Search
Asset 2

سالگرد زلزله بم؛ اثرات ماندگار فجایع طبیعی بر روان جمعی و ضرورت حمایت بلندمدت از بازماندگان

سالگرد زلزله بم، ترومای جمعی، اثرات روانی فجایع طبیعی، سلامت روان بازماندگان و ضرورت حمایت بلندمدت اجتماعی.
(Majid/Getty Images)

امروز سالگرد زلزله بم است که اثرات آن هیچ‌وقت از حافظه جمعی ما پاک نمی‌شود و آگاه هستیم که بسیاری از هم‌وطنان ما مستقیم و غیرمستقیم هنوز با تأثیرات روانی آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. هنوز کسانی هستند که با کابوس‌های شبانه، درد ناشی از فقدان عزیزان و یا ترس‌های پنهان مواجه هستند.

یکی از مواردی که روی روان جمعی ما اثر می‌گذارد و حتی باعث تجربه ترومای جمعی می‌شود، فجایع طبیعی است. تغییرات اقلیمی منجر به رویدادهای آب‌وهوایی شدید مانند سیل و طوفان یا حتی خشکسالی می‌شود و افرادی که در این شرایط زندگی می‌کنند، می‌توانند سطوح بالایی از پریشانی روانی مانند افسردگی یا اختلال پس از سانحه را تجربه کنند.

کافی است تحقیقاتی که بعد از زلزله یا سیل بر روی بازماندگان انجام شده را مطالعه کنید تا درک کنید چطور با گذشت سال‌های طولانی هنوز افراد نتوانسته‌اند تروماهای خود را درمان کنند و با سوگ ناشی از دست دادن عزیزانشان کنار بیایند. این‌ها تنها تأثیرات مستقیم روان‌شناختی است. بسیاری از این افراد با بیکاری، بی‌خانمانی یا ناامنی غذایی و آبی دست‌به‌گریبان هستند و همچنین اثرات درازمدت و عواقب ناشی از مهاجرت‌های اجباری، آسیب رسیدن به انسجام اجتماعی و منابع مادی و معنوی زندگی آنان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. همه این عوامل به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم روی روان جمعی آنان اثر می‌گذارد.

با وجود این که فاجعه مشترک است اما افراد تجربیات متفاوتی دارند. برحسب تجربه و حمایت‌های موجود، طیفی از سوگ، اختلال پس از سانحه، افسردگی و اضطراب مزمن را تجربه می‌کنند. حتی عده‌ای که کمتر از دیگران آسیب دیده‌اند، ممکن است دچار احساس گناه شوند و این تجربیات روانی می‌تواند سال‌ها ادامه داشته باشد و در حوالی سالگرد فاجعه با یادآوری خاطرات، اثرات آن شدت پیدا کند.

در فرهنگ ما زمانی که فاجعه طبیعی رخ می‌دهد، عاطفه جمعی به‌خوبی عمل می‌کند و در حوادث به‌خوبی از همدیگر حمایت می‌کنیم؛ اما نکته قابل توجه این است که با مرور زمان گاهی فراموش می‌کنیم که این افراد به حمایت طولانی‌مدت نیاز دارند. دکتر لوی-کریک معتقد است که بهبودی پس از یک فاجعه به زمان و حمایت نیاز دارد که شامل بازسازی روال‌ها، رسیدگی به چالش‌های مداوم سلامت روان و اطمینان از دسترسی افراد به منابع مناسب نیز می‌شود.

حمایت‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی نقش بسیار مهمی در بازیابی ثبات و پیشرفت بازماندگان ایفا می‌کند. همچنین: بازگرداندن روال روزمره جهت ایجاد ثبات؛ مراقبت‌های سلامت روان متناسب با نیازهای فردی؛ منابع متنوع سلامت روان؛ پشتیبانی بلندمدت.

اما اگر کسی هستید که در سال‌های دور یا نزدیک تجربه اختلال پس از سانحه را داشته‌اید، پیشنهادات زیر به شما کمک می‌کند:

معاشرت: تحقیقات نشان داده است که گروهی از افراد پس از تجربه فجایع طبیعی احساس عدم تعلق و سربار دیگران بودن را تجربه می‌کنند، بنابراین ترجیح می‌دهند که در انزوا بسر ببرند؛ اما این دقیقاً فعالیتی است که روند سلامت روان آن‌ها را به خطر می‌اندازد. سرمایه اجتماعی، معاشرت‌های غیررسمی و مشارکت‌های اجتماعی اثرات نامطلوب بلایای طبیعی را کاهش می‌دهد.

نوشتن: از دست دادن عزیزان آسیبی است که از درون و بیرون ما را آزرده‌خاطر می‌کند؛ اما نوشتن به ما می‌آموزد که چطور نوشتن از غم، خشم و درد ما را شفا می‌دهد. با نوشتن، غم و اندوه‌مان را پردازش می‌کنیم. افراد زیادی که درمان از طریق نوشتن را تجربه کرده‌اند، گزارش داده‌اند که تأمل در مورد غم و اندوهشان چقدر ارزشمند بوده است و به آن‌ها کمک کرده است تا در زندگی آینده احساس بهتری داشته باشند.

افزایش فعالیت‌های آرامش‌بخش: در زمان قدیم اجدادمان به ما آموختند که رابطه انسان با طبیعت یک رابطه دوطرفه است. درست است که ما در فجایع طبیعی دچار اضطراب می‌شویم؛ اما در دل همین طبیعت است که آرامش را یاد می‌گیریم. تغییرات بزرگ آب‌وهوایی در حیطه کنترل انسان نیست؛ اما ما به مرور یاد می‌گیریم که چطور با قوانین طبیعی رفتار کنیم.

در صورت نیاز از پشتیبانی حرفه‌ای کمک بگیرید: فرق نمی‌کند به‌تازگی دچار حادثه شده‌اید یا سال‌ها از آن می‌گذرد؛ اگر فکر می‌کنید که سلامت روان شما به مخاطره افتاده است، حتماً از یک متخصص کمک بگیرید. بعضی مسائل با گذر زمان حل نمی‌شود و بایستی شجاعت مواجهه با آن را در خود تقویت کنیم.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی