پاندول نیوتن همزمانی رویداد ها
(Eskaylim/iStock) (LeeYiuTung/iStock)

اهمیت هم‌زمانی رویدادها در دنیای جدید/رابطه‌هایی «صرفاً» تصادفی یا معنی‌دار؟

تاریخ انتشار: ۱۳۹۴/۰۶/۲۴

نویسنده: اپک تایمز

تاریخ انتشار: ۱۳۹۴/۰۶/۲۴

نویسنده: اپک تایمز

اشتراک‌گذاری مطلب:

پاندول نیوتن همزمانی رویداد ها
(Eskaylim/iStock) (LeeYiuTung/iStock)

جهان مملو از اسراری است که دانش کنونی ما را به چالش می‌کشد. اپک تایمز در بخش ماوراء دانش، داستانهایی از پدیده‌های خارق‌العاده را گرد آورده است تا به تصورات ما بال و پر دهد و راه را برای مسائل ممکنی که قبلاً انکار می‌شدند باز کند. آیا آنها واقعی هستند؟ تصمیم با خودتان است.

کلمه «هم‌زمانی رویدادها» حتی در دوره‌های نوین مورد نیاز ما است.

روانپزشک کارل یونگ (۱۹۶۱ – ۱۸۷۵) مفهوم هم‌زمانی رویدادها را شناسایی کرد و این نام را بر آن نهاد، اما«هم‌زمانی رویدادها » بخشی طبیعی از زندگی در طول تاریخ بشر است و نیاز به هیچ نامی ندارد. دکتر «ریچارد تارناس» فیلسوف و روانشناس در مؤسسه کالیفرنیا متوجه می‌شود که چرا این مفهوم وارد درک و آگاهی غربی‌ها شد و پس از آن چرا برای ذهن در دنیای جدید از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

ریچارد تارناس
ریچارد تارناس (Goethean/Wikipedia/CC BY-SA)

دکتر «جفری کریپال»، رئیس مطالعات مذهبی در دانشگاه رایس، یک بار به تارناس گفت: «درخصوص بسیاری از مسائل به‌تدریج باورم را از دست داده‌ام، اما هم‌زمانی رویدادها را باور دارم.» هم‌زمانی رویدادها، راهی برای ارتباط مجدد با جهان اطراف ما و درک معنای زندگی پس از مرگ است.

«درخصوص بسیاری از مسائل به‌تدریج باورم را از دست داده‌ام، اما همزمانی رویدادها را باور دارم.»

جفری کریپال، دانشگاه رایس

او سال گذشته طی مباحثه‌ای ضبط‌شده درباره هم‌زمانی رویدادها در سمپوزیوم ماده و ذهن، به شرح هم‌زمانی رویدادها پرداخت: « هم‌زمانی رویدادها پدیده مشاهده هم‌زمان رویدادها را شرح می‌دهد که در آن دو یا چند رویداد مستقل بدون اینکه در ظاهر هیچ‌گونه ارتباط علت و معلولی خطی داشته باشند، طرح و الگوی معنی‌داری را نشان می‌دهند.»

تارناس درخصوص جهان دوره نخستین گفت که مردم خودشان و جهان اطراف خودشان را به‌عنوان مفهومی در نظر می‌گرفتند که به‌طور متقابل با هم ارتباط دارند. او برای شرح این موضوع از تصویر دایره‌ای داخل دایره‌ای دیگر استفاده کرد. دایره داخلی نشان‌دهنده خود و دایره خارجی نماد جهان است. مانع بین این دو دایره نفوذپذیر است. اما در جهان نوین، خود به‌وسیله خطی نفوذناپذیر از جهان خارج مجزا می‌شود.

synchronicity-580x387

در گذشته، اگر یک فرد درباره کسی فکر می‌کرد که او را ندیده بود و یا حتی طی سال‌های بسیاری به او فکر نکرده بود و آن شخص به‌طور غیرمنتظره ظاهر می‌شد، اغلب به‌ نظر می‌رسید که آن فکر و رویداد مذکور به هم ربط دارند. امروز، اگر چنین رویدادی اتفاق بیفتد، اغلب تحت‌عنوان رویدادی «صرفاً تصادفی» مردود شمرده می‌شود. به‌طورکلی تفکر دنیای جدید این‌گونه نیست که فرض کند ذهن یک فرد به نوعی با جهان خارج ارتباط دارد به گونه‌ای که آمدن دوستی به او الهام می‌شود، دوستی که مدت‌های طولانی او را ندیده بود.

تارناس بیان کرد که از منظر یک جهان دکارتی (به نام رنه دکارت، فیلسوف قرن هفدهم که به داشتن این ایده مشهور است: «من فکر می‌کنم، پس هستم») خود مجزا از جهان خارج است. خود شامل معنی، اما جهان اطراف آن خالی از معنا است. این قابل مشاهده است.

به‌عبارت‌دیگر، در گذشته، هم‌زمانی رویدادها موضوع مشخص و واضحی بود. دنیای درون و بیرون آدم‌ها حالت سیال و روانی را داشت و برای آنها عجیب نبود که رویدادی در جهان خارج با افکار یک فرد ارتباط داشته باشد. هم‌زمانی رویدادها همچنین به‌عنوان هدیه‌ای در نظر گرفته می‌شد که خدا یا مشیت الهی یا نیروهایی فراتر از جهان بشری رویدادهای تصادفی را تحت سیطره درمی‌آورند. امروزه، اما، هم‌زمانی رویدادها اغلب به‌عنوان «صرفاً» رویدادهایی تصادفی نادیده گرفته می‌شود.

تارناس گفت که بذر تقلیل‌گرایی که از قرن شانزدهم تا قرن نوزدهم طی انقلاب علمی کاشته شد، «درواقع بسیار قوی»رشد کرد. درنتیجه یونگ در یک زمان بحرانی برای جهان سرخورده غرب هم‌زمانی رویدادها را به ارمغان آورد.

هم‌زمانی رویدادها ارتباط معنی‌داری را بین دنیای ذهنی و دنیای عینی نشان می‌دهد.

کارل یونگ

یونگ نوشت: «هم‌زمانی رویدادها ارتباط معنی‌داری را بین دنیای ذهنی و دنیای عینی نشان می‌دهد.» او در کتاب خود به نام «همه چیز شخصی است» به نقل از «کانی بیر» می‌نویسد: «هم‌زمانی رویدادها یک واقعیت همیشه در صحنه برای کسانی است که چشمانی برای دیدن دارند.»

تارناس از میان بسیاری از نمونه‌های هم‌زمانی رویدادهایی که شاهد آنها بوده است، یکی را از زندگی شخصی‌اش حکایت کرد. یکی از دوستان خوب او، «چارلز هاروی»، رئیس سابق انجمن نجوم بریتانیا، در بریتانیا درگذشت. برخی از اعضای خانواده‌اش در ایالات متحده برای برگزاری مراسم یادبود در شهر پرسیدو، در منطقه پارکی حوالی پل گلدن گیت در منطقه خلیج سان فرانسیسکو دور هم گرد آمدند. آنها برای این گردهمایی ساختمانی را در نظر داشتند، اما متوجه شدند که ساختمان مزبور پر از جمعیت بود.

تارناس کلیسای کوچکی را در آن نزدیکی به‌ خاطر آورد و پیشنهاد داد که به آنجا بروند. مکان مناسبی بود.

خواهرزن هاروی ایستاد تا چند کلمه‌ای درباره او صحبت کند، اما ناگهان چشمانش از فرط تعجب گرد شدند و از صحبت کردن باز ایستاد. تارناس و سایر حضار مسیر نگاه او را دنبال کردند و یک پلاک طلایی را بر دیوار آن کلیسای کوچک مشاهده کردند که روی آن نوشته شده بود: «به افتخار سرهنگ چارلز هاروی (۱۹۱۰ – ۱۸۴۵).»

مراسم یادبود کوچکی که به‌طور غیرمنتظره آنها را به مکانی هدایت می‌کند که نام فرد متوفی در آنجا نوشته شده بود.

تارناس اشاره کرد که «ویکتور منسفیلد»، فیزیکدان دانشگاه کورنل، نویسنده کتاب «راز هم‌زمانی رویدادها، علم و روح» گفت: «هم‌زمانی رویدادها به‌لحاظ روانی و فلسفی مشکلات بزرگی را برای جهان مدرن مطرح می‌کند. منسفیلد هم‌زمانی رویدادهای بسیاری را در زندگی خود و سایرین مشاهده کرده بود و آنها را تحت عنوان «تصادف صرف» رد کرده بود.

منسفیلد گفت: «هم‌زمانی رویدادها به‌ویژه برای من به‌عنوان فیزیکدانی که در فرهنگ ماتریالیسم علمی آموزش دیده است، تجربه‌های دردسرسازی هستند.»

اپک تایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر می‌شود.