logo_eet

یک پزشک مشکل کمردرد و تجربه شخصی خودش از حمله ناگهانی درد کمر را مورد بحث و بررسی قرار می‏دهد

(KatarzynaBialasiewiez/iStock)
(KatarzynaBialasiewiez/iStock)
(KatarzynaBialasiewiez/iStock)
(KatarzynaBialasiewiez/iStock)

در مقام یک پزشک که در حال درمان وضعیت دردناک بیماران هستم، بارها از بیماران شنیده بودم از بس درد کمرشان شدید است که « انگار کمرشان در حال جدا شدن از بدن » است. اما قادر به درک همچین تجربه ترسناکی نبودم تا زمانی‌‌‏که برای خودم هم اتفاق افتاد. بیشتر از ده سال پیش، روز بعد از جابه‌‌‏جایی اسباب و لوازم منزل، متوجه شدم که قادر به بلند شدن از تخت و ایستادن نیستم. گویی « کمرم از بدنم جدا شده بود ».

گیج و نگران بودم چرا‌‌‏که قادر به انجام کاری نبودم و خیلی زود متوجه شدم که باید خودم هم به توصیه‌‌‏هایی که به بیماران در این موارد به عنوان درمان‌‌‏های نگهدارنده می‌‌‏کردم، عمل کنم. مشکل من به‌‌‏طور کامل ظرف ۵ تا ۷ روز بر‌‌‏طرف شد.

هنوز هم بعد از گذشت سالها گاه‌‌‏گاهی حملات ناگهانی درد و خشکی کمر و به سختی حمل کردن وزن بدنم روی پاهایم به سراغم می‌‌‏آید و به من این فرصت را می‌‏دهد که با بیمارانم همدردی کرده و از توصیه‌‌‏های شخصی خودم به بیماران، برای درمان خودم نیز بهره ببرم.

به طور مثال، همیشه مراقب ارتباط ضعیفی که بین تشخیص و درمان درد مزمن با آنچه که در تصاویر تشخیصی دیده می‌‌‏شود هستم. مانند بسیاری از بیماران، تصاویر ام آر آی از کمر من در شرایطی‌‌‏که درد شدید داشتم، التهاب مفاصل، تحلیل دیسک کمر و مفاصل بین مهره‌‌‏ها را نشان می‌‌‏داد که این تغییرات التهابی برای سن من طبیعی بوده و نمی‌‌‏توانستند عامل درد شدید کمرم باشند. آنها تغییرات فیزیولوژیک بدن در گذرعمر و همانند موی خاکستری نشان از میان‌‌‏سالی بودند.

هما‌‌‏ن‌‌‏گونه که به بیمارانم مشاوره می‌‌‏دهم، به‌‌‏سرعت دریافتم که حملات دردکمرم با تغییر نحوه زندگی قابل پیشگیری هستند، ورزش منظم، کاهش وزن و مدیریت کردن استرس‌‌‏ها و دغدغه‌‌‏ها. همانند بیمارانم، نیاز داشتم که مراقبت از خود، مدیریت و کارآمد بودن با اتکا به خودم را تمرین کنم. با متعهد شدن به این تمرینات من توانایی این را یافته‌‌‏ام که از مصرف دارو‌‌‏ها، تزریقات و جراحی اجتناب نمایم.

تجربه شخصی خودم باعث شد که یک راه جدید را برای درک و آموزش بیمارانم درخصوص حملات ناگهانی کمردرد مد نظر بگیرم. هیچ‌‌‏کس در میان عموم مردم و یا جامعه پزشکی وجود ندارد که قادر به درک واژه « حمله قلبی » نباشد « درد ناگهانی قفسه سینه که مرتبط با کاهش یا عدم خون‌‌‏رسانی به قسمتی از قلب است ». حتی وقتی‌‌‏که حمله قلبی خفیف است و نیازی به جراحی ندارد، به عنوان یک زنگ خطر جدی در‌‌‏نظر گرفته می‌‌‏شود. به محض تثبیت شدن وضعیت بیمار، پزشک به او در جهت تغییر شیوه زندگی مانند: کاهش وزن، ورزش،تغذیه بهتر، کاهش کلسترول و استرس و البته ترک سیگار « اگر او سیگاری باشد » توصیه‌‌‏هایی خواهد کرد. عوامل خطرزا برای حملات قلبی آینده مانند: فشار خون بالا، دیابت و افزایش کلسترول نیز تحت نظارت ویژه قرار خواهند گرفت.

اگرچه حملات درد کمر نیز همیشه نشانه شیوه ناسالم زندگی است و اگر در نحوه و مدل زندگی کردن تغییر صورت نگیرد، یک دوره‌‌‏ از کمردرد حمله‌‌‏های بعدی را به‌‌‏همراه خواهد‌‌‏داشت، نگرشی مشابه حمله قلبی و یا به عبارتی چنین زنگ خطری با حملات کمردرد ایجاد نمی‌‌‏شود.

البته ممکن است حدود ۱ تا ۵ درصد از مبتلایان به کمردرد دچار شکستگی، مشکلات پیشرفته رشته‌‌‏های عصبی مانند، نشانگان دم اسب « آسیب به رشته‌‌‏های عصبی در ناحیه انتهایی نخاع که Cauda Equine نام دارند »، عفونت، سرطان، بیماریهای احشایی نظیر التهاب پانکراس « لوزالمعده »، و آنوریسم « ضعف قسمتی از جدار شریانی که می‌‌‏تواند منجر به بزرگ شدن آن ناحیه و پارگی شریان گردد » باشند که نیازمند مداخله درمانی جراحی سریع و پیشرفته هستند.

اما بیشتر مبتلایان به دردکمر مشکل جدی نداشته و درد آنها با گذشت زمان خود‌‌‏به‌‌‏خود بهبود می‌‌‏یابد. مطالعات انجام شده بر روی روند طبیعی کمردرد نشان می‌‌‏دهد که ۳۰ تا ۶۰ درصد از بیماران ظرف یک هفته، ۶۰ تا ۹۰ درصد ظرف ۶ و ۹۵ درصد از آنها در طی ۱۲ هفته بهبود می‌‌‏یابند. بزرگترین معضل پزشکی عود و ابتلای مجدد به کمردرد است که معمولا در حدود ۴۰ درصد از بیماران طی ۶ ماه اتفاق می‌‌‏افتد.

از سال ۱۹۶۰، توانبخشی قلبی دارای استاندارهای طلایی شامل موارد متعدد جلسات فیزیوتراپی، کاهش موارد خطر، مشاوره تغذیه برای کاهش وزن و چربی، مشاوره‌‌‏های روانشناسی و شغلی، ترک سیگار، کاهش استرس و مسؤلیت‌‌‏پذیری هر فرد در رابطه با سلامت خودش می‌‌‏باشد تا از حوادث قلبی پیشگیری کند. اعضای تیم توانبخشی قلبی شامل پزشکان عمومی، متخصصان قلب و عروق، درمان‌‌‏گرها « مانند فیزیوتراپیست‌‌‏ها »، پرستاران، روان‌‌‏شناسان و متخصصین تغذیه می‌‌‏باشند.

به دلایل کاملا مشابه، باید چنین رویکردی برای حملات دردکمر نیز در‌‌‏نظر گرفته شود. اگر بیمار به شیوه قبلی زندگیش ادامه دهد در معرض خطر تکرار حوادث پزشکی خواهد بود.

در مورد کمردرد ناگهانی خودم و بیماران بیشماری که تحت نظر من هستند، دلیلی برای استفاده از تصاویر تشخیصی « مانند ام آر آی »، تازمانی‌‌‏که وضعیت حاد و خطرناک نباشد وجود ندارد. درمان‌‌‏های نگه‌‌‏دارنده به‌‌‏همراه یک تا دو روز استراحت در رختخواب و به‌‌‏دنبال آن فعالیت مجدد، استفاده از دارو و روش‌‌‏های حرارتی « گرم یا سرد » برای تسکین درد و یک دوره فیزیوتراپی دو تا شش هفته‌‌‏ای کفایت می‌‌‏کند.

به اعتقاد من ایجاد یک الگوی مشابه با الگوی تعبیه شده در حمله قلبی ، برای درد کمر با تاثیری که بر درک بیماران از شرایطشان و حساسیت‌‌‏پذیری آنها برای تکرار حملات کمردرد دارد، به پیشگیری از عود حملات کمردرد در آینده کمک بسیاری خواهد‌‌‏کرد. به‌‌‏جای نگرش صرفا پزشکی به یک دردناگهانی کمر، این الگوی جدید به بیمار برای اجتناب از جراحی‌‌‏های متعدد، تزریقها و مصرف مزمن مخدرها که بر هزینه‌‌‏های سیستم بهداشتی و اجتماعی می‌‌‏افزایند، کمک خواهد کرد .

اپک‌‌‏تایمز در۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر می‌‌‏ ‌‌‏شود.

اخبار مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *