Search
Asset 2

از عشق مجازی تا کلاهبرداری ۵۰۰ هزار دلاری؛ داستان ناهید در آمریکا

بسیاری از کلاهبرداری‌ها مربوط به سرمایه‌گذاری‌های جعلی در ارزهای دیجیتال هستند؛ سرمایه‌گذاری‌هایی که کلاهبرداران پس از برقراری ارتباط با قربانیان در شبکه‌های اجتماعی یا سایت‌های دوست‌یابی به آنها پیشنهاد می‌کردند.
(The Epoch Times)

ناهید مومنیان در گفت‌وگو با نسخه انگلیسی اپک تایمز مردی را که تصور می‌کرد عشق زندگی‌اش است را این‌گونه توصیف می‌کند: «هر چیزی که یک زن می‌خواهد برایم داشت؛ بسیار سخاوتمند، بسیار مهربان و همیشه در کنارم بود.»

ناهید مومنیان، معلم ریاضی، ۱۱ سال تمام هر روز به خانه‌ای خالی و تاریک بازمی‌گشت؛ خانه‌ای که خاطرات روزهای بهتر را برایش زنده می‌کرد.

او همسرش را در یک حادثه از دست داده بود. همسرش در حیاط پشتی خانه مشغول بریدن درخت بود که تنه درخت روی او افتاد و همان‌جا جان خود را از دست داد.

سپس در سال ۲۰۲۳، ناهید در یک اپلیکیشن دوست‌یابی با مردی به نام رافائل آشنا شد.

مومنیان به اپک تایمز گفت: «او همه آن چیزی بود که یک زن می‌خواهد؛ بسیار سخاوتمند، بسیار مهربان و همیشه در کنارتان بود.»

فکر کردن به او لبخند بر لب ناهید می‌آورد و رؤیای دیدار حضوری با او را در سر می‌پروراند. همان‌طور که مادرش همیشه از پدرش مراقبت کرده بود، ناهید هم می‌خواست به رافائل برسد.

اما این دیدار هرگز اتفاق نیفتاد.

رافائل، مرد جذابی که ادعا می‌کرد متولد یونان است، به احتمال زیاد کلاهبرداری بود که در آن سوی جهان زندگی می‌کرد.

ناهید هرقدر هم تلاش کرده بود محتاط باشد، رافائل در از بین بردن این احتیاط مهارت بیشتری داشت.

صنعتی که برای کلاهبرداری ساخته شده است

کلاهبرداری قدمتی به اندازه تمدن بشر دارد. هزاران سال پیش، بازرگانان فاسد در بازارهای روباز با دستکاری وزنه‌ها مشتریان خود را فریب می‌دادند. اما پیچیدگی شیوه‌های فریب در دنیای امروز به سطح کاملاً متفاوتی رسیده است.

در جنگل‌های انبوه و مناطق دورافتاده مرزی جنوب شرق آسیا، مجتمع‌هایی تحت کنترل باندهای تبهکار چینی با هدف کلاهبرداری ایجاد شده‌اند. این مراکز مستقیماً از کازینوهایی شکل گرفتند که به مشتریان ثروتمند چینی خدمات می‌دادند؛ در حالی که قمار در چین غیرقانونی است. با شیوع همه‌گیری کووید-۱۹ و توقف سفرها، کسب‌وکار این مراکز از رونق افتاد و گردانندگان آنها به کلاهبرداری روی آوردند.

بسیاری از کلاهبرداری‌ها مربوط به سرمایه‌گذاری‌های جعلی در ارزهای دیجیتال هستند؛ سرمایه‌گذاری‌هایی که کلاهبرداران پس از برقراری ارتباط با قربانیان در شبکه‌های اجتماعی یا سایت‌های دوست‌یابی به آنها پیشنهاد می‌کردند.

یک مقام ارشد اف‌بی‌آی به اپک تایمز گفت: «این یک کلاهبرداری صنعتی‌شده است.»

به گفته او، یکی از مراکز کلاهبرداری که اخیرا اف‌بی‌آی درباره آن تحقیق کرده، معادل مساحت یک شهر است.

به گفته این مقام، این مراکز دارای «زیرساخت‌های فیزیکی عظیم»، امکانات درمانی، ژنراتورهای برق و تجهیزات دسترسی به اینترنت روی پشت‌بام‌ها هستند تا از یک «مدل کسب‌وکار با بازده بالا» پشتیبانی کنند.

او افزود: «این مراکز واقعاً عظیم‌اند و تعدادشان بسیار زیاد است.»

همان فناوری‌هایی که دنیای مدرن را به یکدیگر متصل کرده‌اند، کار کلاهبرداران را نیز آسان‌تر کرده‌اند. کافی است پیامی به ظاهر بی‌ضرر، یک پروفایل جذاب در شبکه‌های اجتماعی یا یک تماس تلفنی اضطراری برقرار شود تا آنها به قربانی تازه‌ای دست پیدا کنند.

کلاهبرداران صبورند. آنها به جای اینکه از همان ابتدا درباره پول صحبت کنند، هفته‌ها و ماه‌ها برای جلب اعتماد قربانی وقت می‌گذارند. شبکه‌های تبهکار چینی این شیوه را «کشتار خوک» می‌نامند. قربانیان در نگاه آنها «خوک‌هایی» هستند که ابتدا باید برای مدتی پروار شوند و سپس زمان «کشتار» آنها فرا برسد.

آنقدر خوب که نمی‌توانست واقعی باشد

خانم مومنیان شک کرده بود که رافائل واقعا به او علاقه‌مند شده باشد.

او در نخستین پیام‌هایشان از رافائل پرسیده بود: « تو فوق‌العاده خوش‌قیافه‌ای، موفقی و درآمد زیادی داری. گزینه‌های خیلی دیگری هم داری.»

اما رافائل اصرار داشت که هیچ‌یک از این مسائل اهمیتی ندارد؛ مومنیان همان کسی بود که او می‌خواست.

او می‌گفت: «سن فقط یک عدد است.»

گفت‌وگوهایشان به‌راحتی پیش می‌رفت؛ ابتدا در همان پلتفرم و سپس در واتس‌اپ.

ناهید تردیدهایی داشت. یک بار برای او نوشت: «تو بیش از حد خوبی که واقعی باشی!»

او حتی پرسیده بود آیا رافائل واقعاً از عکس خودش استفاده می‌کند و نام خانوادگی او را نیز خواسته بود، زیرا در پروفایلش ذکر نشده بود.

ناهید به او گفته بود: «این همه کلاهبرداری در جریان است.» با این حال، رافائل با او «بسیار مهربان» بود.

رافائل طوری واکنش نشان داد که انگار از این تردیدها آزرده شده است.

او گفت: «اینکه درباره من این‌طور فکر می‌کنی قلبم را به درد می‌آورد. آیا مهربان بودن با تو اشتباه است؟ شرایط اجتماعی امروز باعث شکل‌گیری افکار تحریف‌شده زیادی شده است.»

در تماس تصویری، رافائل خشک و تقریباً بی‌احساس به نظر می‌رسید. کیفیت صدا بد بود و مومنیان به‌سختی صدایش را می‌شنید. با این حال، در همان چند دقیقه کوتاه چهره‌ای را دید که با عکس پروفایل مطابقت داشت. همین برایش کافی بود.

نشانه‌های هشداردهنده

کلاهبرداری در جنوب شرق آسیا به کسب‌وکاری بسیار سازمان‌یافته تبدیل شده است. رؤسای مراکز کلاهبرداری سایبری، که اغلب چینی هستند، هر مجتمع را تقریباً مانند یک پایگاه نظامی اداره می‌کنند. این مجموعه‌های بزرگ محل نگهداری صدها تا هزاران نیروی کار قاچاق‌شده هستند که ساعت‌های طولانی و طاقت‌فرسا کار می‌کنند و از متن‌هایی استفاده می‌کنند که با دقت آزمایش شده‌اند تا قربانیان را فریب دهند.

یک کارگر ۲۵ ساله که پیش‌تر در یکی از مراکز کلاهبرداری کامبوج به‌عنوان برده کار می‌کرد، پس از فرار به اپک تایمز گفت در ماه‌هایی که در آن مرکز ــ که اکنون تعطیل شده ــ حضور داشت، هر روز از ساعت ۸ صبح تا ۲ بامداد کار می‌کرد.

هر فرد سه تلفن و ده‌ها حساب جعلی در اختیار داشت. با فناوری هوش مصنوعی برای تعویض چهره به‌صورت زنده، آنها می‌توانستند در تماس تصویری تقریباً خود را به جای هر فرد دیگری جا بزنند.

به گفته مقام اف‌بی‌آی، ابزارهای ساده نیز به آنها کمک می‌کند. کلاه‌گیس، مقداری آرایش یا یک عینک می‌تواند ظاهر فرد را به میزان قابل توجهی تغییر دهد. برای بازسازی صدای یک فرد واقعی نیز تنها یک نمونه صوتی سه‌ثانیه‌ای کافی است.

تیموتی بلک‌وود، کارگردان مستند «برده کلاهبرداری: از جهنم تا خانه»، گفت «کلاهبرداران سال‌ها از صنعت جلوتر هستند.»

او به اپک تایمز گفت: «پیش از آنکه بخش خصوصی این دیپ‌فیک‌ها را توسعه دهد، آنها در حال تسلط بر این فناوری بودند.»

و فقط سالمندان نیستند که قربانی می‌شوند. او گفت: «آنها در هر سنی می‌توانند شما را گرفتار کنند.»

شخصیت ساختگی رافائل البته بی‌نقص نبود. او ادعا می‌کرد ۴۰ ساله است، اما صدایش بیشتر شبیه فردی در اواخر دهه ۲۰ زندگی بود. لهجه‌ای داشت که ناهید نمی‌توانست آن را تشخیص دهد. در عکسی که ادعا می‌کرد مربوط به «اولین روز کاری‌اش در نیویورک» و در اوایل تابستان گرفته شده است، مردم لباس‌های نسبتاً گرم پوشیده بودند و جوانه‌های درختان بیشتر حال‌وهوای بهار را تداعی می‌کرد.

وقتی مومنیان به امید دیدار با او راهی نیویورک شد، رافائل ناگهان اعلام کرد که عازم فلوریداست.

ناهید همه این نشانه‌ها را نادیده گرفت؛ کاری که اکنون آرزو می‌کند ای کاش انجام نداده بود.

من پادشاه تو خواهم بود

رافائل همیشه در دسترس بود اما همزمان دائماً در سفر بود و به‌آرامی مومنیان را وارد دنیای ارزهای دیجیتال کرد.

او سودهای کلانی را که ظاهراً در روزهای خوب به دست می‌آورد به ناهید نشان می‌داد و می‌گفت او هم باید سرمایه‌گذاری کند و خودش هرچه لازم باشد به او آموزش خواهد داد.

رافائل به او گفت: «دنبال من بیا. من پادشاه تو خواهم بود. فقط به من بچسب.»

ناهید همین کار را کرد.

ابتدا ۲ هزار دلار سرمایه‌گذاری کرد و خیلی زود ده‌ها هزار دلار دیگر نیز وارد ماجرا شد. اعداد روی صفحه سرمایه‌گذاری دیجیتال با سرعتی هیجان‌انگیز افزایش می‌یافت.

او وام‌هایی با بهره بالا گرفت، خانه‌اش را به‌عنوان وثیقه گذاشت و از خواهر و شوهرخواهرش پول قرض کرد.

نشانه‌های خطر یکی پس از دیگری ظاهر می‌شدند.

بانک آو آمریکا انتقال‌های مالی را مسدود کرد و ۶۰ هزار دلار را بازگرداند. پلتفرم‌های معاملات ارز دیجیتال کوین‌بیس و آپ‌هولد درباره احتمال کلاهبرداری هشدار دادند. ناهید تلاش کرد از حساب مشترک خود و پسرش در بانک تراست پول منتقل کند، اما آن انتقال نیز انجام نشد.

هر بار که ناهید تردیدهایش را مطرح می‌کرد، رافائل او را به‌دلیل اعتماد نکردن سرزنش می‌کرد و کاری می‌کرد که احساس کند بیش از حد ترسو و محتاط است.

او به ناهید گفت: «برای فرزندانت میراثی به جا خواهی گذاشت.»

رافائل می‌گفت اگر ناهید ۵۰۰ هزار دلار سرمایه‌گذاری کند، یک میلیون دلار به دست خواهد آورد.

یک میلیون دلار برای مومنیان می‌توانست بسیار مفید باشد؛ نه برای اینکه خودش زندگی تجملاتی داشته باشد، بلکه برای افرادی که عمیقاً دوستشان داشت.

شوهرخواهرش برای دو پسر ناهید صندوق تحصیلی ایجاد کرده بود و ناهید می‌خواست همین کار را برای او انجام دهد. همچنین قصد داشت به مدرسه دوستش که دانش‌آموزان را از مهدکودک تا پایه هشتم آموزش می‌داد کمک مالی کند و بخشی از منابع خود را برای کمک به کودکانی مبتلا به اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی و صرع، مانند پسر کوچک‌تر خودش، اختصاص دهد.

بدترین روز

ناهید تصور می‌کرد در پلتفرم «فیدلیتی اینوستمنتس» معامله می‌کند، اما در واقع وارد یک سایت جعلی شده بود که از روی سایت اصلی کپی شده بود.

اپلیکیشن «فیدلیتی آپشنز» مانند شرکت کارگزاری واقعی آمریکایی، لوگوی سبزرنگی با تصویر یک هرم و پرتوهای نور خورشید داشت.

نمایندگان «فیدلیتی آپشنز» ادعا می‌کردند این پلتفرم بخشی از گروه سرمایه‌گذاری فیدلیتی است؛ شرکتی که به گفته آنها «در حال حاضر بزرگ‌ترین شرکت تخصصی مدیریت صندوق در جهان» است و «دارایی‌هایی تا سقف یک تریلیون دلار برای بیش از ۱۲ میلیون سرمایه‌گذار در سراسر جهان مدیریت می‌کند.»

برای کسی که از بیرون به این سایت‌های جعلی نگاه می‌کند، ظاهر آنها می‌تواند بسیار متقاعدکننده و واقعی باشد.

مقام اف‌بی‌آی گفت: «آنها شیک و حرفه‌ای به نظر می‌رسند. اطلاعات لحظه‌ای درباره معاملات یا خریدوفروش ارز دیجیتال به نمایندگی از مشتری ارائه می‌کنند. اما در واقعیت، فقط پول وارد می‌شود و از دست می‌رود.»

مومنیان در مجموعه‌ای از انتقال‌های بانکی بین ژوئن تا دسامبر ۲۰۲۳، در نهایت بیش از ۴۳۹ هزار دلار به «فیدلیتی آپشنز» واریز کرد.

رافائل نیز ظاهراً ۱۰ هزار دلار سرمایه‌گذاری کرد؛ دست‌کم ناهید چنین تصوری داشت.

او روی صفحه می‌دید که ارزش دارایی‌هایشان از یک میلیون دلار عبور کرده است. حالا زمان برداشت پول رسیده بود.

اما مشکلی وجود داشت.

وقتی مومنیان برای برداشت پول اقدام کرد، «فیدلیتی آپشنز» حسابش را مسدود کرد.

فردی جعلی به نام «رابرت» که خود را نماینده شرکت معرفی می‌کرد، به او گفت حسابش به‌دلیل فعالیت‌های مشکوک تحت بررسی قرار گرفته است.

برای رفع مسدودی حساب، او باید ظرف هفت روز کاری ۱۰ درصد کارمزد، معادل ۱۰۷ هزار و ۹۵ دلار و ۴۲.۸ سنت، پرداخت می‌کرد.

مومنیان سقف کارت اعتباری خود را پر کرد و باز هم قرض گرفت تا بتواند پیش از پایان مهلت، این مبلغ را فراهم کند. اوایل دسامبر، سایت «فیدلیتی آپشنز» از دسترس خارج شد. کلاهبرداران به او گفتند به‌دلیل «تعمیرات و به‌روزرسانی»، نشانی وب‌سایت تغییر کرده است.

مومنیان در اتاق نشیمن خانه‌اش گریه می‌کرد. حتی به خودکشی فکر کرد.

او گفت: «احساس می‌کردم کسی مرا از لبه پرتگاه هل داده و دیگر هیچ چیزی وجود ندارد که بتوانم به آن چنگ بزنم.»

با خودش فکر می‌کرد باید از همان ابتدا متوجه می‌شد. خودش را سرزنش می‌کرد که آن‌قدر طمع‌کار، خودخواه و تحت تأثیر قرار گرفته بوده که نتوانسته حقیقت را ببیند.

و حالا چگونه باید با پسرانش روبه‌رو می‌شد؟

او سخت کار کرده بود تا آینده‌ای برای آنها بسازد. حالا همه‌چیز از بین رفته بود.

مومنیان گفت: «بدترین روز زندگی‌ام بود.»

اما کلاهبرداران حتی در آن مرحله نیز دست از سر او برنداشتند.

مومنیان می‌گوید از آن زمان تاکنون ده‌ها پیام واتس‌اپ از افراد ناشناس دریافت کرده است که ادعا می‌کنند در ازای دریافت مبلغی پیشاپیش می‌توانند پول او را پس بگیرند. او همه آنها را مسدود کرده است.

مقام اف‌بی‌آی گفت این شیوه «کلاهبرداری بازپرداخت» نام دارد. کلاهبرداران بانک اطلاعاتی افرادی را که قبلاً فریب داده‌اند نگه می‌دارند و ممکن است دوباره خودشان آنها را هدف قرار دهند یا اطلاعاتشان را به مجرمان سایبری دیگر بفروشند.

به گفته این مقام، درخواست پول مهم‌ترین نشانه خطر است: «هیچ‌کس هرگز نباید پولی پرداخت کند.»

زخم‌هایی که هنوز درد می‌کنند

در هر دو سوی زنجیره کلاهبرداری سایبری، قربانیانی وجود دارند.

در یک سو، افرادی بی‌خبر قرار دارند که تمام پس‌انداز زندگی‌شان را از دست می‌دهند و در سوی دیگر، کارگران قاچاق‌شده‌ای هستند که تحت فشار شدید مجبور به انجام کلاهبرداری می‌شوند.

براساس برآورد سازمان ملل متحد، دست‌کم ۳۰۰ هزار نفر در سراسر جنوب شرق آسیا در حال حاضر مجبور به کار در عملیات کلاهبرداری هستند.

آنها از نقاط مختلف جهان به این منطقه سفر کرده‌اند، با این تصور که شغلی پردرآمد به دست آورده‌اند؛ اما پس از رسیدن، گذرنامه‌هایشان ضبط شده و خودشان زندانی و شکنجه شده‌اند.

یک مرد چینی که پس از چند هفته حضور در یکی از این مراکز جان سالم به در برده بود، به اپک تایمز گفت رؤسای چینی این مراکز «بی‌رحم» هستند.

به گفته او، آنها کارگران را با هر وسیله‌ای که دم دستشان باشد کتک می‌زنند؛ از باتوم برقی و صندلی گرفته تا صفحه‌کلید رایانه و کابل شارژ.

یک سرپرست مست یک بار دندان او را شکست.

او گفت جان انسان در چنین مکان‌هایی ارزش چندانی ندارد. اگر کسی می‌مرد، افرادی بودند که کارشان انتقال اجساد بود.

مومنیان گاهی با خود فکر می‌کرد شاید رافائل هم یکی از همین گروگان‌ها بوده است.

او گفت: «این سیستم شیطانی است.»

در تلاش برای مقابله با کلاهبرداری‌های سایبری فراملی از جنوب شرق آسیا، جینین پیرو، دادستان آمریکا، در نوامبر ۲۰۲۵ یک نیروی ویژه بین‌سازمانی برای مقابله با مراکز کلاهبرداری تشکیل داد.

مقام‌های آمریکایی روز ۹ سپتامبر نیز یک بازار آنلاین تحت مدیریت چینی‌ها در تلگرام را تحریم کردند و آن را یکی از بازارهای بزرگ غیرقانونی برای پول‌شویی درآمدهای حاصل از کلاهبرداری دانستند.

کش پاتل، مدیر اف‌بی‌آی، اخیرا به اپک تایمز گفت هدف این نهاد «نابود کردن این مجتمع‌ها در هر جایی است که قرار داشته باشند.»

ماموران هزاران پایانه ارتباطی را که امکان فعالیت این مراکز کلاهبرداری را فراهم می‌کردند، از کار انداخته‌اند.

پاتل گفت این اقدام به معنای «محروم کردن آنها از همان اکسیژنی است که برای ادامه فعالیت به آن نیاز دارند.»

با این حال، مراکز جدید همچنان ایجاد می‌شوند.

به محض آنکه یک مرکز برچیده می‌شود، شبکه‌های تبهکار نیروهای خود را به مکان دیگری منتقل می‌کنند و یک پایگاه جدید کلاهبرداری شکل می‌گیرد.

مقام ارشد اف‌بی‌آی نیز تأیید کرد که شبکه‌های کلاهبرداری دائماً خود را با شرایط جدید تطبیق می‌دهند.

او گفت: «تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که فشار را کم نکنیم.»

مومنیان هنوز درباره پول از دست‌رفته‌اش پاسخی از نهادهای مجری قانون دریافت نکرده است.

مقام اف‌بی‌آی گفت یکی از مشکلات، محدودیت ظرفیت رسیدگی به پرونده‌هاست. به گفته او، این نهاد در سال گذشته بیش از یک میلیون شکایت مربوط به جرایم سایبری ثبت کرده است؛ یعنی حدود ۳ هزار شکایت در روز.

او گفت: «گزارش تک‌تک قربانیان اهمیت دارد. هر گزارش بخشی از یک تصویر بزرگ‌تر و بخشی از یک شبکه گسترده‌تر است.»

او افزود اف‌بی‌آی بیش از ۲ میلیارد دلار را مسدود کرده و با وزارت دادگستری آمریکا همکاری می‌کند تا این پول به قربانیان بازگردانده شود.

اکنون نزدیک به سه سال از آن ماجرا گذشته، اما زخم‌های مومنیان هنوز التیام نیافته است.

او اکنون هفت روز هفته کار می‌کند. شمع می‌سازد و در خرده‌فروشی کار می‌کند و به گفته خودش هر کاری از دستش برمی‌آید انجام می‌دهد «تا زنده بماند.»

گاهی از خودش می‌پرسد آیا روزی خواهد توانست از زیر بار این بدهی‌ها بیرون بیاید یا نه.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی