چگونه میتوان آشوب را در موسیقی به تصویر کشید؟ فرانتس یوزف هایدن به این پرسش پاسخ داده است.
هایدن (۱۷۳۲ تا ۱۸۰۹) پیرمرد بزرگ موسیقی کلاسیک است؛ آهنگسازی که دوران فعالیت او از شکوهِ رو به افول عصر باروک تا اوج ظرافت عصر روکوکو و سرآغازِ عصر رمانتیک ادامه داشت. هایدن در فاصله سالهای ۱۷۵۹ تا ۱۷۹۵ بالغ بر ۱۰۰ سمفونی نوشت و لقب «پدر سمفونی» را از آن خود کرد. او دوست موتزارت و استاد موسیقی بتهوون بود. هایدن را میتوان چهره شاخص دورانی دانست که عصر «کلاسیک» (۱۷۵۰ تا ۱۸۲۰) هنر موسیقی خوانده میشود.
شاید فکر کنید شنیدن آثار او کار سادهای باشد، اما اینطور نیست. این دشواری به معنی پیچیدگی یا اسرارآمیز بودن آثار او نیست. هایدن برای مخاطبانی مینوشت که با شنوندگان امروزی تفاوت بسیاری داشتند:
سازها تا قرن هجدهم تنها قادر به نواختن یک گام مشخص و بدون تغییر بودند. برای نمونه، ساز هورن در گام فا فقط میتوانست در همان گام بنوازد. از اینرو، وقتی آهنگساز در گام می بمل مینوشت، باید برای ساز هورن از گام مشابهی استفاده میکرد. حتی سازهای زهی که امکان نواختن تمام نتها را داشتند، در حین اجرای گامهای مختلف نیاز به تغییر پیدا میکردند، زیرا در آن دوران نتها در گامهای مختلف زیر و بم متفاوتی داشتند. برای نمونه، نت «دو» در دو ماژور با نت «دو» در سی ماژور یا لا مینور تفاوت داشت.
با طرح ایده اعتدال در گامهای موسیقایی در اواسط قرن هجدهم بود که نتها در گامهای مختلف یکنواخت شدند. درک این موضوع برای ما دشوار است، اما ایده اعتدال در زمان خود انقلاب به پا کرد. دیگر «دو» همیشه «دو» بود و میشد بدون دردسر تغییر گام داد. هارمونیها هم آزادی عمل بیشتری پیدا کردند و به جاهایی رسیدند که پیشتر امکان آن را نداشتند.
آشوب
هایدن در ۸ دقیقه ابتدایی اوراتوریوی «آفرینش» از این ایده استفاده کرد و هارمونیهای نامتعارفی ساخت که نام «آشوب» را بر آنها نهاده است. پیشدرآمد «آفرینش» با تغییر هارمونی همراه است. این تغییر بهقدری ناگهانی و واضح است که آشوبِ پیش از روز آفرینش را برای شنوندگان اجرای نخستین در سال ۱۷۹۹ تداعی میکند.
این قطعه توسط گروه کولگیوم موزیکوم برونک و با همراهی آکادمی زهی بُزن و با رهبری کلاو شرِر به اجرا درآمده است.
«آشوب» هایدن با نت «سی» آغاز میشود که کل ارکستر آن را بهصورت یکنواخت اجرا میکنند. گوش شنونده قرن هجدهمی انتظار داشت که بعد از این نت با یک هارمونی آشنا مانند آکوردی در گام سی ماژور یا سی مینور مواجه شود. اما هایدن دیسونانسهای شدیدی در قطعه ایجاد کرد که باعث گیج و گمراه شدن شنوندگان شد و درواقع آشوب به پا کرد.

متأسفانه ما نمیتوانیم این دیسونانسها را به مانند مخاطبان هایدن تجربه کنیم. در بیش از ۲۰۰ سالی که از عصر هایدن میگذرد، حالتهای هارمونیک به اشکال مختلف در حیطه موسیقی مورد استفاده قرار گرفتهاند؛ بهطوری که اکنون در موسیقی فیلمهای روز دیسونانسهای بسیار بیشتری نسبت به «آشوب» هایدن میشنویم، اما این دیسونانسها به آسانی میآیند و میروند و ما متوجه چیزی نمیشویم.
پیشفرضهای موسیقایی ملالآور را کنار بگذارید و به سال ۱۷۹۹ بازگردید و اجرای نخستین شاهکار درخشان هایدن را بشنوید: «آفرینش.»
نت آغازین «سی» که با حضور ارکستری نسبتاً بزرگ برای آن دوران نواخته میشود، به شدت نویدبخش است. اما اتفاقی که در ادامه رخ میدهد، ما را از گام سی ماژور یا سی مینور دور میکند و به سمت نتهایی سوق میدهد که بهطرز شگفتآوری ناهماهنگ هستند.
مهمترین دیسونانسهای این قطعه در دقایق ۰:۴۹، ۱:۳۰، ۲:۱۴، ۳:۵۲ و ۴:۱۱ و دقایق ۴:۱۷ و ۴:۲۲ به گوش میرسند. درنهایت، خواننده باریتون وارد میشود و میگوید: «خداوند در آغاز آسمان و زمین را آفرید» و به همین ترتیب ادامه میدهد. سپس گروه کر وارد میشود و میخواند: «و خداوند فرمود: روشنایی باشد و روشنایی پدید آمد.»
هایدن در لحظه بیان واژه «روشنایی» (در دقیقه ۷:۵۲) جسورانهترین و درخشانترین طغیان را در گام سی ماژور به اجرا درمیآورد و «آشوب» پیشین را فرومینشاند. «آشوب» یکی از برجستهترین نمونههای نقاشی صوتی در تاریخ موسیقی به شمار میآید.














