logo_eet

چرا مدل‌ها هیچ گاه نمى خندند؟

Vittorio Zunino Celotto/Getty Images
Vittorio Zunino Celotto/Getty Images

در دنیاى مد امروز هیچ وقت مدل‏ها را خندان نمی‏بینیم. حتى با وجود اینکه ادعا مى‏شود چهره‏‌هاى شاد در حال بازگشت به روى صحنه هستند، اما همچنان طراحان لباس چهره‏‌هاى بى‌‏احساس را ترجیح می‏دهند.

سکوی برنامه‌‏هاى مد همیشه به منطقه «خنده ممنوع» مشهور بوده و منتقدان همیشه از حضور مدل‏هایی با صورت‏هاى بى‏‌روح و لب‏هایى آویزان انتقاد کرده اند. البته در انتهاى کار هنگام ورود طراح به صحنه مى‏توان دید که آنها لبخند به لب دارند، اما در ابتدا و حین اجرا این کار کاملا ممنوع است.

مشکل دیگرى که وجود دارد مسئله کسل کننده و قابل پیش‏بینى و تکرارى بودن آنها است. البته قابل پیش‏بینى بودن در مواردى مانند هنگام رسیدن اتوبوس به ایستگاه و یا نوشیدن قهوه سر کار خوب است؛ اما مسلما ذات مد، رفتن وراى محدودیت ها و تغییر کردن است. پس چرا این صورت‏هاى سرد و بى روح در تمام برنامه ها مدام تکرار می‏شوند و هیچ تغییرى نمی‌‏کنند؟

تاریخچه مدلینگ

تاریخچه مدلینگ به صورت‏هاى اشرافى موجود در پرتره‏‌هاى سلطنتى قرن ١٩ برمى‌‏گردد که در آن زمان به کارت ویزیت معروف بودند و امروزه به نام «عکس پروفایل» رایج هستند.

هدف عکاسى مد هم که از اواسط قرن بیستم مورد استفاده قرار مى‏‌گرفت، القاء نگاه پرافاده و مغرور، در جهت گسترش این باور که لباس خوب موقعیت بهتر در جامعه مى آورد و ایجاد یک نوع حس برترى نسبت به افراد مقابل بود. نگاهى که مى گفت «من بهتر از تو هستم». حسى که هیچ گونه مهربانى و اشتیاقى براى برقرارى رابطه متقابل در آن وجود نداشت. رفتارهاى متمدنى که انتقال آن به قشر با نشاط کارگر آن دوره دشوار بود و همزمان سبب افزایش بى‏‌توجهى و سهل انگارى قشر برتر جامعه اروپایى مى شد.

رفتارهاى فریب آمیز

کنترل احساسات در دنیاى مدرن امروز، نیاز به نگاهی بالاتر نسبت به دیگران، کسب دانش بالا و توانایى ایجاد ثبات در احساسات دارد. این نظریه حتى تأثیر گذارتر از نظریه اروینگ گافمن به نام «موقعیت هاى سرنوشت ساز» است. موقعیت‌‏هایى که حفظ آرامش در آن‏ها از هر چیز دیگرى مهم‏تر است.

گافمن در واقع بیشتر از کنترل احساسات، به کنترل رفتار جسمانى شخص باور داشت. از دید او حفظ آرامش و خونسردى نسبت به هر رفتار دیگرى مهم‏تر است.

البته درست است که موقعیت مدل ها بر روى استیج آن قدرها هم «سرنوشت ساز» محسوب نمى‌‏شود، اما باز هم رفتار ترجیحى دنیاى مد، رفتارى به شدت فریب آمیز است.

تصور کنید که صورت ظاهرى و نحوه لباس پوشیدنمان را یک‏باره تغییر دهیم. آیا این فریب آمیز نیست؟ این رفتار که ناشى از فکرى بى‌‏ثبات است، گویاى شخصیت جدیدیست که به راحتى توسط افراد دیگر قابل تشخیص است. از آنجایى که مد روز تعیین مى‏‌کند که چه پوشیده شود،  بالاخره همه به گونه‌‏ایى با آن سر و کار پیدا مى کنیم. هر اندازه که طرز انتخاب از آنچه که در دنیاى مد امروز «نرمال» محسوب مى شود تفاوت داشته باشد، احتمال اینکه او فردى خوش ذوق، مستقل و سالم باشد کمتر است. ظاهر مى‌‏تواند موجب احترام و یا تمسخر فرد شود.

خونسرد بمان / Micadew/CC BY-SA 2.0
خونسرد بمان / Micadew/CC BY-SA 2.0


مدل چیست؟

یک مدل بر روى صحنه هیچ گونه حق انتخابى براى لباس‏ها ندارد. تمامى جزئیات طبق خواسته طراح است. از آنجا که آنها نماینده اعتماد به نفس بالاى طراح هستند، نباید چهره‏ای نگران به خود بگیرند. باید با صورت‏هایى سرد و بى روح و حرکاتى نرم و کنترل شده قدم بردارند.

آنها اجازه ندارند هیچ گونه رفتار شخصى نامربوطى را به نمایش بگذارند، چراکه ممکن است کاملا مغایر با موضوع لباس‏ها و یا شخصیت منتقل شده از طراح در کارهایش باشد. در مجموع تنها یک «مدل» هستند و از آنجایى که باید اعتماد به نفس بالایى را به نمایش بگذارند، به دنبال هیچ گونه تعریف و یا تمجیدى نیستند. کارهایی که برایشان تعیین شده است، انجام می‌دهند. حتی ممکن است مجبور شوند لباسهایی بپوشند که خنده دار به نظر بیایند، اما موضوع این است که در اصل این طراحان هستند که زیر ذره‏‌بین هستند و مسئولیت همه چیز را بر عهده دارند. اگر مجموعه ای موفق نشود، این طراحان و مزونشان است که ضرر کرده است نه مدل.

بنابراین مدل نمیتواند به راحتی بخندد. هر چیزى هم که در ذهنش بگذرد، باید دندان‏هاى خود را بفشارد و بروز ندهد، با صورتى سرد و بی‌‏روح به روى صحنه برود، اعتماد به نفس بالایى را به نمایش بگذارد و تنها امیدوار باشد که لیز نخورد.

اخبار مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *