در روایتهای عامیانه فوتبال گفته میشود بهترین بازیکنان جهان مهارتهای خود را در کوچههای باریک، محلههای فقیرنشین یا زمینهای خاکی، تنها با یک توپ و یک رؤیا پرورش دادهاند.
اما در واقعیت، بیشتر فوتبالیستهای حرفهای جهان، در هر سطحی، چه برسد به لیگهای برتر اروپا و تیمهای ملی، بخش عمده دوران نوجوانی خود را در قالب برنامههای سازمانیافته آکادمیهای فوتبال سپری کردهاند.
این موضوع درباره پله، اسطوره فوتبال برزیل که در ۱۷ سالگی این کشور را در سال ۱۹۵۸ به نخستین قهرمانیاش در جام جهانی رساند، و همچنین لیونل مسی، ستاره آرژانتینی که از او بهعنوان بزرگترین فوتبالیست تاریخ یاد میشود، نیز صدق میکند.
همین مسئله یکی از دلایل اصلی آن است که تنها چند کشور اروپایی و سه کشور از آمریکای جنوبی موفق شدهاند مهمترین عنوان فوتبال جهان را به دست آورند، در حالی که کشورهای سراسر آسیا، آمریکای شمالی و آفریقا تلاش میکنند از نظام هرم توسعه بازیکنان الگوبرداری کنند؛ نظامی که زیربنای صنعتی چند میلیارد دلاری و محبوبترین ورزش جهان است.
ژرار آکیندس، مشاور توسعه جهانی ورزش و استاد دانشگاه مستقر در قطر، به اپک تایمز گفت: «این بخش مهمی از اکوسیستم فوتبال حرفهای در بالاترین سطح است. در آن سیستم، چیزی به نام پرداخت پول برای بازی کردن وجود ندارد.»
ریشههای فوتبال به اواخر قرن نوزدهم در انگلستان بازمیگردد. این ورزش در مدارس پسرانه با آموزش تربیت بدنی و فعالیتهای فوقبرنامه پیوند خورده بود و همین بخش آموزشی نقشی اساسی در توسعه فوتبال پایه ایفا کرد.
آکیندس که اهل بنین است و درباره توسعه فوتبال پایه در فرانسه و آفریقا پژوهش کرده است، گفت در فرانسه همه کودکان در سن دبستان به فوتبال تفریحی رایگان دسترسی دارند که هزینه آن را شهرداریهای محلی تأمین میکنند. مربیان آموزشدیده نیز متناسب با سن کودکان به آنها آموزش میدهند.
از مقطع راهنمایی، فوتبال دیگر صرفا یک بازی نیست.
برترین بازیکنان این برنامهها شناسایی میشوند و برای شرکت در آزمون ورودی آکادمیهای فوتبال جوانان دعوت میشوند؛ آکادمیهایی که بهطور کامل از سوی باشگاههای حرفهای مانند پاریسنژرمن تأمین مالی و اداره میشوند.
ثروتمندترین باشگاهها مدارس شبانهروزی اختصاصی خود را در اختیار دارند، هرچند بسیاری از تیمهای حرفهای در سراسر اروپا با مدارس دولتی همکاری میکنند و هزینه اقامت بازیکنان را به خانوادههای میزبان پرداخت میکنند.
آکیندس گفت: «ما درباره بهترین بازیکنان جوانی صحبت میکنیم که در این مدارس شبانهروزی حضور دارند. خیلی زود متوجه میشوید که هر بازیکن برنامه توسعه متفاوتی دارد.»
او افزود در سطح «پیشحرفهای» که از حدود ۱۶ سالگی آغاز میشود، آکادمیها بازیکنانی را که انتظارات را برآورده نمیکنند، کنار میگذارند و همزمان به جذب بازیکنان جدید در همه گروههای سنی که اغلب از کشورهای دیگر هستند، ادامه میدهند.
آکیندس گفت بازیکنانی که از آکادمی کنار گذاشته میشوند، میتوانند به دنبال باشگاه دیگری باشند که شانس بیشتری برای حضور در ردههای پایینتر فوتبال حرفهای در آن داشته باشند.
تیمهای حرفهای در آمریکای لاتین، بهویژه در برزیل، آرژانتین، اروگوئه، شیلی، کلمبیا و مکزیک، نیز از نظامی مشابه استفاده میکنند؛ هرچند این ساختار به اندازه اروپا گسترده نیست و عمدتاً بهعنوان مسیری برای انتقال بازیکنان به فوتبال اروپا عمل میکند.
دیهگو مارادونا، مهاجم افسانهای آرژانتین، فوتبال خود را از آکادمی آرژانتینوس جونیورز آغاز کرد، سپس به بوکا جونیورز، یکی از بزرگترین باشگاههای این کشور، منتقل شد و پس از آن راهی باشگاه بسیار ثروتمندتر بارسلونا در اسپانیا شد.
لیونل مسی نیز پیش از آنکه در ۱۳ سالگی توسط بارسلونا جذب شود، در آکادمی نیوولز اولد بویز در آرژانتین بازی میکرد.
پله در ۱۵ سالگی به برنامه استعدادیابی باشگاه سانتوس پیوست و خیلی زود به تیم بزرگسالان این باشگاه راه یافت. دولت برزیل او را گنجینه ملی اعلام کرد و به همین دلیل اجازه نداد به یک تیم اروپایی بپیوندد.
هرچه بازیکنان جوان آکادمی پیشرفت بیشتری میکنند، ارزش آنها برای باشگاه نیز افزایش مییابد. باشگاههای حرفهای استعدادهای جوان و همچنین بازیکنان باتجربه را به تیمهای دیگر در سراسر جهان «میفروشند» و اغلب از محل این انتقالها مبالغی چند میلیون دلاری دریافت میکنند. مذاکره بر سر دستمزد با باشگاه جدید نیز بر عهده خود بازیکنان است.
ایالات متحده
آمریکا همچنان عمدتاً از نظام «پرداخت برای بازی» استفاده میکند، هرچند نظام آکادمی رایگان لیگ فوتبال حرفهای آمریکا (امالاس) برای بازیکنان نخبه بهتدریج در حال گسترش است.
فوتبال تفریحی که توسط سازمانهای داوطلبانه یا شهرداریها برگزار میشود، در سراسر آمریکا رایگان یا کمهزینه است، اما برنامههای فوتبال مسافرتی که بسیاری از آنها متعلق به شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی هستند، سالانه صدها یا هزاران دلار برای خانوادهها هزینه دارد.
بسیاری از باشگاههای فوتبال مسافرتی واژه «آکادمی» را در نام خود دارند، اما هیچ بخش آموزشی ندارند. بسیاری نیز همکاری خود را با باشگاههای اروپایی تبلیغ میکنند؛ برای نمونه، همکاری پیشین «گلوبال پریمیر ساکر» با باشگاه بایرن مونیخ آلمان. در این برنامهها، بازیکنان ممکن است برای حضور در اردوهای یکهفتهای داخل یا خارج از کشور دعوت شوند؛ البته به شرط آنکه خودشان هزینههای سفر را پرداخت کنند. همچنین ممکن است فرصت دیدار با استعدادیابهای آکادمیها یا باشگاهها را نیز پیدا کنند.
کریستین پولیشیچ، ستاره فوتبال آمریکا، نیز از همین مسیر مطرح شد. او زمانی که برای یک تیم فوتبال مسافرتی در شهر لنکستر ایالت پنسیلوانیا بازی میکرد، مورد توجه قرار گرفت و سپس در ۱۶ سالگی به آلمان رفت.
برای بازیکنان ۱۵ ساله و بالاتر، فوتبال مسافرتی در سطح بالا عمدتاً بر جذب بازیکن برای دانشگاهها و حضور در تورنمنتهای استعدادیابی متمرکز است؛ رقابتهایی که مربیان انجمن ملی ورزش دانشگاهی آمریکا و انجمن ملی دوومیدانی بیندانشگاهی در آن حضور دارند، هرچند بیشتر آنها امکان ارائه بورسیه تحصیلی ندارند.
سازمانهای استعدادیابی اذعان دارند که فوتبال دانشگاهی، پس از ۳۰ آکادمی لیگ امالاس در آمریکا و کانادا، دومین مسیر ورود به فوتبال حرفهای است.
بیش از ۱۰۰ باشگاه «امالاس نکست» که بر پایه نظام «پرداخت برای بازی» فعالیت میکنند، از بازیکنان تعهد زمانی، سفرهای متعدد و هزینههای مالی قابل توجهی میخواهند و همچنین به آنها اجازه نمیدهند برای تیمهای دبیرستان خود بازی کنند.
پیتر روگنتین، دروازهبان و دانشجوی دانشگاه ترینیتی وسترن در بریتیش کلمبیای کانادا، تاکنون در دوران حضورش در فوتبال دانشگاهی و مسابقات تابستانی، در تیمی از لیگ سطح پایین یواسال در ایالت زادگاهش تگزاس، که بازیکنان میتوانند همچنان واجد شرایط حضور در مسابقات دانشگاهی باقی بمانند، در کنار یا مقابل بازیکنانی از آکادمیهای امالاس، آکادمیهای اروپایی و برنامههای امالاس نکست بازی کرده است.
هماتاقی و شریک تجاری او در شرکت آموزش و مشاوره فوتبال جوانان «کیپر لب» حتی یک دلار هم پرداخت نکرد؛ با وجود اینکه مسیر خود را از آکادمی باشگاه کویینز پارک رنجرز لندن آغاز کرده بود.
او به اپک تایمز گفت: «در اروپا تلاش میکنند بهترین تواناییهای تو را شکوفا کنند تا در نهایت خودشان از آن سود ببرند.»
او افزود: «اینجا دقیقاً برعکس است. آنها از همان ابتدا از خانوادهها پول میگیرند تا خودشان سود ببرند. حتی در آکادمی امالاس هم اگر بازیکنی پس از یک یا دو سال کنار گذاشته شود، برای ادامه بازی در سطح بالا، والدینش باید پنج هزار دلار پرداخت کنند.»
چین
لیل مارتین زمانی که در سال ۲۰۱۰ به نخستین بازیکن آمریکایی حاضر در سوپرلیگ چین تبدیل شد، انتظار نداشت کیفیت بازیها تا این اندازه بالا و استقبال از مسابقات تا این حد گسترده باشد.
مارتین خود را بازیکنی میداند که دیر شکوفا شد. او با تکیه بر سرعت و تلاش فراوان توانست خود را به بازیکنان فنیتری که ابتدا در رقابتهای دسته اول فوتبال دانشگاهی انجمن ملی ورزش دانشگاهی آمریکا و سپس در لیگ امالاس با آنها روبهرو شده بود، برساند.
او نمونهای است که امروزه کمتر دیده میشود؛ بازیکنی که در نخستین آزمون ورود به تیم باشگاهی پذیرفته نشد، در کودکی چندین رشته ورزشی را دنبال کرد و تنها از ۱۴ سالگی بهطور تخصصی فوتبال را انتخاب کرد.
او با یادآوری دوران فوتبال دانشگاهی خود گفت: «فرآیند فکر کردن آنها خیلی جلوتر از من بود. مجبور بودم زبان بدنشان را بخوانم تا بتوانم همراهشان بمانم. حالا این را چند برابر کنید؛ بازی در کنار حرفهایها دقیقاً همینگونه بود.»
او به اپک تایمز گفت: «تمرینات در چین بسیار سنگین بود. ما دو ساعت کامل فقط روی نحوه لمس توپ کار میکردیم؛ اینکه توپ را کجا لمس کنیم. ای کاش این چیزها را در سنین پایینتر یاد گرفته بودم.»
فوتبال چین در آن زمان در اوج خود قرار داشت؛ موفقیتی که با نخستین و تنها حضور این کشور در جام جهانی ۲۰۰۲ آغاز شد و با سرمایهگذاری میلیاردها دلار در لیگی ادامه یافت که تا حد زیادی از علاقه آمریکا به لیگ فوتبال آمریکایی الهام گرفته بود.
آکیندس که در چین نیز دورههای آموزشی مدیریت ورزشی برگزار میکند، گفت مسابقات همچنان در بسیاری از شهرها تماشاگران زیادی داشت، اما لیگ و آکادمیهای استعدادیابی آن هرگز نتوانستند به ظرفیت واقعی خود برسند.
بسیاری از نوجوانان در دو سال پایانی دبیرستان از آکادمیها انصراف میدادند، زیرا فشار بیش از حدی بر آنها وارد میشد و میخواستند تا زمانی که هنوز فرصت داشتند، مسیر شغلی دیگری را دنبال کنند.
آکیندس گفت این یک رویکرد از بالا به پایین بود؛ به این معنا که بیشتر منابع صرف جذب بازیکنان بازنشسته اروپایی که دوران اوجشان را پشت سر گذاشته بودند و همچنین مربیان و مدیران فنی شناختهشده میشد، در حالی که توجه بسیار کمتری به ایجاد یک نظام توسعه بازیکنان پایه از پایین به بالا وجود داشت.
او گفت: «آنها میخواستند یک لیگ پرزرقوبرق و پرهزینه ایجاد کنند، اما این پروژه در نهایت شکست خورد.»
آفریقا
جرارد آکیندس گفت آکادمیهای توسعه بازیکنان جوان در آفریقا، چه آنهایی که توسط باشگاههای بزرگ داخلی اداره میشوند و چه آنهایی که تیمهای اروپایی برای جذب استعدادها راهاندازی کردهاند، بسیار پراکنده بودهاند؛ اما کمبود منابع مالی و ضعف در سازماندهی، عامل اصلی ناکامی این نظام است.
او گفت مراکش در حال حاضر به دلیل موفقیتهایش از جام جهانی ۲۰۲۲ تاکنون و همچنین انتخاب شدن بهعنوان یکی از میزبانان جام جهانی ۲۰۳۰، «بسیار مورد توجه» قرار گرفته است. با این حال، به گفته آکیندس، لیگهای حرفهای و نظام فوتبال پایه این کشور نمیتوانند سهم زیادی از این موفقیت را به نام خود ثبت کنند.
بیشتر بازیکنانی که به مراکش کمک کردند در رقابتهای بینالمللی به مراحل پایانی برسد، در کشورهای اروپایی متولد یا پرورش یافتهاند، اما اصالت مراکشی دارند.
در مقابل، آکیندس گفت مصر با تکیه بر شمار زیادی از بازیکنان لیگ داخلی خود و به لطف حمایت گسترده دولت و هواداران وفادارش، عملکرد موفقی داشته است.
او در جمعبندی افزود که بیشتر فوتبالیستهای بزرگ آفریقا از طریق بازی در بهترین تیمهای پایه، سفر به نقاط مختلف این قاره برای حضور در مسابقات جوانان و «اتکا به معرفی و توصیه افراد» توسط استعدادیابهای اروپایی کشف شدهاند.
فوتبال دانشگاهی
فهرست تیم فوتبال مردان کالج اجتماعی جنسی در منطقه روستایی شمال ایالت نیویورک برای فصل ۲۰۲۵ شامل ۱۹ بازیکن از بریتانیا، چند بازیکن از دیگر کشورهای اروپایی و تنها سه بازیکن از ایالات متحده است؛ ترکیبی که شباهت زیادی به بیشتر تیمهایی دارد که این کالج در رقابتهای ایالتی و مسابقات پس از فصل با آنها روبهرو میشود.
این کالج در پایینترین سطح رقابتهای ورزشی انجمن ملی ورزش دانشگاهی آمریکا رقابت میکند و امکان ارائه بورسیه ورزشی ندارد.
بیشتر این بازیکنان احتمالاً پیش از تماس با دانشگاههای آمریکایی از برنامههای آکادمی فوتبال اروپا کنار گذاشته شدهاند و امیدوارند بعداً به یکی از دانشگاههای دسته اول منتقل شوند.
نکته جالب اینجاست که ترکیب تیمهای مردان دسته اول در کنفرانسهای برتر، معمولاً آمیزهای متعادل از بازیکنان آمریکایی و بازیکنان متولد خارج از آمریکا است.
دانشگاه پرینستون که در بخش عمده فصل ۲۰۲۵ رتبه نخست کشور را در اختیار داشت، تنها یک بازیکن بینالمللی در ترکیب خود داشت. همچنین بررسی چند سال اخیر «سوپردرفت امالاس» که عمدتاً بازیکنان دانشگاههای دسته اول را شامل میشود، نشان میدهد بیشتر بازیکنان انتخابشده دوام زیادی در لیگ برتر فوتبال آمریکا ندارند و بخش عمده دوران حرفهای خود را در لیگ توسعه امالاس یا لیگهای دسته دوم و سوم یوسیال سپری میکنند.
پیتر روگنتین که دانشگاهی در کانادا را به چندین دانشگاه دسته دوم آمریکا ترجیح داد، گفت بازیکنانی از اروپا و آفریقا که با آنها آشنا شده، به او گفتهاند امکانات فوتبال دانشگاهی در آمریکای شمالی از امکانات لیگهای حرفهای ردههای پایین کشورهایشان بهتر است.
او افزود که در نظام آموزش عالی آمریکای شمالی، رشتههای تحصیلی و مسیرهای شغلی بسیار بیشتری برای انتخاب وجود دارد و تجربه اجتماعی نیز یک مزیت مهم به شمار میرود.
لیل مارتین، که در کالج تفت در ایالت کالیفرنیا مربیگری میکند، گفت ایالات متحده تا حد زیادی به دلیل فوتبال دانشگاهی، همچنان پیشتاز فوتبال زنان جهان است.
او معتقد نیست کشورهای اروپایی، حتی اگر ثروتمندترین باشگاههای جهان هزینه توسعه آکادمیهای دختران را تأمین کنند، بتوانند با الگوبرداری از نظام آکادمیهای خود، آمریکا را از جایگاه نخست کنار بزنند.
او گفت: «اینجا فرهنگ پیروزی وجود دارد؛ فرهنگی که متعلق به خود ماست و باعث پیشرفت بیشتر این ورزش شده است. ذهنیت، اعتمادبهنفس، تابآوری، عطش بیشتر و روحیه جنگندگی بیشتر. کافی است جامهای جهانی را تماشا کنید. زنان بیش از مردان برای قهرمانی اشتیاق نشان میدادند.»
















