نویسنده: برایان برولت، سرمایهگذار کانادایی
کانادا باید با ایستادن در کنار مردم و نه دولت ایران موضع خود را بهروشنی نشان دهد.
تفسیر
خیابانهای ایران از نو مملوء از خشم و اندوه و خون شده است. جریانی که با اعتراضات اقتصادی در بحبوحه سقوط ارزش پول ملی و تورم افسارگسیخته جرقه خورد، به خشونت کشیده شده است. معترضان کشته میشوند و حاکمیت بهنحوی واکنش نشان میهد که معلوم است قصد اصلاح ندارد و به فکرِ سرکوب است. این بحران بیعلت نیست، بلکه خروجی قابل پیشبینی نظامی است که مشروعیت خود را از دست داده و چیزی جز ایجاد ترس و ارعاب نمیداند.
کانادا نباید این اتفاقات را بهمنزله ناآرامی در منطقهای دوردست تلقی کند. حکومت ایران صرفاً یک حکومت بحرانزده نیست، بلکه یک حکومت مذهبی انقلابی است که سرکوب داخلی را با تهاجم خارجی درهم آمیخته و سالهاست که چنین مسیری را دنبال میکند. وقتی ایرانیان به گرانی سرسامآور مواد غذایی، سقوط ارزش ریال و محرومیت از زندگی شرافتمندانه اعتراض میکنند، با حکومتی روبهرو میشوند که نخستین پاسخش زورگویی است. مسئله این است که آیا کانادا میتواند بهصراحت درباره واقعیتهای جاری صحبت کند و سیاستهای خود را براساس آن پیش ببرد؟
جمهوری اسلامی با فشار بیسابقهای روبهروست. تحریمها، سوءمدیریت اقتصادی و تعصبات ایدئولوژیک کل ظرفیت کشور را به ورطه نابودی کشاندهاند. تورم به سطحی رسیده که زندگی روزمره غیرممکن شده و پول ملی طی چند ماه بالغ بر نیمی از ارزش خود را از دست داده است. جمهوری اسلامی اعدامها و سرکوبها را تشدید کرده که البته بیسابقه نیست و راهبرد حکمرانی حکومت به شمار میآید. این همان رویهای است که نظامهای تمامیتخواه در آستانه ازدستدادن مشروعیت خود در پیش میگیرند. حکومت دایره قدرت را تنگتر میکند و بیش از همیشه به زورگویی متوسل میشود.
کانادا اکنون به شفافیت در مواضع و اهداف خود نیاز دارد. اعتراضات کنونی نتیجه معضلات متعدد اقتصادی نیستند، بلکه حاصل ناکامی ساختاری نظامی هستند که همسانسازی ایدئولوژیک، سرکوب داخلی و تقابل منطقهای را به رفاه مردمان خود ترجیح میدهد. اگر وانمود کنیم مشکلی وجود ندارد، پاسخگوکردن حکومت به تأخیر میافتد و نظام لجبازتر میشود.
کانادا باید با ایستادن در کنار مردم و نه حکومت ایران موضع خود را بهروشنی نشان دهد. این امر شامل افزایش تحریمهای هدفمند علیه افراد و نهادهای دخیل در فرایند سرکوب از جمله نیروهای امنیتی و عوامل قضایی مرتبط با اعدامهای گسترده ایران میشود. این امر همچنین هماهنگی بیشتر با متحدان را میطلبد تا تحریمها با تمام قوا اجرایی شوند و صرفاً نمادین نباشند. تدابیری که ناقص اجرا شوند، فقط درد و رنج مردم را تشدید میکنند و هیچ فشاری به حکومت نمیآورند.
ما نباید دیپلماسی را با بیطرفی اشتباه بگیریم. وقتی معترضان کشته میشوند و نظام از اعدام برای ترساندن و ساکتکردن مردم بهره میگیرد، موضع ما اهمیت بیشتری پیدا میکند. کانادا در نهادهای چندجانبه نفوذ دارد و باید از جایگاه خود برای ثبت و ضبط بیقانونیها، پشتیبانی از تحقیقات بینالمللی و جلوگیری از فرار حکومت ایران از پاسخگویی استفاده کند. تعامل بدون قید و شرط با این حکومتها راه به جایی نمیبرد و فقط جایگاهشان را محکمتر میکند.
دامنه پیامدهای امنیتی به مرزهای ایران محدود نمیشود. سرکوب داخلی و تهاجم خارجی دو روی یک سکه هستند. حکومتی که در داخل با زورگویی سرپا مانده است، بیثباتی را به دنیای بیرون صادر میکند. یک حکومت مذهبی مجهز به سلاح هستهای که با فروپاشی داخلی دستبهگریبان است و کشور را با تعصبات ایدئولوژیک اداره میکند، منافع کانادا و متحدان این کشور را تأمین نخواهد کرد. ترکیب درماندگی اقتصادی با ایدئولوژی انقلابی بهشدت خطرناک است.
واکنش کانادا به ایران نشان خواهد داد که تعهد این کشور به کرامت انسانی و حاکمیت قانون همچنان پابرجاست یا بسته به شرایط تغییر خواهد کرد. مردم ایران خواستار مداخله یا راهکارهای تحمیلی نیستند. آنها میخواهند فراموششان نکنیم، وضع موجود را عادی جلوه ندهیم و آنها را قربانی مصلحتاندیشیهای دیپلماتیک نکنیم.
ایران در تبوتاب است، زیرا حاکمان این کشور سرکوب مردم را به اصلاح حکومت ترجیح دادهاند. کانادا نمیتواند این تبوتاب را فروبنشاند، اما میتواند تصمیم بگیرد که در کنار مردم ایران بایستد یا اینکه خیلی راحت بگوید این مشکل به خودشان مربوط میشود.
تاریخ درباره انتخاب کانادا قضاوت خواهد کرد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: برایان برولت، رئیس شرکت سرمایهگذاری خصوصی استرلینگ تراست است که در اتاوا فعالیت دارد. برولت دکترای مدیریت کسبوکار دارد و بیش از ۴ دهه در حوزه نظامی و مدیریت شرکتهای خصوصی و دولتی فعالیت داشته است.
















