نویسنده: چارلز دیویس، کهنهسرباز ارتش آمریکا
حتی تلفات سنگین را هم میتوان بعدها اینگونه توجیه کرد که برای حفظ انقلاب و دستیابی به برتری راهبردی ضروری بودهاند.
محسن رضایی بخش بزرگی از دوران کاری خود را با این طرز فکر سپری کرده است. او در بیشتر سالهای جنگ ایران و عراق فرمانده سپاه بود و عملیات پرتلفات کربلای ۴ در سال ۱۹۸۶ در دوران فرماندهی او انجام شد. رضایی در روز ۱ اوت به مرکز تصمیمگیریهای امنیتی ایران بازگشت و بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور منصوب شد. رویترز گزارش داده که او با تمدید آتشبس مخالف است و امید چندانی به مذاکره با واشینگتن ندارد.
این انتصاب نشان میدهد که جنگ کنونی ایران خطرناکتر میشود. نهادی که اینروزها اختیارات خود را گسترش داده است، برای دفاع از چیزی تأسیس شده که هیچ ارتباطی با تمامیت ارضی ایران ندارد: انقلاب اسلامی. این نکته در قانون اساسی ایران هم قید شده است. هرچه اختیارات سپاه پاسداران در تدوین راهبرد جنگی بیشتر میشود، این نکته اهمیت مضاعف پیدا میکند. مسکو به سپاه کمک میکند تا به مقاومت ادامه دهد، منابع آمریکا را درگیر کند و نظام انقلابی خود را پابرجا نگهدارد. این درحالی است که مردم ایران هزینه میدهند و از نظر اقتصادی خسارت میبینند.
دو برداشت متفاوت از مفهوم بقا
قانون اساسی در ایران در این مورد گویاست. اصل ۱۴۳ قانون اساسی ارتش را مسئول صیانت از استقلال و تمامیت ارضی کشور میداند و اصل ۱۵۰ قانون اساسی میگوید سپاه پاسداران برای «پاسداری از انقلاب و دستاوردهای آن» تأسیس شده است.
اگر ایران نتواند بهعنوان یک کشور به موجودیت خود ادامه دهد، انقلاب هم پابرجا نخواهد ماند. با اینحال، اولویتهای ایندو یکسان نیستند.
یک نیروی نظامی ملی باید بداند که این زیرساختها، روابط تجاری، تمامیت ارضی و مردم هستند که کشور را سرپا نگهمیدارند. اما سپاه پاسداران متغیر دیگری را وارد معادلات کرده است: آیا نظام انقلابی پابرجا خواهد ماند؟ آیا سازوکارهای سرکوب باقی میمانند؟ آیا شبکههای موشکی و نیروهای نیابتی بازسازی میشوند؟ و آیا میتوان مخالفان داخلی را مهار کرد؟
این تفاوت در جنگ کنونی بهوضوح آشکار شده است. رویترز در ماه ژوئن گزارش داد که تندروها بعد از ماهها جنگ به این نتیجه رسیدند که نظام پابرجا مانده و ایران پیروز شده است. آنها خواستار تجهیز مجدد نیروهای نظامی و سختگیری بیشتر در قبال غرب هستند. این درحالی است که شهروندان ایران با زیرساختهای آسیبدیده، تورم، بیکاری و مشکلات اقتصادی انباشته دستوپنجه نرم میکنند.
کشور ممکن است بعد از جنگ فقیرتر، منزویتر و ویرانتر شود، اما حاکمیت انقلابی بقای خود را بهمنزله درستبودن راهبرد خود تلقی میکند.
جنگ شرایط خوبی برای نفوذ روسیه فراهم کرده است.
جنگی که برای روسیه سودمند است
روسیه برای سود بردن از این وضعیت نیازی به پیروزی حکومت ایران در میدان جنگ ندارد. تنها کافی است ایران هزینههای جنگ را تاب بیاورد.
رویترز در ماه آوریل برآورد کرد که درآمد روسیه از بزرگترین منبع مالیاتی نفت این کشور در پی افزایش قیمت انرژی، که متعاقب جنگ ایران رخ داده، با افزایش دوبرابری به حدود ۹ میلیارد دلار خواهد رسید. قیمت نفت خام اورال روسیه از حدود ۴۴.۵۹ دلار بهازای هربشکه در ماه فوریه به ۷۷ دلار در ماه مارس افزایش یافت. رویترز در ماه ژوئن گزارش داد از آنجا که واشینگتن سرگرم مسائل خاورمیانه بوده است، مذاکرات اوکراین با میانجیگری آمریکا متوقف شده است.
ذخایر تسلیحاتی آمریکا رو به کاهش است. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی ارزیابی کرده که عملیات نظامی ایران باعث کاهش ذخایر برخی از موشکهای آمریکایی شده و بازسازی ذخایر موشکهای تاماهاک و سامانههای تاد و پاتریوت ممکن است سالها به طول بیانجامد.
این جنگ از نظر هزینه و فایده برای روسیه مطلوب بوده است. تسلیحات آمریکایی مصرف میشوند. اوکراین برای جلب حمایت سیاسی و دریافت موشکهای رهگیر پدافند هوایی با بحران مواجه میشود. اخلال در بازار جهانی انرژی، ارزش صادرات روسیه را افزایش میدهد. واشینگتن هم با پیامدهای یک جنگ پرهزینه دیگر دستبهگریبان خواهد شد.
اما این ایران است که بهای منافع روسیه را میپردازد.
روسیه دامنه مداخله خود را به حداقل رسانده است. شراکت راهبردی روسیه و ایران در سال ۲۰۲۵ باعث گسترش همکاریهای نظامی و امنیتی دو کشور شد، اما هیچ تضمینی برای دفاع متقابل در این توافق وجود ندارد. مسکو میتواند به تهران کمک کند، اما تعهدی برای جنگیدن در کنار تهران ندارد.
اعتمادبهنفس میتواند از قدرت نظامی مهمتر باشد
پشتیبانی روسیه از این جهت حائز اهمیت است که میتواند ارزیابی سپاه پاسداران را از روند جنگ دستخوش تغییر کند.
رویترز در ماه مارس گزارش داد که روسیه اطلاعات لازم برای هدفگیری ناوهای جنگی و هواپیماهای آمریکایی را در اختیار ایران میگذارد. مقامات اطلاعاتی آمریکا در ماه ژوئیه بررسی کردند که روسیه چه نقشی در حملات دقیق ایران به تأسیسات سازمان سیا در خلیج فارس داشته است. تحقیقات بعدی رویترز نشان داد که مقامات آمریکایی از نقش روسیه در هدفگیری ناوها و هواپیماها و ارائه پشتیبانی فنی به ایران خبر داشتند.
داشتن اطلاعات دقیق باعث میشود اینطور به نظر برسد که نیروهای سپاه توان بیشتری برای ادامه جنگ دارند. هدفگیری دقیق نشان میدهد که تأسیسات آمریکا آسیبپذیرند و فرماندهان ایرانی را به این فکر میاندازد که حمله بعدی از حمله قبلی موفقتر خواهد بود.
برای نهادی که مقاومت را از نظر عقیدتی ارزشمند میداند، بقا بهترین دلیل برای ادامه راهبرد جنگی است.
روسیه مجبور نیست پیروزی ایران را تضمین کند. همینکه ثابت کند بقای رژیم تهران باعث تقویت آن خواهد شد، کافی است.
خطر رابطه دو کشور از همین نکته نشأت میگیرد. کمک مسکو ممکن است اعتمادبهنفس بیشتری به سپاه بدهد، اما توان واقعی ایران را افزایش نمیدهد.
آنسوی ماجرا
سپاه پاسداران نسبت به ایران بیتفاوت نیست. کارکنان سپاه ایرانی هستند. پایگاهها، خانوادهها و منافع اقتصادی آنها با ایران گره خورده است. موجودیت ایران برای جمهوری اسلامی، که سپاه برای حفاظت از آن تشکیل شده است، حیاتی بوده و فروپاشی کامل کشور میتواند انقلاب را به خطر بیاندازد.
روسیه هم برای جلوگیری از این اتفاق دلایل خود را دارد. فروپاشی کامل رژیم ایران میتواند شریک سودمند روسیه را از بازی حذف کند و باعث ایجاد بیثباتی در جنوب این کشور شود. رویترز در اوایل جنگ متوجه شد که مسکو میخواهد ایران را حفظ کند، اما خود را در قبال تحولات منطقه بیطرف نشان میدهد و سرنوشت روسیه را به تهران گره نمیزند.
اما جلوگیری از فروپاشی کامل رژیم هدف چندان بزرگی نیست. پرسش مهمتر این است که سپاه تا کجا حاضر است خسارت ببیند و از چه جایی به بعد سازش میکند.
ظاهراً آستانه تحمل سپاه پاسداران بالاتر از آستانه میلیونها ایرانی است که با پیامدهای جنگ دستوپنجه نرم میکنند. آستانه تحمل مسکو بهمراتب بالاتر است، زیرا شهرهای روسیه آماج این حملات قرار نمیگیرند.
مردم ایران هزینه میدهند
همکاری فزاینده روسیه و سپاه پاسداران از همسویی منافع دو طرف نشأت میگیرد.
سپاه نیاز به حمایت خارجی دارد تا همچنان مقاومت را راهکاری ممکن و شدنی تلقی کند. روسیه هم نیاز به شرکایی دارد که منابع آمریکا را درگیر کنند و واشینگتن را به دردسر بیاندازند، بدون آنکه نیروهای روسی وارد جنگ دیگری شوند. هردو طرف امنیت رژیم ایران را محور اصلی راهبرد خود میدانند.
اما هزینه این همپوشانی را مردم ایران میدهند.
آمریکا و متحدان این کشور باید در ارزیابی آستانه تحمل تهران به این نکته توجه کنند. افزایش هزینه جنگ ممکن است اهرم فشار مناسبی نباشد، زیرا گروهی که باید به این هزینه توجه کند، بقای انقلاب را به بقای اقتصاد کشور ترجیح میدهد. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که رویترز گزارش داده سپاه پاسداران و فرماندهان امنیتی در تدوین سیاستهای جنگی و اخذ تصمیمات مهم سیاسی ایران دست بالا را دارند.
مسئله اصلی این نیست که مردم ایران تا کجا میتوانند هزینه جنگ را تاب بیاورند، مسئله این است که سپاه پاسداران در اینباره چگونه فکر میکند: اینکه ایران تا کجا هزینه جنگ را به جان میخرد و انقلاب را پابرجا نگهمیدارد.
روسیه هم از اینکه رژیم ایران تابآوری بیشتری داشته باشد سود میبرد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: چارلز دیویس، کهنهسرباز ارتش آمریکا و سخنران نظامی با سابقه اطلاعاتی است. دستاوردهای نظامی او شامل دو نشان ستاره برنزی، نشان شایستگی برای دفاع ملی، دو نشان شایستگی در خدمت، نشان خدمات ناتو، نشان کارزار عراق، نشان کارزار افغانستان، نشان آزادی عربستان سعودی و نشان آزادی کویت هستند.
















