جسیکا روسو، که یک روانشناس است، نکات و تکنیکهایی را در رابطه با مهربان بودن با خود به اشتراک گذاشته است.
همدردی به این معنی است که رنج و محنت انسانها را درک کنید و با آرامش، مهربانی و نگرانی نسبت به سلامتی آنها به علت رنجشان رسیدگی کنید.
به نظر جسیکا روسو، روانشناس ساکن فیلادلفیا، همدردی لازمه التیام است.
روسو میگوید: «به نظرم همدردی واقعاً حائز اهمیت است. اینکه بتوانید با دیگران همدردی کنید، به این معنی است که بتوانید حتی جنبه انسانی کسانی را هم که به شما آسیب زدهاند، ببینید.»
ما معمولاً همدردی را بهعنوان حسی در نظر میگیریم که به دیگران پیشکش میکنیم. اما روسو معتقد است افرادی که میتوانند درد و رنجشان را بپذیرند و کاستیهای خود را به فراموشی بسپارند، عملکرد بهتری در همدردی با دیگران خواهند داشت.
اما اگر همیشه خودتان را سرزنش کنید و درگیر شرمندگی باشید، بهندرت- اگر بتوانید- میتوانید با دیگران همدردی کنید.
روسو میگوید: «اگر در مواجهه با خودتان دلسوز نباشید، نمیتوانید با دیگران همدردی کنید. شاید بعضیها بگویند در این شرایط نیز میتوانند با دیگران همدردی کنند، اما واقعیت این است که فقط خودشان را به زحمت میاندازند. اگر بیشتر دقت کنید، متوجه ارتباط بین ایندو خواهید شد.»
ندای بدن
برای آنکه بتوانید نسبت به خودتان دلسوز باشید، قبل از هرچیز باید از دلیل خودداریتان نسبت به این کار سر در بیاورید. اگر جزئیات روشن نیست یا از روبهرو شدن با آن واهمه دارید، روسو توصیه میکند به ندای بدنتان گوش کنید.
او میگوید: «بدن درواقع ذهنِ ناخودآگاه ماست. انسان در ذهن آگاه خود سپرهای دفاعی زیادی میسازد. اما اگر بتوانیم به ناخودآگاهِ بیدفاع خود دسترسی پیدا کنیم و بدنمان نیز در امنیت کامل باشد، سپرهای دفاعی به ما نشان میدهند که در بدنمان چه میگذرد.»
همراه شدن با حواس بدن میتواند نقطه آغاز این فرایند باشد. آیا فک بالا و پایین خود را به هم میفشارید یا در معدهتان احساس گرفتگی دارید؟ شاید لازم باشد همین نقاط را بررسی کنید.
روسو میگوید: «با کنجکاوی، طرح سؤال و ارزیابی عینی خود میتوانید به نکات زیادی درباره بدنتان پی ببرید.»
تحریک دوسویه
برای آنکه بتوانید ندای ناخودآگاهتان را واکاوی کنید، روسو به چند روش درمانی برمبنای تحریک دوسویه اشاره میکند.
تحریک دوسویه فعالیتی است که در آن هردو سمت بدن به صورت ریتمیک و متناوب تحریک میشود. یکی از رایجترین شیوههای تحریک دوسویه، حساسیتزدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد است که در درمان بسیاری از مشکلات روانی و بهویژه تروما به کار گرفته میشود.
شما میتوانید با یک پیادهروی ساده هم از مزایای تحریک دوسویه بهرهمند شوید. تأثیر آن ممکن است بلافاصله محسوس باشد.
روسو میگوید: «مردم اغلب میگویند بعد از پیادهروی احساس بهتری دارند. این فقط یک واکنش روانشناختی نیست. حرکت رفتوبرگشتی پای چپ و راست مزیتی دارد که میتواند گرههای مغزیتان را باز کند. دقیقاً نمیدانیم چرا چنین اتفاقی رخ میدهد، اما میدانیم که بدن انسان برای حرکات دوسویه طراحی شده است.»
تمرکز بر زمان حال
مدیتیشن از طریق ذهنآگاهی تکنیک دیگری است که کمک میکند قلبی دلسوز داشته باشید. وقتی بر زمان حال متمرکز میشوید، اشتباهات گذشته و ترسهای آینده به حاشیه رانده میشوند. از الگوهای فکری مخرب خود فاصله میگیرید و ظرفیت همدردی خود را ارتقا میدهید.
روسو میگوید: «مثل غرق شدن در فضایی سرشار از احساس است: نمیتوانید راه خروج را ببینید. اما اگر بتوانید خودتان را در جایگاهی آرام و فارغ از احساسات مفرط مجسم کنید، خواهید دید که درونتان چه میگذرد و مقصدتان را پیدا خواهید کرد.»
بازگشت به خویشتن حقیقی
فلسفههای باستانی آسیا از جمله بودیسم به شما کمک میکنند که حس همدردیتان را تقویت کنید. روسو از تمرینات ذهنی و جسمی فالون دافا، بهره میگیرد تا شما را با این مفاهیم جاودانه آشنا کند.
مهربانی و همدردی در کنار حقیقت و بردباری جزو اصول بنیادین فالون دافا به شمار میآید. به گفته روسو، تنها با تجسم این اصول است که میتوانیم خویشتن حقیقی خود را بشناسیم.
روسو میگوید: «اگر از این اصول فاصله بگیریم، دیگر خودِ واقعیمان نیستیم. انسان در رفتارهای ناپسند و افکار منفی خلاصه نمیشود. بدیها از زخمها نشأت میگیرند.»
مدیتیشن کنترلشده برای ارتقای حس همدردی
اگر راهکار دیگری برای تقویت همدردی میخواهید، مدیتیشن کنترلشده روسو را امتحان کنید:
با چند نفس آهسته و عمیق شروع کنید. چشمها را ببندید و ریلکس کنید. خود را در جایی امن و آرام مجسم کنید.
روسو میگوید: «وقتی نفس میکشید، هوای اطرافتان علاوه بر اینکه سرشار از اکسیژن سالم است و به تغذیه سلولها کمک میکند، سرشار از حس همدردی است. هربار که نفس میکشید، ظرفیت همدردی خود را تقویت میکنید.»
وقتی حس کنید که سراسر وجودتان مملوء از حس همدردی شده، سبک میشوید و حس میکنید که در حال پرواز هستید. روی تکهابری نرم بنشینید و به زمین نگاه کنید. لحظهای دردناک از گذشته خود را به یاد آورید. از دور به تماشای درد و رنج خود بنشینید و با حس دلسوزی به واکاوی خود بپردازید.
روسو میگوید: «دقت کنید که نسخه کنونیتان چگونه کمر راست میکند. او شما را نمیبیند، اما حس میکند که کسی در حال کمک به اوست، به او قدرت میدهد و همچنان فاصلهاش را با او حفظ میکند. کسی که بدون قضاوت او را زیر نظر دارد و درکش میکند. به کمک او نفس تازه میکند و حالش اندکی بهتر میشود. قدرت و امید شگفتانگیزی را تجربه میکند.»
شاید تصمیم بگیرید به لحظه دیگری از زندگیتان رجوع کنید؛ زمانی که احساس گمگشتگی و تنهایی میکردید یا با احساس گرفتاری و خشم دستبهگریبان بودید. دردتان را به خاطر آورید، حس ناامیدی خود را به خاطر آورید و دوباره از دریچه همدردی به خود رجوع کنید.
















