Search
Asset 2

چرا نوجوانان باید دوره عجیب بلوغ را تجربه کنند؟

نوجوانان با تجربه دوره عجیب بلوغ از نظر اجتماعی به پختگی می‌رسند، اما تلفن‌های هوشمند فرصت زندگی در دنیای واقعی را که لازمه کسب تجربه است از آن‌ها گرفته‌اند.
(Illustration by The Epoch Times, Shutterstock)

 نوجوانان با تجربه دوره عجیب بلوغ از نظر اجتماعی به پختگی می‌رسند، اما تلفن‌های هوشمند فرصت زندگی در دنیای واقعی را که لازمه کسب تجربه است از آن‌ها گرفته‌اند.

تجربه عجیب بلوغ به‌منزله عیب و نقص نوجوانان نیست و بخشی از مسیر رشد و شکوفایی آن‌ها به‌شمار می‌رود.

دفترچه خاطرات دوران راهنمایی‌تان را ورق بزنید و تجربیات خود را مرور کنید: مدل مویی که آن‌روزها دوستش داشتید، لباسی که با گذشت زمان دیگر جذابیتی ندارد، دلبستگی موقت به گروه‌های موسیقی و سبک‌ها و شخصیت‌هایی که قبل از پایان سال تحصیلی رنگ می‌باخت.

وقتی به آن تجربه‌ها و آزمون‌وخطاها فکر می‌کنیم، خجالت می‌کشیم. اما احساس شرمندگی کم‌اهمیت‌ترین بخش ماجراست.

میچ پرینستین، استاد روان‌شناسی و علوم اعصاب دانشگاه کارولینای شمالی در چپل هیل، به اپک تایمز گفت: «اگر دوره عجیب بلوغ را پشت سر نمی‌گذاشتیم، از نظر اجتماعی به پختگی نمی‌رسیدیم.»

دوره عجیب بلوغ جزو تجربه‌های بنیادینِ گذار به بزرگسالی به‌شمار می‌رود؛ دوره‌ای که کودکان در آن تاب‌آوری را یاد می‌گیرند و با خودِ واقعی‌شان کنار می‌آیند.

امروزه نوجوانان درشرایطی این دوره را پشت سر می‌گذارند که دنیا به آن‌ها می‌گوید چگونه ظاهر شوند و چگونه خود را در معرض دید دیگران بگذارند؛ دنیایی که در آن بیشتر دیده می‌شویم و به‌راحتی می‌توانیم شکل و ظاهرمان را عوض کنیم، اما نمی‌توانیم از نگاه دیگران دور بمانیم.

پس دوره عجیب بلوغ چه مزیتی دارد؟

نوجوانی دوره کشف و تجربه است؛ مقطعی که کودک به‌تدریج از دوران کودکی فاصله می‌گیرد و به‌سوی مستقل‌شدن گام برمی‌دارد.

این دوره جزو مهم‌ترین مقاطع بازسازی مغز است. پرینستین گفت: «مغز بعد از خردسالی در دوران نوجوانی با بیشترین سرعت و شدت ممکن تغییر می‌کند. تقریباً دو سال قبل از آن‌که علائم بلوغ ظاهر شوند، تعداد گیرنده‌های دوپامین و اکسی‌توسین مغز چندبرابر می‌شود.»

پرینستین، مدیر مرکز فناوری و رشد مغز وینستون و نویسنده کتاب «محبوبیت: مقبول‌بودن در دنیایی که درگیرِ جایگاه اجتماعی است»، می‌گوید: «این وضعیت باعث می‌شود که به همسالان خود علاقه‌مند شویم و میزان توجه آن‌ها برای ما اهمیت زیادی پیدا می‌کند.»

همین علاقه است که دوره عجیب بلوغ را پدید می‌آورد.

دنیا تقریباً یک‌شبه به صحنه نمایش تبدیل می‌شود. پرینستین ایده «تماشاگر خیالی» را مطرح کرده است: احساسی که باعث می‌شود فکر کنید همه درحال تماشا و قضاوت‌کردن شما هستند. نوجوانان به‌سرعت متوجه می‌شوند چه کسی محبوب است، دیگران چگونه لباس می‌پوشند، چه کسی هنگام ناهار کنار چه کسی می‌نشیند، دیگران چگونه با اطرافیان خود کنار می‌آیند و مهم‌تر از همه این‌که دیگران چه برداشتی از آن‌ها دارند.

همین حساسیت فزاینده است که دوره نوجوانی را تا این اندازه عجیب‌و‌غریب کرده است. اما هیچ‌چیزی بی‌دلیل نیست.

نوجوانان در این دوره تصمیم می‌گیرند علایق، دوستی‌ها، شکل و شمایل ظاهری، ارزش‌ها و شیوه‌های رفتاری مختلف را محک بزنند.

شاید این تغییرات از نگاه پدر و مادرها تصادفی و بی‌دلیل باشند، اما نوجوانی که این دوره را پشت سر می‌گذارد، تغییرات بلوغ را جزئی از فرایند هویت‌یابی خود می‌داند. چنین تجربه‌ای بدون حضور دیگران و مشاهده واکنش آن‌ها امکان‌پذیر نیست.

سوفیا چوکس-بردلی، دانشیار روان‌شناسی دانشگاه پیتسبورگ، به اپک تایمز گفت: «همسالان نقش فوق‌العاده مهمی در خودشناسی نوجوانان دارند.»

حضور این مخاطبان است که باعث می‌شود آزمون‌وخطا ثمربخش باشد.

نقش تجربه‌های خجالت‌آور در شکل‌گیری اعتمادبه‌نفس اجتماعی

همه تجربه‌ها خوب پیش نمی‌روند. گاهی چیزی می‌گویید و واکنش خوبی نمی‌گیرید. دوست‌تان عصبانی می‌شود. یک نوجوان از گروه چت کنار گذاشته می‌شود. این تجربه‌ها در مقطع نوجوانی خطیر و مهم هستند. با این‌حال، این فرصت را در اختیار نوجوان می‌گذارند که از چندوچون ماجرا سر دربیاورد و یاد بگیرد در مواجهه با این تجربه‌ها چگونه رفتار کند.

چوکس-بردلی گفت: «یکی از کارکردهای مهم دوران بلوغ این است که نوجوان یاد می‌گیرد احساساتش را در مواجهه با همسالان خود بروز دهد، اختلاف‌نظرها را حل‌و‌فصل کند و با احساس خجالت و شرمندگی کنار بیاید.»

این تجربه‌ها به نوجوانان فرصت می‌دهند که مهارت تنظیم هیجانی، همدلی و شایستگی اجتماعی را تمرین کنند.

این مهارت‌ها به تمرین نیاز دارند. نوجوانی که با لباس نامناسب در جمع حاضر می‌شود، باید با احساس شرمندگی ناشی از آن کنار بیاید و بفهمد بعد از آن چه باید بکند. اگر حرف نامناسبی بزند، باید آن را با خنده و شوخی پشت سر بگذارد یا عذرخواهی کند. وقتی طرد می‌شود، باید با حس سرخوردگی ناشی از آن کنار بیاید، اما نگذارد این تجربه نگاه او را دستخوش تغییر کند.

این‌ها تمرینات ورود به بزرگسالی هستند: این‌که چگونه با ناراحتی و موقعیت‌های ناخوشایند کنار بیاییم، روابط‌مان را ترمیم کنیم، طردشدن را تحمل کرده و همچنان به زندگی اجتماعی خود ادامه دهیم.

همسالان بازخورد لازم را ارائه می‌کنند: گروه‌های اجتماعی هنجارها را تنظیم می‌کنند و به نوجوانان نشان می‌دهند چه زمانی از خطوط قرمز عبور کرده‌اند. دوستان صمیمی وظیفه خطیرتری دارند. آن‌ها از یکدیگر حمایت می‌کنند، اما مخالفت خود را هم صادقانه نشان می‌دهند و زمانی که به مشکل می‌خورند، راه‌حل دیگری پیش پای هم می‌گذارند.

نوجوانان با این روابط در مدیریت دنیای اجتماعی پیرامون مهارت پیدا می‌کنند و این مهارت‌ها را با خود به دوران بزرگسالی می‌برند تا در آینده از آن‌ها استفاده کنند.

وقتی این تجربه‌ها به فضای مجازی کشیده می‌شوند، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟

شبکه‌های اجتماعی دوره عجیب بلوغ را از بین نبرده‌اند. اگر چیزی تغییر کرده باشد، این است که شرایط حساس‌تر شده است. نوجوانان همچنان در پی تجربه هستند، آزمون‌و‌خطا می‌کنند و به نظر همسالان خود اهمیت می‌دهند. اما شرایط حاکم بر این تجربه‌ها تغییر کرده است. مخاطبان آن‌ها دیگر به راهروهای مدرسه، سالن غذاخوری یا کلاس درس محدود نیستند. شبکه‌های اجتماعی باعث شده که هرکسی بتواند به‌شکل آنی و علنی درباره آن‌ها نظر بدهد.

نوجوان دوازده‌ساله امروزی دیگر نیازی ندارد برای یافتن شیوه آرایش، سبک لباس‌پوشیدن یا شوخی‌های مورد علاقه‌اش وقت بگذارد. هرروز میلیون‌ها الگوی بی‌نقص از طریق الگوریتم‌ها پیش روی او قرار می‌گیرند؛ الگوریتم‌هایی که به میزان اعتمادبه‌نفس، ثبات و ظاهر بی‌نقص بها می‌دهند. حالا نوجوان حتی فرصت پیدا نمی‌کند از خودش بپرسد «من که هستم؟» و فوراً با پرسشی متفاوت مواجه می‌شود: «باید چه شکلی باشم؟»

چوکس-بردلی می‌گوید نوجوانان می‌توانند تصویر بی‌نقصی از خودشان، ظاهرشان و زندگی‌شان بسازند. آن‌ها برای تهیه این تصویر دست به برنامه‌ریزی و صحنه‌آرایی می‌زنند و خود را با نسخه‌های بی‌نقص همسالان‌شان قیاس می‌کنند.

چوکس-بردلی گفت: «اگر نوجوان بیش از حد درگیرِ این موضوع باشد که در برابر مخاطبان آنلاین خود چه شکلی ظاهر شود، احتمالاً با مسائل مربوط به تصویر بدنی و مشکلات رشدی مواجه خواهد شد. او افزود که این فشار در مورد دخترها شدیدتر است. آن‌ها دائماً می‌شنوند که حتماً باید جذاب و بی‌نقص باشند. البته این مسئله در مورد پسرها هم صدق می‌کند.

هرچه نوجوان توجه بیشتری به نقش‌بازی‌کردن برای مخاطبان آنلاین خود داشته باشد، فرصت کمتری برای تجربه زندگی واقعی خواهد داشت که با نقص و بی‌نظمی گره خورده است. چوکس-بردلی می‌گوید این مسئله در بروز مشکلات اجتماعی در سال‌های آتی نقش دارد.

مهارت‌هایی که نوجوانان باید به آن‌ها توجه کنند

شبکه‌های اجتماعی این تصورِ غلط را ایجاد می‌کنند که نوجوان دوره عجیب بلوغ را پشت سر گذاشته است. فضای مجازی الگوهای بیشتری در اختیار نوجوانان می‌گذارد و باعث می‌شود که کنترل بیشتری روی نسخه قابل‌ارائه خود داشته باشند.

اما داشتن ظاهر آراسته و بی‌نقص از حال‌وهوای عجیب دوران بلوغ کم نمی‌کند. این‌که بدانیم خود را چگونه به دیگران نشان دهیم، با این‌که بدانیم چگونه با دیگران ارتباط بگیریم تفاوت دارد.

پرینستین می‌گوید ارتباط‌گرفتن از طریق صفحات مجازی، مطالب منتشرشده و لایک و کامنت باعث می‌شود نگاه سطحی‌تری به آدم‌ها داشته باشیم: این‌که آدم‌ها را براساس مطالبی که منتشر می‌کنند قضاوت کنیم و آن‌ها را در قالب دوگانه دوست و دشمن در نظر بگیریم و به ابعاد وجودی پیچیده آن‌ها که با احساسات متعارض و ماجراهای بی‌پایان گره خورده بی‌توجه باشیم.

پرینستین گفت: «نوجوانان به‌جای آدم‌ها با لایک‌ها و کامنت‌ها ارتباط می‌گیرند. آن‌ها صرفاً فالوئرها و تعداد لایک‌ها را می‌بینند و به خودِ آن آدم‌ها توجه نمی‌کنند.»

