نویسنده: کنراد بلک، از پیشگامان انتشار روزنامه در جهان
سخنرانی هفته گذشته ترامپ در سازمان ملل تاریخی و بینظیر بود. او گفت که سازمان ملل محفلی بیثمر است که حتی پلهبرقی و تلهپرامپتر آن هم درست کار نمیکند. او در سخنرانی خود از تهدید دوگانه بقای تمدن غرب گفت: اول، موج بیوقفه مهاجران سرخورده که اغلب سابقه جرم و جنایت دارند و قرار نیست در سرزمین جدید خود یک شهروند مفید باشند؛ و دوم، تلاش برای کاهش انتشار دیاکسید کربن براساس فرضیه نادرستی که تغییرات اقلیمی را بلای جان انسان میداند.
موج مهاجران غیرقانونی ارتباطی با مقوله مهاجرت ندارد. این افراد صرفاً مردمان سرخوردهای هستند که از مشکلات خود فرار میکنند و شمار قابلتوجهی از مجرمان خشن و خطرناک هم بین آنها به چشم میخورند. ما با نوعی تهاجم سروکار داریم که به هجوم بربرها به امپراتوری روم غربی در قرن چهارم و پنجم میلادی شباهت دارد. این اتفاق قبل از هجوم بربرهای سنگدل و بیرحمی رخ داد که امپراتوری روم غربی را در قرن پنجم ساقط کردند.
ترامپ گفت که سازمان ملل کمکهای مالی قابلتوجهی برای حمایت از ورود مهاجران غیرقانونی به آمریکا انجام داده که اکنون با صرف هزینههای گزاف و در سایه فشارهای اجتماعی بهطور سیستماتیک از این کشور اخراج میشوند.
ترامپ به درستی گفت که سازمان ملل کمر به نابودی اعضای اصلی خود بسته که مخارج این سازمان را پرداخت میکنند.
او تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی را بزرگترین حقه تاریخ دانست و به مخارج گزاف مردم در اروپای غربی به دلیل افزایش هزینه سوخت و گرمایش خانه اشاره کرد. اروپا ردپای کربنی خود را بیش از ۳۰ درصد کاهش داده است، اما این مسئله هیچ کمکی به کاهش انتشار جهانی کربن نمیکند؛ چرا که ردپای کربنی جهان در بازه زمانی مشابه حدود ۶۰ درصد افزایش یافته است.
ترامپ همچنین به هزینههای سرسامآور انرژی بادی و خورشیدی اشاره کرد و افزود که این انرژیها تنها زمانی قابل استخراج و استفاده هستند که خورشید بتابد و باد به وزیدن خود ادامه دهد. او به این نکته مهم نیز اشاره کرد که بیشتر توربینهای بادی جهان در چین تولید میشوند، اما خود چین از آنها استفاده نمیکند. او با نکات واضح و دندانشکن خود توانست بیفایده بودنِ سیاستهای اقلیمی سازمان ملل و بسیاری از اعضای آن را به تصویر بکشد.
ترامپ بعد از آنکه اشتباهات، ادعاها و رفتار ریاکارانه سازمان ملل را به ۱۹۲ کشور عضو گوشزد کرد، به دو جنگ اصلی جاری در جهان پرداخت. او فراموش کردن منشاء جنگ غزه را به باد انتقاد گرفت: حمله حماس به اسرائیل، کشتار هزار و ۲۰۰ نفر و به اسارت گرفتن ۲۵۰ نفر که بسیاری از آنها در بند اسارت جان باختند؛ اتفاقاتی که باعث لغو آتشبس قبلی شدند.
اظهارات ترامپ درباره جنگ اوکراین از اهمیت بسیاری برخوردار بود. او برای جلب رضایت روسیه تلاش بسیاری انجام داد، زیرا میدانست که شکست تحقیرآمیز روسیه این کشور را بهطور کامل بهسوی چین سوق میداد. این مسئله باعث میشد که چین ۳۰ تا ۴۰ میلیون نفر از جمعیت مازاد خود را به سیبری بفرستد و بهازای پرداخت حق امتیاز از منابع آنجا بهرهبرداری کند؛ کاری که روسیه تاکنون موفق به انجام آن نشده است (بهجز نفت و گاز). این وضعیت روسیه را تابعِ چین میکرد و منابع راهبردی بیسابقهای در اختیار چین میگذاشت. بدیهی است که چنین چیزی خوشایند غرب نخواهد بود، زیرا باعث میشود که چین در منطقه اوراسیا دست بالا را پیدا کند.
