در (قسمت اول) به ریشههای فکری سید قطب پرداخته شد. دکتر محمدشفق خواتی، پژوهشگر در زمینه اندیشههای سید قطب در یادداشتی که برای اپکتایمز فارسی نوشته است به این ریشهها اشاره کرد گفت: «… اگر واژگان مارکسیستی از چپ اسلامی و بسیاری از ایدئولوگهای اسلام سیاسی گرفته شود، چیز زیادی در فرهنگ مصطلاحات اندیشه سیاسیشان باقی نمیماند.»
قسمت دوم این گزارش به بررسی رابطه بین تئوری اسلام رادیکال سید قطب و خشونتهای افسارگسیخته گروههای تروریستی در سالهای اخیر پرداخته میشود.
از «جهاد شبکه ای» تا «جهاد نکاح»
به باور این استاد دانشگاه، گروههای تندرو بعدی و نسل جدید اسلامگرایان تندرو و تروریستی، همه ریشه در افکار سید قطب و مفهوم «جهاد شبکهای» او دارند. درواقع، سید قطب تئوریسین اصلی جهادگرایی کنونی در میان تروریستان اسلامگرا به شمار میرود. دیدگاههای وی باعث بیثباتی بیشتر در منطقه و «پست تروریسم اسلامی» شد. هر چند او ابتدا از دیدگاههای ابوالاعلی مودودی و رویکرد حسنالبنا در اسلامیسازی سیاست متأثر بود، اما از روش «اعتدالی» آنان فاصله گرفت و به جهادگرایی علاقهمند شد. بعدها پیروان فرا اخوانی وی (هواداران سید قطب در خارج از گروه اخوانالمسلمین) در قالب گروههای القاعده، الجهاد و التکفیر، داعش، بوکوحرام و…، حتی از خود سید قطب هم فراتر رفتند و به تبلیغ «جهاد نکاح» (برای عضویتگیری بیشتر) روی آوردند.
وی در ادامه افزوده است: «جهاد از منظر سید قطب یک حرکت دائمی است که در ذات دین وجود دارد. دین عبارتست از دعوت و این دعوت همواره باید همراه با جهاد باشد؛ چون عدهای بر سر راه آن ممانعت ایجاد میکنند. از این منظر دارالکفر همواره دارالحرب است و حتی دارالاسلام هم دارالحرب است. دیگر آنکه جهاد عبارتست از یک حرکت تهاجمی و نه صرفا تدافعی. در اندیشه سید قطب جهاد تنها و تنها تهاجمی است و ما موظفیم این جامعه جاهلی را به جامعه الهی تبدیل کنیم. نکته مهمتر این است که توضیحات سید قطب در باب جهاد به ماهیت شبکهای بودن جهاد میرسد. به باور قطب، جهاد سلسه مراتبی نیست، بلکه براساس شبکهای از روابط است و از نظر وی، اساسا نیازمند فتوای یک فقیه و مفتی نیست. در حالیکه در اندیشه علمای سنتی، جهاد باید بر اساس فرمان و فتوا باشد. از نظر سید قطب یک فرمان دائمی آن هم از نوع تهاجمی صادر شده است و کار مسلمانان انجام این فرمان دائمی و تهاجمی و تطبیق آن در عمل است. فرمان جهاد مانند فرمان کلید برق و انتشار الکتریسیته است که با زدن یک کلید، به کل شبکه رسیده و نیاز به فرمان مجدد ندارد و باید هر کسی در هر جایی که هست، عملیات جهاد را انجام دهد. اگر فعالیت یک گروه و شبکه قطع شد، بقیه موارد و شبکهها باید کار خودشان را بکنند. بر هر فرد مسلمان، جهاد واجب است و نه به عنوان امت. در حال حاضر گروههای تروریستی و انتحاری امروزی از همین مفهوم تغذیه میکنند و حتی در انجام عملیات تروریستی علیه مسلمانان، به همین اندیشه استناد میکنند.»
«پست تروریسم اسلامی»

دکتر شفق خواتی در توضیح مفهوم «پست تروریسم اسلامی» افزوده است که مفهوم پست ترویسم به تروریسم نوین و موج چهارم تروریسم نیز تعبیر شده است. در پست تروریسم اسلامی چند ویژگی مهم دارد اول اینکه از مذهب به عنوان ابزار مشروعیت استفاده میشود و دوم، هدفش کشتار گسترده و قتلعام برای ارعاب و دهشتافکنی است. در دورههای گذشته تروریسم بیشتر به عنوان یک ابزار فشار برای ترساندن یک سازمان یا مجموعهای از مخالفان برای آوردن تغییر در سیاستها و برنامههایشان عمل میکرد، اما در موج چهارم تروریسم، نفس کشتار گسترده، هدف است. اکنون داعش در همین راستا عمل میکند و به دنبال کشتارهای گسترده است و هرچه کشتارها فاجعهبارتر باشد، برای این گروه مطلوبتر است، در حالیکه گروههای تروریستی در ترورهای گذشتهشان اگر خطایی میکردند که باعث کشتار جمعی مردم عادی میشد، بخاطر ملامتهای اخلاقی، مسئولیت ترورها را برعهده نمیگرفتند؛ چون این گروهها در گذشته بیشتر به دنبال اهداف سیاسی و کشتن یکی از کارگزاران سیاسی بودند. اکنون داعش و بسیاری از تروریستهای جدید به راحتی مسئولیت کشتارهای گسترده را بر عهده میگیرند. طالبان هم در سالهای اخیر وقتی یک مسجد یا یک مرکز آموزشی را منفجر میکردند، مسئولیت ترورها را برعهده میگرفتند و عکس و ویدئوهای ترور را به صورت گسترده منتشر میکردند. به عبارتی، بازتاب دادن عملیاتهای ترور در رسانهها، ساختار شبکهای و نگاه فراملی داشتن به جهاد، یکی از ویژگیهای پست تروریسم اسلامی است. هر چند اکنون طالبان ادعا میکنند که تهدیدی برای کشورهای دیگر نیستند و تنها هدفشان گرفتن قدرت در افغانستان و دفاع از کشور است، ولی واقعیت این است که آنها به جهاد فراملی فکر میکنند و مرزهای سرزمینی را آنطور که باید به رسمیت نمیشناسند. اکنون امارت اسلامی با طالبان پاکستان ارتباط تنگاتنگی دارد. داعش نیز از حکومت اسلامی فراگیر (فراتر از مرزهای کشورهای اسلامی) سخن میگوید.
به نظر میرسد که مفهوم جهاد شبکهای سید قطب تشابهاتی با فرمان آتش به اختیار سید علی خامنهای در سال ۲۰۱۷ داشته باشد. او که از طرفداران اندیشههای سید قطب است در سخنرانی خود اعلام کرده بود: «من به تمام حلقههای فکری و عملی جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتبا میگویم هر کدام مستقل کار کنید و آتش به اختیار باشید. البته قرارگاه مرکزی در جنگ وجود دارد و آن دستور میدهد. اما چنانچه قرارگاه رابطهاش قطع شد یا عیبی پیدا کرد، در این صورت فرمانده دستور آتش به اختیار میدهد. قرار است شما افسران جوان جنگ نرم باشید آنجایی که احساس میکنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمیتواند بدرستی مدیریت کند یا عیبی دارد، شما در آنجا آتش به اختیار هستید، شما در آنجا صاحب اختیار هستید، آنجا باید تصمیم بگیرید، تحلیل کنید و اقدام کنید.»
ایدئولوژی قطبیسم با اهداف کمونیسم
در فصل پانزدهم کتاب شبح کمونیسم در حال حکمرانی بر جهان ما که به ریشههای کمونیستی تروریسم میپردازد، با اشاره به مستندات منتشر شده آمده است که قطب با اقتباس از جوهره لنینیسم خواهان تشکیل نسخه اسلامی حزب پیشتاز لنینیست بود. لن ای. رابینسون، دانشیار مدرسه عالی نیروی دریایی در مونتری کالیفرنیا و پژوهشگر مرکز تحقیقاتی مطالعات خاورمیانه در دانشگاه کالیفرنیا-برکلی نوشت: «قطب دقیقا استدلالهای مشابهی را برای جهان اسلام مطرح کرد … اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان آنقدر گرفتار یک حاکمیت ناعادلانه و ضد اسلامی بودند که نمیدانستند چه موقع و چگونه باید علیه نظام حاکم برخیزند. از این رو، سازماندهی اقدامات مستقیم علیه حاکمیت مستلزم یک چارچوب جهادی پیشتاز بود.» [۱]
در این کتاب همچنین آمده است: «این پیشتاز که از افراطگرایان یا به تعریف قطب «مسلمانان حقیقی» تشکیل شده است، یک مأموریت انقلابی دارد و آن آزادی تمام مسلمانان و تمام تمدن بشری است. پیشتاز باید در برابر مسلمانان دروغین سختگیر باشد، از ایدئولوژی اسلامی مبتنی بر تفسیر قطب پیروی کند، ملت جدیدی را بر اساس اسلامگرایی برپا کرده و برای اشاعه اسلام در سایر نقاط جهان از خشونت استفاده کند. علاوه بر پیشتاز لنینیستی، نظریه قطب شامل ایدههای آرمانشهری نظیر «برابری اجتماعی» و حذف طبقات اجتماعی میشد. این نکات منعکسکننده اهداف کمونیسم هستند.»
سرانجام بعد از اعدام سید قطب، برادرش محمد قطب به انتشار آثار او ادامه داد. کتاب «معرکهالاسلام و الرأسمالیه» که در سال ۱۹۹۳ منتشر شد، باورهای کمونیستی قطب را منعکس میکند. قطب با صراحت میگوید که اسلام «یک عقیده خاص، سازنده و اثباتگرایانه است که در قالب مسیحیت و کمونیسم شکل گرفته و به بهترین شکل ممکن در آنها ترکیب شده است، به طوری که تمام اهداف آنها (یعنی اهداف مسیحیت و کمونیسم) را شامل میشود و به آنها هماهنگی، تعادل و عدالت نیز میافزاید.» [۲]
منابع:
۱) شبح کمونیسم در حال حکمرانی بر جهان ما: فصل ۱۵: ریشههای کمونیستی تروریسم – اپک تایمز فارسی (https://persianepochtimes.com/category/specter-of-communism/)
۲) Abdallah al-Qutbi, as quoted in “Impaling Leninist Qutbi Doubts: Shaykh Ibn Jibreen Makes Takfir Upon (Declares as Kufr) the Saying of Sayyid Qutb That Islam Is a Mixture of Communism and Christianity,” TheMadKhalis.com, January 2, 2010,











