Search
Asset 2

تحلیل؛ چین چگونه گسترش زرادخانه هسته‌ای خود را کوچک‌نمایی می‌کند؟

چین هم‌زمان با توسعه و نوسازی زرادخانه هسته‌ای خود بر سیاست «عدم استفاده اول» و بازدارندگی حداقلی تأکید می‌کند.
موشک‌های راهبردی جدید DF‑5C با قابلیت پوشش جهانی، در رژه نظامی به مناسبت هشتادمین سالگرد پیروزی بر ژاپن و پایان جنگ جهانی دوم، در ۳ سپتامبر ۲۰۲۵ در میدان تیان‌آن‌من پکن دیده می‌شوند.(Kevin Frayer/Getty Images)

استو سِورک

چین همیشه به سیاست هسته‌ای «عدم استفاده اول» پایبند بوده است، اما گسترش زرادخانه هسته‌ای ارتش آزادی‌بخش خلق با سرعت ادامه دارد؛ موضوعی که در گزارش ارزیابی ۲۰۲۵ پنتاگون در رابطه با توانمندی‌های هسته‌ای چین هم به آن اشاره شده است. تعداد کلاهک‌های هسته‌ای چین تا سال ۲۰۲۴ حدود ۶۰۰ عدد بود که از کاهش سرعت تولید نسبت به سال‌های قبل حکایت داشت. با این‌حال، ارتش آزادی‌بخش خلق قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ بیش از هزار کلاهک هسته‌ای بسازد.

پکن هم‌زمان با توسعه و نوسازی زرادخانه هسته‌ای از یک کارزار رسانه‌ای منسجم و چندلایه برای اشاعه روایت‌های خود بهره می‌گیرد؛ روایت‌هایی که می‌توانیم آن‌ها را با تکیه به شواهد مربوط به توسعه توان هسته‌ای چین راستی‌آزمایی کنیم. ارائه مواضع ضدونقیض نمی‌تواند گسترش زرادخانه هسته‌ای چین را کتمان کند.

اکنون کارزار جنگ شناختی چین را بررسی می‌کنیم؛ کارزاری که با هدف منحرف کردن توجه جامعه بین‌المللی به‌ویژه آمریکا از روند توسعه زرادخانه هسته‌ای این کشور کلید خورده است.

جنگ شناختی چیست؟

دکترین جنگ سه‌گانه چین- جنگ افکار عمومی، جنگ روانی و جنگ حقوقی- در دسامبر ۲۰۰۳ به تصویب کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و کمیسیون مرکزی نظامی این کشور رسید. عملیات سیاسی و اطلاعاتی ارتش آزادی‌بخش خلق براساس این دکترین پیش می‌رود. دکترین سه‌گانه در نسخه جدید دستورالعمل سیاسی ارتش آزادی‌بخش هم لحاظ شده است. دکترین جدید برای پیروزی در جنگ طراحی شده و صرفاً یک راهبرد ارتباطی نیست. لورا جکسون، کارشناس مسائل چین، می‌گوید دکترین سه‌گانه با هدف تضعیف نهادهای بین‌المللی، تغییر خطوط مرزی و سردرگم‌کردن رسانه‌های جهانی تنظیم شده که همگی بدون شلیک حتی یک گلوله انجام می‌گیرند.

ارتش آزادی‌بخش خلق این رویکرد را از اواخر سال ۲۰۱۰ با اهداف جامع‌تر و بلندپروازانه‌تر با عنوان عملیات شناختی گسترش داده که بخشی از عملیات اطلاعاتی ارتش آزادی‌بخش خلق به‌شمار می‌آید و تا حدی از توجه ارتش آمریکا به عملیات شناختی الهام گرفته است. از این گذشته، رهبران حزب کمونیست معتقدند که دولت آمریکا هم این رویکرد را علیه چین اتخاذ کرده است.

کنترل روایت‌های مربوط به کووید-۱۹، جنگ اطلاعاتی منطقه خاکستری بر سر دریای جنوبی چین و مناقشات دریایی و عملیات نفوذ در تیک‌تاک که با دستکاری الگوریتم‌ها انجام می‌گیرد، چند نمونه از مصادیق جنگ شناختی چین هستند.

محورهای اصلی روایت چین درباره زرادخانه هسته‌ای این کشور

پکن کارزار جنگ شناختی را با هدف سردرگم‌کردن ناظران غربی درخصوص توسعه توان هسته‌ای این کشور به راه انداخته است. در ادامه به محورهای اصلی روایت چین می‌پردازیم که مقامات چینی و رسانه‌های دولتی این کشور به‌طور مرتب به آن‌ها متوسل می‌شوند.

  • چارچوب «بازدارندگی حداقلی، عدم استفاده اول و رویکرد دفاعی»: این مفاهیم به‌طور مرتب تکرار می‌شوند؛ حتی در شرایطی که داده‌های مربوط به سامانه‌های حمل سلاح و تجهیز سیلوها با مفهوم نیروی هسته‌ای «حداقلی» و ثابت در تضاد هستند. ژانگ شیائوگانگ، سخنگوی وزارت دفاع چین، در ماه فوریه گفت: «چین به اصل عدم استفاده اول پایبند است، طبق راهبرد دفاعی خود عمل می‌کند، قابلیت‌های هسته‌ای خود را برای صیانت از امنیت ملی در پایین‌ترین سطح ممکن حفظ کرده، وجود رقابت تسلیحاتی را منتفی می‌داند و به تعلیق آزمایشات هسته‌ای پایبند است.» او همچنین مدعی شد که چین هرگز اصول پیمان منع جامع آزمایشات هسته‌ای را زیر پا نگذاشته است.
  • ارائه روایت‌های اشتباه درباره «عامل بی‌ثباتی»: این روایت آمریکا را به‌عنوان تهدید اصلی نظم هسته‌ای جهان معرفی می‌کند. روزنامه دولتی پیپلز دیلی در ماه مارس به نقل از ژانگ نوشت: «موضع مقامات آمریکایی بی‌اساس و غیرقابل دفاع است. آمریکا بزرگ‌ترین زرادخانه هسته‌ای جهان را دارد، به سیاست استفاده اول پایبند است، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در بخش سه‌گانه هسته‌ای خود انجام داده و حتی اعلام کرده که آزمایشات هسته‌ای خود را از سر می‌گیرد.» عنوان مقاله پیپلز دیلی هم آمریکا را «بزرگ‌ترین منبع بلاتکلیفی نظم هسته‌ای بین‌المللی» می‌داند.
  • انکار شواهد مربوط به آزمایشات مخفی با استناد به هشدار سازمان پیمان منع جامع آزمایشات هسته‌ای به شیوه تبلیغاتی: رسانه دولتی چاینا دیلی در سرمقاله ماه فوریه خود اظهارات مقامات آمریکایی درباره آزمایشات هسته‌ای را «دروغ» دانست و به اظهارات فلوید، دبیر اجرایی سازمان پیمان منع جامع آزمایشات هسته‌ای، استناد کرد که گفته بود سامانه بین‌المللی پایش آزمایشات هسته‌ای در این رابطه به مورد مشکوکی برنخورده است. در این سرمقاله همچنین به اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه چین استناد شده که ادعای آمریکا را «بازی سیاسی» این کشور برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت خلع سلاح هسته‌ای خوانده بود. او در اظهارات خود یک محدودیت فنی (آستانه تشخیص شبکه لرزه‌نگاری) را دستاویز قرار داده تا چنین القا کند که ادعای آمریکا موضوعیت ندارد. این درحالی است که فلوید گفته بود داده‌های موجود صرفاً علت رویدادهای لرزه‌ای را برملا نمی‌کنند و این‌طور نیست که هیچ انفجاری رخ نداده باشد.
  • القای این‌که تصمیمات آمریکا در زمینه آزمایشات هسته‌ای «پوششی» برای توجیه اقدامات دیگر است: هو شیجین ضمن ساختگی خواندن اطلاعات مربوط به آزمایشات هسته‌ای مخفی چین در ماه فوریه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ترامپ به‌دنبال ازسرگیری آزمایشات هسته‌ای است و برای این کار به یک دلیل قابل‌قبول نیاز دارد و اتهام‌زنی به چین بهترین بهانه است. انگیزه واشینگتن برای اشاعه این شایعات به‌قدری روشن است که حتی زحمت تظاهر هم به خود نمی‌دهد.»
  • کوچک‌نمایی کمّی به‌جای توجه به روند توسعه: رسانه‌های دولتی چین به‌طور مرتب به شکاف میان ذخایر هسته‌ای چین و آمریکا و روسیه اشاره می‌کنند (حدود ۵ هزار و ۵۰۰ کلاهک آمریکا و روسیه در برابر حدود ۶۰۰ کلاهک چین). این درحالی است که سرعت توسعه زرادخانه چین، که ممکن است تا سال ۲۰۳۰ یا ۲۰۳۵ سه تا پنج‌برابر شود، نادیده گرفته می‌شود و نگرانی اصلی آمریکا از همین است. چاینا دیلی در سرمقاله ماه فوریه خود از همین موضوع استفاده کرد: «آمریکا و روسیه بزرگ‌ترین زرادخانه‌های هسته‌ای را دارند و چین زرادخانه به‌مراتب کوچک‌تری دارد.» چاینا دیلی ادعای «برابری هسته‌ای» آمریکا را «پوشش تبلیغاتی» دانست.
  • توصیف افشاگری‌های آمریکا به‌عنوان «جنجال رسانه‌ای» و بهانه‌ای برای افزایش بودجه نظامی: سخنگوی وزارت امور خارجه چین در واکنش به گزارش رویترز درباره تجهیز سیلوهای موشکی در دسامبر ۲۰۲۵ گفت: «آمریکا همیشه به این موضوع استناد می‌کند تا تسریع روند ارتقای توان هسته‌ای خود را توجیه کند و ثبات راهبردی جهان را برهم بزند.» او افزود که شکاف میان زرادخانه‌های چین و زرادخانه‌های آمریکا و روسیه به‌وضوح نشان می‌دهد که مسئله مشارکت چین در چارچوب کنترل تسلیحات «ناعادلانه و غیرمنطقی» است.
  • شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت با مقصر دانستن آمریکا: این خط‌مشی که در چند نشست خبری و با فاصله چند ماهه تکرار شده است، افشاگری آمریکا را بهانه‌ای برای مطالبه کنترل یک‌جانبه ظرفیت تسلیحاتی پکن می‌داند و توجهی به محتوای افشاگری‌ها ندارد. این موضوع در موضع رسمی پکن هم دیده می‌شود که می‌گوید پیمان کاهش تسلیحات راهبردی جدید در ماه فوریه منقضی می‌شود و بعد از آن دیگر منصفانه نیست که نام چین در چارچوب سه‌جانبه کنترل تسلیحات گنجانده شود.
  • استفاده ابزاری از اصل «عدم استفاده اول» و بدنام‌سازی چین: پکن پایبندی به اصل عدم استفاده اول را دلیلِ خویشتن‌داری خود می‌داند و بدبینی آمریکا را به‌منزله عدم حسن‌نیت این کشور القا می‌کند. برای نمونه، مائو نینگ، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، در نشست خبری ماه فوریه خود گفت: «شانه خالی کردن از زیر بار تعهدات و بدنام‌سازی چین به اعتبار خودِ آمریکا لطمه می‌زند.» این اظهارنظر نمونه‌ای بارز از روایت‌های معکوس پکن است.
  • القای شراکت راهبردی چین و روسیه: در بیانیه مشترک چین و روسیه در مه ۲۰۲۵ از نارضایتی روسیه از طرح کنترل تسلیحات (به‌ویژه مخالفت این کشور با پدافند موشکی آمریکا) برای القای این موضوع استفاده شده که «دو قدرت مسئول در برابر یک عامل بی‌ثبات‌کننده» قد علم کرده‌اند.

جمع‌بندی

در ادامه توضیح می‌دهم که چرا کارزار بی‌وقفه جنگ شناختی به‌عنوان یک تهدید مستقل درخور توجه است (نه جنجال رسانه‌ای). مارک اشنایدر، تحلیلگر مؤسسه ملی سیاست‌گذاری عمومی، می‌گوید این الگو در ارزیابی‌های دولت آمریکا هم مشاهده می‌شود و برای نمونه به عدم به‌روزرسانی ارزیابی مربوط به سال ۲۰۳۵، عدم برآورد دقیق از توسعه گسترده زرادخانه چین (در شرایطی که سرعت تولید تسلیحات کاهش یافته) و کنار گذاشتن موشک‌های کروز با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای، موشک‌های بالستیک میان‌برد و توپخانه هسته‌ای اشاره کرد. اشنایدر معتقد است که این موارد از نفوذ موفق چین در سازوکار ارزیابی آمریکا حکایت دارد و در القای روایت مورد نظر پکن به مخاطبان خارجی خلاصه نمی‌شود.

اشنایدر به توصیف جیمز فانل، ناخدا و افسر اطلاعاتی پیشین ناوگان اقیانوس آرام، از رویکرد دیرینه جامعه اطلاعاتی آمریکا در «کوچک‌نمایی تهدید چین» استناد می‌کند و احتمال می‌دهد که دروغ‌پراکنی چین، که از طریق کانال‌های ارتباطی تحت نفوذ یا فریب‌خورده به اطلاع تحلیلگران آمریکایی می‌رسد، در این امر دخیل باشد. این ادعا فراتر از یک کارزار تبلیغاتی است.

درمجموع، بهتر است که اظهارات کمونیست‌های چینی را باور نکنیم؛ حتی اگر بارها و بارها تکرارشان کنند!

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

استو سِورک پس از ۳۰ سال خدمت در نیروی دریایی آمریکا به‌عنوان نیروی فعال و آماده به خدمت، با تجربه عملیاتی قابل‌توجه در خاورمیانه و غرب اقیانوس آرام، با درجه ناخدایی بازنشسته شد. سِورک دانش‌آموخته آکادمی نیروی دریایی آمریکا بوده و به‌عنوان یک اقیانوس‌شناس و تحلیلگر سیستم شناخته می‌شود. او در این آکادمی با آموزه‌های لیبرال کلاسیک آشنا شد که مبنای اصلی تحلیل‌های سیاسی او هستند.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی