فرهنگ بهرهوری به نماد موفقیت تبدیل شده است؛ اما به چه قیمتی؟
هر جامعهای نمادهای مورد احترام خود را دارد. برخی بیش از هرچیزی به بهرهوری بها میدهند. قهرمانانشان کسانی هستند که بیشترین درآمد و بهترین عملکرد را دارند و میتوانند ساعتها کار کنند. شاید بگویید این که چیز عجیبی نیست، اما باید بدانید که اوضاع همیشه به این شکل نبوده است. فرهنگهای مختلف در طول تاریخ به مفاهیمی مانند باروری، وفاداری، شجاعت و قدرت بها دادهاند که امروزه کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
زندگی در فرهنگی که بهرهوری در آن حرف اول را میزند، مزایای خود را دارد. درواقع، رشد عظیم ثروت و استاندارد زندگی در دو قرن گذشته نتیجه چنین فرهنگی بوده است. جا دارد که پیشرفتهای بهدستآمده را تحسین کنیم، اما نباید از آسیبی که این فرهنگ به روح و روان انسان وارد کرده غافل شویم.
اگر ارزش خودتان را فقط در میزان کار و بهرهوریتان ببینید، بهسختی میتوانید به جنبههای وجودی دیگر توجه کنید. ارزش انسان در کار خلاصه نمیشود. صرف زندهبودن و تجربه زندگی که ارزشی ندارد. خیلیها ظاهراً این نکته را فراموش کردهاند که زندگی برای زیستن است و زیستن مستلزم آن است که گاهی درنگ کنیم، آسایش بگیریم و به دنیای اطراف توجه کنیم.
اگر بهرهوری را بهعنوان یک ارزش در نظر بگیریم، بهتدریج رفتارمان تحت تأثیر قرار میگیرد. خیلیها از مکث و تعلل بیزارند، دوست ندارند استراحت کنند و هرچیزی که به بهرهوری منتهی نشود، از دید آنها بهمنزله اتلاف وقت است. از اینرو، کسانی مانند کودکان، سالمندان یا بیماران که بهرهوری کمتری دارند، کمارزش تلقی میشوند. این نگرش موجب میشود که رفتارهای نادرست خود را به بهانه بهرهوری توجیه کنیم و احتمالاً باعث میشود که خیلیها احساس اضطراب، خستگی یا عقبماندگی کنند.
همیشه باید به خودمان یادآوری کنیم که هیچ چیزی ماندگار نیست. شاید نتوانیم دیگران را عوض کنیم، اما خودمان میتوانیم تغییر کنیم و پیامدهای تغییر را به دیگران نشان دهیم.
نباید کار و فعالیت را دشمنِ خود بدانیم یا به فضای مجازی پناه ببریم. ما باید به معنای واقعی کلمه استراحت کنیم، زیرا اوقات فراغت بخشی از تجربه زیستن است. هرچیزی که بتواند انسانیت را در عصر فناوری در ما زنده کند، ثمربخش خواهد بود.
۷ راهکار برای اینکه استراحت را وارد روال زندگی کنید
برای اینکه شما را به استراحتکردن ترغیب کنم، راهکارهای مورد علاقه خودم را با شما به اشتراک میگذارم. شما به صرف زندهبودن سزاوار آرامش هستید.
۱. پیادهروی طولانی و بدون عجله: دستگاههای دیجیتال را کنار بگذارید. با هدف ورزش یا رسیدن به مقصد پیادهروی نکنید. از مشاهده چیزهایی که توجهتان را در طول مسیر جلب میکنند لذت ببرید. بگذارید ذهنتان به هرجایی سرک بکشد.
۲. کتاب بخوانید: یک صندلی راحتی پیدا کنید و کتاب بخوانید تا گذر زمان را فراموش کنید. کتابی بردارید که شما را غرقِ خود کند، نه کتابی که حس میکنید باید چیزی از آن یاد بگیرید.
۳. ساکت بنشینید: دعا کنید یا بگذارید ذهنتان آرام بگیرد. ذهن دائماً در تکاپوست و بهندرت روی یک چیز متمرکز میماند. اجازه دهید افکارتان فروکش کنند. روی یک موضوع متمرکز شوید یا اصلاً به هیچ چیز فکر نکنید.
۴. ماساژ متقابل را امتحان کنید: لمس محبتآمیز کسی که به او اعتماد دارید، حس خوبی دارد. ماساژ دادن شانه یا دست میتواند فشار روانی را از بین ببرد و شما را به لحظه حال برگرداند.
۵. حمام داغ، دوش آب گرم یا سونا: نور را کم کنید و بگذارید بدنتان آرام بگیرد. به تجربههای حسی دقت کنید و آهستهتر از معمول پیش بروید. آب گرم نعمت بزرگی است و مزایای آن در پاکیزگی خلاصه نمیشود.
۶. اندکی در تخت بمانید: بهجای اینکه حس کنید باید فوراً شروع به کار و فعالیت کنید، اندکی در تخت بمانید. من از اینکه بلافاصله بعد از بیدارشدن سراغ کار و زندگیام بروم بیزارم. همیشه سعی میکنم چند دقیقه در تخت بمانم، غلت بزنم و کمی مطالعه کنم. روش فوقالعادهای برای شروع یک روز آرام است.
۷. با کسانی که دوستشان دارید غذا بخورید: ما معمولاً غذا را به چشم منبع انرژی میبینیم یا آن را راهحل رفع گرسنگی میدانیم. اما غذا معنای عمیقتری دارد. لذتبردن از غذا در کنار دیگران یکی از قدیمیترین و لذتبخشترین کارهایی است که میتوان انجام داد.
اگر هنوز با مفهوم استراحت کنار نیامدهاید، باید بدانید که این موضوع فقط به شخصِ شما مربوط نمیشود. وقتی سرعت زندگی را کمتر میکنید، خودبهخود از این باور اشتباه که زندگیِ خوب را در کار و فعالیت خلاصه میکند فاصله میگیرید و در تصمیمات خود به ارزشهای دیگر هم اهمیت میدهید. هرچه بیشتر استراحت کنید، وقت بیشتری برای باهمبودن خواهید داشت و فرصت بیشتری برای مشاهده و قدردانی از زیباییهای دنیا نصیبتان خواهد شد.
















