Search
Asset 2

قصه‌‏ی «خاله سوسکه»، نوستالوژی کودکی‌‏ها یا روایت رنج‌‏های زنان؟

قصه‌‏ی «خاله سوسکه»، نوستالوژی کودکی‌‏ها یا روایت رنج‌‏های زنان؟ (اسکرین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‏شات/یوتیوب)
قصه‌‏ی «خاله سوسکه»، نوستالوژی کودکی‌‏ها یا روایت رنج‌‏های زنان؟ (اسکرین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‏شات/یوتیوب)
قصه‌‏ی «خاله سوسکه»، نوستالوژی کودکی‌‏ها یا روایت رنج‌‏های زنان؟ (اسکرین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‏شات/یوتیوب)

قصه‌‏ی «خاله سوسکه» را کمتر کسی‌‏ ست که نشنیده باشد.

قصه‌‏یی با ساختاری کودکانه و ریتمیک درباره‌‏ی دختری از جامعه‌‏ی سنتی که به‌‏خواست پدرش به قصد ازدواج با مردی دارا راهی سفر به همدان می‌‏شود؛ اما در راه کسبه‌‏ی بازار که هریک شیوه‌‏ی خشنی از خود نمایان می‌‏کنند، از او خواستگاری کرده که در نهایت او به خواستگاری «آقا موشه» که شخصیتی مهربان، عاشق‌‏پیشه و متفاوت از دیگران دارد پاسخ مثبت می‌‏دهد.

این حکایت عامیانه، مثلی قدیمی‌‏ست که پیشنیه‌‏ی آن به دوران قاجار باز می‌‏گردد. این قصه‌‏ که در طول سالیان متمادی بارها به شکل‌‏های مختلف همچون کتاب، نمایش و فیلم بازنمایی و حتی به زبان‌‏های مختلف ترجمه شده است، حرفهای بسیاری درون خود دارد که آن را در ادبیات فولکولوریک ایران ماندگار و جاودانه کرده است.

وجود هم زمان دو عنصر تخیل و خردورزی در قصه‌‏ی خاله سوسکه، این داستان را هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان شنیدنی و جذاب می‌‏کند و به‌‏عقیده‌‏ی یک نویسنده‌‏ی ادبیات کودک، همین عناصر هم سبب ماندگاری قصه‌‏ی خاله‌سوسکه در گذر زمان شده است.

«محمدرضا یوسفی»، (نویسنده ادبیات کودک و نوجوان) می‌‏گوید: «تخیل فعال در ادبیات مهم است و در این تخیل فعال خردورزی هم همراه می‌شود. داستان خاله‌سوسکه از جمله داستان‌هایی است که تخیل فعال در آن جریان دارد و خردورزی هم در پایان آن دیده می‌شود.»

یوسفی تجلی این تخیل فعال را در شخصیت دختر این داستان می‌‏بیند و می‌‏گوید: «خاله سوسکه دختری است که به سن بلوغ رسیده، می‌خواهد استقلال داشته باشد و همسر انتخاب کند و دستاوردهایی که بشریت بعد از سال‌ها به آن رسیده درون‌مایه این داستان است.»

این نویسنده درعین حال این قصه را مرتبط با مسائل و رنجهای زنان در جامعه معرفی می‌‏کند و می‌‏افزاید: «شکل داستان فانتزی است و دختر فرضی تبدیل به خاله سوسکه می‌شود. خاله سوسکه راه می‌افتد و با شخصیت‌های گوناگون اجتماعی برخورد می‌کند و به نقاط اجحاف‌آمیز جامعه اشاره می‌کند و از رنج دیرینه‌ی کتک‌خوردن که زن امروز و دیروز را عذاب می‌دهد و در فرهنگ عادی است سخن می‌گوید، خاله سوسکه برای آشنایی‌زدایی می‌گوید:«من را با چی می‌زنی؟»

خاله سوسکه درواقع روایتی از اوضاع زنان در یک جامعه‌‏ی مردسالار است. پدر به‌‏خاطر ناتوانی اقتصادی دخترش را برای شوهر دادن به شهری دیگر می‌‏فرستد و به او پیشنهاد می‌کند همسر «مش رمضون» بشود و «نان گندم بخورد، قلیان بلور بکشد، منت بابا نکشد».

اما خاله سوسکه که دختری متکی به نفس و آزاداندیش است تصمیم می‌‏گیرد همسرش را با معیارهای خود انتخاب کند. او در عین طنازی زنانه، به انواع مزاحمت‌ها و فضولی‌‏های مردم پاسخ دندان شکن می‌دهد، اما با این‌‏حال به‌‏عقیده‌‏ی «هانا ناصرزاده» (پژوهشگر ادبیات)، او کتک خوردن از همسر را به عنوان یک اصل غیر قابل تغییر پذیرفته‌است.

خانم ناصرزاده می‌‏گوید: «خاله سوسکه اصل را بر این گرفته که گریزی از تنبیه بدنی ندارد. در واقع پیام ضمنی قصه این است که کتک زدن زن در جامعه امری است بدیهی و نهادینه شده. نهایت تدبیری که خاله سوسکه می‌تواند بیندیشد این است که تن به ازدواج با چه کسی دهد تا کمتر کتک بخورد.»

در انتهای قصه هم رنج زنانه‌‏ی دیگری نهفته است. خاله سوسکه بخاطر افتادن در نهر آب بیمار می‌‏شود. آقا موشه ‌‏که قصد پختن شوربا برای همسر بیمار خود دارد، به داخل دیگ آش افتاده و می‌میرد. به این ترتیب او تا پایان عمر سیاهپوش همسرش می‌‏شود.

اپک‌‌‏تایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر می‌‌‏شود.

اخبار مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی