تحلیلگران میگویند ادامه اقدام ایالات متحده در محاصره دریایی بنادر ایران و ناتوانی جمهوری اسلامی در ذخیره دهها میلیون بشکه نفت میتواند مسیر جنگ را تغییر دهد.
زمان ذخیرهسازی نفت ایران بهسرعت در حال پایان یافتن است؛ در حالی که نفتکشهایی که پیشتر روزانه ۳.۲ میلیون بشکه نفت خام صادر میکردند، اکنون به دلیل محاصره دریایی نیروی دریایی آمریکا در بنادر ایران متوقف شدهاند.
این محاصره بخشی از فشار گستردهای است که با محروم کردن تهران از ۱۳ میلیارد دلار درآمد ماهانه، تلاش میکند صنعت نفت جمهوری اسلامی را فلج کند؛ به این صورت که با پر شدن مخازن ذخیره، تولید نفت بهناچار متوقف شود.
از زمان اجرای محاصره توسط دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ۱۳ آوریل، روزانه دستکم ۱.۵ میلیون بشکه نفت ایران ذخیره شده است؛ زیرا راهی برای صادرات آن وجود ندارد.
این نفتها اکنون در حال انباشته شدن هستند. براساس برآوردهای صنعت نفت، از جمله شرکت بریتانیایی انرژی اسپکتس، تا اواخر آوریل حدود ۶۸ میلیون بشکه از ظرفیت ذخیرهسازی ۱۲۲ میلیون بشکهای ایران پر شده بود و تنها فضایی برای ۲۰ تا ۳۰ میلیون بشکه دیگر باقی مانده است.
جمهوری اسلامی در «وضعیت فروپاشی» قرار دارد
ترامپ در پستی در شبکه تروث سوشال در ۲۸ آوریل گفت این فشارها رهبران جمهوری اسلامی را نگران کرده است.
او نوشت: «تهران به ما اطلاع داده که در وضعیت فروپاشی قرار دارد. آنها میخواهند ما هرچه سریعتر تنگه هرمز را باز کنیم؛ در حالی که در تلاشاند وضعیت رهبری خود را مشخص کنند.»
ترامپ ابراز اطمینان کرده است که جمهوری اسلامی بهزودی خواستههای او را خواهد پذیرفت؛ از جمله پایان دادن به توسعه سلاح هستهای، توقف حمایت از گروههای تروریستی و کنار گذاشتن ادعای مالکیت و کنترل بر تنگه هرمز.
تحلیلگران برای محاسبه زمان رسیدن جمهوری اسلامی به این «وضعیت فروپاشی»، از مفهومی به نام «ساعت ذخیرهسازی» استفاده میکنند؛ معادلهای ساده که بر یک اصل استوار است: هرچه زمان بیشتر بگذرد، فضای ذخیرهسازی کمتر میشود.
تحلیلگران شرکتهای کپلر و جیپی مورگان در اواخر آوریل برآورد کردند اگر صادرات نفت متوقف بماند، ایران طی ۱۵ تا ۲۲ روز، یعنی در اواسط تا اواخر مه، با کمبود کامل فضای ذخیرهسازی روبهرو خواهد شد.
همایون فلکشاهی، تحلیلگر کپلر، در گزارشی در ۲۹ آوریل نوشت: «ایران به سمت چرخه توقف اجباری تولید ناشی از پر شدن مخازن رانده میشود.» او افزود: «جمهوری اسلامی با توقفهای اجباری قریبالوقوع روبهرو است و احتمالاً طی حدود ۲۰ تا ۲۴ روز ظرفیت ذخیرهسازی آن اشباع خواهد شد که به کاهش سریع تولید منجر میشود.»
شرکت انرژی اسپکتس نیز پیشبینی کرد ممکن است محاصره تا اواسط ژوئن، یعنی حدود هفت هفته، زمان نیاز داشته باشد تا به تعطیلی چاهها و توقف تولید منجر شود. دیگر مؤسسات از جمله وود مکنزی، شورای آتلانتیک، مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی و مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا نیز بازههای زمانی مشابهی ارائه کردهاند.
برخی تحلیلگران معتقدند «ساعت ذخیرهسازی» نفت ایران هماکنون نیز به پایان رسیده است. مؤسسه مطالعات جنگ و پروژه تهدیدهای حیاتی در اندیشکده امریکن اینترپرایز اعلام کردند ذخایر ایران تا ۲۹ آوریل عملاً پر شده بود.
بنیاد دفاع از دموکراسیها نیز پیشبینی کرده بود توقف تولید تا ۲۵ آوریل آغاز خواهد شد.
میعاد ملکی، پژوهشگر ارشد این بنیاد و مقام پیشین وزارت خزانهداری آمریکا در شبکه ایکس نوشت: «موضوع ساعت ذخیرهسازی فوقالعاده مهم است.» او برآورد کرد ایران در ۱۲ آوریل حدود ۲۰ میلیون بشکه ظرفیت خالی ذخیرهسازی داشت و پیشبینی کرد ظرف ۱۳ روز پس از تکمیل ظرفیت، جمهوری اسلامی ناچار خواهد شد چاههای نفت را ببندد.
راهی برای خروج وجود ندارد
ایران چهار منطقه اصلی تولید نفت و گاز دارد. میدانهای خوزستان از دهه ۱۹۶۰ فعال بودهاند و روزانه حدود ۲.۲ میلیون بشکه نفت تولید میکنند. منطقه غرب کارون در مرز عراق روزانه ۵۰۰ هزار بشکه تولید دارد. استانهای فارس و بوشهر در خلیج فارس عمدتاً تولیدکننده گاز طبیعی فراساحلی هستند؛ از جمله میدان پارس جنوبی، بزرگترین میدان گازی جهان که ایران و قطر در این میدان، سهم مشترک دارند. منطقه چهارم، میدانهای خلیج فارس ایران هستند که حدود ۶۵ درصد تولید آنها از سه میدان منطقه خارگ تأمین میشود.
تقریباً همه خطوط جادهای، ریلی و لولههای انتقال نفت و گاز ایران به جزیره خارگ منتهی میشوند؛ جزیرهای مرجانی به وسعت حدود ۲۱ کیلومتر مربع است که در فاصله ۴۸۰ کیلومتری در شمال تنگه هرمز قرار دارد و بیش از ۲۵ درصد ظرفیت ذخیرهسازی ایران را در خود جای داده است. حدود ۹۰ درصد صادرات نفت تهران از پایانههای خارگ به نفتکشهای غولپیکر منتقل میشود.
آنتوان هالف، پژوهشگر مرکز سیاست انرژی جهانی در تحلیلی در ۲۸ آوریل نوشت یک هفته پس از اجرای محاصره آمریکا، ذخایر نفت جزیره خارگ به ۷۴ درصد ظرفیت رسیده بود.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا نیز ۲۱ آوریل در شبکه ایکس نوشت ظرفیت ذخیرهسازی خارک «تا چند روز دیگر» پر خواهد شد و «چاههای نفت شکننده ایران» ناچار، تعطیل خواهند شد.
چهار بندر از پنج بندر صادراتی اصلی ایران؛ شامل جزایر سیری و لاوان، سروش و عسلویه، در داخل خلیج فارس قرار دارند. تنها بندر جاسک در جنوب تنگه هرمز است؛ هرچند به دلیل حضور نیروی دریایی آمریکا در نزدیکی دریای عمان، از پایانه تازهساخته آن استفادهای نمیشود.
اگرچه ایران شبکه گسترده خطوط لوله داخلی دارد؛ اما تنها نفت خام وارداتی برای پالایش را از طریق خطوط لوله از قزاقستان و ترکمنستان دریافت میکند و فقط گاز طبیعی را از طریق خطوط لوله به ترکیه، عراق و ارمنستان صادر میکند.
تهران همچنین ظرفیت محدودی برای افزایش صادرات ریلی دارد؛ هرچند حمید حسینی، سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان نفت ایران گفت جمهوری اسلامی در حال بررسی انتقال نفت از طریق مسیر ریلی تازهساختهشده میان ایران و شهرهای ایوو و شیآن چین است.
تا زمانی که نیروی دریایی آمریکا محاصره را لغو نکند، ایران امکان صادرات نفت و گاز را نخواهد داشت. این وضعیت همان فشاری را بر تهران وارد کرده است که جمهوری اسلامی از اوایل مارس بر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تحمیل کرده بود؛ از جمله تهدید تنگه هرمز، متوقف کردن تجارت خلیج فارس، آسیب به بنادر و زیرساختها در حملات پهپادی و موشکی و سرگردان شدن حدود ۲۰ هزار ملوان روی کشتیهایی که در منطقه عربی خلیج فارس متوقف ماندهاند.
هالف گفت: «زمانی که ایران برای نخستینبار تردد نفتکشها در تنگه هرمز را مختل کرد، کشورهای عربی تولیدکننده نفت که کمترین ظرفیت ذخیرهسازی و کمترین گزینه صادرات جایگزین را داشتند، خیلی سریع تولید خود را کاهش دادند. اکنون که آمریکا رفتوآمد دریایی به بنادر ایران را محدود کرده، تهران با همان معضل روبهرو شده است.
فشار تعطیلی چاهها
زمانی که «ساعت ذخیرهسازی» نفت به پایان برسد، چاهها بسته میشوند، سکوها جمعآوری میشوند، شبکه میدانها از مدار خارج میشود، پالایشگاهها تعطیل میشوند و نیروی انسانی و تجهیزات بیکار میمانند. بازگرداندن تولید به سطح پیش از تعطیلی ممکن است هفتهها یا حتی ماهها زمان ببرد.
هرچه زیرساختهای نفت و گاز مدت طولانیتری غیرفعال بمانند و با حداقل نیرو اداره شوند، در برابر آسیبهای ساختاری آسیبپذیرتر خواهند شد و همانطور که ترامپ اشاره کرده است، احتمال «انفجار» ناشی از فشار تخلیهنشده نیز بیشتر میشود.
رابین میلز، پژوهشگر مرکز سیاست انرژی جهانی نوشت: «تعطیلیهای بلندمدت میتواند باعث فرسودگی چاهها و خطوط لوله، تهنشین شدن شن و مواد زائد در چاهها یا پمپها و حتی تغییر شکل مکانیکی چاهها شود.» او افزود: «برنامهریزی فنی دقیق برای توقف و راهاندازی مجدد میتواند بیشتر این مشکلات را برطرف کند.»
احتمال آسیب بلندمدت به زیرساختهای انرژی ایران در صورت توقف تولید بیشتر میشود؛ زیرا نفت سنگین ایران در صورت توقف جریان میتواند سفت شود و چاهها و خطوط لوله را مسدود کند.
رابین میلز نوشت: «این نگرانی وجود دارد که ضرورت تعطیلی چاهها و میدانهای نفتی باعث آسیب به تأسیسات، انفجار آنها یا کاهش دائمی ظرفیت تولید نفت ایران شود؛ حتی اگر محاصره بعداً کاهش یابد یا برداشته شود.»
یکی دیگر از تهدیدهای احتمالی برای چاههای تعطیلشده، پدیدهای به نام «مخروطی شدن آب» است.
میعاد ملکی در شبکه ایکس نوشت: «وقتی چاههای قدیمی نفت تعطیل میشوند، آب از لایههای زیرین به داخل چاه هجوم میآورد؛ فرآیندی که به آن مخروطی شدن آب گفته میشود.»
او افزود: «قطرههای نفت برای همیشه در منافذ سنگها گیر میافتند و این نفت دیگر هرگز قابل بازیابی نخواهد بود. توقف اجباری تولید میتواند بهطور دائمی بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه در روز از ظرفیت تولید را نابود کند؛ یعنی سالانه ۹ تا ۱۵ میلیارد دلار درآمد که برای همیشه از بین میرود.»
سیامک نمازی، بازرگان ایرانی- آمریکایی که پیش از آزادی در سال ۲۰۲۳ هشت سال در جمهوری اسلامی زندانی بود، در تحلیلی برای مؤسسه خاورمیانه در ۲۹ آوریل نوشت خطر آسیب ناشی از تعطیلی طولانیمدت «واقعی است؛ اما به میدانهای نفتی بستگی دارد.»
او گفت بزرگترین نگرانی ایران پس از تعطیلی تولید این نیست که «ناگهان توانایی استخراج نفت را از دست بدهد»؛ بلکه این است که برخی میدانها با سرعت کمتر، ظرفیت پایینتر یا کاهش دائمی توان تولید، دوباره فعال شوند.
نمازی افزود: «به بیان دیگر، آسیبها احتمالا جزئی، نامتوازن و پرهزینه خواهند بود؛ نه اینکه مطلق باشد.»
دشمنی زیرک و مقاوم
چندین تحلیلگر از جمله همایون فلکشاهی، کارشناس نفت و گاز شرکت تحلیل داده انرژی کپلر هشدار دادهاند حتی اگر جمهوری اسلامی وارد «وضعیت فروپاشی» شود، بعید است بدون گرفتن امتیاز در برابر خواستههای آمریکا تسلیم شود.
به گفته او، شرکت ملی نفت ایران «تجربه بالایی» در دوام آوردن در برابر نیمقرن تحریم، جنگ ایران و عراق و همچنین توقف حملونقل ناشی از همهگیری کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰ دارد.
رابین میلز نوشت: «واقعیت این است که ایران در گذشته نیز بدون پیامدهای جدی، تولید نفت خود را متوقف کرده است؛ همانطور که دیگر تولیدکنندگان نفت نیز چنین کاری کردهاند؛ هرچند ممکن است تولید گاز ناچار به کاهش شود.»
یکی از روشهایی که ایران در گذشته برای جلوگیری از تعطیلی کامل استفاده کرده، چرخشی کردن توقف تولید در چاهها بهجای تعطیلی کامل میدانها بوده است. براساس گزارشهای گسترده رسانهای، جمهوری اسلامی همچنین نفت را در نفتکشهای فرسوده و هر فضای ذخیرهسازی ممکن، انبار میکند.
آنتوان هالف معتقد است میزان واقعی ظرفیت ذخیرهسازی نفت در داخل خاک ایران احتمالا بیشتر از برآوردهاست. به گفته او، به دلیل فاصله طولانی میان میدانهای نفتی و بنادر صادراتی در مرکز و جنوب ایران، مقدار زیادی نفت میتواند برای مدتی در خطوط لوله، مخازن و تأسیسات بین راه باقی بماند؛ موضوعی که عملا نوعی ظرفیت ذخیرهسازی اضافی ایجاد میکند.
او گفت ایران طی ۱۰ سال گذشته سرمایهگذاری قابل توجهی برای افزایش ظرفیتهای جایگزین ذخیرهسازی و صادرات انجام داده و این موضوع نشان میدهد که ایران شاید در معرض خطر فوری تعطیلی گسترده تولید نفت نباشد.
نمازی نیز گفت: «فشار بر تهران واقعی است»؛ اما هشدار داد جمهوری اسلامی براساس منطق خاص خود عمل میکند.
او افزود: «کاهش تولیدی که روی کاغذ تعیینکننده به نظر میرسد، ممکن است در محاسبات حکومت اهمیت بسیار کمتری از آنچه تحلیلگران غربی تصور میکنند، داشته باشد.»
به گفته او، جمهوری اسلامی از سال ۱۹۷۹ تاکنون «بقای حکومت، اهرمهای فشار، تعهدات ایدئولوژیک و کنترل داخلی را بر رفاه اقتصادی ترجیح داده است.»
نمازی گفت حکومت ایران پیشتر نیز تحریم، انزوا، تورم، فرار سرمایه و آسیب شدید اقتصادی را تحمل کرده بود؛ آن هم در زمانی که رهبران، آن هزینهها را بهتر از عقبنشینی راهبردی میدانستند.
او روایتهای مبتنی بر «شمارش معکوس» را خطرناک توصیف کرد و هشدار داد نباید «اشتباه تحلیلی عمیقتری» مرتکب شد و تصور کرد جمهوری اسلامی هزینهها را مانند یک دولت عادی و تجاری محاسبه میکند.
نمازی گفت: «چنین نیست. احتمال از دست دادن ظرفیت تولید نفت بهسختی میتواند تصمیمگیرندگان کنونی در تهران را به پذیرش خواستههای آمریکا وادار کند.»
بنبست در تنگه هرمز هزینه انرژی را در آمریکا نیز افزایش داده است؛ بهطوری که میانگین قیمت بنزین در این کشور از هر گالن ۴ دلار عبور کرده و انتخابات میاندورهای نوامبر که اکثریت شکننده جمهوریخواهان را تهدید میکند، نزدیکتر شده است.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند جمهوری اسلامی تصور میکند میتواند بیش از ترامپِ کمحوصله دوام بیاورد.
نمازی گفت: «تهران شاید همچنین روی این حساب کرده که تحمل درد و فشارش از رقبایش و حتی اقتصاد جهانی وابسته به نفت بیشتر است؛ یعنی دیگران پیش از آنکه جمهوری اسلامی حاضر به مصالحه شود، بهدنبال راهحل خواهند رفت.»
«منطقه عربی خلیج فارس»
رویترز گزارش داد گلدمن ساکس برآورد کرده تولید نفت خام کشورهای خلیج فارس تا ۲۴ آوریل، ۵۷ درصد پایینتر از سطح پیش از جنگ، یعنی ۲۰ میلیون بشکه در روز بوده است؛ بهطوری که حدود ۱۴.۵ میلیون بشکه ظرفیت تولید در عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، قطر و بحرین از مدار خارج شده است.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا پیشبینی کرده است اگر این بنبست تا پس از اواسط مه ادامه یابد، صادرات نفت خلیج فارس ممکن است به کمتر از ۹ میلیون بشکه در روز سقوط کند؛ که نیمی از آن از طریق خط لوله شرق به غرب عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل خواهد شد.
کنترل جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز نهتنها اقتصاد صادراتی کشورهای خلیج فارس را مختل کرده، بلکه حملات موشکی و پهپادی تهران به «منطقه عربی خلیج فارس» نیز تولید نفت را مختل و میلیاردها دلار خسارت وارد کرده است؛ خسارتی که ترمیم آن و بازگشت به ظرفیت پیش از جنگ، ماهها زمان خواهد برد.
حمله موشکی در ۱۸ مارس به مجتمع صنعتی راس لفان قطر، تأسیسات «پرل» برای مایعسازی گاز طبیعی را نابود کرد. سعد الکعبی، مدیرعامل قطر انرژی گفت بازسازی این مجموعه ممکن است تا پنج سال طول بکشد.
براساس اعلام وزارت دفاع امارات متحده، از زمان آغاز جنگ تاکنون امارات ۳۱۴ موشک بالستیک، هزار و ۶۷۲ پهپاد و ۱۵ موشک کروز شلیکشده از سوی جمهوری اسلامی را رهگیری کرده است.
فشار ناشی از کنترل تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی، شکافهایی را در میان کشورهای خلیج فارس آشکار کرده است؛ بهطوری که برخی از آنها از کارزار آمریکا حمایت میکنند و برخی دیگر ظاهراً مایل به مذاکره جداگانه با تهران هستند.
این اختلافات زمانی آشکارتر شد که امارات در ۲۸ آوریل اعلام کرد از اول مه از اوپک خارج میشود تا به گفته خود «مسئولیت حاکمیتی در عصر جدید انرژی» را دنبال کند.
آمنه بکر، رئیس بخش انرژی خاورمیانه و اوپک پلاس در شرکت کپلر، در وبیناری در ۳۰ آوریل به خارج امارات از اوپک واکنش نشان داد و گفت: «این اعلامیه مانند انفجار بمب بود. هنوز هم از فکر کردن به آن شوکه میشوم.»
او افزود تنشها میان امارات و عربستان سعودی «مدتی بود در زیر سطح در حال شکلگیری بود.»
بکر گفت: «شنیدهایم مقامهای اماراتی علنا گفتهاند برخی کشورهای عربی هنگام حملات ایران، حمایت کافی از ابوظبی نکردند. همانطور که میدانید، جمهوری اسلامی حتی بیشتر از اسرائیل، امارات را هدف قرار داد.»
ویلیام راینش، رئیس پیشین مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی در واشنگتن، در تحلیلی در ۲۲ آوریل نوشت جنگ اخیر «شکنندگی کشورهای کوچک خلیج فارس را آشکار کرده است.»
او گفت کشورهای خلیج فارس «دههها تلاش کردند جهان را متقاعد کنند که مقصدی امن و قابل اعتماد برای سرمایهگذاری خارجی، تولید، گردشگری و ترانزیت هستند؛ اما جنگ این تصور را در هم شکسته است.»
راینش افزود: «زیرساختها قابل بازسازی هستند و بازسازی خواهند شد؛ اما بازگرداندن اعتماد سرمایهگذاران و گردشگران بسیار دشوارتر خواهد بود. مردم و سرمایهها بهدنبال مقصدهای دیگری خواهند رفت.»
















