نویسنده: آندرس کور
آمریکا مهمترین شریک تجاری خود یعنی کانادا را از خودش دور میکند.
این کشور عضو ناتو و گروه هفت است. از رابطه آمریکا و بریتانیا اغلب بهعنوان «خاصترین» رابطه واشینگتن یاد میشود، اما رابطه با کانادا بیتردید نقش بسزایی در آینده اقتصاد آمریکا و قدرت نرم این کشور ایفا میکند.
قدرتنمایی آمریکا در عرصه بینالمللی تا حدی به مثبت بودن ذهنیت افکار عمومی جهان نسبت به رهبری واشینگتن بستگی دارد. این مسئله از جایگاه آمریکا بهعنوان نماد آزادی و قطب دموکراسی در جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم، بحرانهای تنگه تایوان، جنگ کره و موارد دیگر نشأت میگیرد. با اینحال، اگر امروز کانادا صرفاً به دلیل منافع تجاری کوتاهمدت و بدون آیندهنگری کنار گذاشته شود، جایگاه اخلاقی آمریکا ممکن است تا حدی از دست برود که باعث تضعیف قدرت نرم این کشور شده و درنهایت به منافع بلندمدت کشور آسیب خواهد زد.
رابطه رو به زوال آمریکا و کانادا درگیرِ تهدیدها و تعرفههای متقابل شده که از جمله میتوان به وضع تعرفه ۳۵ درصدی واشینگتن علیه کانادا بعد از ضربالاجل ۱ اوت اشاره کرد. این اقدام باعث افزایش قیمتها در آمریکا خواهد شد و به صنعت خودروسازی کانادا آسیب جدی وارد خواهد کرد. این صنعت متکی به قطعاتی است که در فرایند تولید چندین مرتبه در بین مرز دو کشور جابهجا میشوند.
تعرفههای قبلی آمریکا در قبال فولاد و آلومینیوم، آسیب قابلتوجهی به کانادا وارد آوردهاند. هیچ دلیل قابل قبولی از نظر امنیت ملی برای حفظ تعرفههای کانادا وجود ندارد، چرا که این کشور دموکراتیک است و فاصله نزدیکی با آمریکا دارد. احتمال اینکه تجارت فولاد و آلومینیوم بین آمریکا و کانادا دچار مشکل شود، تقریباً صفر است؛ مگر آنکه آمریکا مشکلتراشی کند.
در نتیجه، نظر مردم کانادا درباره آمریکا دستکم از سال ۲۰۰۲ تاکنون در بدترین حالت ممکن است و ۶۴ درصد از کاناداییها نسبت به آمریکا نظر منفی دارند. ناراحتی آنها قابل درک است، زیرا تصور میکنند که استقلال اقتصادی و نظامیشان زیر سؤال رفته است. همچنین پیشنهادات ناخوشایندی مانند تبدیل کانادا به ایالت پنجاهویکم آمریکا مطرح شده است.
کانادا تا حد زیادی مسیر درست را در پیش گرفته و ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به بودجه دفاعی اختصاص داده، خود را با تعرفههای آمریکا علیه چین هماهنگ کرده و مسئول ویژهای را برای مقابله با فنتانیل به کار گمارده است. هنوز تدابیر بیشتری وجود دارد که اتاوا میتواند آنها را برای مقابله با حزب کمونیست چین در دستور کار قرار دهد که مقابله با جرایم سازمانیافته، تروریستها و فنتانیل فقط چند نمونه هستند. اما قصور اتاوا در این موارد نمیتواند تشدید تنشهای بین آمریکا و کانادا و وضع تعرفههای بیشتر را توجیه کند.
روابط بین ایندو متحد عضو ناتو بهقدری وخیم شده که هردو در پی افزایش تجارت با کشورهای دوردست از جمله چین هستند. نخستوزیران استانی و بعضی از رسانههای خبری به اتاوا فشار میآورند که در چنین مسیری قدم بردارد. اما چین باید آخرین گزینهای باشد که کشورهای دموکراتیک با آن تجارت میکنند. پکن به هیچکدام از کشورهای دموکراتیک احترام نمیگذارد و درصدد تصرف بخش وسیعی از قطب شمال است؛ منطقهای که هم آمریکا و هم کانادا ادعای مشروع و بهحقی در قبال آن دارند. هیچکدام از ایندو کشور نمیتوانند به رژیم کمونیستی چین اعتماد کنند؛ رژیمی که مهمترین توافقهای خود را زیر پا میگذارد، سالانه صدها میلیارد دلار مالکیت معنوی را به سرقت میبرد، شهروندان هردو کشور را بازداشت میکند، به تایوان، هند و مدعیان دریای جنوبی چین حمله میکند، نظام بینالمللی تحت رهبری آمریکا را بدون هیچ تنبیهی نقض میکند و هدف نابودی دموکراسی آمریکا و کانادا را در سر میپروراند. با اینحال، واشینگتن و اتاوا این فرصت طلایی را در اختیار پکن قرار دادهاند تا به پشتوانه سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن به کارهای خود ادامه دهد. این سیاست در حال حاضر به دلیل اختلافات ملی ما نتیجه داده است.
واکنش احتمالی کانادا به تعرفههای آمریکا این خواهد بود که بهجای مقابله مستقیم، رویکرد منعطفتری در پیش بگیرد. اتاوا در جستوجوی شرکای تجاری جدید در مکزیک، هند، ژاپن و اتحادیه اروپا از همین رویکرد استفاده میکند. از این گذشته، کانادا احتمالاً در پی ایجاد روابط امنیتی نزدیکتر با متحدان کلیدی گروه هفت در لندن، پاریس، برلین و توکیو خواهد بود تا بتواند در قطب شمال در برابر چین و روسیه ایستادگی کند.
از سوی دیگر، اگر کانادا بخواهد با اتخاذ سیاستهای سختگیرانه با آمریکا مقابله کند و برای نمونه سراغ تعرفههای تلافیجویانه برود یا حتی واردات حیاتی آمریکا از جمله آب، انرژی و اورانیوم را تحریم کند، آمریکا بدترین سناریوی ممکن را در نظر خواهد گرفت: تهاجم به شمال برای دستیابی به منابع لازم. شاید این مسئله ده سال پیش غیرقابل تصور بود، اما اخیراً ایده حمله احتمالی آمریکا به گرینلند و پاناما مطرح شده که تا حدی به نگرانی آمریکا از اشغال این مناطق توسط چین مربوط میشود. تهدید آمریکا، که اینبار علیه یک کشور دوست مانند کانادا مطرح شده است، به قدرت نرم این کشور در عرصه جهانی لطمه خواهد زد و باعث بیثباتی کشورهای دموکراتیک جهان خواهد شد.
کانادا در سراسر جهان بهعنوان کشوری منطقی و متواضع شناخته میشود. مناقشه تجاری فعلی برای آمریکا جای افتخار ندارد. از اینرو، وقت آن رسیده که آمریکا و کانادا اندکی عقب بکشند و در هردو سوی مرز به پشتوانه ارزشهای مشترکشان به سازش برسند و یکبار دیگر دست دوستیشان را به سمت یکدیگر دراز کنند. منافع تجاری کوتاهمدت بیارزشتر از آن هستند که روابط گرم و اصول مشترکی را که کشورها و نظام بینالمللی براساس آنها بنا شدهاند به خطر بیافتند. تجارت آزاد میان ملتهای آزاد از قرنها پیش هدف اصلی نظامهای سیاسی و بینالمللی بوده است.
درباره نویسنده: آندرس کور دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه ییل (۲۰۰۱) و مدرک دکترای دولتی از دانشگاه هاروارد (۲۰۰۸) است.
















