Search
Asset 2

مدیران، به کارمندان‎تان اعتماد کنید… امپراطوران چین باستان چگونه بر مردم حکومت می‎کردند؟

چین باستان
مگر در یک تیم نیستیم؟ (Graham Norris/iStock/Thinkstock)
چین باستان
مگر در یک تیم نیستیم؟ (Graham Norris/iStock/Thinkstock)

چینی‎ها می‎گویند: «اگر به کسی شک داری، از او استفاده نکن و اگر استفاده کردی، به او شک نداشته باش.» این اصطلاح به این شکل نیز گفته می‎شود: «اگر به کسی اعتماد نداری، او را استخدام نکن و اگر استخدامش کردی، او را زیر سئوال نبر.»

در دنیای کسب و کار امروز، این ایده بیش‎تر مطرح می‎شود. اگر درحال خواندن این مطلب هستید،  احتمالاً یا خود مدیر هستید و یا برای کسی کار می‎کنید. رهبران موفق در بخش‎های مختلف تشخیص می‎دهند که کار خلاقانه و مبتنی‎بر دانش نیازمند راهی شفاف، باز و از لحاظ اجتماعی آگاهانه است. برخی‎ شرکت‎ها دائم درحال پس‎رفت هستند و به همان ایده‎ی امر و نهی و کنترل در عصر صنعتی چسبیده‎اند.

رهبران چین باستان به این روابط، نگرش و بینشی خاص داشتند. با نگاهی به نحوه‎ی حکومت «دوک هوان» و «گوان ژانگ» بر ایالت «چی» در ۲۰۰۰ سال پیش در چین، چند اصول رهبری در‎خصوص اعتماد و  استقلال را نشان می‎دهیم.

متناسب با شخصیت و فرهنگ خود افراد را به‌‌‏کار بگیرید

آیا کسی را که زمانی قصد جانتان را داشته، به کار می‎گیرید؟ شخصی که رزومه‎ی کاری ناموفق دارد، چه‎طور؟ دوک چی، دقیقاً همین کار در زمان به خدمت گرفتن گوانگ ژانگ کرد.

گوان ژانگ، در خدمت یکی‎از رقبای دوک بود و به فرمان رئیس قبلی خود قصد کشتن دوک هوان را داشت. نه‎تنها این، بلکه در هیچ‎کدام از کارهای قبلی خود موفق نبود. او زمانی سرباز بود و به‎عنوان تاجری متوسط زندگی می‎کرد.

با این‎حال، دوک از‎طریق یکی‎از وزرای ارشد خود که از دوستان نزدیک گوان ژانگ بود، متوجه شد که می‎تواند او را به شکلی دیگر ارزیابی کند.

برای وزیر که با گوان کار کرده بود، عدم موفقیت وی در کشتن دوک نشانه‎ی بی‎کفایتی وی نبود. و البته این‎که نتوانسته بود تا پایان در کنار ارباب سابقش بماند نیز نشانه‎ی غیرقابل اعتماد بودنش نبود. وزیر، براساس تجارب مشترکشان، معتقد بود که این عمل درواقع نشانه‎دهنده‎ی برتری گوان  محسوب می‎شد؛ یعنی خدمت به افراد تا آخرین توان، بدون در‎نظر گرفتن این‎که کسی که بر سر قدرت است، چه کسی است. گوان حاضر بود در نبرد شکست بخورد، اگر شکست وی به معنای پیروزی در جنگ نفسانی بود.

در طول چند دهه، تحت مدیریت «ژانگ»، ایالت چی تبدیل به ثروتمندترین ایالت شد.

وزیر به هوان گفت: «آیا شما می‎خواهید تنها بر یک ایالت حکم‎رانی کنید؟ اگر چنین است که تنها من برای کمک به شما کافی هستم؛ اما اگر می‎خواهید بر کل سرزمین چین فرمان‎روایی کنید، هیچ‎کس به‎غیر از گوان ژانگ نمی‎تواند به شما کمک کند.»

برای دو روز متوالی، دوک با گوان صحبت کرد. دوک متوجه شد با تمام نواقصی که گوان  داشت، دارای افکاری متعالی است که می‎تواند برای حکومتش مفید باشد.

دوک، گوان را به خدمت گرفت و طلوع ایالت چی آغاز شد.

با افزایش اعتماد، رشد و شکوفایی آغاز می‎شود

زمانی که گوان ژانگ توسط ایالت چی به خدمت گرفته شد، با اصول طبیعت دائو بر مردم حکومت کرد؛ درحالی که این آموزه‎ها بعد‎ها به‎عنوان اصول اخلاقی مکتب کنفوسیوس شناخته شد، اخلاقیات کل کشور را بهبود داد. برای نمونه، او چهار اصل نزاکت، عدالت، صداقت و شرافت را که از جنبه‎های مثبت طبیعت انسان هستند ترویج داد.

همان‎طور که دوک هوان در نحوه‎ی حکومت بر مردم به او اعتماد داشت، گوان ژانگ نیز به مردم زحمت‎کش اعتماد کرد و آن‎ها را با مالیات اضافی یا تهدید به توپ نبست.

در عرض چند دهه، تحت مدیریت گوان ژانگ، ایالت چی، به ثروتمندترین ایالت چین تبدیل شد. ارتش آن، که تنها برای دفاع و حفاظت از متحدان خود در‎مقابل متجاوزان به‎کار گرفته می‎شد، همیشه آماده و مجهز بود و در همه‎ی نبردها پیروز می‎شد. به‎علاوه، دانشمندان و معلمان در تمام چین به ایالت چی می‎آمدند تا به مطالعه و موعظه‎ی تفکر مدارس خود بپردازند.

دوک هوان، در کل چین به‎عنوان رهبری قدرتمند مشهور شد؛ که اتحاد گسترده‌‌‏ی میان حاکمان فئودالی را رهبری کرد و نه‎تنها نظم را بر سرزمین خود آورد، بلکه با دیگر کشورهای همسایه در صلح بود.

گوان ژانگ با‎توجه مفاهیم دائو، به‎خوبی می‎دانست که بهترین حکومت، حکومتی است که مردم کم‎تر حس حکم‎رانی بر آن‌ها را حس کنند. اصولی که او برای حکومت بر چی استفاده کرد، در سراسر چین گسترش یافت و بعدها بر آموزه‎های کنفسیوس تأثیر گذاشت.

بی‎اعتنایی به رهنمودهای قابل اعتماد، آغاز سقوط است

سال‎ها گذشت و گوان ژانگ پیر شد. دوک هوان با دیدن مشاور عاقلش در بستر مرگ، تلاش کرد تا جایگزینی برای او بیاید. او سه نفر را معرفی کرد؛ اما گوان هیچ‎کدام را تأیید نکرد. هوان با زیر نظر قرار دادن این سه نفر که در ظاهر وفادار بودند، متوجه شد که هر کدام اقدامات بیشرمانه‎ای را درمقابل خانواده‎ی خود انجام داده‎اند که نشانه‎ی  شخصیت درونی ضعیف و درک ضعیف آن‎ها از اصول اخلاقی بود.

همان‎طور که گوان و بعدها کنفسیوس آموزش داد، خانواده، اصلی‎ترین واحد روابط اجتماعی انسان‎ها را شکل می‎دهد. فردی که با خانواده‎ی خود بدرفتاری کند، نمی‎تواند برای حکومت بر جامعه قابل اعتماد باشد.

هنگامی که گوان ژانگ درگذشت، دوک هوان بدگمانی وزیر خود را جدی نگرفت و به‎جای آن رفتار این سه مرد را نشانه‎ی اثبات فداکاری و وفاداری آن‎ها در‎نظر گرفت.

او آن سه نفر را به‎عنوان وزیر خود به‎خدمت گرفت و این زیردستان جدید فوراً نقشه‎ی شورش کشیدند.

این سه وزیر، دوک را در کاخش زندانی کردند و تظاهر کردند که دستورات او را اجرا می‎کنند. دوک هوان که زمانی قدرتمندترین مرد در چین بود، از شدت گرسنگی در اسارت به پای مرگ رسید و ایالت چی رو‎به زوال رفت.

اپک تایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر می‎شود.

اخبار بیشتر

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی