Search
Asset 2

در احوالات محمد تقی صبوری ملقب به ملک الشعرای بهار

ملک الشعرای بهار (ویکی مدیا)
ملک الشعرای بهار (ویکی مدیا)
ملک الشعرای بهار (ویکی مدیا)
ملک الشعرای بهار (ویکی مدیا)

بهار در بیستم آذرماه ۱۲۶۵ در مشهد به دنیا آمد. نام اصلی اش محمد تقی صبوری بود. پدرش میرزا محمد کاظم صبوری رییس حریر بافان مشهد بود. اما او رو به سوی شغل پدر نیاورد و به تحصیل ادبیات و زبان های فرانسه و عربی و همچنین فقه پرداخت و برای خود آوازه ای پیدا کرد. بد نیست بدانید مادرش اهل گرجستان بود و در زمان جنگ های ایران و روس به دست عباس میرزا اسیر شده بود. بهار در ایام جوانی مهارتی وافر در شعر و شاعری پیدا نمود به طوری که بسیاری از اهل فن باورشان نمی شد، این شعرها از او باشد. نقل قول می‌‏شود در سفرنامه مظفرالدین شاه به خراسان، بهار برای آنکه قدرت شاعری خود را به ثبوت رساند، قصیده ای پس از ورود شاه به مشهد سرود که مورد توجه او قرار گرفت و مقام ملک الشعرایی او را محکم کرد. بهار از همان نوجوانی به همراه پدر در مجامع آزادی‌‏خواهان حاظر می شد و به واسطه علاقه اش با اندیشه‌‏های نو به مشروطه آزادی دل بست. پس از درگذشت مظفرالدین شاه بین مجلس و محمدعلی شاه اختلاف و درگیری شدید پیش آمد. بهار در دوران استبداد صغیر با برخی هم اندیشان روزنامه خراسان را بنیاد نهاد و قصیده معروفی در این روزنامه چاپ کرد: « با شَه ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست، کار ایران با خداست »

پس از فتح تهران توسط مجاهدین مشروطیت، محمدعلی شاه به ناچار از سلطنت کناره گیری کرد و به سفارت روس پناه برد اما در سرتاسر ایران جشن های ملی بر پا شد. بهار با استفاده از این اتفاق خجسته اشعار و سروده هایی نوشت که در مجالس مختلف خوانده شد.

نخستین سروده های بهار بیشتر در ستایش اولیای دین، در مدح امام هشتم، در مدح حضرت رسول و حضرت علی و یا در بزرگداشت پدر بود. اما پس از طلیعه مشروطیت سروده هایش را با انقلاب و آزادی همراه کرد. در این دوره مستزادهای او بسیار جلب توجه می کند. مثلاً در اندرز به محمدعلی شاه می گوید: پادشاه چشم خرد باز کن فکر سرانجام در آغاز کن

بهار چند بار از طرف مردم خراسان و تهران نماینده مجلس شورای ملی شد. او در زمینه روزنامه نگاری و نشر اندیشه های آزادیخواهان و مبارزان مشروطیت سهم به سزایی داشت. روزنامه نوبهار از جمله نشریاتی بود که او منتشر کرد.

بهار در ۱۳۳۶ قمری انجمن ادبی دانشکده را تاسیس نمود و مجله ادبی با همین نام انتشار داد که مورد توجه بسیار قرار گرفت.

دوره چهارم مجلس شورای ملی با مشکلات خاص همراه بود. سردار سپه قصد براندازی سلطنت قاجاریه را داشت.

پس از به قدرت رسیدن او بهار از سیاست کناره گرفت و به کارهای فرهنگی پرداخت و در دارالمعلمین عالی عهده‌‏دار تاسیس ادبیات ایران قبل از اسلام شد و به تصحیح کتاب تاریخ سیستان، تاریخ طبری، جوامع الحکایات و کتاب سبک شناسی همت گماشت. بهار در همین دوران نیز دوبار به اتهام سیاسی زندانی شد و ۱۴ ماه از عمر را در اصفهان به تبعید گذراند. غزل معروف «من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید » حاصل این دوران است . شهریور ۱۳۲۰ از راه رسید و رضا شاه سقوط کرد و به جای او پسرش به سلطنت نشست. بهار با استفاده از فضای باز سیاسی موجود مقالاتی به نام تاریخ مختصر احزاب در روزنامه مهر ایران نوشت و برای مدتی باز هم روزنامه نوبهار را انتشار داد. او در زمان نخست وزیری احمد قوام در سال ۱۳۲۴ برای چند ماه به وزارت فرهنگ آموزش و پرورش رسید که البته دل خوشی از آن نداشت و استعفا داد.

در سال ۱۳۲۶ برای درمان بیماری سینه به سوییس رفت و در اردیبهشت ۱۳۲۸ به ایران بازگشت.

آخرین فعالیت اجتماعی او ریاست جمعیت هواداران صلح بود. قصیده معروف جغد جنگ « فغان ز دست جنگ و مرغوای او ، که تا ابد بریده باد نای او » در همین ایام سروده شد.

 ملک الشعرای بهار در اردیبهشت ۱۳۳۰ شمسی پس از نبردی سخت با بیماری، ترک جهان گشود.

برگرفته از مقدمه دیوان اشعار ملک الشعرا بهار

اخبار مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی