پیشگامان صنعت موسیقی میگویند هوش مصنوعی شرایط را پیچیدهتر کرده است، اما شاید درنهایت سبب شود که قدر آثار موسیقایی هنرمندان را بیشتر بدانیم.
تیموتی ترودو، مدیرعامل شرکت سینتکس کرییتیو، روزهایی را به خاطر میآورد که استفاده از ماشین درام در موسیقی جنجالبرانگیز شده بود.
ترودو به اپک تایمز گفت: «وقتی ماشین درام وارد بازار شد، خیلیها با استفاده از آن مخالف بودند.»
سینتکس کرییتیو که حدود ۳۰ سال است در بخشهای مختلف صنعت موسیقی فعالیت دارد، با ۱۵۰ ناشر موسیقی همکاری داشته و ۹۰ هزار قطعه مختلف تولید کرده است.
او گفت: «به خاطر دارم که مردم ماشین درام را ساخته دست شیطان میدانستند، اما این دستگاه در دهه ۱۹۹۰ در تولید بسیاری از آثار محبوب موسیقی مورد استفاده قرار گرفت که جنجالبرانگیز هم شد. سازهای الکترونیکی هم سرگذشت مشابهی داشتند.»
اما هوش مصنوعی برخلاف ماشین درام میتواند صنعت موسیقی را دستخوش تغییر کند. این فناوری تغییر قابلتوجهی در شیوه تولید، شنیدن و عرضه موسیقی ایجاد کرده است.
ترودو گفت گسترش هوش مصنوعی باعث شده که هرروز آثار زیادی مثل یک سیل خروشان وارد پلتفرمهای پخش آنلاین شوند. هزینه تولید محتوا قبل از ظهور هوش مصنوعی مولد بهشدت پایین آمده بود. حالا هم کافی است دستوراتی را با صفحهکلیدتان تایپ کنید و یک قطعه موسیقی بسازید.
دستاندرکاران صنعت موسیقی میگویند تولید موسیقی دیگر دشواری ندارد. وظیفه ما این است که مطمئن شویم صدای موسیقیدانها و هنرمندها هنوز شنیده میشود و حق و حقوق آنها محفوظ میماند.
ترودو گفت: «هزینه انتشار اثر در پلتفرمهای دیجیتال بهقدری پایین آمده که افراد میتوانند هرچیزی را منتشر کنند.»
موسیقی مبتنی بر هوش مصنوعی، که تا همین چند سال پیش تازگی داشت، جزئی از جریان اصلی بازار موسیقی شده است. پلتفرم پخش موسیقی دیزر برآورد کرده که امسال ۴۴ درصد از تمام آثار این پلتفرم، که تعدادشان به حدود ۷۵ هزار قطعه میرسد، به کمک هوش مصنوعی تولید شدهاند.
الکسی لانترنیه، مدیرعامل دیزر، در بیانیهای گفت: «موسیقی مبتنی بر هوش مصنوعی جزئی از جریان اصلی صنعت موسیقی شده است.»
او افزود: «تعداد آثار روزبهروز بیشتر میشود، اما امیدواریم صنعت موسیقی تدابیر لازم را برای حفاظت از حقوق هنرمندان و اطلاعرسانی به مخاطبان در دستور کار قرار دهد.»
افت کیفیت یک صنعت
افزایش حجم محتوای دیجیتال برای شنوندگان به این معنی است که گزینههای زیادی پیش روی آنها قرار دارد.
اما هنرمندان به این فکر میکنند که وقتی ساخت موسیقی تا این اندازه آسان شده است، چگونه میتوان از دیگران متمایز شد؟
شاید این موضوع پیچیدهتر از آن باشد که به نظر میرسد. بیشتر شنوندهها متوجه تفاوت بین آثار مبتنی بر هوش مصنوعی و آثار ساخته دست هنرمندان نمیشوند. نتایج نظرسنجی مشترک دیزر و مؤسسه ایپسوس در سال ۲۰۲۵، که ۹ هزار نفر از هشت کشور در آن شرکت کردند، نشان داد که ۹۷ درصد از شرکتکنندگان قادر به تشخیص آثار مبتنی بر هوش مصنوعی نبودند. از این گذشته، ۵۲ درصد از شرکتکنندگان گفتند که نسبت به این موضوع حس ناخوشایندی دارند.
چاد گربر به اپک تایمز گفت: «شنوندگان همیشه تحت تأثیر شرکتهای بزرگ موسیقی قرار داشتهاند؛ شرکتهایی که آثار هنرمندان بازاری را به هنرمندان مستقل ترجیح میدهند. اکنون موج بزرگ آثار مبتنی بر هوش مصنوعی پلتفرمهای پخش آنلاین را اشباع کرده و پیدا کردن موسیقی دلخواه دشوارتر شده است.»

گربر، موسیقیدان صاحبعنوان و بنیانگذار شرکتهای فناوری شَدوجن و ملوسین، افزود: «سه گروه برای جلب توجه مخاطبان در رقابت هستند: هنرمندان بازاری وابسته به شرکتهای موسیقی، تولیدکنندگان آثار مبتنی بر هوش مصنوعی و هنرمندان مستقل.»
او هشدار داد که موسیقی مبتنی بر هوش مصنوعی از نظر اقتصادی برای سرویسهای موسیقی دیجیتال جذابیت بیشتری دارد. هنرمندان مستقل که از قبل با هنرمندان بازاری در رقابت بودند و حالا با محتوای مبتنی بر هوش مصنوعی دستبهگریبان هستند، در بحبوحه رونق هوش مصنوعی در صنعت موسیقی بیش از همه مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند.
برچسبهای هشدار
سرویسهای موسیقی دیجیتال در واکنش به جنجال هوش مصنوعی محتاطانه عمل کردهاند. اسپاتیفای، شرکت بزرگ پخش موسیقی آنلاین، اقداماتی را برای حمایت از هنرمندان در دستور کار قرار داده که از جمله میتوان به جلوگیری از جعل هویت هنرمندان، فیلترکردن هرزنامهها و لزوم اشاره به استفاده از هوش مصنوعی در آثار جدید اشاره کرد. شرکتهای بزرگ پخش محتوا از جمله دیزر هم این مسئله را الزامی کردهاند و از ابزارهای تشخیص محتوای هوش مصنوعی استفاده میکنند.
نظرسنجی مشترک دیزر و ایپسوس نشان داد که ۸۰ درصد از شرکتکنندگان ترجیح میدهند آثار مبتنی بر هوش مصنوعی بهطور مشخص برچسبگذاری شوند.
اما اطلاع از محتوای هوش مصنوعی و حفاظت از حق و حقوق هنرمندان تنها یک بخش ماجراست. کارشناسان میگویند آثار موسیقی با توجه به افزایش حجم محتوای تولیدی شکل و شمایل تکراری پیدا میکنند.
مایکل اولیویرو، نویسنده راهنمای رسانههای پخش آنلاین، میگوید: «بهنظرم هوش مصنوعی درحالحاضر برپایه آثاری آموزش میبیند که اخذ مجوز استفاده از آنها ارزانتر است؛ امری که باعث افت خلاقیت در زمینه ترانهنویسی میشود.»

اولیویرو به اپک تایمز گفت: «این روند در بدترین حالت باعث افت کیفیت محتوا و در بهترین حالت باعث یکنواختی آثار خواهد شد.»
او افزود: «شاید شنوندگان درنهایت از این وضعیت خسته شوند و سراغ آثار بااصالت بروند.»
اولیویرو که حدود دو دهه در حوزه پخش آنلاین فعالیت داشته است، با ترندهای دیجیتال و پیامدهای آنها بیگانه نیست. او معتقد است که تولیدکنندگان باید محتوای مبتنی بر هوش مصنوعی را برچسبگذاری کنند و این امکان هم باید برای شنوندگان فراهم شود که بتوانند دریافت محتوای مبتنی بر هوش مصنوعی را لغو کنند.
اولیویرو گفت: «مردم هنوز درباره هوش مصنوعی احساسی نظر میدهند و بحثهای جاری هنوز به نتیجه قطعی نرسیدهاند. برچسبگذاری محتوای هوش مصنوعی باید به اندازه برچسبگذاری ترانههای دارای الفاظ نامناسب جدی گرفته شود.»
نگرانی از تأثیر مخرب هوش مصنوعی بر کیفیت موسیقی موضوع جدیدی نیست. بعضیها میگویند این نتیجه کاملاً قابل پیشبینی است، زیرا این ابزارها برپایه آثار موجود آموزش میبینند. از اینرو، خروجی آنها هم تا حد زیادی قابل پیشبینی شده است.
گربر هم نظر مشابهی دارد. او گفت: «هوش مصنوعی اساساً الگوهای موسیقایی موجود را با هم ترکیب میکند. اینکه شنوندگان به اثر نهایی اهمیت بدهند، مسئله دیگری است. بهنظر من خلق آثار بااصالت با تولید نسخه جدید آثار قدیمی تفاوت دارد.»
شواهد نشان میدهند که بسیاری از شنوندگان به این مسئله اهمیت میدهند. مطالعه مؤسسه لومینیت در ماه ژانویه نشان داد که آمریکاییها روزبهروز نسبت به آثاری که بهشکل جزئی یا کلی با هوش مصنوعی ساخته شدهاند بدبینتر میشوند. حدود ۲۹ درصد از شرکتکنندگان گفتند علاقه کمتری به شنیدن این آثار دارند و ۳۵ درصد هم گفتند که از شنیدن آثار هوش مصنوعی که به آثار هنرمندان واقعی شباهت دارند حس خوبی نمیگیرند.
بیانگیزگی برای خلق آثار خلاقانه
نیتن گرین، مدیرعامل نیو لِوِل ریدیو، گفت: «پرداخت حق تألیف هنرمندان هم ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد و دیگر انگیزهای برای خلق آثار خلاقانه باقی نماند.»
گرین به اپک تایمز گفت: «حجم عظیم قطعات ماشینی باعث شده که حق تألیف بین افراد بیشتری تقسیم شود و درآمد موسیقیدان بهشدت کاهش پیدا کند.»
او افزود: «نتیجه این روند شکلگیری یک فیلتر الگوریتممانند است که اگر از ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی استفاده کنید، از این فیلتر میگذرید؛ اما هنرمندانِ نهچندان معروف در انبوه محتوای ماشینی به حاشیه رانده میشوند.»
براساس الگوی استاندارد فعلی، درآمدهای حاصل از پخش آنلاین تجمیع و به نسبت بین عوامل تولید تقسیم میشود. موج گسترده آثار هوش مصنوعی باعث شده که هنرمندان بهناچار همین منبع مالی محدود را با سازندگان میلیونها قطعه ماشینی تقسیم کنند.
بعضی از خدمات پخش موسیقی آنلاین از جمله تایدال از پرداخت حق تألیف به آثار مبتنی بر هوش مصنوعی خودداری کردهاند تا از هنرمندان حمایت کنند.
تایدال در بیانیهای در ماه ژوئن گفت: «ما هنوز در ابتدای عصر موسیقی مبتنی بر هوش مصنوعی هستیم. اولویت ما این است که مطمئن شویم حق تألیف به دست خواننده، آهنگساز و ترانهسرای اثر اصلی میرسد.»
از آنجا که قطعات مبتنی بر هوش مصنوعی مشمول حقوق مالکیت معنوی نمیشوند، برخی از دستاندرکاران صنعت موسیقی از جمله ترودو تصمیم گرفتهاند که صرفاً با دستاندرکاران حوزه موسیقی که قطعات واقعی میسازند همکاری کنند.

درحالیکه تهیهکنندگان موسیقی و شرکتهای پخش آنلاین سعی دارند از هنرمندان و درآمدهای آنها محافظت کنند، گربر میگوید خودش هم از این وضعیت لطمه دیده است.
او گفت: «فرصتهای کاری زیادی را از دست دادهام. تهیهکنندهها و شرکتهای موسیقی میتوانند با چند دستور ساده و بدون صرف هزینه و در کمترین زمان ممکن به خواسته مورد نظرشان برسند.»
کورسوی امید
افرادی که در این گزارش با آنها مصاحبه شده است، با وجود تمام نگرانیها معتقدند که دنیا برای موسیقیدانهای حرفهای به آخر نرسیده است. آنها بر این باورند که ارزش موسیقی انسانی بهمرور زمان دوچندان خواهد شد.
گرین گفت: «واقعیت این است که تولید موسیقی باکیفیت همچنان به تعامل و نظارت انسانی و طراحی دقیق و ویرایش صدا نیاز دارد.»
او افزود: «قطعاتی که صرفاً با هوش مصنوعی تولید میشوند، فاقد پویایی انسانی، ابعاد عاطفی و ساختار منسجم هستند.»
اولیویرو گفت: «توانایی انسان در استفاده از تجربههای شخصی در خلق آثار هنری، او را از دیگر موجودات زنده و از هرچیزی که امکان تولید محتوا دارد متمایز کرده است.»
ترودو ضمن اشاره به اهمیت خلق آثار هنری افزود که ارزش اجراهای زنده افزایش خواهد یافت. او گفت: «امکان اجرای زنده نقطه قوت هنرمندان است. هنوز هیچچیزی نتوانسته جای اجرای زنده را بگیرد.»
گربر هم با او موافق است. او گفت: «موسیقی در طول تاریخ بیشتر بهشکل زنده اجرا شده و موسیقی ضبطشده پدیده نسبتاً جدیدی بهشمار میآید.»
او افزود: «شاید هوش مصنوعی درنهایت باعث شود بخشی از صنعت موسیقی از نو بهسمت تجربیاتی سوق پیدا کند که الگوریتمها امکان بازآفرینی آن را ندارند.»










