نویسنده: مایک دونگیا
با اینکه تغییر میتواند دشوار باشد، ما از پیش طوری ساخته نشدهایم که فقط یک شکل ثابت داشته باشیم. اراده و بردباری دو ابزار اساسی برای رسیدن به موفقیت هستند.
به ده سال پیش فکر کنید.
آیا هنوز همان فرد سابق هستید و همان نقاط ضعف و قوت و همان سلیقهها، اولویتها و اهداف قبلی را دارید؟
من در یک دهه گذشته به شکل جسته و گریخته ژورنالنویسی کردهام و از این امکان ویژه برخوردارم که ببینم در چه زمینههایی تغییر کردهام و در چه زمینههایی بیتغییر بودهام. حقیقت این است که در بسیاری از مسائل هنوز همان آدم سابق هستم و شخصیت فردی و اولویتهای اصلی زندگیام را تغییر ندادهام.
اینکه خیلیها تصور میکنند ابعاد شخصیتی انسان عمدتاً دستخوش تغییر نمیشود یا دستکم تغییر زیادی نمیکند، چندان بیدلیل نیست. شاید این ویژگیها از بدو تولد در ما شکل گرفته یا در دوران کودکی در ما نهادینه شده باشند و تا پایان عمر پابرجا بمانند.
مطمئن هستم که این دیدگاه تا حدی حقیقت دارد، اما میخواهم تجربه تغییر شخصی خودم را با شما به اشتراک بگذارم و توضیح دهم که تغییر برای من چه معنایی دارد.
من در ده سال گذشته با اتکا به تمرکز آگاهانه توانستم خودم را در زمینه خویشتنداری تقویت کنم. اکنون زمان کمتری را صرف حواسپرتیها میکنم، زودتر میخوابم و احساساتم را تا حد زیادی تحت کنترل دارم. این عادتها در گذشته برای من دور از دسترس بودند.
تغییر دشوار است
اکنون به آسانی میگویم که تغییر کردن امکانپذیر است، زیرا یک تجربه شخصی دارم که این موضوع را به من ثابت کرده است. اما پیشتر مطمئن نبودم.
تصور میکردم شاید بتوانم کمی خویشتندارتر باشم، اما در عمق وجودم همان آدم سابق بودم. این واقعیت که تنها شمار اندکی از افراد به معنای واقعی متحول میشوند، گویای دشوار بودن تغییر است.
چند مسئله در رابطه با زندگی وجود دارد که تغییر کردن را دشوار میکند:
- شخصیت موروثی و تجربههای دوران کودکی که میزان خویشتنداری ما را تا حد زیادی تثبیت میکنند.
- انگیزهای که امروز داریم، در بلندمدت دستخوش تغییر میشود، اما همین انگیزه هم میتواند باعث محدودیت شود. وقتی بیانگیزه هستیم، راه به جایی نخواهیم برد.
- ما تحت تأثیر عادتهای ریشهدار و سبک زندگی خود قرار داریم که به تمایلات پیشفرض ما سمتوسو میدهند.
تغییر امکانپذیر است
اگر برای تغییر کردن به دنبال یک راهحل سریع و آسان هستید، این مقاله به درد شما نخواهد خورد. من سالها تلاش کردم که خویشتنداریام را تقویت کنم تا درنهایت با نشانههای پیشرفت مواجه شدم و سالها به تلاش خود ادامه دادم تا تغییر به معنای واقعی کلمه در من اثر کند.
در این مسیر بارها عقبنشینی کردم و دست از تلاش برداشتم. هربار احساس میکردم به بنبست رسیدهام. اکنون ۱۰ سال از آن روزها میگذرد. وقتی سر بلند میکنم و جایگاه دیروزم را با امروز مقایسه میکنم، به وضوح میبینم که چقدر پیشرفت کردهام.
تغییر لایههای گوناگونی دارد و از جنبههای معنوی و ارتباطی برخوردار است که در این مقاله کاری به آنها ندارم. البته این جنبهها نقش بسزایی در مسیر پیشرفت من داشتهاند.
۴ نکته در رابطه با ایجاد تغییر
در بین راهبردها و روشهایی که شخصاً بهکار گرفتهام، نکتههای زیر بیشترین تأثیر را داشتهاند. نکته اول بیتردید مهمترین عامل تغییر من بوده است.
۱. تلاش خود را دوچندان کنید
زمانی باور داشتم که برخورداری از راهبرد بهتر بیشترین تأثیر را خواهد داشت. حتی به همسرم میگفتم: «باید برنامهای داشته باشیم که فقط ما را به سختکوشی تشویق نکند.» اما نگاه من در این مورد بهطور کامل تغییر کرد.
اگر چیزی در زندگیتان وجود دارد که میخواهید تغییرش دهید، سادهترین و مؤثرترین روش این است که بیشتر تلاش کنید. خیلیها گمان میکنند که سختکوش هستند، اما در عمل اینطور نیستند. نهایت توان خود را بگذارید و نتیجه را مشاهده کنید. احتمالاً همچون من شگفتزده خواهید شد.
۲. خودتان را ارزیابی کنید و پیشرفتتان را زیر نظر بگیرید
یکی از نقاط عطف زندگی من زمانی شکل گرفت که پیشرفتم را بهصورت بصری زیر نظر گرفتم. برای نمونه، اگر میخواستم هر روز کاری مانند نوشتن انجام دهم، یک جدول تهیه میکردم و آن را جایی میگذاشتم که همیشه جلوی دید من باشد.
اینکه ایدهها را از ذهنتان خارج کنید و به آنها عینیت بخشید، باعث میشود که واقعیتر جلوه کنند. تهیه این جدول شما را مجبور میکند که اولویتبندی کنید و دیگر بهانه نتراشید.
۳. از کارهای کوچک شروع کنید و کمکم سرعت بگیرید
بارها در زندگی تلاش کردهام که همه چیز را همزمان عوض کنم و همیشه شکست خوردم. روشی که درنهایت جواب داد، تمرکز بر کارهای کوچک در مسیر پیشرفت و تقویت تدریجی خویشتنداری بود. با هر پیشرفتی انگیزه بیشتری پیدا میکردم و میتوانستم به تغییرات مثبتی که در خودم ایجاد کرده بودم تکیه کنم.
۴. هدفی پیدا کنید که شما را به سمت جلو سوق دهد
نکته مهم دیگری که یاد گرفتهام، این است که میل به خویشتنداری بیشتر را به چیزی یا کسی که برایش ارزش قائل هستم گره بزنم. گاهی صرفاً به این دلیل به دنبال تغییر بودم که میخواستم حس بهتری نسبت به خودم داشته باشم یا احساس موفقیت کنم. نمیخواهم بگویم این آرمانها ذاتاً اشتباه هستند، اما برای من به اندازه کافی مؤثر نبودند.
وقتی متوجه شدم که فقدان خویشتنداری چه تأثیری روی همسر و فرزندانم میگذارد، بهتدریج تلاشم را دوچندان کردم. اکیداً توصیه میکنم که در زندگی به دنبال هدفی باشید که الهامبخش باشد و شما را بهسوی یک تغییر پایدار سوق دهد.
درباره نویسنده: مایک دونگیا و همسرش مالی، در وبلاگThis Evergreen Home تجربه خود از زندگی ساده، هدفمند و همراه با روابط انسانی در دنیای مدرن را به اشتراک میگذارند.

















