نویسنده: مالی انگلهارت
این روزها خیلی به شانس و اقبال فکر میکنم؛ اینکه آیا شانس تصادفی رخ میدهد یا پدیدهای اکتسابی است یا چیزی که به واسطه باور به خوششانسی خود باعث جذب آن میشویم.
علم میگوید مشاهده کردن میتواند ماهیت ماده را در حد ناچیز دگرگون کند. در آزمایش معروف «شکاف دوگانه» دیدیم که وقتی ذرات زیر نظر قرار میگیرند، نسبت به زمانی که تحت نظر نیستند، رفتار متفاوتی از خود نشان میدهند. گویی تحت نظر بودن رفتار ذرات را دگرگون میکند. اما زندگی روزمره ما چگونه میگذرد؟ آیا ایمان، ذهنیت یا باورها میتوانند سرنوشت ما را تحت تأثیر قرار دهند؟
چندی پیش مقالهای خواندم که میگفت آدمهای خوششانس بر حسب تصادف خوششانس نیستند؛ آنها خوششانس هستند، چون انتظار دارند چنین باشند. کسانی که باور دارند زندگی بر وقف مرادشان است، بیشتر ریسک میکنند، در کارها پیشقدم میشوند و ناکامیها را موقتی میبینند. ریچارد وایزمن، روانشناس، در مطالعهای نشان داد که افراد «خوششانس» متوجه فرصتهایی میشوند که دیگران از آنها غافل هستند و سختیها را با خوشبینی پشت سر میگذارند. باورهای آنها باعث بازآرایی جهان نمیشوند، بلکه آن را دگرگون میکنند.
من از نزدیک شاهد تأثیر باورها بودهام. برادرم امسال دو مرتبه از روی نردبان افتاد و هردو مرتبه با شدت تمام زمین خورد. اما هردو مرتبه مثل یک گربه روی پاهایش فرود آمد، بلافاصله سرپا ایستاد، خندید و هیچ اثری از ترس و درد در او دیده نمیشد. برادرم واقعاً باور دارد که خوششانس است و همهچیز بر وفق مراد او پیش میرود. وقتی او را میبینم، از خودم میپرسم آیا باورها غریزهاش را تغییر میدهند؟ آیا این اطمینانی که دارد، باعث تغییر آنی عکسالعمل بدن او میشود؟
شاید علم بگوید باورها رفتارهای ما را شکل میدهند و کاری با جهان مادی ندارند. کسانی که خود را خوششانس میدانند، معمولاً ذهن بازتری دارند، بیباکتر هستند و سریعتر وارد عمل میشوند. این افراد بیشتر خطر میکنند و در مواجهه با سختیهای زندگی درجا نمیزنند. از اینرو، چیزی که ما به آن «شانس» میگوییم، شاید فقط شجاعتی باشد که لبخند بر چهره دارد.
من با افرادی آشنا شدهام که نسبت به من بااستعدادتر بودند؛ افرادی که استعداد درخور توجهی داشتند، اما توجهی به آن نمیکردند. این افراد اهل نشخوار فکری بودند، همیشه جانب احتیاط را میگرفتند یا در مواجهه با سختیها کنار میکشیدند. پیشتر درباره یکی از دوستانم شوخی میکردم و میگفتم که «اگر در رانندگی به اندازه انگشت کوچک او استعداد داشتم، هیچچیز جلودارم نبود.» اما همینکه سنم بالاتر رفت، متوجه شدم که ذهنیت و پشتکار به اندازه استعداد و شاید بیشتر از آن حائز اهمیت است. انسان بااستعداد میتواند تا ابد استعداد خود را بالقوه نگهدارد، اما انسان ثابتقدم همیشه در حرکت است، یاد میگیرد و درنهایت به موفقیت میرسد.
ایمان برای من همیشه یک عامل محرک بوده است؛ نوعی اعتماد بیقید و شرط به اینکه همهچیز و حتی دشواریها به سود من رقم خواهد خورد. ایمان همیشه به من کمک کرده که از دلِ فقدان، بلاتکلیفی و ناکامی به سلامت عبور کنم. من اتفاقاتی را از سر گذراندهام که فقط میتوانم آنها را «معجزه» بنامم. آیا این اتفاقات صرفاً نتیجه اراده و پایداری بودهاند؟ یا نیرویی الهی در پاسخ به باورها به یاریام آمده است؟
حتی مطالعه آب هم مایه شگفتی است. عکسهای مشهور ماسارو ایموتو از بلورهای یخ نشان میدهند که شکل بلورها در مواجهه با کلمات یا احساساتی که به آنها منتقل میشود تغییر میکند. این عکسها جای بحث و بررسی دارند، اما چیزی را به تصویر میکشند که به لحاظ شهودی به آن باور داریم: نیت حائز اهمیت است. محققانی مانند ودا آستین نیز در حال بررسی این موضوع هستند که آب چگونه به انرژی و احساس انسان واکنش نشان میدهد. حتی اگر علم هرگز چنین چیزی را «ثابت» نکند، خوب میدانیم که احساس و اندیشه جسم انسان را دگرگون میکنند. انسان بهطور عمده از آب ساخته شده است. وقتی آرام و امیدوار هستیم، فیزیولوژی ما نیز چنین حالتی را منعکس میکند. زمانی هم که میترسیم یا خشمگین هستیم، فیزیولوژی عملکرد مشابهی دارد. باورها آبِ درون ما و شاید حتی دنیای پیرامون را دستخوش تغییر میکنند.
اگر این موضوع توجهتان را جلب کرده است، باید بگویم که چند ماه پیش در اپک تایمز مقالهای مفصل درباره علم و معنویتِ آب نوشتم. من در این مقاله به متون مقدس و مقوله آگاهی پرداختهام و از این گفتهام که شاید آب شاهدی زنده بر قصد و نیت انسان باشد.
شاید باورهای ما نتوانند قاشق را خم کنند یا قوانین فیزیک را برهم بزنند، اما سازوکار شیمیایی سلولها، مسیر انتخابها و انرژی انتقالی ما به محیط پیرامون را دستخوش تغییر میکنند. باورها باعث میشوند فرصتهایی را ببینیم که دیگران از آنها غافل هستند. باورها ما را پیوسته در حرکت نگهمیدارند، حتی زمانی که عقل و منطق فرمان ایست میدهد. شاید معجزه واقعی همین باشد. خداوند ما را چنان آفریده که از فرصتها استفاده کنیم.
زیرا وقتی باور دارید جهان به نفعتان پیش میرود، شما نیز با آن همراه خواهید شد.
و شاید ایمان واقعی همین باشد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: مالی انگلهارت یک کشاورز و مزرعهدار آمریکایی است که خود را وقف سالم سازی غذایی، بازسازی خاک و آموزش در زمینه خودکفایی کرده است. انگلهارت نویسنده کتاب «مطرود طبیعت: چیزهایی که تصور میکردید درباره غذا، کشاورزی و آزادی میدانید» است؛ روایتی صادقانه و تکاندهنده که از تبدیل یک سرآشپز و رستوراندار گیاهخوار ساکن لسآنجلس به یک کشاورز سنتی و نقش طبیعت در تحول ذهنیت فرهنگی او میگوید.

















