هرروز که بخشیدن دیگران را به فردا موکول میکنیم، بیشتر در گرداب رنجش و آزردگی فرومیرویم؛ گردابی که بیرونآمدن از آن دشوار است.
گاهی آرزو میکنیم دوباره وارد رابطه شویم، اما آنقدر از نظر عاطفی آسیب دیدهایم که نمیتوانیم قدم اول را برداریم.
همه گاهی در چنین موقعیتی قرار میگیریم. گاهی با دیگران تنش عاطفی پیدا میکنیم یا از دست دوستان و اعضای خانوادهمان دلخور میشویم که همه جزئی از تجربه انسانبودن هستند.
دلسوزاندن برای خود دستکم در کوتاهمدت حس خوبی دارد، اگرنه کسی برای خودش دلسوزی نمیکرد. شاید دلیل اینکه دلسوزی برای خودمان حس خوبی دارد، این باشد که مثل سپر عاطفی عمل میکند؛ سپری که اجازه میدهد از دیگران فاصله بگیریم و حق را به خودمان بدهیم، یا از رفتار ناعادلانه دیگران برآشفته و خشمگین باشیم.
وقتی برای خودمان دل میسوزانیم، بهندرت میتوانیم درست و سنجیده فکر کنیم. با اینحال، دلسوزی برای خود از بخشیدن دیگران آسانتر به نظر میرسد. رفتار انسان مثل آبِ روان در مسیری جریان مییابد که چیزی مانع آن نشود.
چرا نباید برای بخشیدن دیگران دستدست کنیم؟
هرچه بیشتر تعلل کنید، برداشتن قدم اول دشوارتر میشود. گاهی دلیل اصلی ناراحتیمان بهتدریج فراموش میشود و جای خود را به احساس بیتفاوتی و دلخوری میدهد که به عواطف ما گره خوردهاند و غلبه بر آنها واقعاً دشوار است.
بیتفاوتی ما هرروز زخمی کوچک از خود بهجا میگذارد؛ درست مثل وقتی که زبانتان را گاز میگیرید: آن قسمت کمی متورم میشود و ممکن است دوباره همانجا را گاز بگیرید. وقتی برای بخشیدن دستدست میکنیم، اتفاق مشابهی رخ میدهد. اگر بگذارید دلخوری یک یا دو روز ادامه پیدا کند، ممکن است دفعه بعد دو یا سه روز به طول بینجامد و احساساتتان شدت بیشتری پیدا کنند.
اگر از قبل تصمیمتان را گرفتهاید که ببخشید، دستدست کردن فقط لذتِ بخشش را به تأخیر میاندازد. رنج ما بیشتر از کارهایی نشأت میگیرد که میدانیم روزی انجامشان میدهیم، اما تا آن روز ترجیح میدهیم برای خودمان دل بسوزانیم یا انجامشان را به تعویق بیندازیم. کاش برای غلبه بر احساسی که باعث میشود چنین رفتاری را منطقی بدانیم، راهحل سادهای وجود داشت. گاهی به خودتان یادآوری کنید این رفتار هیچ فایدهای ندارد.
اینکه منتظر بمانید تا یک روز احساس آمادگی کنید، عادت خوبی نیست و نباید به آن دامن بزنید. ترک این عادت که همیشه دستدست کنید و بعد از کسب آمادگی لازم دست به کار شوید، بسیار دشوار است. حقیقت این است که احساسات خوب از رفتارهای سالم نشأت میگیرند، نه برعکس.
بچهها به رفتار شما در مواجهه با چالشها توجه میکنند و از عملکردتان درس میگیرند. اگر بچه یا نوه دارید، تأثیرپذیری آنها را دستکم نگیرید. بچهها علاوه بر حرفها و رفتارهای شما از طرز فکر و باورهایتان هم درس میگیرند. باید میراث ارزشمندی برای فرزندانمان باقی بگذاریم، نه اینکه یادشان دهیم با دلخوری به زندگی ادامه دهند.
پیشقدمشدن تنها کاری است که قادر به کنترل آن هستید. در زندگی چیزهای زیادی وجود دارند که از کنترل ما خارج هستند که رفتار دیگران را هم شامل میشود. ما باید با رفتارمان الگوی دیگران باشیم.
یکی از بهترین جنبههای بخشیدن، لطفی است که به خودِ آیندهمان میکنیم. هربار که میبخشیم، در مسیری قدم برمیداریم که تکرارِ بخشش را آسانتر میکند؛ چیزی که آن را میتوان «چرخه پیشرفت» نامید و بهنوعی به سقوطِ رو به بالا شباهت دارد. هرقدم مثبتی که برمیداریم، انگیزهمان را برای برداشتن قدم بعدی بیشتر میکند و برای شروع این مسیر هیچ زمانی بهتر از حالا نیست.

















