Search
Asset 2

آیا ایالات متحده می‌تواند با هزینه‌ای اندک کار جمهوری اسلامی را یکسره کند؟

با وجود ضربات سنگین به توان نظامی ایران، تحلیلگران می‌گویند پیروزی کامل هنوز دور است و آمریکا به دنبال راه‌های کم‌هزینه‌تر برای مهار نظامی ایران و مقابله با پهپادها است.
نیروهای ارتش آمریکا در حال کار بر روی مهمات هدایت‌شونده «JDAM» در مقابل یک بمب‌افکن B-1 Lancer نیروی هوایی ایالات متحده (USAF) در باند پایگاه هوایی فرفورد در انگلستان، ۱۱ مارس ۲۰۲۶.(Henry NICHOLLS / AFP via Getty Images)

نویسنده: اندرس کور

از آغاز جنگ با جمهوری اسلامی، حملات موشکی آن حدود ۹۰ درصد کاهش یافته و حملات پهپادی آن نیز ۸۳ درصد کاهش پیدا کرده است. این احتمالاً به این دلیل است که ایالات متحده توانسته پرتابگرهای موشکی ایران را با موفقیت هدف قرار دهد و ورودی‌های مجموعه‌های گسترده انبارهای زیرزمینی موشک آن را بمباران کند. نیروی هوایی و نیروی دریایی جمهوری اسلامی عملاً از میان رفته‌اند. بسیاری از فرماندهان ارشد نظامی و اطلاعاتی کشور نیز از میان برداشته شده‌اند. برنامه توسعه سلاح هسته‌ای ایران نیز تا حدود یک دهه به عقب رانده شده است.

این‌ها موفقیت‌های بزرگی هستند که پس از دستگیری دیکتاتور ونزوئلا و چرخش آن کشور به سوی تبعیت از قوانین بین‌المللی تحت رهبری آمریکا به دست آمده‌اند. اهمیت جهانی این تغییرات راهبردی در دو کشور از سه کشور دارای بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان، برای متحدان آن‌ها از جمله چین، روسیه و کره شمالی پیامدهایی خواهد داشت.

با این حال، پیروزی در ایران احتمالاً هنوز دور است. ساختارهای سطح پایین‌تر دستگاه نظامی جمهوری اسلامی همچنان باقی مانده‌اند. این ساختارها فرماندهی غیرمتمرکزی برقرار کرده‌اند و دستور داده‌اند که حملاتی علیه سامانه‌های دفاع هوایی حیاتی آمریکا، پایگاه‌ها و اهداف غیرنظامی نرم در سراسر منطقه، از جمله زیرساخت‌های نفتی و شبکه‌های حمل‌ونقل، انجام شود. رهبری جمهوری اسلامی امیدوار است با افزایش قیمت جهانی نفت—شاید تا حدود ۱۵۰ دلار برای هر بشکه—ایالات متحده در نهایت همانند عراق و افغانستان از ادامه جنگ دست بکشد. در ۹ مارس، قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد. ایالات متحده و متحدانش در حال گفت‌وگو درباره آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت خود هستند.

امید اولیه به سرنگونی رژیم توسط مخالفان، که در ماه ژانویه به خیابان‌ها آمدند، اکنون کمرنگ شده است. همچنین امید به این که روحانیون حاکم بر ایران یک رهبر میانه‌رو منصوب کنند نیز از بین رفته است. آن‌ها در عوض پسر آخرین رهبر تندرو را انتخاب کردند. گفته می‌شود رژیم در ژانویه تا ۳۶ هزار نفر از معترضان ایرانی را کشته است و به نظر می‌رسد ایرانیان هنوز آماده نیستند دوباره جان خود را برای سرنگونی رژیم به خطر بیندازند. همچنین تاکنون فرار گسترده نظامیان یا کودتایی علیه روحانیون حاکم رخ نداده است. ارتش جمهوری اسلامی همچنان نیروهای نظامی آمریکا و اسرائیل را هدف قرار می‌دهد و گفته می‌شود در این کار از کمک اطلاعاتی روسیه بهره می‌برد. در ۹ مارس، جمهوری اسلامی دومین موشک خود را به سوی ترکیه—کشور عضو ناتو که می‌تواند ماده ۵ این پیمان را فعال کند—شلیک کرد. هر دو موشک رهگیری شدند.

هزینه ۱۰۰ ساعت نخست جنگ برای ایالات متحده تا حدود ۳٫۷ میلیارد دلار بوده است. بخشی از این هزینه به دلیل استفاده از موشک‌های رهگیر گران‌قیمت و مهمات دورایستا است که برای تهدیدهای پیشرفته‌تر مانند موشک‌های بالستیک چین و روسیه طراحی شده‌اند. این سلاح‌ها کار خود را انجام می‌دهند، اما سال‌هاست که معادله هزینه‌ای موشکی در برابر جمهوری اسلامی به سود آمریکا نبوده است. پس از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و حملات متعدد جمهوری اسلامی در طول سال ۲۰۲۴ که هر بار شامل صدها موشک و پهپاد بود، ایالات متحده و اسرائیل بخش قابل توجهی از ذخایر رهگیرهای دفاع ضد موشکی خود را مصرف کردند.

جمهوری اسلامی پهپادهایی با قیمت حدود ۲۰ هزار دلار برای هر واحد و موشک‌های بالستیکی با قیمت حدود یک میلیون دلار شلیک کرده است. برای مقابله با آن‌ها اغلب به رهگیرهای دفاع موشکی ساخت آمریکا نیاز بوده است. نوع THAAD که موشک‌ها را در خارج از جو هدف قرار می‌دهد ممکن است تا ۱۳ میلیون دلار برای هر واحد هزینه داشته باشد. رهگیرهای پاتریوت برای تهدیدهای نزدیک‌تر به کار می‌روند اما همچنان تا ۴ میلیون دلار برای هر واحد هزینه دارند. برای اطمینان ۹۰ درصدی از سرنگونی یک موشک، ممکن است یک پاتریوت استفاده شود؛ اما برای رسیدن به اطمینان ۹۹ درصدی به دو موشک نیاز است.

تمام این سامانه‌ها توسط ایالات متحده برای مقابله با پهپادهای ارزان شاهد استفاده شده‌اند. جمهوری اسلامی در گذشته توانسته است ماهانه تا ۶ هزار فروند از این پهپادها تولید کند. این در حالی است که تولید سالانه آمریکا از رهگیرهای موشکی ضدبالستیک حدود هزار واحد است. جمهوری اسلامی همچنین ممکن است ماهانه صدها موشک بالستیک با هزینه‌ای در حدود یک میلیون دلار برای هر واحد تولید کند.

تولید انبوه پهپادها به جمهوری اسلامی امکان استفاده از تاکتیک «حمله دسته‌جمعی» را می‌دهد. در دو روز نخست جنگ کنونی، امارات متحده عربی روزانه هدف حمله ۵۰۰ پهپاد ایرانی قرار گرفت و از آن زمان روزانه حدود ۱۰۰ پهپاد این کشور را هدف قرار می‌دهند. جمهوری اسلامی همچنین در حال هدف قرار دادن سامانه‌های راداری آمریکا است که یکی از آن‌ها حدود یک میلیارد دلار ارزش دارد. اگر این سامانه‌ها در نهایت نابود شوند، ادامه جنگ بسیار دشوارتر خواهد شد.

این عدم تقارن در هزینه و تأمین تجهیزات نمی‌تواند برای همیشه ادامه پیدا کند، زیرا در غیر این صورت ایالات متحده و متحدانش ممکن است در نتیجه فرسایش مالی شکست بخورند. از آنجا که جمهوری اسلامی قصد تهاجمی خود علیه غیرنظامیان را نشان داده و گفته می‌شد تابستان گذشته به اندازه کافی اورانیوم غنی‌شده برای ساخت حدود ۱۹ سلاح هسته‌ای در اختیار داشته است، ایالات متحده و اسرائیل راهبردهای خود را تغییر دادند و تمرکز را بر هدف قرار دادن برنامه‌های توسعه سلاح هسته‌ای ایران قرار دادند. این هدف تا حد زیادی در جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن محقق شد.

با این حال، آن جنگ ذخایر گران‌قیمت را کاهش داد. حدود ۱۰۰ موشک رهگیر THAAD در دفاع استفاده شد که حدود ۲۰ درصد از کل ذخایر آن را تشکیل می‌دهد. و گفته می‌شود جمهوری اسلامی پس از آن همچنان قصد توسعه سلاح هسته‌ای، برنامه موشکی و تولید پهپاد را حفظ کرده است. بنابراین لازم بود برنامه‌هایی برای حمله دوباره به برنامه‌های هسته‌ای ایران و همچنین هدف قرار دادن رهبری و اهداف گسترده نظامی آن طراحی شود تا این وضعیت دوباره تکرار نشود. عملیات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه از سر گرفته شد و دفاع موشکی بار دیگر در حال مصرف ذخایر رهگیرهای دفاع موشکی و مهمات دورایستای آمریکا است.

دیکتاتورهای چین، روسیه و کره شمالی احتمالاً پیروزی‌های چشمگیر آمریکا در ایران را زیر نظر دارند، اما همزمان گزارش‌ها درباره کاهش سریع ذخایر تسلیحاتی آمریکا را نیز می‌خوانند. آن‌ها ممکن است این وضعیت را فرصتی برای آغاز جنگ‌های جدید علیه ایالات متحده و متحدانش در آسیا و اروپا بدانند. بنابراین اثر بازدارندگی جنگ ایران دو لبه دارد.

برای مقابله با این مشکل، ایالات متحده تولید برخی سلاح‌ها را چهار برابر کرده است، اما فاصله زمانی میان خرید و تحویل پیشرفته‌ترین موشک‌ها ممکن است سال‌ها طول بکشد. در همین حال، شی جین‌پینگ به ارتش چین دستور داده است که تا سال آینده توانایی حمله به تایوان را داشته باشد. روسیه نیز هم‌اکنون در جنگ اوکراین درگیر است. برای دستیابی به این اهداف، دشمنان آمریکا مدت‌هاست که ذخایر تسلیحاتی خود را افزایش داده‌اند. چین بزرگ‌ترین زنجیره‌های تأمین صنعتی جهان را دارد و بنابراین از نظر تولید انبوه سلاح‌های ارزان می‌تواند بزرگ‌ترین تهدید باشد.

جهان مکان خطرناکی است و ایالات متحده با خردمندی آسان‌ترین اهداف را در ابتدا هدف قرار می‌دهد. بخشی از تحول راهبرد آمریکا در برابر رژیم ایران این است که رهبری کشور—از علی خامنه‌ای—به همراه فرماندهان سپاه پاسداران و مراکز باقی‌مانده توسعه و تولید سلاح هسته‌ای، موشک‌های بالستیک و پهپادها هدف قرار گیرند. سپاه پاسداران سازمانی است که از سوی آمریکا به عنوان سازمان تروریستی معرفی شده و سابقه هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی را دارد، بنابراین نمی‌توان اجازه داد به سلاح هسته‌ای دست یابد.

با این حال، افرادی در پشت صحنه آماده هستند تا در صورت فراهم شدن فرصت فرماندهی نیروهای متعارف نظامی رژیم را در دست بگیرند. در هفته نخست درگیری، ایالات متحده به ترتیب تقریباً دفاع هوایی، مراکز فرماندهی، پرتابگرهای موشکی، نیروی هوایی و نیروی دریایی جمهوری اسلامی را به شدت تضعیف کرد. بسیاری از این اهداف با مهمات دورایستا مانند موشک‌های تاماهاوک و سامانه موشکی تاکتیکی ارتش (ATACM) هدف قرار گرفتند که هر کدام بیش از یک میلیون دلار هزینه دارند.

اکنون که برتری هوایی بر فراز ایران به دست آمده است، نیروی هوایی آمریکا می‌تواند از هواپیماهای ارزان‌تر و غیرپنهانکار مانند A-10 وارثاگ و جنگنده‌های F-15 برای شکار پهپادهای شاهد استفاده کند. هواپیمای وارثاگ می‌تواند این پهپادها را با گلوله‌های ۳۰ میلی‌متری خود که اندازه‌ای شبیه بطری آبجو دارند هدف قرار دهد؛ هر گلوله حدود ۱۳۶ دلار هزینه دارد. اما جنگنده F-15 موشک AMRAAM با قیمت حدود یک میلیون دلار شلیک می‌کند که احتمالاً در جنگ کنونی علیه پهپادهای شاهد استفاده شده است. پهپاد «کایوت» ساخت شرکت ریتئون که برای شکار پهپادهای دیگر طراحی شده، رهگیرهایی با قیمت کمتر از ۱۲۷ هزار دلار دارد. با این حال، این رهگیرها نیز در مقایسه با پهپاد شاهد همچنان گران محسوب می‌شوند.

گزینه‌هایی علاوه بر A-10 وجود دارند که فشار کمتری بر مالیات‌دهندگان آمریکایی وارد می‌کنند. ایالات متحده سلاح‌های لیزری توسعه داده است که برای نابودی پهپادها طراحی شده‌اند و هر شلیک آن‌ها فقط چند دلار هزینه دارد. اوکراین نیز از رهگیرهای پهپادی با قیمت تنها حدود هزار دلار برای سرنگون کردن پهپادهای شاهد استفاده کرده است. این موضوع مزیت مالی را به‌طور کامل در اختیار مدافع قرار می‌دهد. اوکراین همچنین از اخلال الکترونیکی، توپ‌های هلیکوپتری، مسلسل‌های سنگین نصب‌شده بر پشت وانت‌ها، تفنگ‌های ساچمه‌ای و حتی تورهای ماهیگیری برای مقابله با پهپادهای شاهد استفاده کرده و نتایج قابل قبولی گرفته است.

ایالات متحده باید ذخایر نظامی خود را حفظ کند و حساب‌های مالیات‌دهندگان را پر نگه دارد تا بتواند چین و دیگر دشمنان خطرناک را بازدارندگی کند. خبر خوب این است که دولت آمریکا به خوبی از این موضوع آگاه است و با سرعت زیاد در حال استقرار راه‌حل‌های ارزان‌تر ضدپهپادی در خاورمیانه است، از جمله بسیاری از گزینه‌هایی که در بالا ذکر شد. این مسیر درستی است. رژیم ایران به شدت تضعیف شده و اگر ایالات متحده و اسرائیل برتری هوایی دائمی بر فراز این کشور حفظ کنند می‌توان آن را از طریق حملات هوایی در همین وضعیت نگه داشت.

ایالات متحده همچنین می‌تواند به این فکر کند که چگونه جمهوری اسلامی را مجبور کند هزینه مهار ایران را بپردازد. برای مثال، آمریکا می‌تواند بر صادرات ایران تعرفه وضع کند—صرف‌نظر از اینکه کدام کشور آن را وارد می‌کند. اگر جمهوری اسلامی بخواهد نفت خود را به چین صادر کند، آمریکا می‌تواند بر آن تعرفه وضع کند تا هزینه خسارت‌هایی که تهران در منطقه وارد کرده و همچنین هزینه عملیات نظامی گذشته و جاری برای مهار رژیم پرداخت شود. اگر کشتی‌ای با محموله ایرانی این تعرفه را پرداخت نکند، نیروی دریایی آمریکا می‌تواند آن کشتی را توقیف کرده و به فروش برساند. این اقدام می‌تواند به سامان‌دهی مالی منطقه کمک کند. برای هر موشک رهگیر THAAD به ارزش ۱۳ میلیون دلار که آمریکا یا متحدانش برای مقابله با یک موشک ایرانی استفاده کرده‌اند، صورتحساب آن برای تهران ارسال خواهد شد. این تنها بخشی از عدالت در برابر هزینه‌هایی است که گفته می‌شود رژیم از خانواده‌های معترضان کشته‌شده تا حدود ۱٬۷۲۰ دلار برای «هزینه گلوله» دریافت کرده است.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: آندرس کور دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه ییل (۲۰۰۱) و مدرک دکترای دولتی از دانشگاه هاروارد (۲۰۰۸) است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی