نویسنده: گریگوری کاپلی
نگرانیهای زمان جنگ درباره امنیت انتقال انرژی دریایی از طریق تنگه هرمز باعث شده این واقعیت نادیده گرفته شود که مسئله مرتبط با امنیت دریای سرخ نهتنها حل نشده، بلکه در واقع پویاتر نیز شده است.
مسیر دریای سرخ–سوئز که دریای مدیترانه را به اقیانوس هند متصل میکند، از نظر راهبردی برای تجارت جهانی به همان اندازه گلوگاه هرمز اهمیت دارد و از نظر جغرافیا و بازیگران مشترک، بهطور ذاتی با درگیریهای خلیج فارس مرتبط است.
اما این جنگ داخلی اتیوپی است—که از زمان کودتا علیه امپراتور هایله سلاسی اول در سال ۱۹۷۴ با شدتهای متفاوت میان گروههای مختلف در جریان بوده—که اکنون دوباره در مسیری حرکت میکند که میتواند تعیینکننده باشد. همواره در پسزمینه این واقعیت وجود دارد که اتیوپی میتواند نفوذ تاریخی خود بر مسیر ارتباطی دریایی دریای سرخ–سوئز را احیا کند.
در داخل اتیوپی، درگیریهایی که از سال ۱۹۷۴ میان دولتهای مختلف و جناحهای گوناگون جریان داشته، اکنون وارد سطحی جدید شده است.
چهار گروه مختلف شبهنظامی مخالف فانو، که نماینده مناطق مختلف قلب آمحارا هستند، طی چند سال گذشته علیه دولت مرکزی به رهبری نخستوزیر آبی احمد علی جنگیدهاند. در اوایل سال ۲۰۲۶، آنها با یک بیانیه مشترک از اهداف خود متحد شدند. این اقدام، شتاب تهدید علیه دولت حزب رفاه به رهبری آبی را احیا کرده است.
در بیانیهای از فانو متحد در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶ آمده است: «برای آنکه مبارزه آمحارا یکپارچه شود، رهبران نیروی ملی فانو آمحارا و سازمان مردمی فانو آمحارا، از طریق تصمیمی تاریخی که نیازمند شجاعت، گشودگی، قاطعیت و اعتماد به مردم بود، توانستند وحدت فانو را به واقعیت تبدیل کنند… ما یک رهبر و یک سازمان تعیین کردهایم.»
نکته مهم این است که رهبران فانو متحد همگی عنوان «آربگنا» را برای خود برگزیدهاند؛ اشارهای به «آربگنوچ» یا «میهنپرستان» که تحت پرچم امپراتور هایله سلاسی اول، علیه اشغالگران ایتالیایی اتیوپی از سال ۱۹۳۵ تا ۱۹۴۱ جنگیدند. این مبارزه در نهایت به اخراج نیروهای ایتالیایی در نبرد گوندار در اواخر نوامبر ۱۹۴۱ انجامید؛ نخستین پیروزی بزرگ متفقین در جنگ جهانی دوم در بیرون راندن یک قدرت محور (ایتالیا) از سرزمینهای اشغالی.
امروز، نتیجه سالها نبرد چهار گروه فانو علیه دولت آبی، شکلگیری «جنبش ملی فانو آمحارا» بهعنوان چتری برای تمامی عملیاتهای غیرنظامی و نظامی بوده است. با این حال، این جنبش خود را نماینده همه اتیوپیاییهایی میداند که خواهان احیای یک امپراتوری چندقومیتی هستند. (اتیوپی میزبان حدود ۸۰ گروه قومی و زبانی است.)
آبی احمد، که نیمی آمحارا و نیمی اورومو است، همواره خود را با مطالبات اوروموها همسو دانسته و ابتدا علیه دولت تحت سلطه تیگرای جنگید و سپس با جبهه آزادیبخش خلق تیگرای (تیپیالاف) وارد درگیری شد؛ گروهی که در نوامبر ۲۰۲۲ به آتشبس—که عملاً بهمعنای تسلیم نظامی آن بود—تن داد.
دولت حزب رفاه آبی بهطور فزایندهای از سوی حامیان اولیه اوروموی خود نیز رد شده است؛ کسانی که او را «بهاندازه کافی اورومو» نمیدانند. دامنه نفوذ دولت اکنون بهندرت فراتر از پایتخت، آدیس آبابا، میرود. یکی از استثناها سفرهای آبی به پروژههای بزرگی مانند سد بزرگ رنسانس اتیوپی در منطقه بنیشانگول-گوموز در غرب کشور است. این سد با مخالفت مصر روبهرو بوده؛ کشوری که آن را تهدیدی علیه «حق» خود برای کنترل آبهای نیل آبی میداند، در حالی که سرچشمه این رود در دریاچه تانا در ارتفاعات آمحارای اتیوپی قرار دارد.
