رحمت الله نبیل، رئیس سابق امنیت ملی افغانستان معتقد است «حملات دقیق و حسابشده» موساد نشان میدهد که این نهاد اطلاعاتی جاسوسانی در «بیت رهبری» دارد و جمهوری اسلامی میخواهد بر شکست اطلاعاتی خود با دستگیر کردن کارگران افغانستانی سرپوش بگذارد.
این سیاستمدار افغانستان که در دوره بازسازی این کشور و استقرار نیروهای ناتو در افغانستان مسئولیتهای کلیدی امنیتی را برعهده داشت، روز چهارشنبه ۲ ژوئیه (۱۱ تیر) در صفحه ایکس خود نگاشته است: «در شرایطی که اولویت حاکمیت (جمهوری اسلامی) به جای اصلاح و امنیت ملی، محدودسازی آزادیهای فردی زنان و جوانان بود، موساد با بهرهگیری از تکنولوژیهای پیشرفته و همکاری عوامل نفوذی در داخل نظام جمهوری اسلامی، توانست تا پیچیدهترین سلسله عملیاتهای اطلاعاتی جهان را در داخل خاک ایران اجرا کند.»
نبیل افزود ترور دانشمندان هستهای ایران توسط موساد فقط ترور چهرههای علمی محسوب نمیشود، بلکه نمادی از شکست استخباراتی (اطلاعاتی) جمهوری اسلامی است. تمام این دانشمندان در تهران یا در تاسیسات «فوقحساس» هستهای ایران، هدف چندین عملیات دقیق و حسابشده موساد قرار گرفتند، این مجموعه عملیاتها بدون همکاری و نفوذ موساد در میان ردههای سطح بالای جمهوری اسلامی امکانپذیر نبود.
او مجموعه عملیاتهای موساد در سرقت اسناد محرمانه هستهای ایران، ترور محسن فخریزاده و کشته شدن هنیه در ساختمان حفاظتشده سپاه و حملات «دقیق» پهپادی و موشکی به مکانهای نظامی در ایران را نشاندهنده عمق نفوذ موساد در خاک ایران و ناتوانی کامل نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی دانسته و افزوده است: «در همین جنگ کوتاه ۱۲ روزه دستکم ۱۱ دانشمند هستهای و بیش از ۳۰ تن از فرماندهان ارشد سپاه و نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی کشته شدند. این آمار تنها یک شکست نظامی نیست، بلکه نمادی از فروپاشی استخباراتی/اطلاعاتی گسترده در قلب نظام جمهوری اسلامی است.»
به گفته این مقام سابق امنیتی افغانستان، جمهوری اسلامی «در مقابل این فاجعه امنیتی، نه کسی را بازخواست کرد، نه تحقیقی شفاف انجام داد. واکنش آن، سرکوب مهاجرین افغانستان بود. صدها مهاجر و عموما کارگران به بهانه عامل نفوذی موساد بازداشت شدهاند و تا به حال سه تن از کارگران افغان بدون محاکمه علنی و در سکوت خبری به دار آویخته شدهاند.»
او ادامه داد: «این کارگران نه به اسناد طبقهبندیشده دسترسی داشتند، نه به سیستمها یا مسیرهای محافظتشده رفتوآمد و آگاهی داشتند. تنها جرمشان، مهاجر بودن از فقیرترین کشور همسایه بود… زن، کودک، بیمار و پیرمرد، بدون هیچ پروسه قانونی، از خانهها بیرون رانده شدهاند و در بیابانهای مرزی سرگردان ماندهاند.»
به گفته او، اگر جمهوری اسلامی بجای صرف میلیاردها دلار برای تقویت نیابتیهای خود در خاورمیانه، بخشی از این مبلغ را برای حفاظت از دانشمندان هستهای خود مصرف میکرد، شاید امروز کسانی چون محسن فخریزاده زنده بودند.
روابط جمهوری اسلامی با گروههای تروریستی در افغانستان
این مقام پیشین امنیتی افغانستان درباره روابط جمهوری اسلامی با گروههای تروریستی مستقر در خاک افغانستان بویژه بعد از به قدرت رسیدن طالبان نوشته است: «روابط مشکوک جمهوری اسلامی با طالبان، القاعده و گروههای تندرو در مناطق مرزی افغانستان نیز زنگ خطر دیگری است. از حفر تونلهای پنهانی در ساحات (مناطق) کوهستانی ولایتهای هلمند (باغران)، ارزگان و زابل گرفته تا پناه دادن به رهبران القاعده مانند سیفالعدل، همگی نشاندهنده پروژهای است که هدفش امنیت منطقه نیست، بلکه حفظ رژیم در تهران است. این اقدامات، با همکاری گروه طالبان و متخصصین نظامی ایرانی انجام شده و نشان میدهد که تهران حتی از خاک افغانستان به عنوان عمق استراتژیک برای روز مبادا بهرهبرداری میکند.»
رحمت الله نبیل با اشاره به اطلاعات امنیت ملی افغانستان در دوره قبل از به قدرت رسیدن طالبان افزوده است: «در دوران جمهوریت (نظام قبل از طالبان) افغانستان نیز صدها شهروند ایرانی با پوششهای مذهبی، فرهنگی یا تجارتی در کشور ما فعال بودند که طبق اسناد امنیتی، برخی از آنها توسط نیروهای ناتو و آمریکایی جذب یا شناسایی شده بودند و بهعنوان عوامل دوجانبه ایفای نقش میکردند.»
ه گفته او، «وقتی رهبران نظام اعتراف میکنند که «رئیس ضد جاسوسی، خود جاسوس موساد بود»، دیگر نمیتوان ضعف خود را با سرکوب کارگر افغان پنهان کرد. اینگونه فرافکنیها نهتنها عدالت را، بلکه عقلانیت را نیز دفن میکند.»
















