نویسنده: آندرس کور
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، به متحدان و شرکای این کشور هشدار داد که تهدید سلطهجویانه و خصمانه چین کمونیست، تهدیدی «واقعی» و «قریبالوقوع» است. او تأکید کرد که «چین در پی تبدیل شدن به یک قدرت سلطهجو در سطح آسیا است» و هشدار داد که «وابستگی اقتصادی به چین صرفاً به نفوذ خصمانه این کشور دامن میزند و فضای تصمیمات دفاعی ما را در بحبوحه تنشها پیچیدهتر میکند.»
محدودیتهای فزاینده پکن در صادرات عناصر خاکی کمیاب به آمریکا، خطرات این وابستگی را عیان کرده است. براساس گزارش ۲۰ ژوئن، واشینگتن نیز در نظر دارد که صادرات تراشههای کامپیوتری به چین را محدودتر کند.
آقای هگست این اظهارات را در نشست سالانه شانگریلا در سنگاپور در ۳۱ مه ۲۰۲۵ مطرح کرد. صحبتهای او با موضع دولت بایدن که گفته بود «جنگ با چین نه قریبالوقوع است و نه اجتنابناپذیر» تفاوت داشت.
اختلاف نظر دو حزب اصلی آمریکا بر سر تایوان پیچیدهتر از آن است که تصورش را میکنید. بعضیها در رسانهها مدعی شدهاند که آقای هگست با این اظهارات ریسکِ «بالا گرفتن» مناقشه با چین را به جان خریده است. با اینحال، دولت ترامپ بهطور کلی در پی کاهش تنشها بوده است. برای نمونه، آقای هگست هرگز نگفته که آمریکا درصورت حمله ارتش چین به تایوان از این کشور دفاع خواهد کرد و دونالد ترامپ نیز چنین تعهدی نداده است.
جو بایدن، رئیسجمهور سابق آمریکا، چندین مرتبه اعلام کرد که این کشور درصورت حمله ارتش چین به تایوان از این کشور دفاع خواهد کرد. این موضوع دو جنبه دارد؛ از یکسو، تعهد آمریکا در قبال دفاع از تایوان جلوی تهاجم چین را میگیرد و از سوی دیگر به تایوان اجازه میدهد که با دست باز در بخش دفاعی خود هزینه کند.
دولت دوم ترامپ در مورد تایوان به سیاست قدیمی «ابهامآفرینی راهبردی» بازگشته است. اکثر وزرای دولت بایدن نیز به دنبال حفظ این سیاست بودند و احتمالاً از بهکارگیری دوباره آن استقبال میکنند. ابهامآفرینی راهبردی تایوان را ترغیب میکند که بودجه دفاعی خود را افزایش دهد و در عینحال به آمریکا اجازه میدهد که اگر نخواهد با چین درگیری نظامی پیدا کند، کنار بکشد.
آقای هگست با کنار گذاشتن موضع «بازدارندگی» که در جنگ سرد نخست علیه روسیه و چین به کار میرفت، در مسیر کاهش تنشها قدم برمیدارد. بسیاری از اعضای حزب کمونیست چین بر این باورند که آمریکا درصدد اعمال کنترل اقتصادی و نظامی بر چین است و بعضی از تحلیلگران آمریکایی نیز معتقدند که کنترل چین باید جزو سیاستهای کشور باشد. اما آقای هگست با نفی این موضع درصدد کاهش تنشها برآمده است. او گفت: «ما به دنبال کنترل یا سرکوب چین نیستیم و قصدی برای محاصره یا تحریک این کشور نداریم.» این صحبتها احتمالاً برای آرام کردن حزب کمونیست چین مطرح شده است.
با اینحال، سیاست سختگیرانه آقای هگست در قبال حزب کمونیست چین در درخواست او از متحدان و شرکای آمریکا برای افزایش بودجه دفاعی آشکار بود. او در خلال صحبتهای خود گفت: «ما از متحدان و شرکای خود میخواهیم و اصرار داریم که سهم خود را بپردازند. اعضای ناتو و حتی آلمان متعهد شدهاند که ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به بودجه دفاعی اختصاص دهند. از اینرو، منطقی نیست که کشورهای اروپایی سهمشان را بپردازند و متحدان کلیدی ما در آسیا در مواجهه با تهدیدی بهمراتب جدیتر هزینه کمتری کنند. گذشته از اینکه تهدید کره شمالی هم وجود دارد.»
ترامپ از عدم تعهد آمریکا به دفاع از متحدانی گفته که بودجه حداقلی دفاعی را تأمین نمیکنند. او پیشتر گفته بود که کشورهایی مانند ژاپن و کره باید سامانههای هستهای خود را توسعه دهند که به نوبه خود بخشی از مسئولیتهای دفاعی را به آنها محول میکند. این امر خطر ورود آمریکا به جنگ با یک دشمن هستهای را به حداقل میرساند، زیرا بازدارندگی هستهای ژاپن و کره مانع از وقوع این جنگ خواهد شد.
با وجود آنکه خیلیها دولت ترامپ را به دلیل عدم همکاری با متحدان نقد میکنند، آقای هگست میگوید: «ما از متحدان و شرکای خود حمایت میکنیم تا توانمندی و ظرفیت دفاعی خود را تقویت کنند. ما میخواهیم شما را بهعنوان یک شریک مستقل قدرتمند کنیم تا بتوانید با آمریکا همکاری مؤثرتری داشته باشید.» توانمندسازی متحدان در افزایش سرعت و تعداد رزمایشهای مشترک با شرکای آمریکا مشهود است. به گفته آقای هگست، «یکی از مهمترین بخشهای همکاری با شرکا، افزایش سطح تعاملپذیری است و اینکه یاد بگیریم بهطور مشترک وارد آب و آسمان شویم و بجنگیم.» او افزود که رزمایش بالیکاتان ۲۰۲۵ در فیلیپین با مشارکت ژاپن و استرالیا برگزار شد که بزرگترین رزمایش بود و در چارچوب رزمایشهای مشترک تایگر ترایمف با هند انجام گرفت که کشورهای کوآد اعم از هند، ژاپن و استرالیا به موجب آن به تسهیم توانمندیهای لجستیکی خود پرداختند.
موضع مصرانه آقای ترامپ در قبال افزایش بودجه دفاعی متحدان موجب شد که کشورهای اروپایی بودجه دفاعی خود را افزایش دهند. این امر به آمریکا اجازه میدهد که نیروهای خود را برای مهار چین به آسیا اعزام کند. آقای هگست گفت: «صلح و ثبات صرفاً زمانی تقویت میشود که متحدان و شرکای ما نیز قدرتمند باشند.»
در گذشته، سیاست خارجی آمریکا صرفاً به منافع ملی این کشور محدود نمیشد، بلکه در گرو منافعی بود که به واسطه تثبیت جایگاه این کشور بهعنوان یک رهبر جهانی و حامی آزادی، حقوق بشر، بازارها، دموکراسی و آزادی محقق میشدند. این ارزشهای آمریکایی- نه منافع ملی- بودند که کشورهای سراسر جهان را به سمت ائتلاف با ما سوق میدادند. این ائتلافها با استقرار پیشدستانه نیروهای آمریکایی بهعنوان عامل هشدار و موازنه در تقابل با کشورهایی مانند چینِ کمونیست، اتحاد جماهیر شوروی سابق، کره شمالی و ایران، به حفظ امنیت آمریکا کمک کردند.
همانطور که دولت ترامپ به روشنی اعلام کرده و برخلاف نظری که منتقدان دارند، دولت به ائتلافها و شراکتهای بینالمللی اهمیت میدهد. این ائتلافها به واسطه اصرار بر افزایش بودجه دفاعی شرکا و پایبندی دقیق به محدودیتهای صادراتی آمریکا علیه دشمنان تقویت میشوند. دوران حمایت دستودلبازانه آمریکا از امنیت جهان به پایان رسیده و فناوریهای آمریکایی دیگر به همین راحتی در اختیار چین و روسیه قرار نمیگیرند. بدهیهای آمریکا بالا گرفته و متحدان این کشور باید سهم خود را بپردازند، اگرنه از قافله عقب میمانند.
اختصاص ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی که آقای هگست در سخنرانی خود به آن اشاره کرد، درخواست بزرگی است، اما برای حفظ صلح در دنیای خطیر امروز ضرورت دارد. آزادیهای دموکراتیک ما ارزشِ این هزینه را دارند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: آندرس کور دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه ییل (۲۰۰۱) و مدرک دکترای دولتی از دانشگاه هاروارد (۲۰۰۸) است. او از مدیران شرکت تحلیلی کور و ناشر مجله ریسک سیاسی است و تحقیقات گستردهای در آمریکای شمالی، اروپا و آسیا انجام داده است. «تمرکز قدرت: نهادینهسازی، سلسلهمراتب و هژمونی» (۲۰۲۱) و «قدرتهای بزرگ، راهبردهای بزرگ: بازی جدید در دریای چین جنوبی» (۲۰۱۸) آخرین کتابهای او هستند.

















