Search
Asset 2

در باب قدیمی‌ترین قانون اساسی تاریخ که آمریکا را استوار نگه‌داشته است

تدوین‌کنندگان قانون اساسی آمریکا در تابستان شرجیِ فیلادلفیا در سال ۱۷۸۷ پشت درهای بسته و به‌شکل غیرعلنی گردهم آمدند.
(Illustration by Oriana Zhang/The Epoch Times)

پدران بنیان‌گذار آمریکا از فلسفه سیاسی غرب کمک گرفتند تا یک نظام جمهوری بسازند که از آزمون زمان سربلند خارج شود.

تدوین‌کنندگان قانون اساسی آمریکا در تابستان شرجیِ فیلادلفیا در سال ۱۷۸۷ پشت درهای بسته و به‌شکل غیرعلنی گردهم آمدند.

اهمیت کار آن‌ها به‌حدی بود که روی سنگ‌فرش خیابان‌ها خاک ریختند تا صدای تردد کالسکه‌ها از مقابل ساختمان مجلس پنسیلوانیا که در احاطه نگهبانان بود به حداقل برسد. به این ترتیب، ۵۵ نماینده گردهم آمدند تا چارچوب نظام نوپای کشور را پی‌ریزی کنند.

پدران بنیان‌گذار آمریکا از جمله جرج واشینگتن، جیمز مدیسون، بنجامین فرانکلین و الکساندر همیلتون هم در این جمع حضور داشتند و قانون اساسی آمریکا را به یکی از ماندگارترین و اثرگذارترین اسناد تاریخ بدل کردند.

قانون اساسی آمریکا به‌عنوان قدیمی‌ترین چارچوب حکمرانیِ مکتوب جهان شناخته می‌شود.

سیسرون، سناتور و خطیب رومی، توطئه کاتیلینا، ژنرال و سیاستمدار رومی، در سرنگونی جمهوری روم را محکوم می‌کند؛ رم، سال ۶۳ پیش از میلاد. سر جان بگوت گلاب در مقاله «سرنوشت امپراتوری‌ها و تلاش برای بقا» نوشته که جمهوری روم به‌عنوان یک نظام سیاسی ۲۳۳ سال دوام آورد. (Cesare Maccari/Public Domain)

جمهوری مبتنی بر قانون اساسی آمریکا با جمهوری روم مقایسه می‌شود که نزدیک به ۵۰۰ سال دوام آورد. این‌دو جمهوری از حیث گستره و دامنه قدرت شبیه یکدیگر هستند.

تدوین‌کنندگان قانون اساسی در پی انجام یک کار بزرگ بودند: تلاش برای حکمرانی خودگردان در مقیاس کلان. پادشاهان و ملکه‌های گوناگون بیش از دو هزار سال به‌طور انحصاری بر کشورهای مختلف حکومت کرده بودند.

کرولاین وینتر، رئیس بخش تاریخ دانشگاه استنفورد، در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۲۰ گفت هدفی که تدوین‌کنندگان در پی آن بودند، استثنائی بود.

او گفت: «این کار مستلزم آن بود که اندیشه سیاسی ۲ هزار ساله کشور را دگرگون کنند.»

اکنون تنها چند کشور کوچک هستند که می‌توانند ادعا کنند جمهوری‌شان از آمریکا قدیمی‌تر است. یکی از این کشورها سن‌مارینو نام دارد؛ یک دولت کوچک اروپایی که خود را قدیمی‌ترین جمهوری جهان می‌داند و می‌گوید در سال ۳۰۱ میلادی بنیان گذاشته شده است. ردپای نظام خودگردان غیرمتمرکز سوئیس هم در منشور فدرال سال ۱۲۹۱ دیده می‌شود.

«مراسم تحلیف جرج واشینگتن، رئیس‌جمهور آمریکا»، اثر رامون الوریاگا در سال ۱۸۹۸. امکان انتقال مسالمت‌آمیز قدرت، که در قانون اساسی به آن اشاره شده، از زمان جرج واشینگتن بی‌وقفه ادامه داشته است. (Ramon Elorriaga/Public Domain)

هانس فون اسپاکوفسکی، پژوهشگر حقوقی ارشد نهاد پیشبرد آزادی آمریکا، می‌گوید: «آمریکا قدیمی‌ترین دموکراسی باثبات تاریخ بشر است که با تکیه به قانون اساسی شکل گرفته است.»

آزمایش بزرگ

ویلیام گلادستون، نخست‌وزیر بریتانیا، در اواخر قرن نوزدهم گفت قانون اساسی آمریکا، که در عرض چند ماه تدوین شد، از مهم‌ترین اسناد تاریخ است.

او گفت: «قانون اساسی بریتانیا پیچیده‌ترین اثری است که از دلِ تاریخ بیرون آمده و قانون اساسی آمریکا هم شگفت‌انگیزترین اثری است که ذهن و اراده انسان در یک بازه زمانی مشخص خلق کرده است.»

تدوین‌کنندگان از بهترین مؤلفه‌های فلسفه سیاسی غرب باستان از جمله تفکیک قوا، بازداری و توازن و جمهوری‌خواهی برگرفته از روم و یونان در قانون اساسی استفاده کردند.

آن‌ها تاریخ روم را در آثار نویسندگانی مانند پلیبیوس، سیسرون و لیوی مطالعه کردند و به این نتیجه رسیدند که جمهوری روم باستان الگوی موفق دولت‌های جمهوری‌خواه است. البته این جمهوری درنهایت در ورطه استبداد فروغلتید.

فون اسپاکوفسکی گفت بسیاری از تدوین‌کنندگان قانون اساسی تحصیل‌کرده بودند و با تاریخ روم و یونان آشنایی داشتند. آن‌ها همچنین هنگام نگارش قانون اساسی به کامیابی‌ها و ناکامی‌های این‌دو تمدن باستانی غربی توجه داشتند.

جان ترامبول در این اثر که در سال ۱۸۱۸ خلق شده است، کمیته پنج‌نفره را به تصویر کشیده که پیش‌نویس اعلامیه استقلال را در روز ۲۸ ژوئن ۱۷۷۶ به دومین کنگره قاره‌ای ارائه می‌کند. قانون اساسی آمریکا از مفاد اعلامیه استقلال حفاظت کرد. (John Trumbull/Public Domain)

او گفت: «آن‌ها از بهترین جنبه‌های این‌دو جمهوری الگوبرداری کردند و تدابیری برای رفع مشکلات موجود در پیش گرفتند.»

جیمز هنکینز در کتاب «رشته طلایی: سیر تاریخی سنت غرب» در سال ۲۰۲۵ به گذار روم از نظام پادشاهی به جمهوری پرداخته است. رومیان در سال ۵۰۹ پیش از میلاد تصمیم گرفتند پادشاه خود را با دو حاکم جایگزین کنند که به آن‌ها کنسول می‌گفتند. هدف این بود که اختیارات پادشاه بین دو کنسول تقسیم شود و دوره تصدی آن‌ها یک‌ساله باشد.

هنکینز می‌نویسد: «آزادی در اندیشه رومیان به‌منزله امتناع از سپردن قدرت سیاسی مادام‌العمر و نامحدود به یک فرد واحد بود.»

نقشه توزیع ۵۳۸ رأی الکترال در بین ایالت‌های مختلف و واشینگتن دی‌سی برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ که براساس سرشماری سال ۲۰۲۰ تهیه شده است. هرکدام از ایالت‌ها و واشینگتن دی‌سی دست‌کم ۳ رأی الکترال دارند. (Kingofthedead/Public Domain)

مدیسون، که از او به‌عنوان «پدر قانون اساسی» یاد می‌شود، به‌واسطه آثار ارسطو، افلاطون و پلوتارک با دموکراسی‌های یونان باستان آشنا بود. مدیسون مانند ارسطو معتقد بود دموکراسیِ محض، که در آن شهروندان در حوزه قوانین حق رأی دارند، ناپایدار بوده و ممکن است به حکومت اوباش منتهی شود.

برندا هافرا، معاون مرکز مطالعات آمریکایی کنت سیمون در بنیاد هریتج، می‌گوید: «جمهوری‌ها در طول تاریخ اغلب کوچک بوده‌اند و همین کوچک‌بودن امکان شنیده‌شدن صدای مردم را فراهم می‌کرد. با این‌حال، دولت‌های کوچک در برابر تجاوز دشمن و همچنین در قبال شکل‌گیری جناح‌هایی که کشور را دچار چنددستگی می‌کردند آسیب‌پذیرتر بودند.»

مجمع انتخاباتی ایالت نیویورک به نفع بنجامین هریسون رأی می‌دهد؛ آلبانی، نیویورک، ۱۴ ژانویه ۱۸۸۹. اکنون این پیشنهاد مطرح شده که آرای الکترال ایالت‌ها به‌طور خودکار به نامزدی اختصاص یابد که بیشترین رأی مردمی را به دست آورده است، حتی اگر رأی‌دهندگان آن ایالت به نامزد دیگری رأی داده باشند. (Digital Public Library of America/Public Domain)

این‌جا بود که مدیسون با راه‌حل خود وارد صحنه شد. مدیسون می‌گفت یک جمهوری بزرگ و کثرت‌گرا، بهترین راهِ مقابله با نقش خطرناک جناح‌ها و گروه‌هایی است که به‌جای منافع عمومی به فکر منافع شخصی هستند.

جناح‌ها معمولاً میزان آرای یکدیگر را تقلیل می‌دهند و هیچ جناحی نمی‌تواند به اکثریت قاطع دست پیدا کند. از این‌رو، احزاب چاره‌ای جز این ندارند که مردم را به حمایت از خود وادارند.

موفقیت هدفمند

راب نیتلسون، پژوهشگر حقوقی ارشد فلسفه حقوق در مؤسسه استقلال و مرکز سیاست‌گذاری مانتین استیتس، که با اپک تایمز همکاری دارد و آثارش بارها در دیوان عالی آمریکا مورد استناد قرار گرفته، می‌گوید: «تدوین‌کنندگان قانون اساسی معتقد بودند که نظام جمهوری آمریکا حکومت را در قبال شهروندان خود پاسخگو می‌داند.»

نیتلسون افزود که ماندگاری جمهوری آمریکا دو دلیل اصلی دارد.
دلیل نخست به اصل تفکیک قوا و توازن قدرت در سطح فدرال برمی‌گردد که باعث شده هیچ نهادی نتواند افسارگسیخته عمل کند.

دلیل دوم به نظام فدرالی این کشور مربوط می‌شود که قدرت را بین دولت مرکزی و ایالت‌ها تقسیم کرده است. فدرالیسم باعث می‌شد آمریکایی‌ها در کشور نوپای خود بتوانند با هم اختلاف‌نظر داشته باشند، اما همچنان از وضع موجود راضی باشند و درصورت نارضایتی از ایالت خود به ایالات دیگر نقل‌مکان کنند.

هافر ضمن موافقت با نیتلسون افزود که روند تصویب قوانین در کنگره و حق وتوی رئیس‌جمهور از سرعت تصمیم‌گیری می‌کاهد و به احتمال اخذ تصمیمات هیجانی و غیرعقلانی دامن می‌زند.

فون اسپاکوفسکی گفت حمایت قانون اساسی از آزادی‌های فردی و نظارت بر اختیارات فدرال بسیار حائز اهمیت است.

او گفت: «این‌دو عامل نقش تعیین‌کننده‌ای داشته‌اند.»

قوای سه‌گانه قدرت را در سطح فدرال به تعادل می‌کشانند و با اعطای اختیارات لازم به ایالت‌ها امکان نظارت بر دولت فدرال را فراهم می‌کنند.

متمم دهم

«اختیاراتی که در قانون اساسی به دولت ایالات متحده تفویض نشده و منعی هم در مورد آن‌ها وجود ندارد، برای ایالت‌های ذی‌ربط یا مردم محفوظ خواهند بود.»

ایالات متحده طی ۲۵۰ سال گذشته با چالش‌های مختلفی روبه‌رو بوده که از جمله می‌توان به جنگ داخلی، رکود بزرگ و جنبش حقوق مدنی اشاره کرد. این کشور همچنین همه‌گیری کووید-۱۹ و مناقشات مربوط به انتخابات سال ۲۰۲۰ را پشت سر گذاشته است.

با این‌حال، آمریکا به لطف قانون اساسی ۲۳۸ ساله خود از تمام این بحران‌ها به سلامت گذر کرده است.

نیتلسون گفت موضوع واکسیناسیون اجباری کووید-۱۹ هم چالش بزرگی بود.

دولت فدرال واکسیناسیون را برای کارکنان فدرال و کادر درمان اجباری کرد، اما اجرای این طرح در پی شکایت ایالت‌ها و افراد حقیقی متوقف شد.

به این ترتیب، دولت فدرال نتوانست طرح مورد نظر خود را پیاده کند.

امکان انتقال مسالمت‌آمیز قدرت، که در دوران جرج واشینگتن انجام شد، تا امروز بی‌وقفه ادامه داشته است.

دونالد ترامپ در جریان انتخابات سال ۲۰۲۰ از تمام ابزارهای حقوقی برای زیر سؤال بردن نتیجه انتخابات استفاده کرد. با این‌حال، بعد از آن‌که راه‌های قانونی در چارچوب قانون اساسی بی‌نتیجه ماندند، به‌شکل مسالمت‌آمیز از کاخ سفید خارج شد و جو بایدن به‌عنوان رئیس‌جمهور جدید سوگند یاد کرد.

خطرات پیش روی جمهوری

جین توئینگ در کتاب «نسل‌ها» می‌نویسد وقتی با نسل زد صحبت می‌کنید، چهار نفر از هر ده نفر بنیان‌گذاران آمریکا را بیشتر «شرور» می‌دانند تا «قهرمان.»

از این گذشته، شکاف سیاسی باعث شده که جناح حاکم حق آزادی بیان را از مخالفان ایدئولوژیک خود سلب کند و خشونت سیاسی را عادی‌سازی کند.

نظرسنجی یوگاو در سال ۲۰۲۵ نشان داد که ۴۲ درصد از لیبرال‌ها معتقد بودند اعمال خشونت برای دستیابی به اهداف سیاسی قابل‌توجیه است. این رقم در بین محافظه‌کاران نزدیک به ۱۰ درصد بود.

هافر سیاه‌نمایی درباره نظام حکمرانی آمریکا و عادی‌سازی خشونت سیاسی را نگران‌کننده دانست.

او گفت: «آن‌ها به دموکراسی لطمه می‌زنند، خشونت را عادی جلوه می‌دهند و به مردم می‌گویند اگر از راه‌های دموکراتیک به نتیجه دلخواه‌تان نرسیدید، به خشونت متوسل شوید. این روند می‌تواند به یک جنگ داخلی خونین منجر شود.»

او افزود که قانون اساسی از مفاد اعلامیه استقلال ۱۷۷۶ محافظت می‌کند.

او گفت: «یکی از دلایل ماندگاری آمریکا و قانون اساسی این کشور این بوده که نگاه واقع‌بینانه‌ای به ماهیت انسان و حقوق طبیعی او داشته است.»

نگرانی دیگر این است که دولت اداری یا همان «دولت پنهان» طرح حکمرانیِ بنیان‌گذاران قانون اساسی را از مسیر اصلی خود منحرف می‌کند.

مشکل این است که بوروکراسی فدرال فقط به حوزه استحفاظی خود توجه دارد و به این‌که تصمیمات دولت بر منافع عمومی اثر می‌گذارند اهمیتی نمی‌دهد.

او گفت: «این امر به‌منزله انحراف از اهداف اولیه نظامی است که براساس اصل تفکیک قوا شکل گرفته است. همچنین این‌که منصوبان دولت قدرت زیادی دارند و در قبال مردم پاسخگو نیستند، به‌منزله نقض اصل حکومت مبتنی بر رضایت عمومی است.»

قانون اساسی قدرت قابل‌توجهی دارد، اما تدوین‌کنندگان آن ساختاری طراحی کردند که تغییر آن دشوار است و به‌واسطه مجمع گزینندگان از حکمرانی اوباش جلوگیری می‌کند.

فون اسپاکوفسکی افزود اگر به‌جای مجمع گزینندگان از آرای مردمی برای انتخاب رئیس‌جمهور استفاده شود، چند شهر بزرگ بر کل کشور تسلط خواهند یافت.

دور زدن نظام انتخاباتی از طریق «قرارداد میان‌ایالتی تبعیت از آرای مردمی» به مذاق تدوین‌کنندگان قانون اساسی خوش نخواهد آمد. ویرجینیا هم اخیراً به این قرارداد پیوسته و مجموع آرای الکترال حامیان این طرح به ۲۲۲ رسیده است.

براساس این قرارداد، آرای الکترال ایالت‌ها باید به‌طور خودکار به نامزدی تعلق بگیرند که بیشترین آرای مردمی را به دست آورده است، حتی اگر نتیجه آرای آن ایالت‌ها به نفع نامزد دیگری بوده باشد. این قرارداد زمانی اجرایی می‌شود که مجموع آرای الکترال آن به حد نصاب ۲۷۰ رأی لازم برای پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری برسد.

فون اسپاکوفسکی گفت این قرارداد با قانون اساسی مغایرت دارد و احتمالاً با مخالفت دیوان عالی مواجه خواهد شد؛ مگر آن‌که قضات دیوان عالی با سوگیری سیاسی تصمیم‌گیری کنند که نظام حکمرانی آمریکا را به خطر می‌اندازد.

تلاش برای تغییر نظام سیاسی در راستای منافع حزبی و بی‌توجهی به منافع عمومی چیزی نیست که تدوین‌کنندگان قانون اساسی به دنبال آن بودند.

«سندِ بی‌جان»

هافرا گفت: «قانون اساسی پیش از تصویب سندی بی‌جان بود.» او تأکید کرد که بنیان‌گذاران از اول می‌دانستند که جمهوری آمریکا به «شهروندان اخلاق‌مدار» نیاز دارد.

او گفت: «قانون اساسی با منش و اخلاق مردم آمریکا گره خورده است. درنهایت، این مردم هستند که به قانون اساسی قدرت می‌دهند.»

فون اسپاکوفسکی افزود: «تدوین‌کنندگان قانون اساسی می‌دانستند که قدرتِ این سند از وفاداری و باور مردم به نظام حکمرانی منتخب کشور نشأت می‌گیرد.»

آن‌ها می‌دانستند که قانون اساسی تا زمانی که مورد تأیید مردم قرار نگیرد، چیزی جز «چند تکه کاغذ» نخواهد بود. آن‌ها نگران بودند که اگر مردم به قانون اساسی باور نداشته باشند و به آن وفادار نمانند، آمریکا دچار فروپاشی خواهد شد.

او به شوروی سابق اشاره کرد و گفت که قانون اساسی این کشور روی کاغذ از حقوقی مانند آزادی‌های مذهبی حمایت می‌کرد، اما کسی به اجرای آن باور نداشت و درعمل بی‌تأثیر بود.

او افزود افرادی که به دنبال تضعیف یا نابودی قانون اساسی هستند، با محدودشدن قدرت دولت مشکل دارند و درواقع به دنبال قدرت مطلق دولت در قبال شهروندان هستند.

پرتره هاوارد چندلر کریستی در سال ۱۹۴۰ درحال امضای قانون اساسی در فیلادلفیا؛ ۱۷ سپتامبر ۱۷۸۷. نمایندگان از ماه مه تا سپتامبر ۱۷۸۷ چارچوب نظام حکمرانی کشور را به‌طور محرمانه پی‌ریزی کردند. (Howard Chandler Christy/Public Domain)

پایداری ملت

سر جان بگوت گلاب، فرمانده نظامی و مورخ بریتانیایی، در مقاله‌ای در سال ۱۹۷۶ نوشته که بیشتر ملت‌ها تا ۱۰ نسل یا ۲۵۰ سال دوام می‌آورند.

او افزود که جمهوری روم ۲۳۳ سال پابرجا ماند.

اما فون اسپاکوفسکی معتقد است که آمریکا می‌تواند دست‌کم ۲۵۰ سال دیگر پابرجا بماند، البته به شرطی که از نظر مالی دچار مشکل نشود.

نگرانی اصلی فون اسپاکوفسکی بدهی دولت است که به گفته او باعث فروپاشی بسیاری از کشورها شده و تبعات سنگینی دارد.

او گفت: «بدهی انباشته دولت به‌قدری سنگین است که اگر این مشکل را حل نکنیم، ورشکست می‌شویم و اگر ورشکست شویم، خطر تمامیت‌خواهی در کمین خواهد بود.»

او به جمهوری وایمار در آلمان اشاره کرد که در سال ۱۹۳۳ با به قدرت رسیدن آدولف هیتلر به پایان راه خود رسید. سقوط جمهوری وایمار پیش از آغاز بحران مالی و آشکارشدن نواقص  نظام انتخاباتی مبتنی بر نمایندگی تناسبی رخ داد که درنهایت به فروپاشی پارلمان انجامید.

او در ادامه گفت: «قانون اساسی بریتانیا پیچیده‌ترین اثری است که از دلِ تاریخ بیرون آمده و قانون اساسی آمریکا هم شگفت‌انگیزترین اثری است که ذهن و اراده انسان در یک بازه زمانی مشخص خلق کرده است.»

با این‌حال، فون اسپاکوفسکی معتقد است که اکثریت مردم آمریکا همچنان به قانون اساسی احترام می‌گذارند و به آن وفادار هستند.

او به دفتر ملی بایگانی و مدارک آمریکا اشاره کرد که شهروندان عادی هرروزه در صفوف طولانی منتظر می‌مانند تا از اسناد دولتی ۲۰۰ ساله آن بازدید کنند.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی