Search
Asset 2

تحلیل؛ در کانادا راستِ میانه باید از نو سکان رهبری را به دست بگیرد

کانادا به یک جناح راستِ میانه قاطع نیاز دارد که به‌جای رها کردن نهادهای کشور دست به اصلاح آن‌ها بزند.
مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، در جریان کنوانسیون ملی حزب لیبرال در سال ۲۰۲۶ در مونترال، کانادا، در ۱۱ آوریل ۲۰۲۶ سخنرانی می‌کند.(ANDREJ IVANOV / AFP via Getty Images)

نویسنده: برایان برولوت

جناح میانه کانادا در وضعیت بغرنجی به سر می‌برد؛ نه به این دلیل که میانه‌روها به بن‌بست خورده‌اند، بلکه به این دلیل که میانه‌روی به رویکردی محافظه‌کارانه و بوروکراتیک تبدیل شده و از زندگی روزمره شهروندان کانادایی فاصله گرفته است.

جناح میانه قرار نبود صرفاً حد فاصل بین جناح چپ و راست باشد، بلکه در بهترین حالت یک مکتب مبارزاتی بود که به آزادی، شهروندی مسئولانه، بازارهای آزاد، برابری در قبال قانون و نهادهای دولتی قوی باور داشت. میانه‌روها معتقد بودند که همه باید به‌واسطه استعداد، انضباط و تلاش و کوشش رشد کنند و با امتیاز، روابط یا لطف دولت بالا نیایند. جناح راستِ میانه نباید بابت این اصول احساس شرمساری کند، بلکه باید با اطمینان کامل به دفاع از آن‌ها بپردازد.

این اصول سال‌ها نهادهای قدرت را به چالش کشیدند. راستِ میانه با بازارها و مشاغل انحصاری، امتیازات ویژه، دولت‌های عریض و طویل و نهادهایی که به‌جای خدمت به مردم به فکر بقای خود بودند، دست‌و‌پنجه نرم کرده است. نمایندگان این جناح به کسب‌وکار آزاد باور داشتند و سرمایه‌داری رانتی را برنمی‌تابیدند. به همدلی باور داشتند، اما وابستگی را نمی‌پسندیدند. به اعطای فرصت باور داشتند، اما مسئولیت‌های فردی را هم محترم می‌شمردند. راستِ میانه به دنبال این نبود که وضعیت قهقرایی موجود را مدیریت کند، بلکه در پی بهبود شرایط موجود بود.

این روزها اکثر سیاستمداران کانادا به صدای جریان حاکم تبدیل شده‌اند. وقتی مردم نتیجه می‌خواهند، این افراد از تشریفات اداری دفاع می‌کنند. وقتی مردم به دنبال فرصت هستند، این افراد برنامه‌های جدید ارائه می‌کنند. آن‌ها بی‌وقفه از شمول می‌گویند، اما درعمل مدافع نظامی هستند که شهروندان عادی را با گرانی مسکن، تأکید مفرط بر مدارک دانشگاهی، بوروکراسی و بی‌تفاوتی نادیده گرفته است. این سیاستمداران به‌جای به چالش کشیدن نهادهای ناکارآمد، اغلب به دفاع از آن‌ها می‌پردازند.

این روند به‌روشنی نشان می‌دهد که چرا هم‌زمان شاهد رشد پوپولیسم و سوسیالیسم بوده‌ایم. کانادایی‌ها روزبه‌روز بیشتر به این باور می‌رسند که نظام فعلی دیگر کارایی ندارد. خرید مسکن به آرزوی بسیاری از خانواده‌های جوان تبدیل شده است، هزینه مواد غذایی بخش زیادی از درآمد خانوار را می‌بلعد و بهره‌وری متوقف شده است. خیلی‌ها شک دارند که با تلاش و سختکوشی بتوانند خانه، خانواده و آینده بهتری برای خود فراهم کنند. آن‌ها به دولت‌ها، دانشگاه‌ها، شرکت‌ها و رسانه‌ها نگاه می‌کنند و با نخبگانی مواجه می‌شوند که حرف‌شان را نمی‌فهمند.

جناح چپ با افزایش کنترل دولتی، بازتوزیع گسترده منابع و بدبینی عمیق‌تر نسبت به بخش خصوصی به این نارضایتی‌ها پاسخ می‌دهد. راستِ پوپولیست هم اغلب با جبهه‌گرفتن علیه نهادهای موجود واکنش نشان می‌دهد که گاهی قابل‌توجیه است، اما اغلب برنامه منسجمی برای اصلاح آن‌ها ندارد. کانادا نه به سوسیالیسم نیاز دارد و نه لازم است که همیشه با خشم و نارضایتی دست‌به‌گریبان باشد. این کشور به یک جناح راستِ میانه قاطع نیاز دارد که به‌جای رها کردن نهادهای موجود دست به اصلاح آن‌ها بزند.

نوسازی از اقتصاد شروع می‌شود. محافظه‌کارها و لیبرال‌ها باید از بازارهای رقابتی دفاع کنند، زیرا این بازارها زمینه‌سازِ نوآوری، فرصت و رفاه هستند. بازار واقعی نباید انحصاری باشد. اگر چند شرکت بزرگ بدون نیاز به رقابت بازار را قبضه کنند، نظام بانکداری، مخابرات، خطوط هوایی، خرده‌فروشی مواد غذایی و مسکن لطمه خواهد دید. بازار واقعی باید ضدانحصار و رقابت‌پذیر باشد و از کارآفرین، مصرف‌کننده و کارگر حمایت کند. سرمایه‌داری تنها زمانی نتیجه می‌دهد که همه بتوانند وارد بازار شوند و طعم شکست را بچشند و شرکت‌های نوپا هم از فرصت رقابت برخوردار باشند.

این مسئله در مورد دولت هم صدق می‌کند. کانادایی‌ها به‌جای یک دولت عریض و طویل به یک دولت کارآمد نیاز دارند. دولتی که نتواند تجهیزات نظامی لازم را تأمین کند، پروژه‌های زیرساختی را به تصویب برساند، مرزهای کشور را ایمن نگه‌دارد، مسکن بسازد، گذرنامه صادر کند یا نظم مالی را بازگرداند، به‌تدریج اعتماد مردم را از دست می‌دهد. تشریفات اداری جای عملکرد واقعی را نمی‌گیرند و اعلام برنامه‌ها دستاورد محسوب نمی‌شود. راستِ میانه باید حامی دولت کارآمد باشد، نه آن‌که صرفاً از کاهش مداخله دولت دفاع کند.

ما باید فرهنگ مسئولیت‌پذیری را دوباره زنده کنیم. اگر تمام مشکلات اجتماعی را تقصیر نظام موجود بدانیم و نقش رفتار، خانواده، مسئولیت، نظم و شهروندی را نادیده بگیریم، جامعه آزاد ما پایدار نخواهد ماند. برای همدلی باید به کسانی که مشکل دارند کمک کنیم، اما این به‌معنی نادیده گرفتن مسئولیت آن‌ها نیست. این مسئله درباره نظام آموزشی هم صدق می‌کند. مدارس باید مروج فرهنگ تعالی، سواد، حساب و کتاب، انضباط و بلندپروازی باشند. کودکان باید مهم‌تر از ساختارهای اداری تلقی شوند و شایستگی مبنای دسترسی به فرصت‌ها قرار بگیرد. کانادا باید با تبعیض در همه اشکال آن مقابله کند و به‌جای دسته‌بندی شهروندان براساس هویت‌های گروهی، آن‌ها را به‌عنوان یک فرد مستقل در نظر بگیرد.

لازم نیست حسرت گذشته را بخوریم و بهتر است دست به نوسازی بزنیم. مجلس، دستگاه قضایی، خدمات عمومی، دانشگاه‌ها، ارتش، رسانه‌ها و بخش خصوصی همگی جزو نهادهای ضروری کشور هستند، اما نباید اعتماد عمومی را بدیهی قلمداد کنند. شایستگی، فروتنی و خدمت‌گزاری به مردم است که احترام می‌آورد. راستِ میانه نباید از اصلاح نهادهایی که از رسالت خود منحرف شده‌اند واهمه داشته باشد، بلکه باید با اعتمادبه‌نفس و بدون تعلل سکان تغییر را به دست بگیرد.

جناح میانه نباید محافظه‌کاری را با عجز و ناتوانی اشتباه بگیرد، بلکه باید مشکلات را از ریشه حل کند و دوباره به معنای واقعی کلمه «رادیکال» شود، انحصارها را درهم بشکند، مسکن بسازد، دستمزد خوب بپردازد، استانداردها را احیا کند، پاسدارِ آزادی بیان باشد، نظم عمومی را حفظ کند، حامی خانواده‌ها باشد، ارتش را نوسازی کند، دولت را پاسخگو کند و کودکان را بر نظام سیاسی و شهروندان را بر نظام اداری مقدم بداند. جناح میانه کانادا تنها درصورتی پابرجا خواهد ماند که به‌جای مدیریت وضع موجود به دنبال تغییر آن باشد.

جناح میانه نباید فقط دنبال مصالحه و میانه‌روی باشد، بلکه باید نقش رهبری را برعهده بگیرد.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: برایان برولوت ریاست بنگاه سرمایه‌گذاری خصوصی استرلینگ-تراست را برعهده دارد که در اتاوا فعالیت می‌کند. برولوت دکتری مدیریت بازرگانی دارد و بیش از چهار دهه در ارتش و بخش خصوصی و دولتی فعالیت داشته است. او در ژوئن ۲۰۲۶ به‌عنوان نایب‌رئیس انجمن ناتو کانادا منصوب شد.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی