نویسنده: گریگوری کاپلی
خیزش ایرانیان علیه کنترل روحانیون بر کشور که چندین هفته بهطور جدی جریان داشت، تا اواخر ژانویه به نظر میرسید به یک مکث رسیده باشد، زیرا نیروهای تحت رهبری علی خامنهای کشتار گسترده معترضان را تشدید کردند.
این مکث امید قابلتوجهی به رهبران پراکنده حزب کمونیست چین و به رهبر اسمی و منزوی کمونیست، شی جینپینگ، داده است که در روزهای اخیر بهطور علنی ـ و تا حدی موفق ـ علیه رقیب اصلی خود، ژنرال ژانگ یوشیا، ضدحمله کرده است. پیام اخیر ناشی از مکث خیزش مردم ایران و تأخیر در حمایت وعدهدادهشده از سوی آمریکا نشان داده است که پکن میتواند سرکوب علنی را بدون ترس از واکنش جامعه بینالمللی، بهویژه ایالات متحده، بیش از پیش تشدید کند.
برداشت این است: ایران ونزوئلا نیست، و چین ایران یا ونزوئلا نیست.
تا ۲۵ ژانویه (۵ بهمن)، باور بر این بود که شمار کشتهشدگان خیابانی و ترورهای هدفمند بهدست حکومت روحانیون در ایران بسیار فراتر از ۳۰ هزار غیرنظامی بوده است، و جمعیتها خسته و دلسرد شده بودند و باور داشتند هیچ راه نجاتی در پیش نیست، جز از سوی نیروهای ویژه مخفی اسرائیل. رسانه ایران اینترنشنال، مدعی شد که نیروهای امنیتی تنها در سرکوب ۸ تا ۹ ژانویه (۱۸ تا ۱۹ دی) بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر را کشتهاند.
افزون بر این، این باور بهطور گسترده وجود دارد که حمایت وعدهدادهشده از سوی رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، برای دفاع از معترضان تحقق نخواهد یافت، و اینکه دولت ترامپ اکنون ـ در هفته سوم ژانویه ـ وارد مذاکراتی با ملاها شده و احتمالاً در چارچوب یک توافق احتمالی واشینگتن–تهران، بقای آنها در قدرت را حفظ خواهد کرد. واشینگتن این موضوع را رد کرده است؛ اما به ادامه تماسها با دولت روحانیون اذعان کرده است.
در همین حال، یک ناوگان بزرگ آمریکایی ـ گروه ضربت ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن ـ در ۲۵ ژانویه (۵ بهمن) در دریای عرب به ایران نزدیکتر شده و احتمالاً به خلیج فارس وارد میشود؛ اقدامی که وزن بیشتری به فشارهای ترامپ بر روحانیون حاکم میافزاید. با این حال، گفتوگوهای خیابانی در تهران و چند شهر دیگر این است که ترامپ بیش از آنچه توان انجامش را داشت وعده داده است. ناتوانی ایالات متحده در پیگیری کمکهای وعدهدادهشده به معترضان مجارستان در سال ۱۹۵۶، به معترضان چکسلواکی در سال ۱۹۶۸، و به معترضان کرد در عراق در سال ۱۹۹۱، نمونهای از امیدهای واهی بود که واشینگتن داده است.
همانند آن نمونههای پیشین «امید واهی»، اکنون این پرسشها مطرح میشود که ایالات متحده اساساً از نظر نظامی چه کاری میتوانست برای حمایت از غیرنظامیان ایرانی در برابر حکومت روحانیون انجام دهد. حملات ایالات متحده به تأسیسات هستهای در سال ۲۰۲۵، نه در حمایت از جمعیت غیرنظامی ایران بود و نه چنین برداشتی ایجاد کرد؛ بلکه بیشتر بهعنوان تلاشی از سوی آمریکا برای متوقفکردن اسرائیل از پیشبرد «تغییر رژیم» در ایران دیده شد.
پس ایالات متحده چه کاری میتوانست برای حمایت از غیرنظامیان انجام دهد، بهویژه با توجه به اینکه ترامپ گفته بود اگر روحانیون به اجرای رسمی اعدام معترضان بازداشتشده ادامه دهند، آسیب گستردهای به آنها وارد خواهد کرد؟ تهران از آن تهدید عقب نشست؛ اما کشتار خیابانی را تشدید کرد.
حمله آمریکا با بمبافکنهای راهبردی بی-۲ نیروی هوایی ایالات متحده ـ بهعنوان بخشی از یک مأموریت ۱۲۵ فروندی در قالب عملیات «چکش نیمهشب» ـ علیه اهداف مرتبط با تأسیسات پژوهشی هستهای ایران در فردو، نطنز و اصفهان در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵، در عمل نتیجهای بسیار کماثرتر از انتظار داشت و برخلاف آنچه افکار عمومی بینالمللی تصور میکرد، کمک و پشتیبانی قابلتوجهی به خیزش مردمی ایران نکرد.
در واقع، به نظر میرسید مأموریت آمریکا بیش از هر چیز با هدف مهار عملیات نیروی هوایی و نیروهای زمینی اسرائیل در ایران انجام شده باشد، پیش از آنکه آنها به «قطع سر رهبری» دست یابند. دولت ترامپ بیشتر متمایل به دستیابی به توافق با روحانیون به نظر میرسید تا نابودی کامل دستگاه حکومتی.
در همین راستا، قطر، متحد مهم ایالات متحده در خلیج فارس، اعلام کرده که معتقد است میتوان به یک توافق مذاکرهشده میان آمریکا و روحانیون ایران دست یافت، و احتمالاً دوحه عملاً از هماکنون در روند مذاکرات میان واشینگتن و تهران دخیل است. این وضعیت نویدبخش بهبود اوضاع برای معترضان جامعه مدنی ایران نیست.
بنابراین، پرسش کنونی این است که آیا این «فرصت تنفس» در خیزش مردم ایران، جان تازهای به رهبری روحانیون بخشیده است یا نه، و اینکه آیا این امر به نوبه خود، خوشبینی بیشتری به رهبر چین، شی جینپینگ، داده است تا بدون مداخله آمریکا، برای بازپسگیری قدرت خود در پکن دست به قمار بزند.
در این میان، به نظر میرسد هم علی خامنهای و هم شی در این مسیر موفق شدهاند.
نظرات بیان شده در مقاله نقطهنظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده موضع اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: گرگوری کوپلی رئیس انجمن مطالعات استراتژیک بین المللی مستقر در واشنگتن و سردبیر مجله آنلاین دفاع و سیاست استراتژیک خارجی است. کوپلی در استرالیا متولد شد، عضو هیئت استرالیا، کارآفرین، نویسنده، مشاور دولتی و سردبیر نشریه دفاعی است.
















