ویکتور دیویس هانسن
حدود ۱۶۰ روز از آنچه به اصطلاح جنگ ایران نامیده میشود میگذرد و تنها ۸۴ روز تا انتخابات میاندورهای آمریکا باقی مانده که قرار است در روز ۳ نوامبر برگزار شود. اما اوضاع از چه قرار است؟
دولت آمریکا در طول هفته جاری بارها از احتمال دستیابی به توافق گفته است. این هفتمین یا هشتمینبار است که میگویند توافق نزدیک است.
اما اینبار افرادی مانند اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، با اظهارات خود بر خوشبینی دونالد ترامپ صحه گذاشتهاند. مفاد توافق هم ظاهراً شامل تنشزدایی و توقف عملیات نظامی، بازگشایی تنگه هرمز و انجام مذاکرات هستهای و موارد دیگر خواهد بود.
پیشتر هم شاهد این مذاکرات بودهایم. فکر میکنم تاکنون هشت دور مذاکره برگزار شده که جمهوری اسلامی در تمام آنها وعده داده برنامه غنیسازی هستهای خود را کنار میگذارد یا مکان سایتهای غنیسازی خود را افشا میکند تا بتوانیم نابودشان کنیم. حکومت ایران بارها تضمین داده که تنگه هرمز همچنان یک آبراه بینالمللی خواهد بود و دیگر از حزبالله، حوثیها و حماس حمایت مالی نخواهد کرد. همچنین بارها وعده داده که از توان موشکی باقیمانده خود برای حمله به متحدان آمریکا در خلیج فارس استفاده نخواهد کرد.
آنها هربار منکرِ چنین وعدههایی شدهاند یا به دروغ گفتهاند به توافق نزدیک نیستیم، یا بهسمت امارات متحده عربی موشک انداختهاند و یا تردد کشتیها را مختل کردهاند. از اینرو، چرا دوباره با آنها مذاکره میکنیم؟ دلیلش را به شما میگویم. هردو طرف دلایل خود را دارند.
با توجه به اینکه به انتخابات میاندورهای نزدیک هستیم و اکنون ۸۳ یا ۸۴ روز با آن فاصله داریم، آمریکا میداند که این جنگ از حمایت افکار عمومی برخوردار نیست. مردم دیگر واقعاً به ایران اهمیت نمیدهند. مردم از برنامه تضعیف جمهوری اسلامی حمایت میکردند و اکنون که توان نظامی ایران تحلیل رفته است، این کشور دیگر هیچ خطری ندارد. ایران دیگر از توان نظامی لازم برای شروع یک جنگ تمامعیار برخوردار نیست و توان نظامی و هستهای این کشور تحلیل رفته است. مردم از ادامه این وضعیت به ستوه آمدهاند و از مشکلاتی که در اقصینقاط جهان بهویژه در تنگه هرمز رخ داده و قیمت هرگالن بنزین را به حدود ۳.۵ تا ۳.۷ دلار و در برخی ایالتها به ۴ دلار رسانده خستهاند. همه میخواهند این قضیه فیصله پیدا کند و ایرانیها هم به این موضوع واقف هستند. از اینرو، طرف ایرانی همزمان پای میز مذاکره مینشیند، موشکپرانی میکند، با قایق به نفتکشها حمله کرده یا کاری میکند که با وعدههای قبلی خود مغایرت دارد.
ما هم از کوره درمیرویم و به آنها حمله میکنیم. آنها هم از ضربه سهمگین ما وحشت میکنند و دوباره خواهان مذاکره میشوند. و این چرخه از نو تکرار میشود.
تهران گمان میکند هرچه این چرخه بیشتر ادامه پیدا کند و به انتخابات میاندورهای نزدیکتر شویم، قدرت چانهزنی بیشتری در تقابل با دونالد ترامپ خواهد داشت. شاید بتوانند دموکراتها را به واکنش وادارند. شاید هم دموکراتها پیروز شوند و بودجه جنگ را قطع کنند. شانس ناچیزی دارند، اما راهبردشان همین است.
و راهبرد ما چیست؟ چرا دونالد ترامپ با این وضعیت کنار آمده است؟ او هم راهبرد خود را دارد و میگوید مادامیکه ایرانیها مذاکره میکنند و به تعهدات خود پشت پا میزنند، روزبهروز فقیرتر میشوند. ما تحریمها را لغو نکردهایم و محاصره به قوت خود باقی است. حسابهای بانکیشان را هم آزاد نکردهایم. ما آنها را از نظام بانکی جهانی کنار گذاشتهایم و هرروز آنها را تحت محاصره خود داریم. آنها روزانه ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار ضرر میکنند. میتوانند هرچقدر میخواهد مذاکره کنند، اما واقعیت این است که در آستانه ورشکستگی هسنتد.
از اینرو، رویکرد دولت ترامپ این است: تا وقتی جنگ تمامعیاری در کار نیست و مردم آمریکا هم احساس نمیکنند درگیرِ جنگ هستیم و تا زمانی که مذاکره ادامه دارد، حاضریم تا هرزمانی که لازم باشد گفتوگو کنیم.
درواقع برای ما تفاوتی ندارد، زیرا هرروز دست بالا را داریم. آنها روزبهروز فقیرتر میشوند و درنهایت از درون فرومیپاشند یا مردم در خیابانها انقلاب میکنند یا رژیم تسلیم میشود و به خواستههای ما تن میدهد.
راهبرد هوشمندانهای است، اما موفقیت آن به یک عامل مهم بستگی دارد. هرچه به انتخابات میاندورهای نزدیکتر میشویم، جمهوری اسلامی مطمئنتر میشود که توانسته محبوبیت جنگ را به حداقل برساند، قیمت بنزین را بالا ببرد و جهان را در بلاتکلیفی نگهدارد، اما هنوز نتوانسته شکست دونالد ترامپ را در انتخابات میاندورهای تضمین کند.
آنها به یک اتفاق تکاندهنده نیاز دارند تا به مردم آمریکا یادآوری کنند که جنگ ادامه دارد، قیمت بنزین افزایش خواهد یافت و اروپاییها و متحدان آسیایی ما بیش از پیش از دست آمریکا عصبانی خواهند شد.
این به چه معناست؟
گمان میکنم در اواخر اکتبر با یک اتفاق غیرمنتظره مواجه شویم. آنها تلاش میکنند در آستانه انتخابات توجه همه را به خود جلب کنند. شاید تهمانده موشکهای خود را شلیک کنند، کشورهای خلیج فارس را هدف بگیرند، به اسرائیل حمله کنند یا ناوهای هواپیمابر را مورد هدف قرار دهند تا به آمریکاییها یادآوری کنند که جنگ ادامه دارد؛ درست مانند رویکردی که آلمانها در نبرد بولج یا تهاجم آردن در پیش گرفتند. آنها منابع باقیمانده خود را بسیج کردند تا با یک ضدحمله بزرگ به متفقین یادآوری کنند که هنوز میتوانند شکستشان بدهند و آنها باید پای میز مذاکره بنشینند یا چاره دیگری بیندیشند.
این وضعیت ما را به کجا میرساند؟ بهنظرم دولت ترامپ باید به مذاکره ادامه دهد و تحریم و محاصره را پابرجا نگهدارد. اما از آنجا که جمهوری اسلامی به احتمال زیاد دست به کارهای غیرمنتظره میزند، آمریکا هم باید غافلگیرکننده عمل کند. اگر اهداف ویژه، مراکز کنترل و فرماندهی، تأسیسات دوگانه و انبارها و ذخایر موشکی آنها را در فهرست خود داریم و کوه کلنگگزلا را هم جزو اهداف بالقوه خود میدانیم، باید به تمام این اهداف حمله کنیم و همزمان به مذاکره ادامه دهیم. ما باید قبل از انتخابات میاندورهای وارد عمل شویم تا توان هستهای، صنعتی و نظامی جمهوری اسلامی بهشدت تضعیف شود.
حکومت ایران ضعیف شده است، اما باید پیشدستانه عمل کنیم و ضربه سخت و مهلکی به آن بزنیم و سپس پای میز مذاکره بنشینیم. به این ترتیب، مردم آمریکا خواهند دید که جمهوری اسلامی روزبهروز مستأصلتر میشود. اما نباید منتظر اقدام آنها بمانیم. آنها غافلگیرانه عمل میکنند تا به مردم آمریکا نشان دهند که جنگ خاتمه نیافته و هنوز شکست نخوردهاند و قیمت بنزین بالاتر خواهد رفت.
اما اگر همین حالا غافلگیرانه عمل کنیم و همزمان پای میز مذاکره بنشینیم، شاید بتوانیم گفتوگوها را سریعتر پیش ببریم تا جمهوری اسلامی با سرعت بیشتری تضعیف شود و به ورشکستگی کامل برسد. این روند ممکن است سریعتر از چیزی که انتظار داریم پیش برود و دستکم احتمال میرود که حکومت ایران تا انتخابات میاندورهای، که ۸۳ روز با آن فاصله داریم، بهمراتب ضعیفتر از امروز باشد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
ویکتور دیویس هانسن یک سنتگرا و مورخ نظامی است. او استاد بازنشسته آثار کلاسیک در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، پژوهشگر ارشد آثار کلاسیک و تاریخ نظامی در دانشگاه استنفورد، پژوهشگر کالج هیلزدیل و پژوهشگر برجسته مرکز عظمت آمریکا است. آقای هانسن هفده جلد کتاب نوشته که از جمله میتوان به «راه و رسم غربیِ جنگ»، «جبهههای بیرویا»، «در دفاع از ترامپ» و «شهروندِ در حال احتضار» اشاره کرد.















