زمانی که دنیا با بحران دستوپنجه نرم میکرد، جدولهای موسیقی چیز دیگری میگفتند.
استرس و منفیبافی در نیمقرن گذشته در جوامع افزایش یافته و این مسئله در جدول برترین ترانههای آمریکا هم منعکس شده است.
مطالعه نشریه ساینتیفیک ریپورتس بهطور مشخص به این تغییر پرداخته است. پژوهشگران با تحلیل بیش از ۲۰ هزار ترانه از دادههای «بیلبورد هات ۱۰۰» در فاصله سالهای ۱۹۷۳ تا ۲۰۲۳ به بررسی تغییر متن ترانهها پرداختند و به پررنگشدن استرس، احساسات منفی و کاهش پیچیدگی ترانهها پی بردند.
دکتر مائوریسیو مارتینز، نویسنده این مطالعه، به اپک تایمز گفت: «موسیقی جو روانی جامعه را منعکس میکند. پررنگشدن استرس در دنیا که در پنج دهه اخیر با آن مواجه بودهایم، با افزایش سطح استرس و مشکلات روانی در جهان سازگاری دارد.»
موسیقی چگونه دستخوش تغییر شد
پژوهشگران برای سنجش سطح استرس و منفیبافی در ترانهها، فراوانی استفاده از برخی لغات را اندازهگیری کردند. آنها به کمک متخصصان آموزشدیده فهرستی از ۲۷۰ واژه «مرتبط با استرس» تهیه کردند که از مواجهه با موقعیتهای سخت و طاقتفرسا حکایت داشتند.
این فهرست شامل کلمات مرتبط با فشار یا تهدید (مانند حمله، بحران و وحشت)، فشارهای روانی (مانند اضطراب، ناکامی و استیصال)، نشانههای فیزیکی استرس (مانند بیخوابی، خستگی و درد) و کلمات ناخوشایندتر (مانند فاجعه، شکست و نابودی) میشد.
پژوهشگران با بررسی میزان تکرار این کلمات در هر ترانه توانستند سطح «استرسزا بودن» متن ترانه را برآورد کنند.
مارتینز گفت: «فراوانی کلمات مرتبط با استرس و استفاده از کلمات منفی در ترانهها در ۵۰ سال گذشته بهوضوح افزایش یافته است.»
اما موسیقی تنها آینه احساسات مردم نیست، بلکه بر میزان تابآوری آنها هم اثر میگذارد. مائوریسیو گفت: «مردم به شکلی آگاهانه از موسیقی برای ساماندهی احساسات خود استفاده میکنند. مردم برای تسکین، تجربه هیجان یا تسلی در مواجهه با ناکامیهای عاطفی سراغ موسیقی میروند.»
جیمز آنتونی، خواننده و تهیهکننده موسیقی، به اپک تایمز گفت که پیشتر عادت داشت برای تسکین، فرار از واقعیت یا تخلیه احساسات خود ترانه بنویسد. او برای نمونه به ترانه «فشار» اشاره کرد که در آن نوشته «این تنهایی که انتخابش کردهام، این نبردهایی که در آنها مغلوب میشوم.» این ترانه به فشارها و سختیهایی مربوط میشود که آنتونی در سالهای جوانی تجربه کرده است.
آنتونی افزود که وقتی شنوندهها به ترانههایی که آینه احساسات او هستند گوش میکنند، حس میکنند حضورشان دیده شده و حرفشان شنیده میشود.
پژوهشها نیز این تجربه را تأیید میکنند. براساس مطالعهای که در سال ۲۰۱۱ در نشریه موسیقیشناسی تجربی انتشار یافت و مطالعه دیگری که در سال ۲۰۱۵ در نشریه پیشگامان علوم اعصاب انسانی منتشر شد، گوش دادن به ترانههای غمناک گاهی به شنونده کمک میکند به گذشتهاش فکر کند و از فواید روانی آن بهرهمند شود که برای نمونه میتوان به تنظیم خلقوخو و آرامش روانی اشاره کرد. بعضی از شنوندهها هم صرفاً از جنبه زیباییشناختی ترانهها لذت میبرند و ناراحتیشان را به فراموشی میسپارند.
با اینحال، گوش دادن به موسیقی غمناک گاهی نتیجه عکس میدهد؛ بهویژه در افرادی که اهل نشخوار فکری هستند و در چرخه تکراری افکار منفی گرفتار میشوند و بهشدت مستعد افسردگی هستند.
اینکه افزایش مشکلات سلامت روان باعث تغییر روند موسیقی شده یا محبوبیت موسیقی غمناک به این روند دامن زده هنوز مشخص نیست، اما کارشناسان بر این باورند که ایندو مقوله تا حدی در ارتباط هستند.
ساندرا گاریدو، پژوهشگر ارشد دانشکده روانشناسی دانشگاه سیدنی، به اپک تایمز گفت: «افرادی که با افسردگی و اضطراب دستوپنجه نرم میکنند، بیشتر جذبِ ترانههایی میشوند که احساسات شخصی آنها را منعکس میکنند.»
در عینحال، موسیقی مقولهای کاملاً شخصی است.
آلن هاروی، عصبشناس، موسیقیدان و استاد بازنشسته دانشگاه استرالیای غربی، به اپک تایمز گفت: «بسیاری از پژوهشها نشان میدهند حسی که هنرمند ابراز میکند با حس شنونده فاصله دارد. ممکن است شنونده به قطعهای که برای شادی ساخته شده گوش کند، اما آن را غمگین، انرژیبخش یا کسلکننده بداند؛ امری که نشان میدهد برداشت شنونده از یک قطعه موسیقی کاملاً شخصی است.»
گاریدو گفت: «خاطرات عاطفی با شنیدن موسیقی در عمق مغز رخنه میکنند. گاهی ممکن است زخمهای قدیمی با شنیدن قطعهای که فرد آن را غمگین میداند سر باز کنند. نمیتوان پیشبینی کرد که هر ترانهای چه پیام یا خاطرهای را در شنونده تداعی میکند.»
علاوه بر افزایش ترانههای غمگین در «بیلبورد هات ۱۰۰» در پنج دهه گذشته، متن ترانهها هم سادهتر شده است.
گاریدو این روند را حاکی از سازگاری افراد با دنیای آشفته و پرتنش کنونی میداند.
او گفت: «دنیا پر از هیاهو و هرجومرج است. حتی افرادی که معمولاً از چیزهای پیچیده لذت میبرند، ممکن است به سمت چیزهای سادهتر سوق پیدا کنند. ما با حجم عظیمی از اطلاعات روبهرو هستیم و سیستم عصبی ما تحت فشار قرار گرفته است.»
او با اشاره به تجربه شخصی خود افزود که دیگر تحمل ترانههای پیچیده را ندارد و دیگر به متن ترانهها اهمیت نمیدهد.
چرخش در زمانه بحرانی
افراد به دلایل مختلف به موسیقی غمناک متوسل میشوند و شاید تصور شود که بحرانهای اجتماعی به این روند دامن میزنند.
اما زمانی که پژوهشگران انتظار داشتند شنوندگان در دوران همهگیری کرونا به ترانههایی با مضمون استرس و اضطراب تمایل پیدا کنند، جدولها چیز دیگری میگفتند.
با آغاز همهگیری کرونا، ترانههایی با محتوای مثبت و پیچیده در «بیلبورد هات ۱۰۰» محبوبیت پیدا کردند.
مارتینز گفت: «مردم موسیقی را ابزاری برای تنظیم احساسات یا فرار از واقعیت میدانند، نه چیزی که صرفاً احساسات کنونی آنها را منعکس کند. بهطور کلی، موسیقی عامهپسند در مواجهه با فشارهای اجتماعی بزرگ به تابآوری روانی کمک میکند.»
در دوران کرونا که چشمانداز روشنی در رابطه با پایان بحران وجود نداشت و مردم دائم با اخبار منفی سروکار داشتند، خیلیها دوست داشتند به چیزهای مثبت فکر کنند. آنتونی میگوید موسیقی توانست این نیاز را تا حدی برآورده کند و فضای تیره غالب را به تعادل بکشاند.
این مسئله تنها به دوران کرونا محدود نمیشود. مارتینز گفت سال گذشته مطالعه مشابهی درباره ترانههای ژاپنی منتشر شد. «مطالعه آنها متد متفاوتی داشت، اما نتایج آن یکسان بود: بلایای بزرگ به افزایش استفاده از مضامین مثبت در ترانهها منجر میشوند. این نشان میدهد که موسیقی میتواند راهحل مقابله با بحرانها باشد و حس همبستگی اجتماعی را در مواجهه با سختیها تقویت کند.
هاروی گفت: «موسیقی به مردم یادآوری میکند که تنها نیستند و این امکان را فراهم میکند که تجربیات خود را به شکلی منحصربهفرد به اشتراک بگذارند.»
گاریدو گفت: «بزرگترین فقدان برای کسانی که عزیزان خود را در دوران کرونا از دست ندادند، قطع ارتباطات اجتماعی بود و خیلیها بهدنبال راهی بودند که حالشان را بهتر کند و باعث شود که با دیگران ارتباط بگیرند.»
هاروی و گاریدو به همخوانی مردم از بالکنها در دوران قرنطینه اشاره کردند که در شهرهایی مانند بارسلونا و نقاط مختلف ایتالیا مشاهده میشد. گاریدو همچنین از تجربه حضور در یک گروه موسیقی مجازی گفت: «اینکه میدیدم همکارانم احساسات واقعیشان را از طریق موسیقی به اشتراک میگذارند، خیلی تأثیرگذار بود. اینکه همه در آن ویدئو حضور داشتیم، باعث شد در شرایطی که امکان دیدار حضوری نداشتیم، حس کنیم با هم در ارتباط هستیم.»
مسئولیت
موسیقی صرفاً وسیلهای برای ابراز احساسات نیست، بلکه با مسئولیت همراه است.
شنوندگان میتوانند با دقت در انتخاب قطعات از موسیقی لذت ببرند. نحوه انتخاب و حتی شیوه گوشدادن به موسیقی هم میتواند تفاوت قابلتوجهی رقم بزند.
هنرمندان هم میتوانند به پیامی که انتقال میدهند توجه بیشتری داشته باشند. گاریدو گفت: «بهنظرم ترانهسرایان و هنرمندان باید اطمینان پیدا کنند که پیامشان باعث بهبود سلامت روان افراد میشود، حتی اگر موضوع اثرشان سخت و پیچیده باشد.»
آنتونی گفت: «اینروزها سعی میکنم کارهای مثبتتری بسازم. با توجه به افزایش منفیگرایی و اتفاقات گوناگونی که در سطح جهان رخ میدهد، دوست دارم موسیقیام به لحاظ روانی تسکیندهنده باشد.»

















