چین با امضای توافقنامه همکاری ۲۵ ساله تهران و پکن در سال ۲۰۲۱ بهطور رسمی جمهوری اسلامی را بهعنوان شریک اصلی خود در خاورمیانه معرفی کرد. چین وابستگی قابلتوجهی به نفت ایران دارد. از اینرو، اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، چین بزرگترین بازنده ماجرا خواهد بود.
الجزیره در آن مقطع نوشت: «بهرغم آنکه هردو کشور با تحریمهای آمریکا دستبهگریبان هستند، توافق راهبردی آنها شامل همکاریهای اقتصادی، نظامی و امنیتی میشود.»
براساس گزارش الجزیره، امضای این قرارداد با توافق قبلی صورت گرفته است. شی جینپینگ، رهبر چین، در سال ۲۰۱۳ بر سر کار آمد و مذاکرات جمهوری اسلامی و حزب کمونیست چین از سه سال بعد آغاز شد.
در این گزارش آمده است: «گفتنی است که ایده این توافق به زمانی بازمیگردد که شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، در سال ۲۰۱۶ به ایران سفر کرد و قرار شد که تجارت دو کشور بیش از ۱۰ برابر افزایش پیدا کند و طی یک دهه به ۶۰۰ میلیارد دلار برسد.»
همکاری نظامی، بخش محوری این توافق است. جمهوری اسلامی تجهیزات جنگی لازم از جمله پهپادهای تهاجمی ارزانقیمت را در اختیار روسیه قرار میدهد و چین نیز بخش عمده نفت و گاز صادراتی ایران را خریداری میکند که نهتنها برای اقتصاد چین، که برای ارتش این کشور نیز حائز اهمیت است.
چین ایده پل حملونقل هوایی برلین را در ایران پیاده میکند
گزارشهایی در رابطه با رفتوآمد هواپیماهای باری بوئینگ ۷۴۷ در آسمان چین و ایران منتشر شده است. این هواپیماها فرستندههای خود را با نزدیک شدن به حریم هوایی ایران خاموش میکنند تا از دید وبسایتهای رهگیری پروازهای غیرنظامی پنهان بمانند. با اینحال، از دید رادارها و جنگندههای اسرائیل پنهان نمیمانند.
محموله بوئینگهای ۷۴۷ چه بوده است؟ گوردون چانگ، تحلیلگر امور چین، در مصاحبه با برنامه «صبحها با ماریا» در شبکه فاکس در ماه ژوئن گفت: «چین محمولهای را به ایران میفرستد که نمیخواهد دنیا از آن باخبر شود… شاید مهمات یا پهپاد باشد که البته احتمال آن اندک است. حتی ممکن است سلاح هستهای باشد.»
بوئینگ ۷۴۷ از ظرفیت حمل قابلتوجهی برخوردار است، اما برخلاف هواپیماهای نظامی آمریکا مانند سی-۱۷ و سی-۵ نمیتوانند بارگیری و تخلیه تجهیزات نظامی را به کمک سطح شیبدار انجام دهند. شرکت ایر چاینا حدود ده فروند بوئینگ ۷۴۷ در اختیار دارد.
۷۴۷ جزو هواپیماهای قدیمی بوده و در آستانه بازنشستگی است. با اینحال، بسیاری از آنها هنوز با قیمت ارزان در دسترس هستند. از اینرو، دقیقاً مشخص نیست که چین چه تعداد از این هواپیماها را در اختیار دارد. یکی از مسائلی که ارتش چین در آن ضعف دارد، به ظرفیت حملونقل هوایی راهبردی این کشور مربوط میشود. چین حدود ۸۰ فروند هواپیمای وای-۲۰ و حدود ۴۰ فروند هواپیمای ای-۷۶ در اختیار دارد که همه را در اوایل سال ۲۰۰۰ از روسیه تحویل گرفته است.
خرید انرژی از جانب چین، جمهوری اسلامی را سرپا نگهداشته است
بدیهی است که جمهوری اسلامی به شدت به فروش انرژی تولیدی خود به چین متکی است. براساس دادههای شرکت اطلاعاتی کپلر، حدود ۹۰ درصد از صادرات انرژی ایران به چین اختصاص دارد. نفت ایران مشمول تحریم است و پالایشگاههای کوچک و مستقل چینی، که به «تیپات» معروف هستند، با نقض تحریمها اقدام به خرید آن میکنند.
