نویسنده: مایک دونگیا
اگر امروز آنطور که دوست داریم زندگی نکنیم، فردا حسرت خواهیم خورد.
چند روز پیش هنگام پیادهروی به این فکر میکردم که دیگر به اندازه قبل کتاب نمیخوانم. دلم میخواست مثل روزهای قدیم غرقِ یک کتاب خواندنی میشدم. به خودم قول دادم که یکروز دوباره سراغِ این سرگرمی قدیمی و فراموششده میروم. اما منتظر چه بودم؟
موفقیت بیشتر در کار، مشغله کمتر در خانه و رسیدگی به نیازهای بچهها یا پیدا کردن کتاب مورد نظر در فهرست بلندبالای کتابهای نخوانده؟ حتماً برای شما هم پیش آمده که تصمیم میگیرید کارهای مختلفی بکنید و درنهایت هیچ کاری نمیکنید.
بسیاری از ما بخش عمده زندگیمان را در انتظار سپری میکنیم. کارهای مهمی داریم که میگوییم یکروز سراغشان میرویم، اما روز موعود هرگز از راه نمیرسد. انگار حتی به آن روز نزدیک هم نمیشویم.
ما انسانها به دلایل مختلف زندگی کردن را به فردا مؤکول میکنیم. خودم همیشه از کمبود وقت مینالم. اما حقیقت این است که بهانه میتراشم. جایی خوانده بودم که جرج دابلیو. بوش، رئیسجمهور آمریکا، در دوران ریاستجمهوری خود هرسال نزدیک به ۱۰۰ جلد کتاب میخواند. یعنی من از رئیسجمهور مشغله بیشتری دارم؟ عادت به شرایط کنونی و رضایت از وضع موجود هم بیتأثیر نیست. شروع هرعادت خوبی به تلاش و کوشش نیاز دارد. با اینحال، ما انسانها از تخلیه انرژیمان واهمه داریم و با وسواس از آن محافظت میکنیم.
هرکسی برای به تعویق انداختن کارهای مورد علاقهاش دلایل خاص خودش را دارد. بعضیها میترسند، بعضیها خجالت میکشند و بعضیها نمیدانند از کجا شروع کنند. مطمئنم دلایل شما به اندازه دلایل من خاص و منحصربهفرد هستند. با اینحال، همه یک از مشکل رنج میبریم. بهندرت پیش میآید که آدم عزمش را جزم کند و زندگی دلخواهش را در پیش بگیرد. بعضیها از حرف زدن درباره فردا خسته میشوند و به خودشان میگویند باید از همین امروز دست به کار شوند.
۷ راه برای اینکه از همین امروز شروع به زندگی کنیم
امیدوارم نکات زیر ترغیبتان کنند تا دیگر دست روی دست نگذارید. شاید این نکات همان تلنگری باشند که به آن نیاز دارید. از همین امروز میتوانید با خیال راحت از پیشنهادات من استفاده کنید:
۱. مسیر شغلیتان را عوض کنید
آیا دوست دارید مسیر شغلی دیگری را امتحان کنید؟ خیلیها مشغول انجام کاری هستند که از انجام آن لذت نمیبرند و فقط از سر راحتطلبی به آن کار ادامه میدهند. از دوشنبهها بیزارند، اما حاضر نیستند زحمت مصاحبههای شغلی و شروع دوباره را به جان بخرند. شاید تغییر مسیر شغلی همان اتفاق هیجانانگیزی باشد که زندگیتان به آن احتیاج دارد.
۲. سراغ کتابی بروید که در قفسهتان خاک میخورد
شاید کتاب بعدی همان کتابی باشد که مسیر زندگیتان را عوض میکند یا راویِ قصهای باشد که تا آخر عمر در ذهنتان میماند. وقتی میتوانید مدت بیشتری از این چیزها لذت ببرید، چرا باید دست روی دست بگذارید؟
۳. به دوستی که با او قطع ارتباط کردهاید تلفن کنید
دوستیها خودبهخود پابرجا نمیمانند. اگر خبری از خاطرات و تجربههای جدید نباشد، دوستیها آرامآرام رنگ میبازند. مطمئنم میلیونها دلیل دارید تا امروز به دوستتان تلفن نکنید، اما برای حفظ این ارتباط باید دلتان را به دریا بزنید.
۴. پروژهتان را از همین امروز شروع کنید
اینکه آدم فوراً سراغ یک کار تازه برود، برای من کاملاً ملموس است. چند ایده فوقالعاده در ذهنتان دارید که هرگز برای شروع آنها دست به کار نشدهاید؟ بیتردید بیشمار ایده دارید! رویاپردازی کار سادهای است و حتی آسانتر از آن این است که به خودتان بگویید «در اولین فرصت شروع میکنم.» اما نقطه شروع زمانی فرامیرسد که خودتان بخواهید.
۵. راهیِ سفری متفاوت و ماجراجویانه شوید
بعد از سالها حرفزدن درباره تجربه یک سفر ماجراجویانه، همسر خودم و همسر دوست صمیمیام من و دوستم را به چالش کشیدند و گفتند بالاخره کی به این سفر میروید. همین تلنگر کوچک کافی بود تا بلیت بخریم و راهیِ اسپانیا شویم. فقط یک تلنگر لازم بود!
۶. اصول خود را پیدا کرده و طبق آنها زندگی کنید
همه میگویند وقتی پا به سن بگذارید، وقت بیشتری برای اصول و باورهای خود خواهید داشت. اما من اینطور فکر نمیکنم. افرادی که این عادت را در خود پرورش نمیدهند، بهندرت در دوران سالمندی به اصول و باورهای خود رجوع میکنند. اگر چیزی برایتان اهمیت دارد، منتظر اتفاقی نمانید که ممکن است هرگز رخ ندهد.
۷. فعالیتی پیدا کنید که از انجام آن لذت میبرید
چند سال بعد از دانشگاه از ورزش فاصله گرفتم. چند مرتبه در باشگاه ثبتنام کردم و هربار دلسرد شدم تا اینکه فهمیدم از پیادهروی لذت میبرم و دوست دارم فقط پیادهروی کنم. به این عادت پایبند ماندم، زیرا فعالیتی است که از انجام آن لذت میبرم.
جایی خواندم که ذاتِ زندگی با سکون و انفعال عجین شده است. تقریباً هرروز به این موضوع فکر میکنم. این تعبیر بهخوبی نشان میدهد که رهایی از مسیر تکراری زندگی تا چه اندازه دشوار است. همیشه به فرزندانم گوشزد میکنم که هیچوقت برای انجام کارهایی که دوستشان دارید دیر نیست. فقط باید دست به کار شوید. باقی مسائل هم سروسامان پیدا میکنند.

















