[metaslider id=27509]
گاهی ممکن است سادهترین پرسشها، مشکلترین پاسخها را داشته باشند. زندگی چیست؟ شادمانی برای شما چه معنایی دارد؟ عشق به چه معناست؟ چنین پرسشهایی مستقیم درون را هدف قرار میدهند؛ اما بهندرت درطول زندگی روزمره به آنها فکر میکنیم.
«یان آرتوس برتراند»، عکاس خبری فرانسوی و طرفدار محیط زیست غرق تصویری بزرگتر شده است. او میخواهد بداند چرا این همه درد و رنج در جهان وجود دارد، چرا هنوز ما درگیر جنگ هستیم، چرا هنوز افراد بسیاری در جهان با فقر دست به گریبان هستند، چرا ما با تمام سرعت درحال نابود کردن محیط زیست هستیم، چرا نمیتوانیم با یکدیگر بهتر رفتار کنیم، چرا، چرا، چرا؟
وی بههمراه گروهش در مستندی به نام «انسان» در طی سه سال از ۲۰۲۰ نفر از ۶۰ کشور جهان مصاحبه کردد. آنها از هر کدام از این افراد سئوالاتی مشابه اما بسیار مهم پرسیدند. «سختترین آزمایشی که با آن مواجه شدی چه بود و چه درسی از آن گرفتی؟»، یکیاز ۴۰ پرسش استاندارد بود.
آرتوس برتراند، همچون کودکی بیتجربه، بهدنبال این است که به ما کمک کند تا درک بهتری از آنچه ما را یک انسان میسازد، داشته باشیم.
بیشتر پروژههای قبلی وی –کتابها و نمایشگاههای عکاسی، فیلمها و سریالهای مستند تلویزیونی- بر محیط زیست تمرکز داشت. در فرانسه وی همانند یک نماد شناخته میشود و در جهان، وی بیشتر بهخاطر کتاب مصورش از زمین بهنام «زمین از بالا» مشهور است.
از این کتاب ۴ میلیون نسخه فروخته شد و ۱۷۵ نمایشگاه از تصاویر آن برگزار شد. این کتاب با تغییر زاویه دید از مناظر زمین به مردم زمین، بهانهای برای ساخت فیلمهای «۷ میلیون نفر»، ‹خانه» و فیلم اخیر او «انسان» شد. درنتیجه، باحمایت سخاوتمندانه بنیاد «بتنکور شولر»، برتراند توانست برای همه، فیلمی غیرتجاری بسازد.
وی در مصاحبهای پساز اکران فیلمش در سالن مجمع عمومی سازمان ملل، اظهار داشت: «میخواستم به قلب مردم گوش دهم… میخواستم با قلب آنها صحبت کنم.»
ما باید انسانیت را فراتر از همه ترسهایمان و همه چیز قرار دهیم.
یان آرتوس برتراند
پس از آنکه آرتوس برتراند بهعنوان سفیر حسن نیت برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد انتخاب شد، تالار مجمع عمومی را بهترین محل برای نخستین اکران فیلمش دانست؛ فیلمی که تقریباً ۱۰۰۰ نفر ازجمله «بان کیمون»، دبیر کل سازمان ملل در آن حضور داشتند.
از نظر «فرانسوا دلاتره»، نماینده دائم فرانسه در سازمان ملل متحد، «پیام قدرتمند این فیلم، امید است. این فیلم اهمیت گفتوگو درهر فرد را نشان میدهد که با وجود تنوع آنها، نشاندهنده سرنوشت مشترک انسانها است.»
آرتوس برتراند در انجام این وظیفه خطیر تصمیم گرفت تا از افرادی که بهندرت دیده یا شنیده میشوند، بگوید. وی در کتابش مینویسد: «گرچه آنها ناشناختهاند؛ اما پیامهایی قدرتمند دارند.» کتاب «تصویری از جهان ما: انسان» که همراه با اکران فیلم منتشر شد، موضوعات بیشتری همچون شادی، جنگ، فقر و بردباری را دربرمیگیرد.
چه چیزی موجب جدایی ما و چه چیزی موجب اتحاد ما میشود؟
فیلم «انسان» با صحنهای هوایی از یک گله گاو در تپههای شنی دره «ایندوس» در پاکستان آغاز میشود. موسیقی زیبا و خیرهکنندهای که در سراسر فیلم پخش میشود، اثر آهنگساز مشهور، «آرماند عمار»، دوست صمیمی آرتوس برتراند است که تأثیر عاطفی تصاویر را افزایش میدهد.
دقایق حضور افرادی که در فیلم هستند، فشرده است. تصاویر هوایی زیبا و گاهی اضطرابآور از زمین در بین مصاحبههای کوتاه گنجانده شده است – تصویر آبشار «آکوا آزول» در مکزیک، زنانی در پاکستان که درحال خشک کردن لباس هستند، مردی در محل تخلیه زباله در جمهوری دومینیکن، استخری فوقالعاده شلوغ در چین و تصاویری دیگر. این تصاویر به فرد فرصت جذب و تفکر را میدهد.
اولین مصاحبه با «لئونارد» است؛ مردی که بهخاطر کشتن زن و فرزندش به حبس ابد محکوم شده است. او معنای عشق و کمک به دیگران را از مادر همسر (و مادربزرگ فرزند) خود که او را بخشیده بود، آموخت.
آرتوس برتراند توضیح میدهد که چرا وی فیلم را با لئونارد که در پایان مصاحبه اشک میریزد، آغاز کرده است: «از بدترین چیزها تا بهترین آنها، همه چیز در انسانیت وجود دارد و لئونارد نمونه بارز آن است. در لئونارد یک رستگاری میبینیم و فکر میکنم این رستگاری کلید انسانیت است.»
هریک از آنها در آسیبپذیری و صداقتشان بسیار منحصربهفرد و زیبا بودند.
ما بهندرت ممکن است دربارهی پرسشهای حیاتی و ضروری زندگی بیندیشیم و به همین دلیل شاید بهخاطر دادن فرصتی برای بیان پاسخهایمان سپاسگزار شویم.
هنگامی آرتوس به پاسخ پسری بهنام «ساموئل» از کنگو میاندیشد، میگوید: «پاسخ بسیار هوشمندانهای بود.» این پسر در فیلم میگوید: «من همین حالا هم از خودم پرسیدهام که چرا روی زمبن آمدهام… چون اینجا، روی زمین، هر کسی یک مأموریتی دارد. من هم دارم اما هنوز نتوانستهام آن را پیدا کنم.»
آرتوس برتراند فکر میکند مأموریت وی بر روی زمین ساخت فیلمی معنادار است. وی فکر میکند که او بسیار خوش اقبال بوده که توانسته چنین فیلم قویای بسازد: «این یک فرصت باورنکردنی بود.»
درواقع فیلم «انسان» در حوزه خود بسیار قاطع و قانعکننده است بهطوریکه حتی فراتر از ناباوری و بیایمانی آرتوس برتراند میرود.
وی اظهار داشت: «معنویت درون فیلم بسیار عجیب بود و فکر میکنم خداوند در میان این فیلم و در میان این افراد حضور داشت.»
گفتوگویی بزرگ
افراد بیشماری در این فیلم حضور داشتند. هریک از آنها در آسیبپذیری و صداقتشان بسیار منحصربهفرد و زیبا بودند. آنها مسائلی را مطرح میکردند که هرگز قبلاً حتی برای بهترین دوستان صمیمی خود آشکار نکرده بودند. درعوض، دیدگاه آنها در پیوستن به گفتوگویی بزرگ میان افرادی که یکدیگر را نمیشناسند، گسترش داده شد.
در این فیلم گفتوگو، نامتقارن است. برخیاز آنها افرادی فقیر، محروم و بیسواد هستند، برخی پناهندههایی درحال فرارند و برخی با داشتن چیزی برای خوردن بهراحتی خوشحال میشوند.
غم، خشم، افسردگی، شادی و طیف وسیعی از احساسات در این فیلم موج میزند. در پایان هر یک از مصاحبهها، هر فرد مستقیم به لنز دوربین خیره میشود. تماشاگران میتوانند روح آنها را احساس کنند اما افرادی که تصاویر آنها نمایش داده شده، هرگز شانس دیدن بقیه افراد حاضر در فیلم را ندارند.
«میا صفیر»، روزنامهنگار و دستیار اول کارگردان فیلم «انسان» تأکید میکند: «هر شخص، داستانی دارد.» برای وی این فیلم درباره انعطافپذیری انسان است.
این افراد گرچه ناشناخته هستند اما پیامهایی قدرتمند دارند.
یان آرتوس برتراند
درمیان هزاران مصاحبه انجام شده، صفیر با مردی از انگلستان صحبت کرد. این مرد درباره قدرت و درک عمیق او از زندگی پساز ازدست دادن هر دوی پاهایش حرف زد. وی گفت که اگر خداوند به او دو پایش را برمیگرداند، او آنها را نمیخواست زیرا از نظر او خردی که او پساز ازدست دادن دوپایش بهدست آورده، باطل میکرد.
زنی از طبقه نجس (آیین هندو مردم را به دو طبقه اصلی تقسیم می نماید:آریاییها و نجسها که نجسها پایینترین قشر اجتماعی در هند محسوب میشوند) به نام «اِکامی» از هند که در شرایطی رقتانگیز زندگی میکرد، تأثیر ماندگاری بر صفیر گذاشت. او در فیلم درحالیکه سالها سرخوردگی و دردش را در درون نگه داشته بود، فریاد میزد: «به ما کمک کنید تا زندگی آبرومند و مناسبی داشته باشیم در غیر این صورت از گرسنگی خواهیم مرد.» با اینحال، برای گفتن این جملات نیاز به حمایت و زمان داشت.
من احساسات و درد او را درک میکنم که فراتر از بیان کلمات است. درست شبیه آهنگی است که طنین میاندازد.
میا صفیر
صفیر گفت: «احساسات و درد او را درک میکنم. نمیتوان آن را با کلمات بیان کرد. کلمات او همچون آهنگی بود انسان را به لرزه میاندازد.» گرچه در فیلم تنها نقطه اوج فریادهای او دیده میشود اما صفیر مطمئن بود که او «لبخندی شگفتانگیز داشت.» او گفت: «معمولاً نجسها حرف نمیزنند و از وضعیت خود کمتر شکایت میکنند.»
وی افزود: «این فیلم درباره شنیدن چنین صداها و البته آنچه که در پشت این صداها وجود دارد، است.» او با اشاره به قدرت موسیقی عمار گفت، «برای من چیزی که این افراد میگویند آهنگی از جنس دیگر است.»
فیلمی برای هر یک از مردم زمین
فیلم «انسان» به ما اجازه میدهد تا از طریقی که بدون آن ممکن نخواهد بود، بفهمیم چه چیزی از ما یک انسان ساخته است. فیلم «انسان»، پروژهای فوقالعاده انسانی است که متعلق به هفت میلیون نفر بر روی زمین است.
صفیر اظهار داشت: «امیدوارم هنگام تماشای این فیلم ۳ ساعت و ۱۱ دقیقهای، قدری دیوارهای ذهن افراد فرو ریزد.»
بهگفته آرتروس برتراند، «این فیلم فراتر از من و حتی فراتر از ما است. ما مجبوریم انسانیت خود را فراتر از همه ترسهایمان و فراتر از همه چیز قرار دهیم. فیلم انسان دیگر فیلم من نیست، داستان همه ما است.»
اپک تایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر میشود.