ترامپ به وضوح گفت که از بیصداقتی پوتین و ریاکاری متحدان اروپایی خود به ستوه آمده است. اعضای اروپای غربی ناتو پیوسته آمریکا را تحت فشار قرار دادهاند تا اقدامات لازم را برای شکست روسیه در دستور کار قرار دهد، حال آنکه خود با سخاوتمندی به اوکراین سلاح و مهمات میدهند. با اینحال، آنها هنوز از روسیه گاز میخرند و بودجه جنگ این کشور را تأمین میکنند. اروپا در گذشته نهچندان دور تحت رهبری سیاستمدارانی مانند مارگارت تاچر، هلموت کوهل، شارل دوگل و فرانسوا میتران اداره میشد. اگر آنها همچنان بر سر کار بودند، امکان نداشت خودشان را درگیرِ دغلکاری و رفتارهای دوگانه کنند.
ترامپ افزود که بهزودی با قدرتهای اروپای غربی بر سر منابع جایگزین انرژی روسیه به توافق خواهد رسید. آمریکا درصورت دستیابی به این توافق آماده خواهد بود که تحریمهای شدیدی را علیه روسیه وضع کند و تحریمهای ثانویه خود را برای شرکای تجاری این کشور به اجرا درآورد.
کرملین ظاهراً بهطور ناخودآگاه در حال عقبنشینی است. ترامپ اعضای اروپایی ناتو و کانادا را مجاب کرده که ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به بودجه دفاعی اختصاص دهند و از این بودجه برای خرید تجهیزات پیشرفته نظامی از آمریکا و تحویل آن به اوکراین استفاده کنند و بدین ترتیب توانسته که فشار انزواطلبان حزب جمهوریخواه را از روی دوش خود بردارد. این اقدام باعث میشود که مردم روسیه طعم واقعی جنگ را بچشند و با حمله به مناطق مسکونی دستوپنجه نرم کنند؛ اقدامی که روسها برای انجام آن در اوکراین از هیچ تلاشی فروگذاری نکردهاند.
ترامپ به درستی گفت که روسیه شبیه یک «ببر کاغذی» است، چرا که این کشور نه فقط با اوکراینِ کوچک که با کل ناتو سروکار دارد. تولید ناخالص داخلی روسیه کمتر از کانادا بوده و جمعیت آن به حدود ۴۰ درصد از جمعیت آمریکا میرسد و تاکنون بیش از ۱ میلیون کشته، بالغ بر ۵۰ هزار مورد ترک خدمت و صدها هزار سرباز فراری داشته است.
ترامپ به دنبال صلحی بود که جلوی تحقیر روسیه را بگیرد و این کشور را بهسوی چین سوق ندهد. اما رفتار پوتین بهقدری دغلکارانه و تحریکآمیز بوده که او را در تنگنا قرار داده است. اگر پوتین به خود نیاید و با حسننیت و توجه به شرایط موجود در میدان نبرد پای میز مذاکره ننشیند و خیال واهیِ احیای شوروی استالینیستی را از سر بیرون نکند، روسیه را به سمت بزرگترین شکست ممکن در ۳۵ سال اخیر از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوق خواهد داد.
سخنرانی ترامپ در سازمان ملل نشان داد که تداوم موجودیت یک گروه تروریستی در مرز اسرائیل قابل تحمل نیست، خواستههای روسیه در قبال تضعیف اوکراین مورد قبول قرار نمیگیرد و سازمان ملل نیز به اصلاحات ساختاری و بازنگری اساسی در اصول تمامیتخواهانه، ضدغربی و سوسیالیستی خود نیاز مبرم دارد؛ اصولی که خطمشی اکثریت اعضای این سازمان به شمار میآیند.
این سازمان که با هزار امید و آرزو به دستور فرانکلین دی. روزولت در سال ۱۹۴۵ تأسیس شد، به محلی برای داد و فریادهای بیحاصل دولتهای ناکام و فاسد دنیا تبدیل شده است. کشورهای بزرگ و موفق باید از اصلاحات ساختاری حمایت کنند. سخنرانی روز ۲۳ سپتامبر ترامپ را میتوان نقطه آغازِ این اقدام دیرهنگام دانست.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
کنراد بلک به مدت ۴۰ سال از برجستهترین سرمایهگذاران کانادا بوده و جزو پیشگامان انتشار روزنامه در جهان است. او مؤلف زندگینامه فرانکلین دی. روزولت و ریچارد نیکسون و اخیراً «دونالد جی. ترامپ: رئیسجمهوری که مثل هیچکس نیست» است که نسخه جدید آن به تازگی منتشر شده است.















