در بیست و پنج سالگی حمله به کوی دانشگاه تهران، برخی از شاهدان میگویند که این حمله آغازی بر سرکوب سیستماتیک جنبشهای دانشجویی و مردمی در سالهای بعد شد.
شاهزاده رضا پهلوی اخیرا با انتشار پستی در شبکههای اجتماعی خود، این اعتراضات را نقطه عطف تاریخی در مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی دانست و نام و یاد جانباختگان و ناپدیدشدگان این اعتراضات را گرامی داشت.
در هجدهم تیر سال ۷۸، نیروهای لباس شخصی و نیروی انتظامی شبانه به کوی دانشگاه تهران حمله کردند و دانشجویان ایرانی و خارجی را مورد ضرب و شتم قرار دادند و تعدادی از آنها را از بالای ساختمانها به پایین پرت کردند.
فعالان حقوق بشر در ایران میگویند که حدود هفت نفر در این اعتراضات کشته شدند، تعدادی از دانشجویان دچار شکستگی استخوان شدند. چشم تعدادی از دانشجویان به دلیل اصابت گلوله تخلیه شد و برخی نیز دچار ضربههای مغزی شدند. آمار مشخصی درباره مجروحان این حمله در دست نیست. این درگیریها که از هجده تیر آغاز شده بود تا ۲۳ تیر ادامه داشت.
حمله به کوی دانشگاه باعث خشم مردمی شد و گروههای مردمی نیز در اعتراض به حمله نیروی انتظامی و لباس شخصیها به دانشجوهای معترض پیوستند و برای چند روز چند خیابان اصلی تهران را به کنترل خود درآوردند.
دو سال بعد از این حادثه قوه قضائیه جمهوری اسلامی تمامی عاملان حمله به کوی دانشگاه را تبرئه و بیگناه شناخت و یک سرباز را به به اتهام دزدیدن ریشتراش دانشجویان زندانی کرد.
اولین خودروهای ضدشورش و لباس شخصیها
جواد منتظری، عکاسی که از جریان حمله به کوی دانشگاه تهران تصاویری برای رسانههای خارجی و یک روزنامه داخلی تهیه کرد، در مستندی در ایران وایر، تصاویری از خودروهای ضد شورش را نشان میدهد که در پشت ماشین، افراد بازداشت شده در اتاقکهایی شبیه قفس آهنی نشستهاند، در حالیکه یکی از نیروهای انتظامی در جلوی ماشین قرار دارد. جواد منتظری میگوید این اولین باری بود که میدید جمهوری اسلامی در جنبشهای دانشجویی و اعتراضات، خودروهای ضد شورش مستقر کرد.
او که بعد از حمله به کوی دانشگاه، وارد خوابگاه دانشگاه شده بود، تصاویر تکاندهندهای از برخورد خشونتآمیز حمله کنندگان به کوی دانشگاه را ثبت کرد. خونی که بر دیوار پاشیده شده بود و اتاقهایی بهم ریخته، در و پنجرههای شکسته و ثبت روایت دانشجویان از نیروهایی که تعدادی از دانشجویان را از ساختمان به پایین پرت کرده بودند.
در مهر ماه سال ۱۳۹۳، روزنامه شرق گزارش داد که یگانهای ویژه نیروی انتظامی مجهز به خودروهای زرهپوش ضدشورش و ویژه سرکوب اعتراضات شهری شدهاند. این خودروها همچنین مجهز به برجک تیراندازی و دکل دوربین هستند.
شرق به نقل از فرمانده یگان ویژه نیروی انتظامی افزود که اولین باری است که یگانهای ویژه به «سلاح جنگی» مجهز میشوند.
به گفته جواد منتظری، جمهوری اسلامی در استفاده از لباسشخصیها در کوی دانشگاه تجربه کافی نداشت و در استفاده از لباسشخصیها چندان موفق نبود. لباسشخصیها بدون سازماندهی با زنجیر و باتوم به دانشجویان حمله میکردند و میرفتند، اما در اعتراضات سال ۸۸ و بعد از آن، این نیروها به طور سازمانیافته در اعتراضات شرکت میکردند.
اصطلاح لباسشخصیها که به ماموران غیررسمی و بدون یونیفورم جمهوری اسلامی اطلاق میشود که وظیفه دارند اجتماعات اعتراضی مردمی علیه جمهوری اسلامی را مختل کنند.
در حادثه کوی دانشگاه، بحث حضور لباسشخصیهای چماق و زنجیر به دست در رسانههای داخل ایران مطرح شد.
ماجرای دانشجویانی که برای همیشه رفتند
در تصاویری که از آن روزها برجای مانده است، تصویر دختر جوانی به چشم میخورد که مقنعه برسر دارد و در داخل قفس آهنی خودروی زرهی بازداشت شده است. در حالیکه ماموران حکومتی در جلوی خودرو ایستادهاند. بسیاری این تصویر را متعلق به دانشجویی به نام فرشته علیزاده میدانند که بعد از آن ناپدید شد.
ژیلا بنییعقوب، فعال حقوق بشر نیز در پستی در صفحه ایکس خود نوشته است که زهرا رهنورد، رئیس سابق دانشگاه الزهرا چندین نامه برای پیگیری وضعیت فرشته علیزاده به نهادهای مختلف نوشت، مادر فرشته نیز به سازمانملل درباره ناپدید شدن دخترش شکایت و بعد از مدتی «دق کرد» و درگذشت بیآنکه بفهمد، بر سر فرزندش چه آمده است.
امیر فرشاد ابراهیمی، از اعضای سابق انصار حزبالله در ماجرای کوی دانشگاه شرکت داشت و به دلیل برخی افشاگریها موسوم به «نوارسازان» درباره حمله به کوی دانشگاه به زندان افتاد. او درباره این دانشجوی سابق دانشگاه الزهرا گفته است که فرشته علیزاده در زیر شکنجه جان سپرده و در قبرستان خاوران دفن شده است.
او به تازگی درباره گروههای دخیل در حمله به کوی دانشگاه در صفحه ایکس خود نوشته است: «از ابتدای تیر سال ۱۳۷۸مشخص بود که برنامهای برای سرکوب فراگیر در دانشگاه تهران تدارک دیده شده است. «من مخالف این سرکوب بودم و میدانستم که این دام است، اما نمیدانستم دام اصلاحطلبان است. احساس میکردم دامی است از طرف امنیتیهای مشهور به حلقه شیرین، هم به یونسی اطلاع دادم، هم به موسوی لاری و تاجزاده (مسئولین ارشد وزارت کشور) اما هیچکدام ترتیب اثر ندادند.»
او با اشاره به کشتهشدگان این حمله افزوده است: سه سال پیش در کلب هاوس «من در صحبتی با تاجزاده (معاون سابق سیاسی وزارت کشور در دوره محمدخاتمی) جلساتم با کمیسیون اصل ۹۰ در مجلس را یادآور شدم، دیدار نمایندگان مجلس با من در زندان را یادآور شدم، ماجرای کشته شدن عزت ابراهیمنژاد را با اسلحهای که بعدها چند عضو انصار حزبالله با همان سلاح در سرقت مسلحانه دستگیر شدند و یک روز بعد همگی آزاد شدند، را یادآور شدم و اینکه همان زمان هم میدانستند که فرشته علیزاده کشته شده و محل دفنش کجاست و پیکر سعید زینالی همین الان کجاست (سال ۸۲)، تاجزاده اینبار گفت: یادم نیست.»
به گفته امیرفرشاد ابراهیمی، بعد از کشته شدن عزت ابراهیمنژاد، وزارت کشور در مقابل افکار عمومی وانمود کرد که او زنده است. جنازه او را به بیمارستان بردند. سرم به او وصل کردند و اعلام کردند که او بزودی بهبود مییابد، در حالیکه او کشته شده بود.
اخیرا کاربران شبکه اجتماعی ایکس نیز با انتشار تصویری از محسن جمالی، رتبه یک کنکور پزشکی سال ۱۳۷۲ که در حمله لباس شخصیها و نیروی انتظامی به کوی دانشگاه چشم راستش را از دست داد، نوشتهاند که حادثه کوی دانشگاه باعث افزایش مهاجرت نخبههای جوان ایران شد که یکی از آنها محسن جمالی بود.
محسن جمالی بعدها ایران را ترک کرد و اکنون پژوهشگر ارشد در مدرسه پزشکی دانشگاه هاروارد است.
علیرضا منصوری از دانشجویان حاضر در حادثه بود، او نیز در صفحه ایکس خود با اشاره به واکنش محمد خاتمی، رئیسجمهور سابق نوشته است که او از ابتدای حمله به کوی دانشگاه شاهد خشونتها علیه دانشجویان بود، اما واکنش رئیسجمهور سابق باعث ناامیدی دانشجویان شد.
محمد خاتمی در سخنرانی خود اعتراضات دانشجویی را یک آشوب و بلوا و لطمه به امنیت ملی و آرامش مردم دانسته و افزوده بود که این اعتراضات «بالاتر از همه اهانت به نظام جمهوری اسلامی و رهبر جمهوری اسلامی» بود.
مصطفی معین که در زمان حمله، وزیر علوم بود، اخیرا در گفتگو با رسانههای داخلی ایران بدون اشاره به عاملان حمله به کوی دانشگاه گفته است: «یک اعتراض ساده دانشجویی در همه دنیا وجود دارد، در ایران هم وجود داشته و خیلی سریع جمع میشد، اما هیچ دلیلی نداشت که یک اعتراض دانشجویی تبدیل به بحران ملی شود، این بحران به آموزش عالی و جنبش دانشجویی تحمیل شد.»

