لایک‌ها میزان توجه دیگران را نشان می‌دهند، اما هرگز جای ارتباط و معاشرت با آدم‌ها را نمی‌گیرند. لایک‌ها نشان می‌دهند که کسی مطلب‌تان را دوست داشته یا آن را تأیید کرده است، اما از دلیل آن نمی‌گویند. عکسی که با دقت انتخاب می‌شود، چیزی را نشان می‌دهد که فرد دوست دارد دیگران ببینند؛ اما درباره آن‌چه خارج از آن قاب می‌گذرد، حرف چندانی برای گفتن ندارد.

اگر ارتباط رو‌در‌رو باشد، خیلی چیزها را نمی‌توان به عدد و رقم تبدیل کرد و وانمودکردن هم کار آسانی نیست. مکث، تغییر لحن صدا یا حالت‌های چهره ممکن است با کلماتی که بیان می‌کنید هم‌خوانی نداشته باشند. شاید دوست‌تان بگوید هیچ مشکلی ندارد، اما ظاهرش از چیز دیگری حکایت داشته باشد.

این‌که بتوانیم این تفاوت‌ها را بشناسیم، بخشی از فرایند اجتماعی‌شدن است: این‌که بفهمیم دیگران چه احساسی دارند و قبول کنیم که آدم‌ها ممکن است هم‌زمان احساسات متفاوتی داشته باشند و متناسب با آن رفتار کنیم. شاید دوست‌مان هم‌زمان با هیجان و اضطراب دست‌و‌پنجه نرم کند یا در عین صمیمیت از دست‌مان دلخور باشد و شاید با بخشی از وضع موجود موافق و با بخش دیگری مخالف باشد. این‌که بتوانیم این تفاوت‌ها را در کنار هم درک کنیم و آدم‌ها را به‌جای صفحات مجازی یا مطالب منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان یک انسان کامل و پیچیده ببینیم، بخشی از فرایند رشد و شکوفایی است.

این مهارت‌ها کودکان را از نوجوانی به بزرگسالی می‌رسانند. پرینستین معتقد است که این مهارت‌ها بر تجربه افراد در رابطه با محیط کار، روابط بلندمدت و فرزندپروری اثر می‌گذارند.

بگذارید نوجوانان تجربه کنند

پرینستاین خواستار تعادل بیشتر در الگوی روابط اجتماعی نوجوانان است؛ الگویی که بخشی از آن را تعاملات فضای مجازی تشکیل می‌دهند، اما این تعاملات جای ارتباط رودررو و حرف‌زدن را نمی‌گیرند و مهارت‌های اجتماعی لازم را به نوجوانان نمی‌آموزند.

پدر و مادرها نمی‌توانند تجربه‌های دوران نوجوانی خود را برای فرزندان‌شان بازتولید کنند، اما می‌توانند شرایط را برای کسب مهارت‌هایی که از نشستن پشتِ صفحه نمایش حاصل نمی‌شود مهیا کنند: وقت‌گذراندن با دوستان، گفت‌وگوهای واقعی و آزمون‌و‌خطا بدون امکان ویرایش، حذف یا گریز از تبعات احتمالی.

هربار که نوجوانان با موقعیت‌های سخت و دشوار روبه‌رو می‌شوند، لزومی ندارد که پدر و مادرها برای رفع و رجوع مسائل وارد عمل شوند. اگر اتفاقی بین نوجوان و دوستانش افتاده و او با احساس خجالت یا ناراحتی به خانه برگشته است، لازم نیست همیشه به‌دنبال حل‌و‌فصل ماجرا باشید. گاهی بهتر است به حرف‌هایش گوش کنید و کنارش باشید تا درباره اتفاقی که افتاده و همچنین درباره راه‌حل‌های احتمالی فکر کند.

نباید نوجوانان را از تجربه عجیب بلوغ دور کنیم، ما باید به آن‌ها فرصت بدهیم تا خودشان این مرحله را پشت سر بگذارند.

پرینستین افزود: «دوره عجیب بلوغ فرصت بسیار خوبی برای یادگیری است. نوجوانان از طریق آزمون‌و‌خطا و به‌واسطه حساسیت بیش‌از‌حد نسبت به دیگران یاد می‌گیرند. آن‌ها همچنین به‌واسطه همدلی با همسالان خود، که سعی دارند دوره عجیب بلوغ را پشت سر بگذارند، تجربه کسب می‌کنند.»

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی