نویسنده: دکتر آنتونیو گراسفو
رژیم چین از درگیری میان آمریکا، اسرائیل و ایران بهعنوان یک فرصت زنده برای جمعآوری اطلاعات استفاده میکند و با بهکارگیری ماهوارهها و یک کشتی ردیابی دریایی، نحوه برنامهریزی، هماهنگی و اجرای عملیات توسط نیروهای آمریکایی و اسرائیلی را زیر نظر دارد. این امر به پکن امکان میدهد مجموعهای از دادهها درباره شیوههای جنگی غرب برای استفاده در آینده، بهویژه در یک درگیری احتمالی در منطقه هند-اقیانوس آرام، ایجاد کند.
شرکت میزارویژن، یک شرکت فناوری و اطلاعاتی مستقر در هانگژو که در سال ۲۰۲۱ تأسیس شده، یک هفته پیش از آغاز عملیات «خشم حماسی» در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ شروع به انتشار تصاویر در شبکههای اجتماعی کرد. این شرکت مالک ماهواره نیست؛ بلکه تصاویر را از چندین ارائهدهنده تجاری، از جمله وانتور و ایرباس دیفنس اند اسپیس، تهیه کرده و سپس با استفاده از نرمافزارهای هوش مصنوعی تجهیزات مختلف از هواپیماهای سوخترسان تا سامانههای دفاع موشکی را بهصورت خودکار شناسایی میکند.
این شرکت تصاویر تحلیلشده را بهصورت رایگان منتشر میکند؛ رفتاری که با الگوی یک شرکت پوششی وابسته به حزب کمونیست چین همخوانی دارد و ممکن است توضیح دهد چرا ارائهدهندگان تجاری غربی از ۳ مارس دسترسی به تصاویر مناطق درگیری را محدود کردهاند. در طول عملیات، میزارویژن تصاویر ماهوارهای از فعالیتهای نظامی آمریکا از جمله جنگندههای اف-۲۲، هواپیماهای فرماندهی و کنترل، گروههای رزمی ناوهای هواپیمابر و جابهجایی شناورهای دریایی منتشر کرد. برخی از تأسیسات و تجهیزات شناساییشده بعداً هدف حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفتند.
انتقال مستقیم دادههای هدفگیری از سوی حزب کمونیست چین به ایران همچنان در حد یک ارزیابی است و نه یک واقعیت تأییدشده؛ هیچ ارتباط دادهای تأییدشدهای میان داراییهای چینی و سامانههای هدفگیری ایران بهصورت عمومی اثبات نشده است. با این حال، اطلاعات آمریکا نشان میدهد که حزب کمونیست چین ممکن است در حال آمادهسازی برای ارائه کمک مالی، قطعات یدکی و اجزای موشکی به رژیم ایران باشد؛ هرچند پکن تاکنون از ورود مستقیم به درگیری خودداری کرده است. این الگو پیشتر نیز سابقه داشته است.
در جریان کارزار حوثیها علیه کشتیرانی در دریای سرخ در سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴، این گروه تحت هدایت سپاه پاسداران شبکهای یکپارچه از نظارت ایجاد کرده بود که بر تصاویر ماهوارهای از منابع چینی و روسی تکیه داشت. این شبکه با کشتی جاسوسی مرتبط با سپاه، «اموی بهشاد»، تکمیل میشد که بهعنوان کانالی برای انتقال این اطلاعات عمل میکرد.
به گفته یک مقام آمریکایی و یک دستیار کنگره، کشتی بهشاد اطلاعات الکترونیکی در اختیار حوثیها قرار میداد و به آنها امکان میداد کشتیها را در دریای سرخ شناسایی و هدف قرار دهند. این مدل، ترکیبی از یک سکوی فیزیکی و دادههای مبتنی بر فضا بود.
در درگیری کنونی، نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران عمدتاً در اسکلهها نابود شده و بخش فیزیکی این مدل از بین رفته است. آنچه باقی مانده، لایه مبتنی بر فضاست که توسط میزارویژن اداره میشود و بهصورت عمومی در شبکههای اجتماعی منتشر میشود؛ بهگونهای که عملاً بهعنوان دادههای هدفگیری در زمان واقعی برای ظرفیتهای تلافیجویانه باقیمانده جمهوری اسلامی عمل میکند.
حزب کمونیست چین همچنین از منظومه ماهوارهای «جیلین-۱» برای رصد عملیات آمریکا استفاده میکند و استقرار هواپیماها، مسیر موشکها، تحرکات دریایی و لجستیک را دنبال میکند. این شبکه نظارتی گستردهتر شامل ماهوارههای شناسایی «یائوگان»، سامانه ناوبری «بیدو» و سکوهای دریایی است که تصاویر بصری را با دادههای سیگنالی ترکیب میکند تا اطلاعات چندلایه و بینشهای عملیاتی بلندمدت ایجاد کند.
چین کشتی «لیائووانگ-۱» را که برای جمعآوری اطلاعات بهکار میرود، به خلیج عمان اعزام کرده و آن را در آبهای بینالمللی نزدیک تنگه هرمز مستقر کرده است. اگرچه این کشتی بهطور رسمی بهعنوان یک شناور ردیابی فضایی معرفی شده، اما کاربردهای نظامی آشکاری دارد. این کشتی مجهز به گنبدهای راداری متعدد، آنتنهای با بهره بالا و سامانههای پردازش سیگنال است و میتواند بهطور همزمان صدها هدف را ردیابی کند، ارتباطات و امواج راداری را رهگیری کند و الگوهای عملیاتی مانند زمانبندی حملات هوایی، چرخههای لجستیکی و مانورهای دریایی را بازسازی کند.
لیائووانگ-۱ همچنین با ردیابی پرتاب موشکها و داراییهای فضایی در اقیانوس آزاد، برد رادارهای زمینی را افزایش میدهد و دادههای تلهمتری را در زمان واقعی جمعآوری میکند. اندازه بزرگ آن امکان استقرار حسگرهای گسترده، بالگردها برای لجستیک و نظارت، و قابلیتهای فرماندهی و کنترل مرتبط با جنگ الکترونیک و احتمالاً عملیات ضدماهواره را فراهم میکند. این کشتی که توسط ناوهای جنگی چینی محافظت میشود، نشاندهنده راهبرد حزب کمونیست چین برای جمعآوری اطلاعات از عملیات آمریکا و متحدانش بدون ورود مستقیم نظامی است.
نظارت چین بر این درگیری نشاندهنده تغییر گستردهتری در ماهیت جنگ است؛ جایی که فناوری ماهوارهای تجاری باعث شده فعالیتهای نظامی بیش از پیش قابل مشاهده شوند. برخلاف ماهوارههای جاسوسی دوران جنگ سرد، منظومههای مدرن در مدار پایین زمین ارزانتر، پرتعدادتر و قادر به پوشش تقریباً لحظهای جهانی هستند. حتی شرکتهای خصوصی نیز اکنون میتوانند به این تصاویر دسترسی داشته یا آنها را تحلیل کنند.
هوش مصنوعی نیز این روند را تقویت میکند و بهسرعت داراییها، مکانها و الگوهایی را شناسایی میکند که پیشتر نیازمند تیمهای بزرگ تحلیلگر بود. ایالات متحده در حال تطبیق با این شرایط از طریق پراکندگی نیروها، استفاده از فریب و تلاش برای مقابله با نظارت است؛ اما تداوم پوشش ماهوارهای پنهانسازی را بهطور فزایندهای دشوار کرده است.
توانمندیهای پیشرفته سایبری چین نیز این کشور را در موقعیتی قرار میدهد که از این وضعیت بهرهبرداری کند. با تضعیف ساختارهای نظامی و اطلاعاتی ایران، ارتش آزادیبخش خلق چین میتواند از عملیات سایبری در حال تحول و روشهای اطلاعاتی اسرائیل علیه تهران درس بگیرد. این مشاهدات بینشهایی درباره جنگ مدرن، از جمله نظارت، نفوذ و اخلال فراهم میکند که میتواند برای درگیریهای آینده کاربرد داشته باشد.
در عین حال، چین از این درگیری برای تعمیق نفوذ منطقهای خود نیز استفاده میکند و با ارائه فناوریهای نظارتی، ابزارهای حکمرانی دیجیتال و همکاریهای اطلاعاتی به کشورهای دیگر، روابط خود را تقویت میکند؛ بدون آنکه وارد درگیری نظامی مستقیم شود، و خود را بهعنوان یک شریک قابل اتکا معرفی میکند.
جمعآوری اطلاعات و تحلیل دادهها همواره برای جنگ حیاتی بوده و به اندازه تسلیحات اهمیت دارد. امروزه با استفاده از ماهوارهها، میتوان در هر ثانیه گیگابیتها داده جمعآوری کرد و تقریباً تمام مناطق درگیری را بهطور همزمان زیر نظر گرفت. این دادهها بعدها توسط هوش مصنوعی برای اجرای سناریوها و شبیهسازیها تحلیل میشوند و میتوانند بهعنوان نقشه راه برای تمرینهای واقعی و رزمایشهای گسترده نظامی به کار روند.
با مشاهده یک درگیری واقعی، چین به بینشهای ارزشمندی درباره عملیات نظامی آمریکا و متحدانش دست مییابد که میتواند راهبردهای آینده را شکل دهد، بهویژه در مناطقی مانند هند-اقیانوس آرام. با این حال، ایالات متحده نیز از تواناییهای مشابه یا حتی برتر برخوردار است و نهتنها در حال مشاهده میدان نبرد است، بلکه نحوه نظارت چین بر آمریکا را نیز زیر نظر دارد و از آن میآموزد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: دکتر آنتونیو گراسفو تحلیلگر اقتصادی چین است که بیش از ۲۰ سال را در آسیا سپری کرده است. آقای گراسفو فارغالتحصیل دانشگاه ورزش شانگهای است، دارای مدرک امبیای از دانشگاه شانگهای جیائوتنگ است و در دانشگاه نظامی آمریکا در رشته دفاع ملی تحصیل کرده است.
















