Search
Asset 2

ناپدید شدن مدیران عامل شرکت‌های چینی و نارسایی «سرمایه‌داری دولتی»

پدیده ناپدید شدن مدیران عامل شرکت‌های بزرگ چین، از بائو فن میلیاردر گرفته تا رؤسای هیئت‌مدیره شرکت‌های بدهکار، به موضوعی رایج در اقتصاد این کشور تبدیل شده است.
ساختمان مرکزی شرکت «چاینا رنسانس» در پکن در تاریخ ۲۷ فوریه ۲۰۲۳. (GREG BAKER/AFP via Getty Images)

نویسنده: مانی بشرزاد

تصور کنید برای یکی از مشهورترین شرکت‌های تأمین سرمایه چین کار می‌کنید. همه چیز به‌خوبی پیش می‌رود. درآمد خوبی دارید، از جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردارید و از درسی که در دانشگاه آموختید پول درمی‌آورید. اما ناگهان مدیرعامل‌تان ناپدید می‌شود! چین با اتفاقاتی از این دست روبه‌روست.

بائو فن، میلیاردر چینی و مدیرعامل هولدینگ چاینا رنسانس، در فوریه ۲۰۲۳ ناپدید شد. یک سال بعد خبر رسید که او از تمام سمت‌های خود استعفا داده است. با این‌حال، هنوز هیچ‌کس از محل زندگی او خبر ندارد. این اتفاق منحصر‌به‌فردی نیست، زیرا بخشی از پدیده‌ای گسترده‌تر است که تحت عنوان ناپدید شدن مدیران عامل شرکت‌های چینی شناخته می‌شود.

اکونومیست مقاله‌ای با عنوان «پرونده ناپدید شدن رؤسای شرکت‌های چینی» منتشر کرده است. قطع ارتباط با مدیران ارشد شرکت‌های چینی به اتفاقی رایج تبدیل شده است. دو شرکت بورسی چینی در نوامبر ۲۰۲۳ اعلام کردند که «رؤسای هیئت‌مدیره‌شان بی‌خبر ناپدید شده‌اند.» کارمندان سعی کردند از طریق وی‌چت با آن‌ها تماس بگیرند و با اعضای خانواده آن‌ها هم صحبت کردند، اما موفق نشدند. این پدیده الگوی جالبی دارد: مدیران اغلب از شرکت‌هایی ناپدید می‌شوند که بدهی هنگفتی دارند. پدیده ناپدید شدن مدیران عامل نشان می‌دهد که این مسئله دلایل عمیق‌تری دارد. این پدیده صرفاً نتیجه تاکتیک‌های حزب کمونیست نیست و از وجود یک نارسایی ذاتی در الگوی اقتصادی چین حکایت دارد.

«ماشین از دستورات سر باز زد»

تلفیق سرمایه‌داری و سوسیالیسم پدیده جدیدی نیست.

به‌رغم تمام تفاوت‌ها، لنین سرمایه‌داری دولتی را نیز محک زد. متعاقب ناکامی گسترده سیاست‌های کمونیسمِ جنگی (برای نمونه، تورم ۷ هزار و ۱۹۶ درصدی شوروی در سال ۱۹۲۲)، لنین سیاست اقتصادی جدیدی را تحت عنوان سیاست‌های نوین اقتصادی در پیش گرفت. اما از همان ابتدا به مشکلات سرمایه‌داری دولتی پی برد.

او در سال ۱۹۲۲ گفت: «ماشین از فرمان دستی که هدایتش می‌کرد سر باز زد. ماشینی را در نظر بگیرید که در جهت مورد نظر راننده حرکت نمی‌کند و مسیر دیگری را در پیش می‌گیرد؛ گویی دستی مرموز و قانون‌شکن، که خدا می‌داند از آنِ کیست، هدایتش می‌کند. شاید یک سودجو باشد، شاهد هم یک سرمایه‌دار خصوصی یا هردو.»

دست مذکور نه قانون‌شکن که نامرئی بود. شگفتی ظریف و ژرفِ لنین از نارسایی الگوی چینی حکایت دارد: ماشین از فرمان حزبی که هدایتش می‌کرد سر باز زد.

تناقضات درونی سرمایه‌داری دولتی

اصطلاح تضاد درونی عمدتاً در مقاله‌های مارکسیستی به کار می‌رود، اما برای توصیف اتفاقات جاری در چین و دیگر کشورهای مبتنی بر سرمایه‌داری دولتی بسیار مناسب است. یک پارادوکس ذاتی در الگوی چینی وجود دارد. مرز مبهم میان بازار و دولت بعد از مدتی بی‌اثر می‌شود. یکی از بخش‌های مورد علاقه شی، مشارکت‌های عمومی-خصوصی است: شرکت‌هایی که نه کاملاً دولتی و نه کاملاً خصوصی هستند و ترکیبی از هردو به شمار می‌آیند. این شرکت‌ها روی کاغذ درصدد بهره‌برداری از بهره‌وری و کارآمدی بازار آزاد هستند، اما هم‌زمان در برابر بلاتکلیفی ذاتی در فرایندهای بازار مقاومت می‌کنند.

این همان تناقض اصلی است. بهره‌وری و کارآمدی بخش خصوصی تنها از دریچه ریسک‌پذیری میسر می‌شود. گویی قرار است بر سر آینده‌ای نامعلوم شرط‌بندی کنید. از این‌رو، فرانک نایت می‌گوید کارآفرینی ذاتاً تراژیک است، زیرا با عدم قطعیت گره خورده است. و حقیقت تلخ ماجرا این است که بیشتر کارآفرین‌ها شکست می‌خورند. براساس داده‌های اداره آمار کار آمریکا، ۴۹ درصد از کسب‌و‌کارهای نوپا در ۵ سال نخست شکست می‌خورند. اما همین شکست به اندازه موفقیت حائز اهمیت است. این همان چیزی است که رشد اقتصادی را میسر می‌کند. چنان‌که لودویگ فون میزس می‌گوید، «این سود و زیان است که سرمایه‌دارها را مجاب می‌کند تا سرمایه‌شان را برای خدمت‌رسانی به مصرف‌کنندگان به کار بگیرند.» کشف چیزهای جدید بدون زیان ممکن نیست و بدون کشف چیزهای جدید خبری از نوآوری نخواهد بود.

«زیان» همان چیزی است که راه را به ما نشان می‌دهد. مدل چینی و تمام الگوهای سرمایه‌داری دولتی سعی دارند که زیان را به کمک مقررات یا «بینش» برنامه‌ریزان از سر راه بردارند. آن‌ها خواهان اقتصادی هستند که شکست جایی در آن نداشته باشد. اما این خواسته به ناپدید شدن مدیران عامل و رؤسای هیئت‌مدیره‌ها منتهی شده است. بلاتکلیفی نهادینه‌شده در ذات بازار با مقررات دولتی و برنامه‌ریزی برطرف نمی‌شود. ما باید این بلاتکلیفی را بپذیریم، نه این‌که به دنبال مهار آن باشیم، چراکه با ناشناخته‌های معلوم و ناشناخته‌های نامعلوم سروکار دارد. تنها تواضع معرفت‌شناختی است که می‌تواند در این مسیر یاری‌رسانِ ما باشد و تلاش برای ایفای نقش خداوند راه به جایی نخواهد برد.

آینده سرمایه‌داری دولتی

به‌رغم ضعف الگوی چینی- از ناپدید شدن مدیران عامل گرفته تا افول رشد اقتصادی- به نظر می‌رسد که جهان به‌سوی سرمایه‌داری دولتی در حرکت است. چنان‌که الیاس عالمی و آدام دیکسن در کتاب «شبح سرمایه‌داری دولتی» می‌گویند، سرمایه‌داری دولتی پدیده‌ای جهانی است و به چین و آسیا محدود نمی‌شود. کفه ترازوی اقتصاد مختلط از سال ۲۰۰۰ تاکنون به‌سوی دولت سنگین‌تر شده است. در این مدت تعداد شرکت‌های دولتی در بین دو هزار شرکت بزرگ جهان دوبرابر شده است. غول‌های وابسته به دولت اکنون ۴۵ تریلیون دلار دارایی دارند که معادل نیمی از تولید ناخالص داخلی جهان است. این مسئله صرفاً به شرکت‌های دولتی محدود نمی‌شود. شمار صندوق‌های ثروت ملی طی دو دهه گذشته شش‌برابر شده است. ۱۷۶ صندوق ثروت ملی تا سال ۲۰۲۴در سطح جهان فعالیت داشتند. براساس آمار سال ۲۰۲۳، این صندوق‌ها درمجموع ۱۱٫۸ تریلیون دلار دارایی دارند که از کل صندوق‌های پوشش ریسک جهان بیشر است.

جهان به‌سوی دولت‌گرایی در حرکت است که البته چیز تازه‌ای نیست. میلتون فریدمن در یکی از آخرین سخنرانی‌های خود گفت:

«بعد از فروپاشی کمونیسم، همه پذیرفتند که سوسیالیسم شکست خورده است. تقریباً همه بر این باور بودند که سرمایه‌داری موفق ظاهر شده است. و تمام کشورهای سرمایه‌داری ظاهراً به این نتیجه رسیدند که غرب به سوسیالیسم نیاز دارد!»

سخن او از حقیقت تلخِ زمانه ما حکایت دارد: سرمایه‌داری در مسیرِ پیشرفت نیز در حال پس‌رفت است.

تورم دورقمی دوران کرونا، معمای بهره‌وری در غرب، افول رشد اقتصادی و ناپدید شدن مدیران عامل شرکت‌ها در شرق، همگی دال بر ناکامی الگوی سرمایه‌داری دولتی هستند. اما تا زمانی که افکار عمومی را تغییر ندهیم، نمی‌توانیم بر دولت‌گرایی نوین غلبه کنیم. مشکل این‌جاست که از این مدل اغلب با عناوینی همچون «نئولیبرالیسم» یا «سرمایه‌داری» یاد می‌شود. دست‌کم در عصر دولت‌گرایی پس از جنگ جهانی دوم، همه پذیرفته بودند که با نوعی دولت‌گرایی روبه‌رو هستند. اما این‌بار چنین خبری نیست. اگر نقدهای نئولیبرالیسم را بخوانید، تصور می‌کنید در آرمان‌شهر نوزیک زندگی می‌کنید. اما این‌طور نیست. شواهد کاملاً روشن است. ما باید درک درستی از دولت‌گرایی نوین داشته باشیم تا بتوانیم بر آن غلبه کنیم.

منبع: مؤسسه آمریکایی تحقیقات اقتصادی

درباره نویسنده: مانی بشرزاد یک روزنامه‌نگار اقتصادی است که آثار او توسط مؤسسه آدام اسمیت و مؤسسه میزس انتشار یافته‌اند. مصاحبه‌های او نیز در اندیشکده‌های جهانی هم‌چون مؤسسه کیتو پوشش یافته‌اند. تحقیقات او بر اقتصاد لیبرالی و مقوله «سوء‌استفاده از خرد» هایک متمرکز هستند. بشرزاد اجرای پادکست «اقتصاد انسانی» را نیز برعهده دارد.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی