برخی صاحبنظران معتقدند یکی از مهمترین دستاوردهای جنبش مهسا امینی، مشخص شدن مرز جدایی مردم ایران از حکومت جمهوریاسلامی برای محافل بینالمللی بود. به عبارتی، این اعتراضات به مردم ایران امکان داد تا به جهان نشان دهند که خط فکری و اندیشه آنها متفاوت از ایدئولوژی و سیاستهای جمهوریاسلامی است.
اما آیا مردم ایران، راه خود را از جمهوری اسلامی برای همیشه جدا کردهاند؟
در تازهترین تحولات در سومین سالگرد قتل مهسا امینی، معترضان در برخی مناطق تهران، کرج، مشهد، اصفهان، کردستان، شیراز، اراک و تبریز در روز سهشنبه به خیابانها آمدند. همچنین ویدیوهای متعددی از شعارهای شبانه مردمی علیه جمهوریاسلامی در شامگاه سهشنبه خبر میدهند. گزارشهایی نیز از تداوم اعتراضات در روز چهارشنبه منتشر شده است.
امجد امینی، پدر مهسا امینی، نیز ادعای روزنامه کیهان مبنی بر قتل مهسا توسط پسرخالهاش را رد کرده و گفته است که مهسا، پسرخالهای ندارد.
جنبش مهسا نمادها را نیز احیا و بازسازی کرد، همان نهادهایی که در حافظه تاریخی سپرده شده بود. یکی از این نمادها بریدن گیسوها و جنبش سیاهجامگان است.
بریدن گیسوان در سوگ سیاوش یا «دختر ایران»
بریدن گیسوان زنان، یکی از سنتهای قدیمی در ایران باستان محسوب میشود و در بزنگاههای خاص تاریخی، مفهومساز شده است. در آیین باستانی ایران، بریدن گیسوان زنان به نشانهٔ سوگواری و عزاداری بود. در شاهنامه فردوسی، فرنگیس در سوگ سیاوش، گیسوی مشکین بلند خود را برید و در جنبش مهسا، زنان در داخل و خارج از ایران، گیسوان خود را برای اعتراض به قتل مهسا امینی که او را «دختر ایران» میخواندند، بریدند. به این ترتیب بریدن گیسوان در جنبش مهسا به نمادی برای اعتراضات به حجاب اجباری و سرکوبها تبدیل شد. شکاف بین قوانین جمهوری اسلامی و خواست مردم ایران را برجسته کرد و پیوندی تاریخی میان گذشته و امروز ایران برقرار کرد.
اکنون، در سومین سالگرد کشته شدن مهسا امینی، کارزاری در شبکههای اجتماعی به نام «سیاهجامه بهسوی روشنی» راه انداختهاند و در روزهای ۱۶ و ۱۷ سپتامبر (۲۵ و ۲۶ شهریور)، معترضان با پوشیدن لباس سیاه در تهران و چند شهر ایران به خیابانها آمدند.
ارسال کنندگان این ویدیوها گفتهاند که مادران، دختران، همسران، پدران و پسران با پوشیدن لباسهای سیاه برای اعتراض به مکانهای عمومی میروند.
پیش از این، در اعتراضات به قتل مهسا امینی، بر نقش کلیدی نسل «زد» ایران در رقمزدن این جنبش تأکید میشد، ولی در سومین سالگرد جنبش مهسا، حضور پدران و مادران در حرکت اعتراضی سیاهجامگان نشان میدهد که جنبش مهسا میتواند فراتر از یک نسل حرکت کند.
شکاف میان مردم و جمهوری اسلامی؛ روایتی که جهان شنید
برخی صاحبنظران معتقدند که یکی از مهمترین دستاوردهای جنبش مهسا امینی، مشخصشدن مرز جدایی مردم ایران از حکومت جمهوریاسلامی برای محافل بینالمللی بود.
واکنشهایی که از سوی نهادهای بینالمللی در جریان این جنبش و پس از آن منتشر شد، نشان میدهد که سیاستمداران غربی در بیانیههای خود، بیش از پیش بر حمایت از مردم ایران و مطالباتشان تأکید کردند. اتحادیه اروپا و نهادهای پارلمانی اروپا در بیانیههای مختلف خود اعلام کردند که در کنار مردم ایران میایستند و از حق آنها برای اعتراض مسالمتآمیز و ابراز دیدگاههایشان آزادانه در برابر جمهوریاسلامی حمایت میکنند.
پارلمان اروپا در ژانویه ۲۰۲۳ با اکثریت قاطع، قطعنامهای را در محکومیت سرکوب اعتراضات مردم ایران تصویب کرد که در آن بهصراحت آمده بود که این نهاد اروپایی بین مردم ایران و رژیم حاکم تفاوت قائل است و مردم ایران سزاوار آزادی، کرامت و حقوق برابر هستند. این قطعنامه همچنین از اتحادیه اروپا خواست تا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار دهد.
همچنین وزرای خارجه کانادا، استرالیا و نیوزیلند با صدور بیانیهای مشترک در دسامبر ۲۰۲۲ مخالفت خود را با سرکوب معترضان و انجام اعدامها براساس روند حقوقی غیرشفاف در ایران اعلام کردند.
در بهار سال گذشته، مجلس نمایندگان و سنای ایالات متحده «قانون مهسا» را تصویب کردند که دولت آمریکا را ملزم میکند رهبر و رئیسجمهور جمهوریاسلامی را بهخاطر نقض حقوقبشر تحریم کند.
این قانون همچنین علاوه بر ایجاد محدودیتهای ویزا و اموال وابستگان به جمهوری اسلامی،محدودیتهایی را بر واردات یا صادرات زرادخانه رو به گسترش موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی اعمال میکند و تولید و صادرات موشکها و پهپادهای ایران را با تحریم افراد درگیر در این فرایند هدف قرار میدهد.
در جمعبندی باید گفت که ایالات متحده، بریتانیا، اتحادیه اروپا و کانادا بهطور گستردهای تحریمهایی را علیه مسئولان حکومت ایران از جمله نیروهای امنیتی، قضات، فرماندهان سپاه و حتی برخی نهادهای فرهنگی وابسته به حکومت اعمال کردهاند. این تحریمها اغلب بهصراحت اعلام کردهاند که هدف، فشار بر حاکمیت است، نه ملت ایران.
امروز دیگر برای بسیاری از ناظران بینالمللی، مشخص شده که میان خواستههای مردم ایران و سیاستهای جمهوریاسلامی، شکافی عمیق شکل گرفته است؛ شکافی که اگرچه از سالها قبل وجود داشت، اما در جنبش مهسا امینی، بیش از گذشته در محافل بینالمللی مورد توجه قرار گرفت.
درنگی بر یک تصویر
تصویر دختری با مانتوی سیاه بلند و شال سفید و سیاه، در حالیکه یک رشته از موهایش از روسریاش بیرون آمده بود؛ به چهرهای ماندگار در تاریخ اعتراضات در ایران تبدیل شده است. ظاهرا گشت ارشاد جمهوریاسلامی، مهسا را با همین پوشش و بهدلیل همین یک رشته مو، بازداشت کردند و مورد ضربوشتم قرار دادند. اکنون، بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی این تصویر را در سومین سالگرد کشته شدن مهسا در صفحات خود همرسان کردهاند و خطاب به جمهوریاسلامی گفتهاند که مهسا بهدلیل این شکل از پوشش کشته شد و اکنون سه سال است که زنان پوشش اختیاری خودشان را دارند و «داغ» پوششی مانند مهسا را «به دل» جمهوریاسلامی میگذارند.
کاربران همچنین تصاویر کشتهشدگان در اعتراضات جنبش مهسا را نیز همرسانی کردهاند، در این میان از حدیث نجفی، نیکا شاکرمی، سارینا اسماعیلزاده، خدانور لجهای، محمد غبادلو، محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، محمدمهدی کرمی، محمد حسینی و کیان پیرفلک نام برده میشود، اما تعداد کشتهشدگان به صدها نفر میرسد. هر چند آمار دقیقی درباره کشتهشدگان در اعتراضات جنبش مهسا امینی منتشر نشده است، اما سازمان حقوق بشر ایران تخمین زد دستکم ۵۵۱ نفر در جریان اعتراضات مهسا امینی تا ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۳ کشته شدهاند، از جمله کشتهشدگان ۶۸ نفرشان کودک و ۴۹ نفرشان زن هستند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

