جنبش فانو، زمِنه کاسه را بهعنوان رئیس و سرتیپ تفرا مامو را بهعنوان فرمانده نظامی خود معرفی کرده است.
در همین حال، دولت آبی بهطور فزایندهای به حمایت امارات متحده عربی، عربستان سعودی، و تا حدی ترکیه و چین وابسته شده است؛ کشورهایی که هرکدام منافع مهمی در کنترل مسیر دریای سرخ–سوئز دارند. تمرکز آبی عمدتاً بر نوسازی پایتخت بوده—بهگونهای که آدیس آبابا اکنون شبیه افق شهری دبی شده—اما کنترل کمتری بر مناطق دیگر کشور دارد.
در همان زمان، دولت مصر نیز با حمایت از گروههای جداییطلب در داخل اتیوپی تلاش دارد کنترل این کشور بر آبهای نیل آبی را تضعیف کند؛ آبی که مصر آن را برای امنیت ملی و اقتصاد خود حیاتی میداند. مصر از اواخر قرن نوزدهم رویکردی متناوب از جنگ با اتیوپی داشته و در چندین درگیری مهم شکست خورده است. در عین حال، بسیاری از کشورهای حامی دولت آبی نیز منافعشان با احیای نفوذ اتیوپی بر دریای سرخ در تضاد است.
نکته مهم این است که آبی همواره تلاش کرده دسترسی رسانههای خارجی به اتیوپی را محدود نگه دارد؛ امری که باعث شده جنگهای داخلی و تلفات گسترده کمتر در سطح جهانی شناخته شود. در عین حال، این محدودیت به کاهش علاقه سرمایهگذاران و گردشگران خارجی نیز منجر شده است.
در این میان، ترکیه بهطور ویژه در تلاش برای گسترش نفوذ خود در منطقه است. این کشور اکنون نفوذ فعالی بر دولت سومالی دارد و از سواحل این کشور برای آزمایشهای نظامی، از جمله آزمایش موشکهای بالستیک، استفاده میکند. ترکیه همچنین بهشدت با بهرسمیت شناختن دیپلماتیک سومالیلند مستقل از سوی اسرائیل در دسامبر ۲۰۲۵ مخالفت کرده است.
در داخل اتیوپی، جنبش فانو در بیانیه وحدت خود اعلام کرده که نماینده همه گروههای قومی و مناطق کشور است، نه فقط آمحاراها. این جنبش با جذب نیروهای جداشده از ارتش، قدرت نظامی قابلتوجهی کسب کرده است. با این حال، هنوز چشمانداز روشنی از ساختار آینده کشور یا سیاستهای اقتصادی و راهبردی خود ارائه نکرده است. تنها اشاره به «آربگنوچ» نشاندهنده پیوند آن با ارزشهای سنتی و آرمانهای ژئوپولیتیکی تاریخی اتیوپی است؛ از جمله احتمال اتحاد مجدد با اریتره و بازپسگیری دسترسی به سواحل دریای سرخ.
در عین حال، گزارشها حاکی از آن است که اریتره از گروههای فانو حمایت تسلیحاتی میکند و برخی عناصر تیگرای نیز به آنها پیوستهاند.
این جنبش اکنون در مناطق آمحارا نزدیک به آدیس آبابا آزادانه فعالیت میکند و میتواند دولت را حتی در پایتخت به چالش بکشد. همچنین گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد آبی احمد به پایان دوره قدرت خود نزدیکتر شده است تا آغاز آن.
با این حال، جهان توجه چندانی به جنگهای شاخ آفریقا ندارد؛ چراکه نخستوزیر اتیوپی بهطور مداوم مانع حضور خبرنگاران خارجی در کشور شده است.
این تحلیل پیشتر با اندکی تفاوت در نشریه «تحلیل ویژه دفاع و امور خارجی» منتشر شده است.
نظرات بیان شده در مقاله نقطهنظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده موضع اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: گرگوری کوپلی رئیس انجمن مطالعات استراتژیک بین المللی مستقر در واشنگتن و سردبیر مجله آنلاین دفاع و سیاست استراتژیک خارجی است. کوپلی در استرالیا متولد شد، عضو هیئت استرالیا، کارآفرین، نویسنده، مشاور دولتی و سردبیر نشریه دفاعی است.

















