زندگی بتهوون نشان میدهد که داشتن برنامه روزانه میتواند باعث و بانی خلاقیت و موفقیت فردی باشد.
در فهرست بزرگترین نوابغ موسیقی تاریخ، نام لودویگ فان بتهوون، آهنگساز و پیانیست آلمانی، جایگاه رفیعی دارد. البته اگر او را بهترین آهنگساز تاریخ ندانیم؛ بتهوون با سمفونیها، سوناتها و کوارتتهای نوآورانه و تأثیرگذار خود نقش بسزایی در گذار موسیقی غرب از دوران کلاسیک به رمانتیک ایفا کرد.
او که دامنه امکانات موسیقایی را گسترش داد، در شرایطی فعالیت میکرد که با مشکل ناشنوایی دستبهگریبان بود. او شماری از بزرگترین آثار خود را پس از ناشنوایی کامل خلق کرد. از این گذشته، بتهوون نخستین آهنگساز مستقل تاریخ بود که هیچ نیازی به حمایت اربابان قدرت نداشت.
در پسِ تمام این دستاوردهای خارقالعاده، نظمی خدشهناپذیر و روتینی منظم نهفته بود. بتهوون بیتردید از نبوغ و استعدادی ذاتی برخوردار بود؛ همچون شهابی که شاید قرنی یکبار آفتابی شود. اما او این استعداد ناب را با تلاش و ممارست مداوم پرورش داد. و زمانی که نبوغ با انضباط درهم میآمیزد، نتیجه به اندازه زندگی هنری بتهوون شگفتانگیز خواهد شد.
برای ما که شاید از نبوغ بتهوون محروم باشیم، نظم و انضباط بهمراتب اهمیت بیشتری دارد. در ادامه از پنج عادت روزانه لودویگ فان بتهوون میگوییم که میتوانیم از آنها برای افزایش بهرهوری و موفقیت در زندگی حرفهای یا شخصی خود الهام بگیریم.

سحرخیزی با آیین شخصی
هیچ چیزی به اندازه سحرخیزی مؤثر نیست. بتهوون روز خود را پیش از طلوع آفتاب آغاز میکرد و بیشتر صبحها در حوالی ساعت ۶ از خواب بیدار میشد. بخشی از آیین صبحگاهی او این بود که بنشیند و ۶۰ دانه قهوه را برای آماده کردن نوشیدنی صبحگاهی خود جدا کند. این دقت وسواسگونه نوعی تمرین ذهنی و آیین خلاقانه برای آغاز روز کاری بود. البته او به فکر صرفهجویی هم بود.
شروع فوری کار
بتهوون در حوالی ساعت ۶:۳۰ صبح پس از نوشیدن قهوه پشت میز تحریر چوب گردوی خود مینشست و آهنگ میساخت. ساعتهای آغازین روز برای او به مانند بسیاری از افراد با بیشترین بازدهی همراه بود و اجازه نمیداد مسائل پیشپاافتاده تمرکز او را برهم بزنند. بخش عمده روز را صرف آهنگسازی میکرد و این کار معمولاً تا حوالی ساعت ۲:۳۰ عصر ادامه داشت.
استراحت هدفمند
بتهوون در طول ساعات کاری خود وقفههایی نیز در نظر میگرفت. او افزون بر صرف یک ناهار مفصل در ظهر، که اغلب با حضور مهمانان همراه بود، برنامههای عجیبی برای پاکسازی ذهن و برانگیختن ایدههای تازه داشت: کنار روشویی میایستاد و با پارچ روی دستهایش آب میریخت و همزمان با صدای بلند زمزمه میکرد یا زیر آواز میزد، اما ذهنش درگیرِ پروژهای بود که روی آن کار میکرد. او برای افزایش خلاقیت در بازههای زمانی کوتاه پیادهروی میکرد.

ورزش منظم
علاوه بر گردشهای مختصر که برای فاصله گرفتن از کار انجام میگرفت، هر روز عصر به پیادهرویهای طولانی و پرتحرک میرفت. همیشه مداد و کاغذ نت با خود داشت تا اگر چیزی به ذهنش رسید شروع به نوشتن کند. گردشهای او گاهی چند ساعت به طول میانجامید.
بتهوون شرح این گردشها را در دفترچهاش مینوشت. بعضی از این دفترها در دسترس هستند و اطلاعات ارزشمندی را در رابطه با زندگی روزمره او در اختیار ما میگذارند. این یادداشتها نشان میدهند که بتهوون با چه وسواسی روی یک قطعه موسیقی کار میکرد. گاهی سالها طول میکشید تا احساس کند که قطعه مورد نظرش کامل شده است. برای نمونه، نخستین تلاش او برای ساخت سمفونی شماره ۵ به سال ۱۸۰۴ بازمیگردد، اما نسخه نهایی آن در سال ۱۸۰۸ منتشر شد.
توجه به زندگی اجتماعی
بتهوون پس از ساعتها کار متمرکز، ورزش و درگیری ذهنی، عصرها را با معاشرت یا حضور در کنسرتها به استراحت میپرداخت. شبها به میخانهها، مهمانخانهها، رستورانها و کافههای محبوب خود سر میزد، با دوستانش گپ میزد، آبجو مینوشید و پیپ میکشید.
در یکی از همین روزها بود که ادوارد کلوسن اتریشی طرحی از بتهوون کشید. این طرح بتهوون را در حالی نشان میدهد که به صندلی لم داده و با نگاهی اندیشناک مشغولِ کشیدن پیپ بلند خود است.
بتهوون در طول زمستان بیشتر در خانه میماند و مطالعه میکرد. برخلاف بسیاری از هنرمندان و روشنفکران همعصر خود شبزندهداری نمیکرد و معمولاً تا ۱۰ شب به رختخواب میرفت.
مری اسپندر، موسیقیدان مستقل معاصر، سعی کرد در دوران قرنطینه کرونا برای مدتی طبق برنامه روزانه بتهوون زندگی کند. او در رابطه با این تجربه گفت: «یاد گرفتن و کار کردن به سبک بتهوون به من نشان داد که درنهایت همه چیز به فرایند انجام کار بازمیگردد، پس بهتر است که از فرایند کار لذت ببریم. برای آنکه خلاق باشید و بهطور مداوم پیشرفت کنید، به نظم و برنامه روزانه نیاز دارید. باید وارد میدان شوید و زحمت بکشید.»
این سخن حکیمانه صرفاً مختص هنرمندان نیست، بلکه برای تمام کسانی که میخواهند در زندگی شخصی یا حرفهای خود به موفقیت برسند مفید است. موفقیت همواره از دل تلاشهای روزمره آغاز میشود. بههرحال، این تلاش و کوشش فراوان است که باعث میشود استعدادها شکوفا شوند؛ امری که بتهوون نیز به آن واقف بود.















