نویسنده: گریگوری کاپلی
روسیه و چین خود را برای یک مناقشه سرزمینی بزرگ در جنوبگان آماده میکنند، درحالیکه آمریکا و متحدان این کشور از آمادگی لازم برای رویارویی با آنها برخوردار نیستند. مسئله دسترسی به منابع است: نفت و کریل. (کریل (Krill) نوعی موجود زنده دریایی کوچک و شبیه به میگو است که از دسته سختپوستان به شمار میرود.)
«هجوم به جنوبگان» در اوایل سال ۲۰۲۵ به اوج خود رسید. روسیه اعلام کرد که در قلمرو بریتانیا در جنوبگان به یک میدان نفتی بزرگ برخورده که دستکم ۵۱۱ میلیارد بشکه نفت در آن جریان دارد که از کل میدانهای نفتی جهان بیشتر است.
جستوجوی نفت از جانب روسیه بعد از امضای پیمان جنوبگان در سال ۱۹۵۹ غیرقانونی شد. با اینحال، کشتی تحقیقاتی زمینشناسی روسیه، که به دست شرکت دولتی روسژئو اداره میشود، در دریای ودل عملیات اکتشافی انجام میدهد و مدعی است که تحقیقات این شرکت «صرفاً علمی» هستند. اما قضیه چیز دیگری است. روسیه و جمهوری خلق چین در سالهای اخیر تلاش بسیار زیادی برای بهرهبرداری از منابع جنوبگان به خرج دادهاند، با وجود آنکه هیچکدام در مجاورت این قاره نیستند و در زمره کشورهای همجوار آن قرار نمیگیرند.
براساس پیمان جنوبگان، هرگونه ادعا در بهرهبرداری از منابع این منطقه بیپایهواساس بوده و میبایست کنار گذاشته شود. روسیه نیز میبایست به این پیمان متعهد بماند و تحقیقات خود را به شکل صلحآمیز ادامه دهد. اما وسوسهها و پیامدهای مرتبط با نقض پیمان نیز برکسی پوشیده نیست. شیلی و آرژانتین، که مانند روسیه جزو ۵۶ عضو پیمان جنوبگان هستند، از علاقه خود به منابع نفتی کشفشده در این منطقه میگویند؛ سرزمینی که ادعای ایندو کشور در مورد آن با ادعای بریتانیاییها همپوشانی دارد.
توبیاس الوود، نماینده محافظهکار پارلمان بریتانیا از حوزه انتخابیه بورنموث شرقی و رئیس سابق کمیته دفاعی پارلمان، در ماه مه سال جاری گفت: «اقدام آشکار روسیه در اکتشاف نفت در جنوبگان (که ناقض پیمان است) از اعتمادبهنفس فزاینده ولادیمیر پوتین برای محک زدن هنجارهای بینالمللی حکایت دارد. پوتین معتقد است که غرب محتاطتر و ملاحظهکارتر از آن است که به عهدشکنی روسیه واکنش نشان دهد.»
شاید حق با او باشد. نه بریتانیا و نه متحد این کشور، استرالیا، که درخصوص ادعای سرزمینی در قاره جنوبگان محقتر از دیگران است، در سالهای اخیر از منظر سیاسی توجه چندانی به این منطقه نداشتهاند و منابع چندانی هم به آن اختصاص ندادهاند. این درحالی است که حضور و نفوذ جمهوری خلق چین و روسیه در این منطقه به شدت افزایش یافته است.
نشریه تخصصی آمریکایی مریتایم اگزکیوتیو در روز ۲ مارس گزارش داد که چین و روسیه بهرغم تنش در سایر حوزهها، همکاری خود را در جنوبگان با سرعت فزایندهای گسترش دادهاند. این همکاری بهظاهر با هدف انجام مطالعات ژئوفیزیکی برای شناخت سیستم اقلیمی زمین صورت میگیرد، اما واضح است که پای اهداف بزرگتری در میان است. این نشریه در سال ۲۰۲۵ گزارش داد که «چین و روسیه بر سر حفاری مشترک در جنوبگان مذاکره کردهاند.»
در این گزارش آمده است: «پکن و شهر چانگچون در سپتامبر ۲۰۲۴ میزبان کنفرانس بینالمللی اکتشافات جنوبگان بودند که کارشناسان روسی آژانس فدرال منابع معدنی روسیه نیز در آن شرکت داشتند. این همکاری که در ارزیابیهای ژئوفیزیکی در سال ۲۰۲۵ موفق بوده است، احتمالاً در شرق جنوبگان نیز ادامه خواهد یافت.»
براساس این گزارش، چین و روسیه همواره با طرح توسعه مناطق حفاظتشده دریایی در اقیانوس منجمد جنوبی مخالف بودهاند، زیرا افزایش مناطق حفاظتشده باعث کاهش حوزههای صید کریل خواهد شد.
لازم به ذکر است که اقدامات روسیه و جمهوری خلق چین صرفاً با هدف «محک زدن هنجارهای بینالمللی» انجام نمیگیرند، بلکه بخشی از رویکرد گستردهتری هستند که با حمایت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در دستور کار قرار گرفته است؛ رویکردی که قصد خروج از پیمانها و توافقنامههای قدیمی و منسوخ و بازنگری در آنها را دارد. واشینگتن نیز بهرغم حضور گسترده در جنوبگان و ایفای نقش اصلی در شکلگیری پیمان سال ۱۹۵۹ به اندازه مسکو و پکن مشتاق است که درصورت تغییر شرایط از منابع این قاره بهرهبرداری کند.
اما مهم این است که آفریقای جنوبی، نیوزیلند و استرالیا هنوز جایگاه راهبردی خود را در جنوبگان مستحکم نکردهاند. این کشورها با تکیه به پیمان جنوبگان ادعای قابلتوجهی نسبت به سرزمینهای این منطقه دارند؛ بهویژه استرالیا که به دلیل مجاورت جغرافیایی با جنوبگان درعمل نقش نگهبان اصلی مرزهای شمالی اقیانوس منجمد جنوبی را ایفا میکند.
آخرین نشست مشورتی پیمان جنوبگان از روز ۲۳ ژوئن تا ۳ ژوئیه در میلان ایتالیا برگزار شد و نمایندگان تمام کشورهای عضو پیمان در آن شرکت داشتند. این نشست به میزبانی وزارت امور خارجه ایتالیا و با شرکت ۴۵۰ نماینده برگزار شد، اما تمرکز اصلی آن بر مسائل زیستمحیطی، تدوین چارچوب گردشگری در جنوبگان و موضوعاتی از این دست بود. کشورهای حاضر در این نشست در رسیدگی به تغییرات قریبالوقوعِ ماهیت راهبردی جنوبگان یا احتمال لغو این پیمان راه به جایی نبردند.
در حقیقت اینطور به نظر میرسد که نشست مشورتی پیمان جنوبگان هیچ ارتباطی با واقعیتِ حضور تاریخی در جنوبگان یا نقش قدرتهای منطقهای گذشته نداشت، و حتی حضور چهار قدرت راهبردی مهم خارجی یعنی آمریکا، روسیه، چین و هند را نیز که در پی تسلط بر این قاره هستند، نادیده گرفت.
دبیرخانه نشست مشورتی پیمان جنوبگان، که فعالیت خود را از سال ۲۰۰۴ آغاز کرده و مقر دائمی آن در بوئنوس آیرس آرژانتین قرار دارد، بیشتر درگیرِ رایزنی و مسائل آکادمیک است و در تصمیمات راهبردی و حیاتی جنوبگان، که از سوی قدرتهای دارای پایگاه فعال در این قاره اتخاذ میشوند، نقش چندانی ندارد. در حقیقت، مهمترین فعالیتهای منطقه در فضایی آکنده از محرمانگی و پنهانکاری انجام میگیرند.
براساس مفاد این پیمان، همه پایگاههای مستقر در قاره یا یختاقهای جنوبگان باید همواره در دسترس بازرسان دیگر کشورها باشند. با اینحال، پنج پایگاه جمهوری خلق چین که اغلب آنها از باند فرود برخوردارند، مسیرهای پروازی خود را مسدود کردهاند تا از بازدید سایر کشورها جلوگیری به عمل آورند.
روند خروج از پیمانهای بینالمللی قدیمی و نهادهای نظارتی فراملی قبل از آغاز دور دوم ریاستجمهوری ترامپ در ۲۰ ژانویه به شکل جدی آغاز شده بود. ترامپ به این روند سرعت بخشیده و به دنبال ایجاد یک نظم نوین جهانی است تا آمریکا در آن دست بالا را داشته باشد.
این بدان معنی است که «هجوم به جنوبگان» بهصورت جدی آغاز شده و از آنجا که این قاره به لحاظ نظری آخرین «سرزمین بیصاحب» برای سلطهجویی محسوب میشود، رقابت کشورها ممکن است به سرعت به مرحله قدرتنمایی یا استفاده از قوای نظامی برای به ثمر نشاندن ادعاهای سرزمینی منتهی شود.
«اکتشاف نفت» به دست روسیه نشان میدهد که رقابت راهبردی در سطح بالایی جریان دارد. شاید این کشف به رهایی چین از وابستگی شدید به نفت خارجی بینجامد. استرالیا خود را نگهبان جنوبگان میداند، اما چرا این کشور که گستردهترین ادعای سرزمینی را در قبال این منطقه دارد، بخش عمده توان دریایی و هوایی خود را صرف تسلط بر جنوبگان نکرده است؟
وقتی چین از سوی استرالیا بهعنوان جدیترین تهدید نظامی قلمداد میشود، کانبرا باید خود را برای مقابله با اقدامات احتمالی و قریبالوقوع جمهوری خلق چین جهت نقض پیمان جنوبگان و سلطهجویی درخصوص منابع معدنی و شیلات منطقه آماده کند.
آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، در سفر اخیر خود به پکن که در ماه ژوئیه انجام گرفت، این موضوع را با مقامات چینی در میان نگذاشت. البته در داخل نیز هیچ فشاری از سوی رسانهها یا رأیدهندهها برای انجام این کار وجود نداشت.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: گریگوری کاپلی رئیس انجمن مطالعات راهبردی بینالمللی واشینگتن و سردبیر مجله آنلاین دفاع و سیاست راهبردی خارجی است. کاپلی که در استرالیا متولد شده، نشان استرالیا را دریافت کرده و بهعنوان کارآفرین، نویسنده، مشاور دولتی و سردبیر نشریه دفاعی فعالیت داشته است. آخرین کتاب او تحت عنوان «جنگ تمامعیار جدید در قرن بیستویکم و عامل همهگیری ترس» منتشر شده است.

