چین از سال ۲۰۲۲ بر خرید نفت غیرقانونی ایران متمرکز شد، زیرا نفت ایران را با تخفیفهای قابلتوجه خریداری میکند و بهای آن را به یوآن میپردازد که به نوبه خود وابستگی ایران را به کالاهای صادراتی چین افزایش میدهد. اگر این خریدها نباشند، اقتصاد ضعیف ایران به بنبست خواهد خورد و پایههای رژیم به شدت متزلزل خواهد شد.
پرسشی که به ذهن متبادر میشود این است که اگر نفت ایران تحت تحریم است، پس چرا جلوی فروش آن گرفته نمیشود؟
واقعیت این است که «اعمال تحریم» با «اجرای تحریم» تفاوت دارد. یکی از مؤلفههای کلیدی در اجرای تحریمها نیروی دریایی ایالات متحده است که میتواند تانکرهای «ناوگان ارواح» جمهوری اسلامی را در خروجی تنگه هرمز یا تنگه ملاکا در نزدیکی سنگاپور متوقف کند. اما نیروی دریایی آمریکا با مشکل کمبود ناو و انجام مأموریتهای پراکنده در اقصینقاط جهان دستوپنجه نرم میکند.
مشکل دیگر این است که بسیاری از تحریمها صرفاً در قبال تانکرهای ناوگان ارواح اعمال شدهاند که به راحتی به شرکتهای صوری فروخته میشوند، تغییر نام داده شده و به اسم دیگر کشورها ثبت میشوند. پیشنهاد شده که در تحریمها بازنگری شود و سرویسدهندگان از جمله واسطهها، کشور مالک تانکر و مؤسسات ردهبندی کشتیها هدف گرفته شوند.
کلر یونگمن، تحلیلگر گروه «اتحاد علیه ایران هستهای» میگوید: «تحریم ناوگان ارواح و عوامل مرتبط با آن باعث میشود که ایران دیگر قادر به دور زدن تحریمها نباشد.»
چین درصورت فروپاشی جمهوری اسلامی با بیشترین خطر مواجه خواهد شد
ماه گذشته دهها تن از اعضای ارشد سپاه پاسداران توسط اسرائیل از بین برده شدند.
با اینحال، تحلیلها نشان میدهند که اگر جمهوری اسلامی بر اثر فروپاشی یا خیزش مردمی سقوط کند، چین بزرگترین بازنده ماجرا خواهد بود. مسئله اول، از بین رفتن وجهه بینالمللی چین است. از زمان امضای توافقنامه سال ۲۰۲۱ با ایران، حزب کمونیست چین رسماً این کشور را بهعنوان شریک اصلی خود در خاورمیانه معرفی کرده است. اگر روند امور به فروپاشی رژیم حاکم بر ایران بیانجامد، رژیم چین متحد کلیدی منطقهای خود را از دست خواهد داد.
مسئله دوم این است که حزب کمونیست چین دیگر بازوی مطمئنی برای هدایت نیروهای نیابتی از جمله حماس، حزبالله و حوثیها نخواهد داشت. دو گروه اول تا حد زیادی از بین رفتهاند، اما گروه سوم همچنان فعال است و به کشتیهای دریای سرخ حمله میکند و از این تاکتیک علیه کشورهای اروپایی بهره میگیرد که تجارتشان به این مسیر دریایی متکی است.
مسئله سوم این است که جمهوری اسلامی به نیابت از چین تسلیحات تولید میکند که نقش بسزایی در تجهیز تسلیحاتی روسیه در جنگ اوکراین دارد. بدین ترتیب، چین مداخله مستقیم خود را در این جنگ کتمان میکند.
مسئله پایانی بیشترین لطمه را به حزب کمونیست چین وارد میکند. چین به نفت ایران نیاز دارد. اگر جمهوری اسلامی از صادرات نفت به چین دست بردارد، چین گزینههای زیادی برای جایگزین کردن آن نخواهد داشت.

















