نویسنده: هانا فرانکمن هود
مطالعات نشان میدهند کودکان امروزی بهطور میانگین تنها ۴ تا ۷ دقیقه در روز در فضای باز و بدون برنامه قبلی بازی میکنند، اما ۷ تا ۸ ساعت در روز با دستگاههای دیجیتال مشغول میشوند.
با توجه به بحران سلامت روان در بین نوجوانان، بعید نیست که عدم حضور کودکان در فضای باز مسبب مشکلات سلامت روان آنها باشد.
مشکلات روانی ناشی از استفاده بیشازحد از دستگاههای دیجیتال به آسانی قابل کنترل هستند، اما تأثیر کمبود زمانی که کودکان در فضای باز سپری میکنند به همان اندازه جای نگرانی دارد. بازی بدون برنامه در فضای باز پایهواساس سلامت و رشد کودک است و امروزه نسبت به قبل کودکان بیشتر از این فرصت محروم هستند.
۷ دقیقه در روز بهقدری کم است که کودک نمیتواند ایده یک بازی یا ماجراجویی خیالی را در ذهن خود بپروراند. ۷ دقیقه در روز تقریباً معادل زمانی است که صرف رفتوبرگشت از ایستگاه اتوبوس میشود و حتی برای قدم زدن در محله هم کافی نیست.
چرا کودکان بیرون از خانه نیستند؟
قرن بیستویکم شرایطی ایجاد کرده که کودکان را از فضای باز دور نگهمیدارد: دستگاههای دیجیتال جذاب هستند و محیط بیرون «خطرناک» تلقی میشود. پدر و مادرها هم بچهها را به سمت فعالیتهای کمتحرک سوق میدهند و این کار را به نفع بچهها میدانند (به نفع المپیاد ریاضی، کلاسهای خصوصی زبان، باشگاههای بعد از مدرسه و غیره!).
پدر و مادرها از خطرات فضای باز واهمه دارند. دنیای مدرن- از آمار جرم و جنایت گرفته تا طراحی شهری- پدر و مادرها را مجبور کرده که بچهها را به شدت کنترل کنند. در محیطهای شهری فضای کافی برای بازی در فضای باز وجود ندارد. پارکها، زمینهای بازی و اماکن مخصوص کودکان به شکل عجیبی کمیاب هستند، چنانکه گویی طراحان شهری هیچ توجهی به کودکان نداشتهاند.
گویی دنیای مدرن به دست کسانی ساخته شده که دوران کودکی را از یاد بردهاند. ترس از جرم و جنایت هم پدر و مادرها را نگران کرده و باعث شده که به بچهها اجازه ندهند در فضای باز ماجراجویی کنند.
اما جدا از کمبود اماکن مخصوص کودکان باید توجه داشت که بچههای امروزی مشغله زیادی دارند. روزهای آنها با تکالیف مدرسه، فعالیتهای فوقبرنامه و دستگاههای دیجیتال پر شده است.
این است که کودکان روزانه ۷ تا ۸ ساعت از وقتشان را صرف دستگاههای دیجیتال میکنند و تنها ۴ تا ۷ دقیقه در فضای باز و بدون برنامه قبلی مشغول بازی میشوند. این مسئله از نگاه پدربزرگها و مادربزرگهای ما قابل تصور نیست.
«بدون برنامه بودن» اهمیت بسزایی دارد و «زمان بیرون از خانه» بهطور کلی کافی نیست. یک ساعت تمرین در زمین فوتبال باعث میشود که از هوای تازه، نور خورشید و فعالیت بدنی بهرهمند شوید، اما مزیت روانشناختی بازیهای بدون برنامه را ندارد.
منظور از بازی بدون برنامه این است که کودک از قوانین و دستورالعملهای بزرگترها فاصله بگیرد. این مسئله در دنیای بکر و خیالپردازانه کودک جایگاه ویژهای دارد: آزاد، بلامانع، شخصی و سرشار از تخیل. خبری از اهداف کلاس تربیت بدنی یا باشگاه ورزشی نیست. بازیهای بکر، آزاد و بدون محدودیت لازمه رشد و توسعه زیستشناختی کودکان هستند.
کودکان به بازی آزاد در فضای باز نیاز دارند
پیتر گری، پژوهشگر و روانشناس، میگوید «کودکان بهطور طبیعی به بازی و ماجراجویی مستقل و دور از چشم بزرگترها تمایل دارند.» گری از مدافعان سرسخت نیاز جسمانی و روانی کودکان به بازی است و در کتاب «آماده یادگیری» از نقش مهم زمان آزاد و مستقل برای رشد کودکان میگوید که به نوبه خود بر عملکرد تحصیلی و سرانجام زندگی کودکان اثر میگذارد.
گری در این مورد تنها نیست. لنور اسکنازی در کتاب «کودکان آزاد» میگوید «کودکان دقیقاً به چیزهایی نیاز دارند که با شنیدن اصطلاح «آزاد» به ذهن متبادر میشود: توانایی بازی آزاد و رها، به دور از قفس چهاردیواری و نظارت بزرگترها.
اسکنازی به پسر ۱۰ سالهاش اجازه داد که به تنهایی با متروی نیویورک به خانه بازگردد (بهعنوان زمان آزاد و بدون نظارت در فضای باز) و با این کار به تیتر اخبار ملی تبدیل شد. اما خبرها لحن خوبی نداشتند. خبرنگارها او را «بدترین مادر آمریکا» نامیدند و در رسانهها هیاهو به پا کردند (آزاد گذاشتن کودک که چند دهه قبل کاملاً عادی بود، حالا به یک رسوایی تبدیل شده است).
با اینحال، اسکنازی هدیهای به فرزندش داد که بسیاری از کودکان از آن محروم هستند: آزادی.
برای اینکه به بچهها اجازه دهید در فضای باز مشغول بازی شوند، لازم نیست حتماً دست به کارهای افراطی بزنید و کل نیویورک را در اختیار او بگذارید. اکثر پدر و مادرها بهطور منطقی با این کار مخالفت میکنند. اما بین «گشتوگذار مستقل در نیویورک» و «نداشتن زمان آزاد در فضای باز» تفاوت زیادی وجود دارد و متأسفانه بسیاری از پدر و مادرها در تفکیک ایندو به مشکل میخورند.
حتی مدارس خصوصی با باغهای محصور، مدارس جنگلی یا گروههای آموزش خانگی- که بر وقتگذرانی در طبیعت تمرکز دارند- هم که به کودکان اجازه میدهند در فضای باز وقت بگذرانند، بهترتیب بیهوده، عجیبوغریب و افراطی تلقی میشوند.
توصیه آکادمی آمریکایی پزشکان اطفال این است که کودکان دستکم ۳۰ تا ۶۰ دقیقه در روز در فضای باز وقت بگذرانند. مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها دستکم ۳ ساعت بازی مستقل و پرتحرک را برای پیشدبستانیها (۳ تا ۵ سال) پیشنهاد میکند که ۱ ساعت آن باید در فضای باز باشد. به کودکان مدرسهای (۶ تا ۱۷ سال) نیز توصیه میشود که دستکم ۱ ساعت فعالیت بدنی شدید (ترجیحاً در فضای باز) داشته باشند.
این اعداد بهعنوان یک پیشنهاد از سوی معتبرترین مراجع سلامت آمریکا ارائه شدهاند. بسیاری از روانشناسهای مستقل، متخصصان رشد کودک و محققان آموزشی این پیشنهادات را حداقلی میدانند.
شارلوت میسن، معلم بریتانیایی قرن نوزدهم، که بسیاری از خانوادهها هنوز از راهکارهای او در آموزش خانگی استفاده میکنند، معتقد بود که کودکان باید روزانه ۴ تا ۶ ساعت در فضای باز وقت بگذرانند: «اگر میتوانید در فضای باز وقت بگذرانید، هرگز داخل خانه نمانید.»
میسن وقت گذراندن در فضای باز را به چشم «زنگ تفریح» نمیدید، بلکه آن را بخشی اساسی از فرایند آموزش کودک میدانست. او این زمان را برای کودکان مقطع ابتدایی مهمتر از آموزش اصلی میدانست، زیرا معتقد بود که وقت گذراندن در فضای باز به تقویت توجه، کنجکاوی و مهارتهای مشاهدهای کودکان کمک میکند. میسن پیادهروی در طبیعت، توجه به شرایط آبوهوا و حیات وحش، ژورنالنویسی درباره طبیعت و بازی آزاد و بدون برنامه را توصیه میکرد.
بازی بدون برنامه بخشی از خیالپردازیهای دوران کودکی است، اما نقش بسزایی ایفا میکند. بازی آزاد به رشد ظرفیت شناختی، تخیل و عملکرد اجرایی کودکان کمک میکند. فعالیت بدنی هم باعث تقویت عضلات، هماهنگی و مهارتهای حرکتی میشود و اضطراب را به حداقل میرساند.
نور خورشید سطح ویتامین دی را هم افزایش میدهد. کمبود ویتامین دی با خستگی و ضعف سیستم ایمنی و اضطراب و افسردگی همراه است.
کودکان به دلیل کمبود وقتگذرانی در فضای باز از نظر جسمی و روانی مشکل دارند. هوای تازه و آزادی در عین سادگی پایهواساس سلامتی و موفقیت کودکان هستند و به اندازه آبوهوا برای سلامتی (اگر نگوییم بقا) آنها ضرورت دارند.
پدر و مادرها و پدربزرگها و مادربزرگهای ما به این مسئله واقف بودند و این مسئله را بدیهی میدانستند، اما این مقوله در فرهنگ مدرن بهتدریج به حاشیه رانده شده و تنها بخش کوچکی از زندگی کودکان را به خود اختصاص داده است.
بازی آزاد و وقتگذرانی در فضای باز دو مقوله جداییناپذیر هستند و با سلامت و موفقیت کودکان گره خوردهاند. اگر میخواهیم نسلی سالم، شاد و بالنده پرورش دهیم، باید از وقتگذرانی در فضای باز دفاع کنیم.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: هانا فرانکمن هود بنیانگذار مرکز آموزگار آزاداندیش است. او تحصیلات خود را در خانه به پایان رساند و بهجای دانشگاه مستقیماً وارد دنیای استارتآپها شد و اکنون نزدیک به ده سال است که در حوزه آموزش جایگزین فعالیت دارد. او پیشتر مدیر برنامه مرکز پراکسیس، پژوهشگر مؤسسه هزلیت در بنیاد آموزش اقتصادی و مدرس مؤسسه استاندارد عینی بوده است.
















