربوطه احساس ناامنی نکنیم و مشکلی برای رفتوآمد نداشته باشیم.
یانگ گفت: «باید روندی در پیش بگیریم که با طبیعت انسان هماهنگ باشد، نه اینکه ضد آن عمل کند.»
مسئله اصلی این است که بدن میتواند استرس را تاب بیاورد، اما به بازیابی هم نیاز دارد. اگر زندگی مدام با عجله سپری شود، دیگر مسئله این نیست که میتوانیم با این سرعت ادامه دهیم یا خیر. در این شرایط باید ببینیم بدنمان تا زمان بروز علائم خستگی و فرسودگی چقدر تاب میآورد.

















