Search
Asset 2

جنگ ایران: فروپاشی، هرج‌و‌مرج و پیامدهای احتمالی

وارد هفته هشتم جنگ ایران شده‌ایم و با وجود آن‌که خبری از درگیری نظامی نیست، تنش‌ها بالا گرفته است. منظور از بالا گرفتن تنش‌ها چیست؟ حکومت ایران عملاً فروپاشیده است. نه ما می‌دانیم و نه حتی خودشان می‌دانند که چه کسی در رأس قدرت است.
بیلبوردی با تصویر مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در تهران در تاریخ ۲۰ آوریل ۲۰۲۶.(Atta Kenare/AFP via Getty Images)

نویسنده: ویکتور دیویس-هنسن

وارد هفته هشتم جنگ ایران شده‌ایم و با وجود آن‌که خبری از درگیری نظامی نیست، تنش‌ها بالا گرفته است. منظور از بالا گرفتن تنش‌ها چیست؟ حکومت ایران عملاً فروپاشیده است. نه ما می‌دانیم و نه حتی خودشان می‌دانند که چه کسی در رأس قدرت است.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ساختار دینی حاکم، نمایندگان مجلس و ارتش در قدرت هستند. این چهار نهاد به شکلی متناقض و ناهماهنگ عمل می‌کنند.

گاهی مستقل عمل می‌کنند و مواضع بسیار تندی دارند و در بیانیه‌های خود می‌گویند مذاکره‌ای در کار نخواهد بود و هرکس پای میز مذاکره بنشیند خائن است. آن‌ها بیم آن را دارند که از سوی جناح دیگر به نرمش بیش‌از‌حد در برابر غرب یا ضعف در برابر آمریکا متهم شوند.

در عین‌حال، گاهی این‌طور وانمود می‌کنند که مایل به مذاکره هستند، زیرا به افکار عمومی هم توجه دارند. اکنون که شایعات روزافزون از به‌ستوه‌آمدن مردم حکایت دارند، مقامات به این فکر می‌کنند که با توجه به جنایاتی که مرتکب شده‌اند، اگر این‌بار انقلاب مردم به سرانجام برسد، همگی بدجور به دردسر می‌افتند.

درمجموع، مشخص نیست چه کسی چه موضعی دارد. بنا بود آخر هفته مذاکره انجام شود و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تصمیم داشت جرد کوشنر و استیو ویتکاف را به پاکستان بفرستد. بسیاری در غرب با توجه به روابط پرفرازونشیب پاکستان با آمریکا و اسلامی‌بودن این کشور، که اقتصاد ضعیفی هم دارد، نسبت به این مذاکره تردید داشتند.

دونالد ترامپ رابطه بسیار خوبی با وزیر امور خارجه، وزیر دفاع و رئیس‌جمهور پاکستان دارد. اما او از تصمیم خود صرف‌نظر کرد، زیرا نمی‌توانست با این دارودسته ناهمگون وارد مذاکره‌ای شود که احتمال رسیدن به توافق در آن صفر است.

پس در هفته هشتم جنگ چه باید کرد؟ تا انتخابات میان‌دوره‌ای اندکی بیش از شش ماه باقی مانده است. جنگ با دستاوردهای نظامی چشمگیری همراه بوده است، اما مردم خواهان پایان آن هستند. این درحالی است که بازارهای مالی خود را با شرایط جنگی تطبیق داده‌اند.

شاخص‌های بورسی به شکل بی‌سابقه‌ای رشد کرده‌اند. این یعنی تحلیلگران بر این باورند که جنگ به‌زودی خاتمه می‌یابد و فرجام آن به سود غرب و به‌طور مشخص به نفع آمریکا خواهد بود؛ به‌ویژه با توجه به این‌که سود قابل‌توجهی هم از فروش نفت نصیب ما شده است.

با این‌همه، اکنون چه باید کرد؟ محاصره برقرار است و زمان به سود ما سپری می‌شود. راهبرد جمهوری اسلامی بر تعلل، مذاکره، تعلل، دروغ‌گویی، عقب‌نشینی، پیشروی، ایجاد سردرگمی و تعلل و تعلل و تعلل استوار بوده است. چرا آن‌ها چنین رویکردی دارند؟ آن‌ها امیدوارند که افکار عمومی در آمریکا به‌ویژه جریان‌های چپ به سود آن‌ها عمل کنند. وقتی سناتور کریس مورفی تحت تأثیر پروپاگاندای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی می‌گوید شکستن محاصره دریایی اتفاق مثبتی است، این موضع از دید جمهوری اسلامی مطلوب تلقی می‌شود.

آن‌ها این حرف‌ها را می‌شنوند و جدی می‌گیرند و با اعتمادبه‌نفس به تعلل خود ادامه می‌دهند. تصورشان این است که می‌توانند شش ماه دوام بیاورند، اما قادر به چنین کاری نیستند. محاصره مؤثر بوده و محدودسازی دسترسی به نظام مالی جواب داده است. چاه‌های نفت آن‌ها در وضعیت بحرانی قرار دارند. در حدود یک هفته آتی باید به‌ناچار با تحمل خساراتی جبران‌ناپذیر تولید را متوقف کنند یا نفتی را که از دل زمین خارج می‌شود در نفتکش‌های فرسوده یا هر محل ممکن ذخیره کنند و یا آن را در گودال‌های سوخت بریزند.

آن‌ها مستأصل شده‌اند. روزانه بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار از درآمدشان را از دست می‌دهند و این مسئله همه گروه‌هایی را که مدعی نمایندگی حکومت هستند در تنگنا قرار داده است.

در چنین شرایطی چه باید کرد؟ شناورهایی هستند که درحال مین‌گذاری هستند یا به کشتی‌ها نزدیک می‌شوند.

آمریکا هنوز این کار را نکرده است که هر شناوری که به هردلیل از بنادر ایران خارج می‌شود، به‌عنوان دشمن متخاصم تلقی کند و مورد هدف قرار می‌گیرد. که مثلا بگوید که چه درحال نزدیک‌شدن به نفتکش‌ها و چه درحال مین‌گذاری باشید، منهدم خواهید شد.

آمریکا فعلا قرار نیست نیروی زمینی را وارد عمل کند و با ارتش و سپاه بجنگند. پدافند هوایی جمهوری اسلامی از کار افتاده، نیروی دریایی‌شان به‌طور کلی نابود شده و نیروی هوایی هم وضعیت مشابهی دارد.

آمریکا می‌تواند یک بازه زمانی دو هفته‌ای در نظر بگیرد و بگوید اگر مطالبات ما از جمله تحویل اورانیوم غنی‌شده، دست‌کشیدن از ساخت موشک‌های بالستیک و قطع حمایت مالی از نیروهای نیابتی برآورده نشوند، اهداف خود را برای حمله اعلام می‌کنیم.

در آخر سریع‌تر به جنگ پایان دهد.

اگر جمهوری اسلامی تمایلی به مذاکره ندارد و به دنبال حفظ امکان، احتمال یا ظرفیت واقعی توسعه تسلیحات هسته‌ای است و می‌خواهد به تولید پهپادها و موشک‌های بالستیک ادامه دهد و به همسایگان خود حمله کند، عرضه نفت را در خلیج فارس مختل کند، به اسرائیل حمله کند، با چنین پیامدهایی مواجه می‌شود.

سپس می‌توان تمرکز را روی مسائل اقتصادی گذاشت.

به‌نظرم جمهوری اسلامی نگاهی به وضع موجود خواهد انداخت و خواهد دید که اقتصادی باقی نمانده است، کشور ورشکست شده و حاصل ۵۰ سال سرمایه‌گذاری از دست رفته که ارزش آن احتمالاً به حدود نیم تریلیون دلار زیرساخت نظامی و زرادخانه تسلیحاتی می‌رسد. درنهایت، مردم ایران مسئولیت باقی کار را برعهده خواهند گرفت.

 

ویکتور دیویس-هنسن، نویسنده و تاریخ‌نگار نظامی است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی